نوع مقاله 
 
نتانیاهو می‌خواهد تا قبل از زمستان به ایران حمله کند!
در این گزارش تحلیلی که عنوان "فشار هسته‌ای" را بر خود دارد، بارنیع نوشته است که این روزها بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و ایهود بارک وزیر دفاعش پچ‌پچه‌های بسیاری با یکدیگر می‌کنند که به تاسیسات هسته‌ای ایران تا قبل از زمستان حمله کنند.
دیپلماسی ایرانی: ناحوم بارنیع، تحلیلگر مشهور سیاسی در رژیم صهیونیستی که جایگاه بسیار بالایی نزد تصمیم‌گیران دولت صهیونیستی دارد و روابط بسیار نزدیکی با مقام‌های ارشد اسرائیلی و امریکایی دارد و تحلیل‌ها و گزارش‌های او عموما مورد اعتنای محافل مختلف سیاسی و بین‌المللی است، گزارشی را دیروز جمعه 28 اکتبر برای روزنامه اسرائیلی یدیعوت احرونوت نوشت که در صفحه نخست این روزنامه منتشر شد و همچنان بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی و رسانه‌ای این رژیم دارد.  

به گزارش روزنامه القدس العربی، چاپ لندن، در این گزارش تحلیلی که عنوان "فشار هسته‌ای" را بر خود دارد، بارنیع نوشته است که این روزها بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و ایهود بارک وزیر دفاعش پچ‌پچه‌های بسیاری با یکدیگر می‌کنند که به تاسیسات هسته‌ای ایران تا قبل از زمستان حمله کنند.

وی در این باره می‌نویسد: البته فقط این دو نفر هستند که با طرح حمله موافقند و بسیاری مخالف این ایده هستند اما نکته در این است که این دو نفر به طور کم‌نظیری به طور منسجم همکاری می‌کنند تا این هدف را به نتیجه برسانند. این برای نخستین بار است که یک وزیر مهم کابینه و نخست‌وزیر در اسرائیل تا این اندازه به یکدیگر نزدیک می‌شوند. سابقا هر کدام از وزرای حساس کابینه چالش‌های سنگینی را با نخست وزیر داشتند. مثل اسحاق شمیر زمانی که نخست‌وزیر بود با اسحاق رابین زمانی که مسئولیت وزارت امنیت را بر عهده داشت که نفرت آنها از یکدیگر زبان‌زد عام و خاص شده بود.

بارنیع در این گزارش می‌نویسد: حالا نتانیاهو و باراک آن چنان به یکدیگر نزدیک شده‌اند که ترس دیگر اعضای کابینه را از انجام یک حرکت مهورانه برانگیخته‌اند. آنها طرحی را مد نظر دارند که بر اساس آن با الگو برداری از طرح حمله به تاسیسات هسته‌ای دهوک عراق در سال 1981 و در دوران نخست‌وزیری مناخیم بگین و تاسیسات هسته‌ای سوریه در دوران نخست‌وزیری ایهود اولمرت، در سکوت خبری مطلق به تاسیسات هسته‌ای ایران حمله کنند. آنها حتی تماس‌های فشرده‌ای را با ایالات متحده امریکا برقرار کرده‌اند و بدون ذکر زمان به اطلاع امریکایی‌ها رسانده‌اند که چنین طرحی را در ذهن دارند.

وی درباره مخالفان این طرح می‌نویسد: این طرح مخالفان بسیار سرسختی دارد. ژنرال بینی گانتس، رئیس ستاد ارتش، تامیر باردو، رئیس موساد و یورام کوهین، رئیس سازمان امنیت عام (شاباک) با این طرح به شدت مخالفند و آن را به مثابه خودکشی دسته جمعی قلمداد می‌کنند. مساله‌ای که نگرانی‌ها را نسبت به بیش از پیش مخفی نگه داشتن این موضوع میان باراک و نتانیاهو موجب شده است.

به نوشته بارنیع دو دیدگاه متفاوت در میان مخالفان وجود دارد که هر کدام بر اساس آن دیدگاه بر مواضع خود پافشاری می‌کنند. نتانیاهو و ایهود باراک، نزدیک به سه سال است که در راس امور هستند و اکنون به پایان دوران فعالیت‌شان در پست‌هایشان نزدیک می‌شوند. یعمی این که انتخابات پیش رو را در نظر دارند و می‌خواهند در آن برگ برنده در اختیار داشته باشند. در حالی که تمامی کسانی که در جبهه مخالفان آنها هستند به تازگی به این سمت‌ها منصوب شده‌اند و نمی‌خواهند که اولا جایگاهشان در پی این حادثه به خطر بیفتد و ثانیا چنین حرکتی را در حالی که منطقه آبستن تحولات مختلف است و انقلاب‌های عربی به سمت جریان‌های ضد اسرائیلی شدن در حرکت هستند و از آن سو امریکا با هر گونه حمله نظامی به شدت مخالفت می‌کند به مثابه یک خودکشی سیاسی قلمداد می‌کنند.

