پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 14 مرداد 1391      14:3
چرا استانبول بر حذف دمشق اصرار دارد؟

نگاه ترک ها به بحران سوریه از لنز ایران

دکتر ماکان عیدی پور، تحلیل گر مسائل بین المللی با ارائه تحلیلی والتزی از تحولات منطقه معتقد است علت اصلی فشار بر سوریه، بالا رفتن توان هسته ای ایران است.

دیپلماسی ایرانی: با بالا گرفتن درگیری ها در شهر حلب سوریه، ترکیه تهدید کرده است که به طور محدود وارد درگیری نظامی خواهد شد. در همین حال ایران به شدت ترکیه را از دخالت نظامی در سوریه بر حذر داشته است. با بالا رفتن احتمال حمله نظامی به سوریه، چین نیز سه کشتی جنگی به آب های سوریه ارسال کرده است. به نظر می رسد بازی اتحادها، شرایط جدیدی را در تحولات سوریه ایجاد کرده است. دکتر ماکان عیدی پور، تحلیل گر مسائل بین المللی در گفتاری، به تجزیه و تحلیل شرایط استراتژیک منطقه پرداخته است:

ایران در حال حاضر به طور تکنیکی هسته ای شده است. اینجا مراد از هسته ای شدن توانایی استفاده از انرژی هسته ای است نه تسلیحاتی، ایران به هیچ وجه از نظر تسلیحاتی هسته ای نشده است و ممکن است در آینده نزدیک هم اراده ای برای هسته ای شدن تسلیحاتی نداشته باشد. اما وجود ایران هسته ای، برای جامعه بین الملل و برای تمام کشورها و دولت ها کافی است که سیاست های خود را در قبال ایران و مناسبات بین المللی ایران مورد بازبینی قرار دهند. موضوعی که امروز به عنوان بحران سوریه مطرح شده این سوال را برای بسیاری ایجاد کرده که چرا برای سوریه تا این حد هزینه می شود و چرا ترکیه حاضر شده است که همه آبروی خود را برای این مسئله هزینه کند، چرا غرب صراحتا اعلام می کند که حاضر است به کشوری حمله کند تا رژیم سیاسی در آن را تغییر دهد؟

در معادله وضعیت استراتژیک فعلی خاورمیانه وقتی به ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه وصف هسته ای اضافه می شود، تمام مناسبات وارد محاسبات بازدارندگی هسته ای می شود. معنا و مفهوم دوستی و نزدیکی ایران هسته ای با کشوری با آن چه پیش از این بود متفاوت است. پیش از این اگر ایران از دولت سوریه حمایت می کرد، آن ها به این بسنده می کردند که بگویند ایران حامی تروریسم بین المللی است و به دنبال افزایش نفوذ خود در منطقه است. با این مسئله مبارزه هم می کردند. مثلا سعی می کردند که سوریه را تضعیف، تهدید و یا تحریم کنند. یا به روسیه فشار بیاورند که به این کشور تسلیحات نفروشد یا به اعراب فشار بیاورند که روابط تجاری خود را با این کشور قطع کند. اما امروز این اقدامات کافی نیست. چرا که یک دوست غیر هسته ای می تواند تا حدی در بحران ها به دوست خود کمک کند اما یک دوست هسته ای دیگر از امنیت خود نمی ترسد. یعنی تا جایی می تواند از دوست خود حمایت کند که پیش از هسته ای شدن برایش امکان نداشت. پیش از هسته ای شدن یک کشور تا زمانی در کنار کشور دیگری می ایستد که منافع مستقیم و امنیت ملی خود را در خطر نبیند.

امروز این معادله به هم خورده و معادله جدیدی به وجود آمده است. امروز ایران قادر است به کشوری قول حمایت بدهد و به هیچ وجه هم از تمامیت ارضی و امنیت خود هراسی نداشته باشد. دلیل آن هم این است که به واسطه وجود فناوری هسته ای، هیچ کشوری نمی تواند به ایران حمله نظامی کند. به این دلیل که اگر چنین حمله ای انجام شود، این خطر وجود دارد که درگیری تا جایی بالا بگیرد که کشور میزبان حمله، احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد و اقدام به ساخت سلاح هسته ای در فرصت کوتاهی کند. به واسطه این مسئله، درجه حمایت و توانایی حمایت ایران از کشور دوست نسبت به چند سال قبل متفاوت است.

