بررسی رویارویی دو کشور با متخاصمان
تایوان و اسرائیل و رفتار سیاست خارجی
دیپلماسی ایرانی: هدف مقاله؛ بررسی رفتار سیاسی امریکا و طرفهای مقابل امریکا در مناقشه تایوان و اسرائیل است. اسرائیل کشوریست که امریکا تمامقد برای دفاع از آن به جمهوری اسلامی ایران حمله کرد. مقایسه رفتاری در مناقشه تایوان بین امریکا و چین میتواند کمککننده به رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با امریکا باشد. اشتراکات و عدم اشتراکات دو مناقشه را بررسی میکنیم.
اشتراکات؛ چین معتقد است تایوان به کشور چین تعلق دارد و کشور مستقلی نیست. جمهوری اسلامی نیز معتقد است اسرائیل در اصل سرزمین فلسطین و اسرائیل نباید موجودیت رسمی داشته باشد. چین مناقشات مدیریت شده در اطراف تایوان با امریکا داشته و جمهوری اسلامی ایران نیز مدتهاست با نیروهای نیابتی درگیر جنگ مستقیم با اسرائیل و امریکاست. مناقشه ایران با اسرائیل بیشتر از مناقشه چین با تایوان مورد توجه جهانیان واقع شده است و تایوان در مقایسه با اسرائیل در ردیف دوم قرار دارد. اذهان عمومی جهان و دولتهای منطقهای در حوزهی چین و جمهوری اسلامی در حمایت و عدم حمایت از چین و ایران جبههبندی کردند.
عدم اشتراکات؛ دو کشور چین و امریکا رابطه دیپلماتیک دارند و جمهوری اسلامی ایران و امریکا ندارند. رابطه اقتصادی چین و امریکا یکی از ارکان مهم تجارت جهانی و بین دو کشور است و هر دو سعی میکنند تا کمترین خسارات به روابط تجاری دو کشور وارد شود؛ ولی جنگ تجاری دارند. جمهوری اسلامی ایران هرگونه رابطه تجاری با امریکا را ممنوع کرده است. اقتصاد چین در رقابت اول و دومی با رقیب خود یعنی امریکا قرار دارد و اقتصاد جمهوری اسلامی ایران ورشکسته شده است. دولت چین در مدیریت داخلی و حکومتداری اشراف دارد و جمهوری اسلامی ندارد. چین توانسته تعدادی از کشورهای همسایه را با خود همراه کند و امریکا نیز متقابلا متحدینی در اطراف کشور چین دارد. این در حالیست که همسایههای جمهوری اسلامی ایران در مسیر جداکردن خط خود از جمهوری اسلامی و طرفداری رابطه با اسرائیل و امریکا هستند. چین کشوری اتمی با ارتش قوی است و جمهوری اسلامی فقط توان نظامی مقابله مؤثر دارد. اراده مقابله با امریکا در جمهوری اسلامی ایران به مراتب بیشتر از چین است. دیپلماسی چین در مدیریت بحران به مراتب قویتر از جمهوری اسلامی ایران است. چین روابطی متوازن با اروپا دارد و جمهوری اسلامی ایران رابطهای حتی معقول با اروپا ندارد. رتبه چین در آمارهای جهانی در ردیف بیست کشور اول است و جمهوری اسلامی در ردیفهای آخر. چین در دیگر قارهها حضور نظامی و اقتصادی قوی دارد و جمهوری اسلامی فعالیت جهانی قابل ملاحظهای ندارد. چین میتواند بدون اتکا به دیگر قدرتها؛ سیاست خارجی مستقل خود را پیش ببرد اما جمهوری اسلامی هرچند بهظاهر فعال ولی مؤثر نیست. چین موسس و مبتکر پیمانهای منطقهای با ابعاد بینالمللی است اما جمهوری اسلامی منزوی است و عضویت در پیمانها شبه نمایشی بیش نیست.
استثنا بودن جمهوری اسلامی ایران؛ همانطور که اشاره شد اراده مقابله با امریکا در مقایسه با چین در جمهوری اسلامی بسیار و افراطی است. چین امریکا را شریک خود در مدیریت جهانی میخواند و البته امریکا پذیرا نیست و چین را رقیب و در مهار چین میکوشد اما جمهوری اسلامی خواهان اخراج امریکا از غرب آسیاست و در مقابل امریکا تاکید بر حضور در غرب آسیا دارد. هرچند ممکن است چین در دیگر کشورها عملیات نفوذ مخفیانه داشته باشد ولی جمهوری اسلامی ایران آشکارا نیروهای نظامی نیابتی در کنار دولتهای کشورهای همسایه تشکیل داده است که البته از هیمنه گذشته برخوردار نیستند. چین هیچگاه نتوانسته چه با دیپلماسی یا نظامی تایوان را محدود کند ولی جمهوری اسلامی ایران بهقولی بر تعدادی از کشورهای همسایه از جمله سوریه در زمان صدرات بشار اسد و لبنان با حضور نظامی حزب الله در دولت و کشورهای یمن و عراق نه تنها بر شامات و مدیترانه حضور داشته باشد بلکه اسرائیل را با خطر ادامه موجودیت تهدید کند. البته این حضور جمهوری اسلامی ایران با همراهی قدرت سخت روسیه برای جمهوری اسلامی ایران همراه بود.
وضعیت فعلی و آسیب شناسی؛ چین کماکان سیاست دیپلماسی و تهدید نظامی علیه تایوان را ادامه میدهد. امریکا و متحدین بهخصوص کشور ژاپن جنگ با چین در صورت حمله به تایوان را اعلام کردند اما جمهوری اسلامی ایران مورد تهاجم نظامی مشترک امریکا و اسرائیل و قطعا اروپا و ناتو واقع شد. خسارات وارده به جمهوری اسلامی جدی و احتمالا جبرانناپذیر و بسیاری ادامه جنگ بین جمهوری اسلامی ایران از یک سو و متحدین غربی اسرائیل از سویی دیگر را محتمل میدانند. چرا اینگونه شد سؤال بسیاری از دانش پژوهان و موسسات مطالعاتی و سیاسیون است که باید مورد بررسی واقع شود. به نظر میرسد از طریق این مقاله و اشاره به اشتراکات و عدم اشتراکات و استثنا بودن جمهوری اسلامی و آسیبشناسی بتوان تا اندازهای به دلایل ادامه "سیاست خارجی لاکپشتی چین و تبعات" و "سیاست خارجی رجزخوانی جمهوری اسلامی و تبعات" پی برد. باید چگونه زیستن در روابط بینالملل را بهصورت تجربی و علمی در راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مد نظر قرار دهیم. یکی از نتایج به نظر نویسنده این یادداشت؛ بیتاثیر بودن و نبودن بمب اتم در معادلات سیاست خارجی است. توجه به مدیریت سیاست داخلی، قدرت اقتصادی و بهرهبرداری از اهرم اقتصاد، حضور دیپلماتیک حتی در خاک دشمن مؤثر است. در ضدیت با اسرائیل جمهوری اسلامی ایران از حمایت اذهان عمومی جهانی و تعدادی کشورهای غربی برخوردار بود اما توان بهرهبرداری نداشت و ظاهرا ندارد. جمهوری اسلامی با چهار دهه تلاش برای احیای حقوق فلسطین اقدام کرد و هرچند اذهان عمومی را بیدار و آگاه کرد اما از جمهوری اسلامی بهعنوان رهبری و تلاشگر یاد نمیشود. به نظر میرسد باید در رفتار سیاست خارجی تجدید نظر کنیم.



نظر شما :