وی برای این که برای تحلیل خود دلیل بیاورد به پرونده تبادل اسرا با فلسطینیان حماس برای آزادی گلعاد شالیط اشاره می‌کند و می‌نویسد: فرماندهان دستگاه‌های امنیتی کشور اعم از ستاد ارتش، موساد و شاباک همگی با این تبادل مخالف بودند در حالی که فقط ایهود باراک و بنیامین نتانیاهو با آن موافقت کرده بودند و نتانیاهو خود شخصا این پرونده را پیگیری کرد و به نتیجه رساند.

بارنیع سپس این گونه تحلیل می‌کند که نتانیاهو نمی‌تواند بدون پشتوانه مردمی دست به چنین کاری بزند چرا که اگر حتی برای یک درصد احتمال شکست این طرح برود، او باید در برابر دادگاه عالی حاضر شود و مدارک و ادله‌های محکمه‌پسند ارائه دهد و این مساله باعث شده است تا بیش از پیش تحت فشار قرار بگیرد. در صورت شکست چنین طرحی نه تنها دولت نتانیاهو از اعتبار و اعتماد خواهد افتاد بلکه اسرائیل به طور کلی اعتبار خود را از دست خواهد داد و این مساله می‌تواند در آخر ضمن از دست رفتن متحدان اسرائیل هزینه‌های سنگینی را نیز متحمل آن کند.

وی همچنین می‌نویسد: ایهود باراک، همواره به وزرای امنیتی تاکید کرده است که به اعتقاد او تنها راه حل پایان دادن به برنامه‌های هسته‌ای ایران استفاده از گزینه نظامی است. تنها با این کار است می‌توان آن‌چه او خطر ایرانی نام می‌نهد را خنثی کرد. او دلیل می‌آورد که با تاسیسات هسته‌ای عراق همین رویه پیگیری شد و نتیجه داد و بر سر تاسیسات هسته‌ای سوریه نیز با همین سیاست اسرائیل به نتیجه مطلوب رسید. وضعیت ایران نیز باید به همین ترتیب پایان بگیرد. این حرکت با وجود این که خطرات بسیاری دارد ولی هیچ مانعی وجود ندارد که ما را از رسیدن به نتایج آن باز دارد. درباره احمد‌ی‌نژاد نیز نتانیاهو شخصا نسبت به او موضع دارد و از او به بدی می‌کند و می‌گوید که اگر در برابر او نایستیم یک فاجعه بزرگ رقم خواهد ‌خورد. نتانیاهو دائما خود را چرچیل اسرائیل توصیف می‌کند و سیاست‌هایش را نیز با سیاست‌های او مقایسه می‌کند و پرونده تبادل اسیری که اخیرا صورت گرفته نیز به غرور او افزوده است اگر چه هنوز غرورش را ارضا نکرده است. اکنون او بیش از پیش احساس نیاز به یک محبوبیت بزرگ می‌کند و از این رو می‌بیند رویارویی مستقیم با تهران می‌تواند او را در حد یک چرچیل محبوب کند.

بارنیع در پایان می‌نویسد: نتانیاهو احساس می‌کند که بیش از پیش تحت فشار است، چرا که زمان می‌گذرد و زمستان نزدیک است و با نزدیک شدن زمستان انجام عملیات نظامی هوایی علیه ایران بسیار سخت می‌شود. اگر کار تا زمستان کش بیابد بدین معنا است که وی باید برای رسیدن به هدفش تا بهار یا تابستان صبر کند و این مساله می‌تواند فرصت‌ها را از او بگیرد.

در همین رابطه، الون بن دیوید، تحلیلگر مسائل نظامی در گفت‌وگو با شبکه 10 اسرائیل که آخر هفته گذشته انجام شد، گفت: «نتانیاهو و ایهود باراک طرحی را برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران برنامه‌ریزی می‌کنند.»

وی در توضیح این ادعای خود گفت: «لازم است که مقام‌های عالی‌رتبه امنیتی به این جمود سیاسی پایان دهند و فشار سیاسی بین‌المللی علیه اسرائیل را که روز به روز تشدید می‌شود، احساس کنند. نتانیاهو به سمت انجام یک حرکت متهورانه متمایل شده است و ایهود باراک نیز می‌خواهد یک سیاست خطرناک را علیه ایران پیش بگیرد.»

وی درباره زمان حمله نظامی که گفته می‌شود احتمالا قبل از زمستان خواهد بود، می‌گوید: «دلیل آن این است که در زمستان ایران آخرین تن از اورانیوم تحت اختیار خود را غنی می‌کند و پس از آن تمامی تاسیسات تولید و غنی‌سازی اورانیوم خود را به کوه‌های نزدیک قم منتقل خواهد کرد.»