البته این را هم نباید فراموش کرد که چتر بازدارندگی هسته ای به هیچ وجه قابل تعمیم نیست. یعنی امریکا به واسطه هسته ای بودن و دوستی با کره جنوبی، اگر کره شمالی مصمم باشد که کره جنوبی را از بین ببرد، نمی تواند در مقابل کره شمالی بایستد و کمک زیادی به کره جنوبی کند. چون اگر پیشروی کند، باید مستقیما با کره شمالی درگیر شود و این ریسک جنگ هسته ای و احتمال تخریب دوجانبه را بالا می برد که به هیچ وجه عاقلانه نیست. لذا امروز ژاپن و کره جنوبی چون هسته ای نیستند از طرف کره شمالی تهدید می شوند و دوستی امریکا نیز کمک چندانی به آن ها نمی کند. اما مسئله در مورد سوریه این است که کشوری که سوریه را تهدید می کند هسته ای نیست. بنابراین آن کشور نمی تواند وارد جنگ تمام عیار با کشوری شود که دوست هسته ای دارد. اگر وارد جنگ تمام عیار شود، تقریبا با توان و بضاعت نظامی دو کشور درگیر شده است. چون ایران می تواند مشابه کاری که امریکایی ها در افغانستان در مقابل شوروی انجام دادند، در سوریه با ترکیه انجام دهد. یعنی جنگ را به نقطه ای برساند که حالت فرسایشی پیدا کند و برای ترک ها آن قدر هزینه بر باشد که آن ها عقب نشینی کنند. ایران هم توان نظامی این کار به خصوص را دارد و هم توان اقتصادی آن را.

اگر ترکیه مطمئن باشد که در صورت درگیری نیروهای خارجی و ناتو به کمک آن کشور خواهند آمد، آن وقت دیگر نمی تواند یک جانبه اقدام کند. چون اگر ترکیه به عنوان متجاوز شناخته شود، بر اساس اساسنامه ناتو نمی تواند از کمک ناتو استفاده کند. اما اگر حتی ناتو هم بخواهد وارد درگیری شود، در حال حاضر دو بازیگر دیگر یعنی روسیه و چین در عرصه حضور دارند. چینی ها ناوگان نظامی به آب های سوریه اعزام کرده اند. روس ها و ایرانی ها نیز قبلا این کار را انجام داده بودند. در کنار این نباید فراموش کرد که سوریه آن قدر ها هم دست و پا بسته نیست. درست است که از نظر اقتصادی تقریبا فلج است اما از نظر تسلیحاتی با کمک روس ها در وضعیت چندان نا به سامانی نیست. علاوه بر این سوریه از یک طرف به عراق متصل است که این مرز، مرزی نیست که غربی ها و ترک ها بتوانند کنترل جدی بر آن داشته باشند و از طری دیگر با لبنان هم مرز است که در آن جا نیز نفوذ غربی ها و ترک ها بسیار محدود است. عمق استراتژیک سوریه در این منطقه بالا است و این مسئله زمان درگیری را طولانی تر خواهد کرد. برای ناتو که امروز در افغانستان گرفتار است و حساسیت جامعه بین المللی نیز نسبت به مداخله نیروهای غربی بالا است، بسیار سخت است که مجددا یک درگیری طولانی را آغاز نماید. بنابراین باز هم کار حمله به سوریه سخت تر می شود. ضمن این که روس ها و چینی ها نیز در این مورد ساکت نخواهند نشست.

اگر قرار باشد که جنگ به جنگ داخلی در سوریه تبدیل شود، نباید فراموش کنیم که تمام قومیت های سوریه و تمام اقلیت های مذهبی سوریه غیر از سنی ها که البته اکثریت هستند، در آن صورت از دولت بشار اسد حمایت خواهند کرد. چون حداقل این است که در دولت بشار اسد امنیت آن ها تامین بود. بنابراین بحران تبدیل به جنگ های نامنظم می شود. اگر جنگ های نامنظم اسپانسر ها و حامیان متعهدی داشته باشد، سالیان سال به طول می انجامد. کما این که دیدیم که پ ک ک برای تمام دوران جنگ سرد خواب را از چشم ترک ها ربوده بود و امروز هم مشکل اصلی ترک ها همین گروه های کرد است. دلیل این تداوم این بود که پ ک ک و گروه های کرد حامی داشتند. شوروی سال ها از این گروه حمایت می کرد. بنابراین در این جا مهم نیست که توان نظامی ترکیه چقدر است.

