چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 12 دى 1391      12:14
«انتخابات امریکا در یک نگاه»

ایران در انتخابات آمریکا

دکتر سید محمدکاظم سجادپور، استاد دانشگاه و تحلیل گر مسائل بین المللی دومین سخنران نشست انتخابات امریکا در یک نگاه بود. او معتقد است اوباما در صورت پیروزی دست به ابتکاراتی خواهد زد.

دیپلماسی ایرانی: در این بحث تلاش می کنم به این سوال پاسخ دهم که خاورمیانه و مسئله ایران در چارچوب انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده چگونه قابل فهم است. بنابراین بر فضا و مباحث در ارتباط با خاورمیانه و ایران در این انتخابات متمرکز می شوم ولی برای روشن شدن بحث نیازمند ارائه مقدماتی در مورد انتخابات اخیر هستم و پس از این مقدمه در چند بند به مهم ترین مباحث مربوط به منطقه خاورمیانه به ویژه ایران در این انتخابات می پردازم. در این موارد به اجماع بنیادین بین دو کاندیدا، بازنمایی گفتمانی و تفاوت های و کاندیدا در مورد خاورمیانه، جهت عملیاتی هر دو کاندیدا و دشواریی هایی که برای اجرای سیاست های خود با آن روبرو خواهند بود، خواهم پرداخت.

مقدمه:

در ابتدا باید گفت انتخابات آمریکا انتخاباتی متصلب است. متصلب به این معناست که از منظر حقوقی و سابقه تاریخی و الگوها قوانین خاص خود را دارد. به عنوان مثال در صد سال گذشته هر کسی که رئیس جمهور آمریکا شده است جزو مقامات بالای آمریکا بوده است. یعنی یا فرماندار ایالاتی بوده، یا نماینده کنگره بوده یا معاون رئیس جمهور. این الگو فقط یک مورد استثناء دارد. از سوی دیگر، در یک قرن گذشته معمولا (فقط یک استثناء وجود داشته) نظرسنجی ها، نتیجه انتخابات را درست ارزیابی کرده اند.

نکته دومی که باید مورد توجه قرار داد این است که انتخابات آمریکا در عین تصلب، بسیار منعطف نیز هست. انعطاف این انتخابات ازاین روست که با مفهوم بازار سیاست قابل درک است. بازار سیاست همانند هر بازار دیگری دارای انعطاف است. در واقع این انعطاف در بازار سیاست انتخابات آمریکا  به این بر می گردد که کدام کاندید می تواند بسته بندی مناسب تری به خریداران یا رای دهندگان ارائه دهد و خریداران این بازار یا رای دهندگان آمریکایی کدام بسته را می پسندد و می خرد. بنابراین داد و ستدی در این انتخابات برقرار است برای مدیریت عمومی کشور و دادن رای. این داد و ستد بسیار پویاست و دچار تغییر می شود.

نکته سومی که در مقدمه باید به آن توجه کرد این است که برخورد این تصلب و انعطاف، نقش هر دو کاندیدا و همه مسائل مربوط به انتخابات را بسیار جدی می کند. یعنی حتی لبخندها، لباس پوشیدن، موضع گیری ها، گاف ها و ... می تواند انتخابات را به طور جدی تحت تاثیر خود قرار دهد. چنانچه مشاهده می کنیم بر اساس نظرسنجی ها در انتخابات جاری یک رقابت بسیار نزدیک در جریان است. حتی بحث این وجود دارد که رامنی اکثریت آرای عمومی را به خود اختصاص دهد و اوباما بیشترین رای الکترال را کسب کند. بنابراین در ده روز مانده به انتخابات هر اتفاق کوچکی می تواند بر نتیجه انتخابات تاثیرگذار باشد.

با همه توضیحاتی که ذکر شد باید دانست که سیاست خارجی موضوع محوری انتخابات نیست و مسئله اصلی برای مردم آمریکا اقتصاد است. هرچند در بحث سیاست خارجی موضوع ایران بیشترین اهمیت را پیدا کرده است به نحوی که در مناظره سوم دو کاندیدا در عرض نود دقیقه، چهل و هفت بار اسم ایران تکرار شده است که همه  آنها فقط به ایران مربوط نمی شود و در مباحث دیگر نام ایران طرح می شود. این به این معناست که در هر دو دقیقه یک بار نام ایران ذکر شده است. اما این به معنای در اولویت بودن سیاست خارجی نیست؛ در انتخابات امریکا مسئله محوری، مسئله اقتصاد است؛ با این حال سیاست خارجی در جای  خود حائز اهمیت است.

با توجه به مطرح شدن ایران و خاورمیانه در این انتخابات چگونه می توان رفتار انتخاباتی در این ارتباط را باید ارزیابی کرد. در این ارتباط چند نکته اهمیت دارد:

الف) اجماع بنیادینی بین هر دو کاندیدا در مورد سیاست خارجی منجمله ایران وجود دارد.

1. هر دو از نظر مفهومی به دنبال انزواگرایی و تک روی و یک جانبه گرایی نیستند. هر دو از نظر فکر سیاست خارجی از یک مدل تفکر پیروی می کنند. آن ها فکر می کنند امریکا باید در مسائل جهانی درگیر باشد.

2. هر دو به رهبری آمریکا در مسائل جهانی اعتقاد دارند.

