دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:پنجشنبه 4 خرداد 1391      13:37
ایران و عربستان در بستر تحولات خاورمیانه

عربستان در تصمیم گیری دچار سردرگمی است

محمد علی مهتدی، کارشناس مسائل خاورمیانه در سخنانی در نشست پانزدهم دیپلماسی ایرانی با عنوان \"ایران و عربستان در بستر تحولات خاورمیانه\" معتقد است عربستان دچار ترس و نوع دستپاچگی است و تصمیمات غیر قابل اجرا اتخاذ می کند و در این شرایط نمی توان با عربستان تفاهم کرد و کنار آمد.


دیپلماسی ایرانی: در ابتدا مایلم به نکته ای در باره اخوان المسلیمن بپردازم. گفته می شود که چون اخوان المسلیمن پروژه ضد شیعی ندارند ما می توانیم با آنها همکاری داشته باشیم. این موضوع به طور کلی درستی است ولی فضای منطقه در شش سال اخیر به طور مصنوعی از سوی کشورهایی چون عربستان سعودی، اسرائیل، آمریکا و مصر (در دوران حسنی مبارک) چنان دچار خصومت مذهبی شیعه- سنی شده است که معتدل ترین افراد اهل سنت هم در این شرایط جرات نمی کنند که به ایران نزدیک شوند. ممکن است که پشت درهای بسته مسائل دیگری مطرح شود و برای همکاری اعلام آمادگی کنند ولی به محض این که این همکاری در فضای علنی می خواهد به منصه ظهور برسد همه آنها عقب نشینی می کنند. نمونه آن را در رفتارهای دوستان ما در حماس  و بسیاری از دوستان مصری  می بینیم.

مسئله دیگری که باید به آن اشاره کنم در مورد روابط ایران و عربستان است. گفته می شود که ما باید فضای خصومتی بین ایران و عربستان را به فضای رقابتی تبدیل کنیم. مسئله این است که ما مسئول به وجود آمدن این فضای خصومتی نیستیم که بتوانیم آن را تغییر دهیم. ممکن است به رفتارهایی اشاره شود که ایران در دورانی در سیاست خارجی در پیش گرفته است. ولی باید دانست که تمامی این رفتارها مربوط به قبل از دوره سازندگی بود. در دوران سازندگی آقای هاشمی رفسنجانی به رغم برخی مشکلات و مسائل، ما دارای روابط بسیار خوبی با عربستان بودیم. اما در دوره جدید که من  شروع آن را از پیروزی مقاومت در جنوب لبنان در سال 2006 می دانم هر جا که ما پیشرفتی در منطقه داشته ایم عربستان سعودی در مقابل ما قرار داشته است.

ماه گذشته گزارش استراتژیک دانشگاه تلاویو را مطالعه کردم. در این گزاش به این نکته اشاره شده بود که منظومه امنیتی که اسرائیل امنیت خود را بر آن بنا کرده فروپاشیده و از آن منظومه فقط عربستان سعودی باقی مانده است. بنابراین وظیفه دستگاه حکومتی اسرائیل این است که همه تلاش خود را به کار گیرد تا عربستان سعودی از هم نپاشد تا بتواند در کل منطقه در مقابل ایران بایستد. بنابراین باید توجه کرد که در حال حاضر ما مسئول مشکلات موجود در روابط با عربستان نیستیم. در جنگ سال 2006 میان حزب الله و اسرائیل ما از مقاومت حمایت کردیم. عربستان سعودی از روز اول گفتند که این ها ماجراجو هستند. آنها در این صحنه باختند و ما پیروز شدیم. در مسائل فلسطین، عراق و سوریه نیز وضعیت به همین صورت بوده است.  در مصر تنفر مردمی نسبت به عربستان بسیار زیاد است اما به خاطر پولی که عربستان خرج می کند این تنفر در روابط تاثیر نمی گذارد. عربستان میلیاردها دلار در لبنان، سوریه و مصر هزینه می کند و به این دلیل بسیاری در منطقه مجبور هستند که مراعات عربستان را بکنند. در حالی که عربستان در این کشورها جایگاهی ندارد. در مقابل ایران به طور طبیعی جایگاه گسترده ای در منطقه پیدا کرده که یک نفوذ طبیعی محسوب می شود.