به سرخط سخن برگردیم. در سرخط سخن گفتیم که هسته ای شدن ایران معادلات را به هم زده است. این بر هم خوردن معادلات دلیل اصلی فشاری است که امروزه سوریه تحمل می کند. به همین وضوح هم آن ها به مسئله اشراف دارند و می خواهند پیش از آن که دیر شود، یک هم پیمان ایران را در منطقه از بین ببرند. چون متوجه شده اند که نفعی که از این پس هم پیمانان ایران از دوستی با ایران خواهند برد و نفعی که ایران از آن ها خواهد برد با گذشته متفاوت است و ضریبی به نام ضریب هسته ای به آن اضافه شده است. سوریه تقریبا تنها دوست ایران در منطقه و جهان اسلام است. عراق هنوز به ثبات لازم نرسیده بنابراین فعلا نمی توان روی عراق حساب کرد. آن ها می دانند که دیگر نمی توان با خود ایران کاری داشت. لذا به تضعیف دوستان ایران روی آورده اند. بنابراین آن ها برای از میان برداشتن سوریه بسیار مصمم هستند. هرچند که این برخلاف منافع کوتاه مدت اسرائیل باشد. چون اسرائیل فعلا با وجود سوریه فعلی امنیت بیشتری دارد. اما اگر سوریه به هم بریزد و ماوای اسلام گرایان باشد، این تعادل به هم خواهد خورد.

اما به نظر می رسد ترکیه در این مورد منافع خود را بر منافع منطقه و غرب مقدم شمرده و اقداماتی را در دستور کار قرار داده تا مطمئن شود که ایران جدید با جاه طلبی های جدید و توان جدید، برای ترکیه تهدیدی ایجاد نخواهد کرد. یکی از اقدامات ترکیه در این راستا، موضع گیری هایش در قبال سوریه است. عملا هم در صحبت های مقامات ترک خطاب به غربی ها دیده می شود که می گویند چه غرب همراهی کند چه نکند، ترکیه جلو خواهد رفت. یعنی ترکیه غرب را در شرایطی قرار می دهد که چه غرب منافع ترکیه را در نظر بگیرد چه نه، ترکیه در مسئله سوریه پیش خواهد رفت. علاوه بر این بحث کردها در ترکیه، بحث مهمی است. اگر زمانی کسی در منطقه بخواهد از مسئله کردها برای تضعیف ترکیه استفاده کند، آن روز سوریه گزینه بهتری است تا عراق. حال اگر قرار باشد در همه مسائل همان توافقات گذشته را با ایران داشته باشند، به دلیل این که ایران در موقعیت با ثبات تری نسبت به گذشته دارد، باید بهای بالاتری را پرداخت کنند. برای این که از پرداخت بهای بالاتر اجتناب کنند، بهتر است که فعلا اهرم هایی که ایران یا کشورهای دیگر مانند سوریه می توانند از آن استفاده کنند تضعیف کنند. از طرفی سوریه حل واصل میان ایران و سرزمین های اشغالی است، با از بین رفتن سوریه، ترکیه می تواند به عنوان رهبر افکار عمومی جهان اسلام، روی مسئله فلسطین با اسرائیل وارد معامله شود. همه این گزینه ها و امکانات در صورتی محقق می شود که سوریه از تصویر کنار گذاشته شود. /12



کلمات کلیدی : سوریه - ترکیه - ایران
نظرات کاربران
محسن
يکشنبه 15 مرداد 1391      7:5

خیلی تحلیل جالبی بود
علی
دوشنبه 16 مرداد 1391      11:1

ایشان خیلی زود ایران را هسته ای و کره جنوبی و خصوصاً ژاپن را که فقط فاصله چند روزه با بمب هسته ای دارد ، غیر هسته ای فرض کرده اند. چون مبنای تحلیل وهمی است بنابر این به خیال پردازی بیشتر شبیه است تا تحلیل علمی مبتنی بر نظریه های روابط بین الملل
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>