 
شنبه 7 آبان 1390  17:7
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
نظر

ورود کد امنیتی :    Audio Version Reload Image
نظرات کاربران
محمود
واقعا اگر سران رژيم صهيونيستى اينقدر احمقند که بخواهند به ايران حمله نظامى کنند واقعا جاى شکر دارد چون اينکار بهانه لازم براى حمله ما به آنها را ميدهد و انشاالله با يک حمله موشکى وسيع کار اين رژيم نکبت تمام خواهد شد
حسین مهدی پور
در عرصه بین الملل دولت ها می توانند از سه طریق مواضع و تصمیمات خود را در معرض آزمون قرار دهند. یک: از طریق اظهار نظرهای رسمی مقامات دولتی، دو:‌از طریق سازمان های غیر دولتی و سوم نیز از طریق شخصیت ها و تحلیلگران بین المللی که نظراتشان از سوی مخاطبان به دقت تحلیل می شود. از این منظر می توان گفت که دولتمردان اسرائیل با چنین اظهار نظرهایی از سوی چنین اشخاصی در صدد دستیابی به چند هدف هستند:‌ ۱- کسب نظرات و مواضع متحدان اصلی خود یعنی ایالات متحده و به نوعی اتحادیه اروپا که سعی در ایفای نقشی تاثیر گذار در مسئله هسته ای ایران دارند. عکس العمل های ایالات متحده می تواند به طور غیر مستقیم نقشی تعیین کننده در اتخاذ تصمیمات نهایی دولتمردان اسرائیل خواهدداشت. ۲- کسب نظرات سایر بازیگران بین المللی به ویژه کشورهایی که مواضع آنان چندان با مواضع اسرائیل در یک راستا نیست. مقامات اسرائیلی از این طریق می توانند از شدت و حدث و همچنین نوع عکس العمل احتمالی سایرن اطلاعاتی هر چند اجمالی کسب کنند که می تواند در اتخاذ تصمیمات نهایی آنان لحاظ شود. ۳- کسب نظرات افکار عمومی مردم اسرائیل و اینکه در صورت عملی شدن تصمیمات آیا با مقامات دولتی همراه خواهند بود یا خیر... این مسئله از این منظر حایز اهمیت است که در صورت عدم حمایت افکار عمومی از هرگونه اقدام دولتی در صورت عدم موفقیت عواقب غیر قابل جبرانی در انتظار تصمیم گیران خواهد بود. اما در صورت موافقت افکار عمومی حتی در صورت عدم موفقیت نیز می توان به نوعی راه بازگشت برای تصمیم گیرندگان متصور بود. ۴- و مهمتر از همه عکس العمل کشور هدف می باشد که می توان گفت به نوعی مهمترین هدف مقامات اسرائیل جهت انتشار چنین اخباری است. نوع عکس العمل کشور ایران می توان به نوعی درستی و یا نادرستی تصمیمات دولتمردان اسرائیل را در ورطه آزمون قرار دهد و دراین راستا چند موضوع حایز اهمیت است: ۴.۱- موضع دولتمردان ایران و نوع اظهار نظرهای مقامات رسمی ۴.۲- موضع مقامات نظامی ایران و استدلالهایی که جهت مقابله با حملات احتمالی اسرائیل ارائه می کنند از جمله توان دفاعی و لجستیکی ۴.۳- سنجش افکار عمومی ایران و اینکه تا چه اندازه چنین اخباری در افکار عمومی ایران تاثیر گذار است. ۴.۴- تحلیل های تحلیلگران و مقامات غیر رسمی و نوع نگرش آنان به مسئله مرود بحث و اینکه چگونه نقاط قوت و ضعف چنین طرحی از سوی تحلیلگران داخلی ایران مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. بنابراین می توان گفت که در برخی مواقع انتشار اخباری این چنینی کاملا برنامه ریزی شده و با هدف صورت می گیرد و باید کاملا سنجیده و با مطالعه و بررسی کامل کلیه زوایا نسبت به آن عکس العمل نشان داد.
چنین به نظر می رسد که آمریکا دزرحال تکمیل نمودن پازل حمله به ایران است موضوع اتمی ، نقض حقوق بشر،جعلی سازی در خصوص ترور سفیر عربستان در آمریکا و حال خروج نیروهای نظامی آن کشور از عراق یکی از مهمترین مولفه های خروج نیروهای آمریکایی از عراق مصون نگه داشتن آنها از هرگونه حمله تلافی جویانه ایران یا نیروهای مقاومت عراقی طرفدار ایران است در نتیجه برای جلوگیری از هرگونه حمله ای به ایران و پیامدهای ناگوار آن دیپلماسی ایران در این روزها باید به شدت فعال گردد و کوشش شود جریانهای داخلی را به سوی هم گرایی سوق داده اتحاد مردمی را افزایش دهند