به نظر من مشکل عربستان این است که اساسا سیستم تصمیم گیری این کشور دچار مشکل است. من ظرف بیست سال اخیر به یاد نمی آورم که عربستان سعودی تصمیمی اتخاذ کرده باشد که این تصمیم به منصه عمل برسد و تصمیم درستی محسوب شود. انگار که سیستم تصمیم گیری در عربستان سیستمی است که در پشت آن مطالعه و تحقیق و بررسی وجود ندارد. در سال 2002 امیر عبدالله طرح صلح عربی را ارائه کرد و سران عرب در بیروت آن را به تصویب رساندند. جورج فریدمن روزنامه نگار آمریکایی ایشان را گول زد و گفت شما این طرح را بده و مورد استقبال قرار می گیرد و غیره. وقتی کشوری با وضعیت عربستان  طرحی ارائه می دهد باید تمام جوانب آن را سنجیده باشد و این موضوع را در نظر بگیرد که این طرح امکان اجرا داشته باشد. فردای روزی که عربستان سعودی این طرح را ارائه داد آریل شارون گفت که ارزش این طرح به اندازه کاغذ پاره ای که طرح بر روی آن نوشته شده است نیست. این مشکل ما نیست بلکه این اشتباه عربستان سعودی است که خود را پایین می آورد و طرحی ارائه می دهد که قابلیت اجرایی ندارد و چنین مورد اهانت قرار می گیرد. در لبنان و کشورهای دیگر نیز وضعیت تصمیمات عربستان به همین شکل بوده است.

به نظر می رسد از آغاز انقلاب های عربی سیستم تصمیم گیری عربستان نه فقط نگران است بلکه دچار ترس  و نوع دستپاچگی است و تصمیمات غیر قابل اجرا اتخاذ می کند. وقتی نگاه کنید می بینید که به محض این که انقلاب ها عربی آغاز شد ملک عبدلله از نیویورک به عربستان بازگشت و شروع کرد به توزیع پول در این کشور. یعنی حقوق هارا 30 تا 40 درصد افزایش داد تا مانع از اعتراضات مردمی در این کشور شود. چرا که می دانست نارضایتی ها همچون آتش زیر خاکستر وجود دارد. قدم دیگری که عربستان از سر دستپاچگی برداشت این بود که طرحی ارائه داد که اردن و مغرب را به شورای همکاری خلیج فارس اضافه کنند تا قدرتی به این شورا اضافه شود. در حالی که اردن و مغرب اساسا ربطی به خلیج فارس نداشتند. لذا این طرح امکان پذیر نشد و عربستان برای این که موضوع جمع شود مجبور شد 5 میلیارد دلار به اردن و مغرب کمک کند و از آنها عذرخواهی کند که این امر شدنی نیست. اگر امری امکان پذیر نیست شما به عنوان یک کشور مقتدر چرا چنین تصمیمی را اتخاذ می کنید و اعلام می کنید؟

آخرین طرح از این دست طرح اتحاد عربستان با بحرین است. مسئله ای که امکان وقوع آن وجود ندارد و خود اعراب هم آن را نمی پذیرند. از سوی دیگر ایران هم اجازه چینین کاری را نمی دهد. در نهایت خود بحرینی ها نیز با چنین اتفاقی مخالف هستند. عربستان سعودی چنین مسئله ای که اینقدر مخالف دارد و عملا امکان پذیر نیست را در دستورکار کنفرانس وارد می کند ولی بعد طرح شکست  می خورد.

با توجه به این رفتارها به نظر می رسد در حال حاضر شرایط نظام تصمیم گیری در عربستان به نحوی است که نمی توان با عربستان تفاهم کرد و کنار آمد. عربستان از وضعیت داخلی خود به شدت نگران است و تصور من بر این است که این نگرانی به جا است و این امکان وجود دارد که شاهد تحولاتی در داخل عربستان باشیم.

در نهایت باید گفت که ایران در تلاش بوده است که تخاصم موجود در فضای روابط ایران و عربستان به رقابت یا همکاری تبدیل شود ولی آنها عملا اجازه این اتفاق را نداده اند. آقای صالحی چندی پیش متذکر شد که عربستان تمام راه ها را بسته است. تنها کاری که ایشان توانسته بود در مدت اخیر انجام دهد تماس تلفنی با سعود الفیصل برای جلوگیری از اعدام 8 ایرانی در عربستان بود که به اتهام حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند. به نظر می رسد این که عربستان تمام راه ها را بسته بیش از هرچیز ناشی از همان سردرگمی و شتابزدگی در سیستم تصمیم گیری است که پیشتر به آن اشاره شد. / 16 


نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>