3.هر دو به حساسیت دوره کنونی روابط بین الملل آگاه هستند. هر چند که رامنی در مقایسه با اوباما  کمتر مفهومی است.

4.هر دو در مورد مسائل خاورمیانه و اسرائیل، دوستان امریکا، تروریسم ایران حساسیت دارند.

5. در امریکا اجماعی در مورد ایران وجود دارد که خطری برای امنیت ملی آمریکاست. در این ارتباط ده ها سند رسمی منتشر شده است و اسناد استراتژیک ملی امریکا همگی معتقدند که ایران یک تهدید است و در این ارتباط بین این دو کاندیدا تفاوتی وجود ندارد.

ب) بازنمایی گفتمانی این اشتراکات در بین دو کاندیدا متفاوت است.

1. رهبری مورد نظر رامنی با یک قدرت نمایی همراه است از این رو به اوباما انتقاد می کند که او مسائل نظامی را درک نمی کند و بودجه نظامی را کاهش داده است. در حال حاضر دو نگاه در مورد قدرت و جایگاه آمریکا در جهان وجود دارد اوباما معتقد است که آمریکا در اوج قدرت خود است ولی رامنی چنین اعتقادی ندارد و معتقد است امریکا دچار ضعف شده است  و این ضعف به این دلیل است که رهبری امریکا به خوبی اعمال نشده است؛ خصوصا در مورد دوستان امریکا.

2.در مورد خاورمیانه نیز تفاوت های گفتمانی وجود دارد. جناح راست آمریکا و رامنی با جناح راست اسرائیل هماهنگ است. قطعا یکی از اهداف اسرائیلی ها از طرح مسئله حمله به ایران، کمک به رامنی برای پیروزی در انتخابات آمریکا بوده است. هم جامعه یهودیان آمریکا و هم نخبگان رژیم صهیونیستی در این ارتباط روش های متفاوتی در پیش گرفتند.

3. در این که مسئله اصلی در خاورمیانه چیست و اولویت با کدام مسئله است و این که چه رویکردی باید در پیش بگیرند تفاوت بین دو کاندیدا وجود دارد. برای مثال در مورد مسئله سوریه در عین حال که هر دو نسبت به دولت سوریه منتقد هستند، رامنی در مورد سوریه لحن نظامی تری دارد و معتقد است از مخالفان باید حمایت نظامی شود.

4. در مورد درجه و فوریت تهدید ایران بین دو کاندیدا اختلاف وجود دارد. از سوی دیگر در مورد مرز هسته ای شدن ایران هم اختلاف نظر دارند. قابلیت هسته ای ایران برای رامنی تهدید جدی است ولی اوباما دستیابی به سلاح هسته ای را خط قرمز خود می داند. در مورد ابزارهای مقابله با ایران هم اختلاف هایی بین دو کاندیدا وجود دارد و رامنی بر ابزار نظامی تاکید بیشتری دارد.

ج) تفاوت در جهت  عملیاتی

سه دسته مسائل عملیاتی در سیاست خارجی آمریکا وجود دارند:

  1. موضوعات سیاست خارجی:

موضوعات جنجالی مثل ایران، چین، خاورمیانه و ....

موضوعات دوجانبه و کمتر حساس مثل روسیه.

موضوعاتی که دوجانبه نیستند ولی با سیاست خارجی مرتبط هستند مثل مسئله مهاجرت، مسایل مربوط به اقتصاد، مسائل مالی و... .

رامنی در بسیاری از این موضوعات حرف چندانی ندارد در حالی که اوباما منسجم تر سخن می گوید.

2. تیم سیاست خارجی

تیم اوباما کمابیش مشخص است و تیم دوران دوم ریاست جمهوری هم ادامه این تیم است. تنها تغییر احتمالی رفتن خانم کلینتون از وزارت خارجه است. جانشین او بسیار اهمیت  دارد. چرا که بسیاری از رویکردها در مورد ایران در کنار برداشت اجماعی نخبگان، به نگاه شخص خانم کلینتون مرتبط می شود. در حال حاضر اشخاصی چون سوزان رایس، جان کری و ... مطرح هستند. هم چنین احتمال دارد که دنیس راس مشاور امنیت ملی شود که او می تواند باعث شود رویکرد حمایت از اسرائیل در دولت بیشتر شود.

اما تیم رامنی کیست؟ آقای ویلیامسون تقریبا همه کاره تیم رامنی است. در ابتدا مطرح بود که بولتون وزیر خارجه رامنی خواهد بود. اصطلاحی که اوباما علیه رامنی در این ارتباط اوت سورسینگ بود یعنی سیاست خارجی خود را به طور کامل در اختیار نئوکان ها قرار می دهی. اما رامنی به مرور از این سیاست فاصله گرفت و به مرور با تمرکز بهتری صحبت می کند.

بنابراین می توان گفت که در عمل سیاست خارجی، هر دو با تفاوت در اولویت ها و تمرکزها رفتار مشابهی خواهند داشت. اوباما همین سیاست های کنونی را دنبال می کند. هرچند ابتکارات عمده سیاست خارجی امریکا معمولا در دو سال اول دور دوم روسای جمهور شکل می گیرد. آیا این ابتکار در مورد ایران شکل می گیرد؟ ممکن است. در مراکز تحقیقاتی امریکا بحث در این است که امریکا با پذیرفتن درصدی از غنی سازی در ایران، این مسئله را حل و فصل کند. در مورد رامنی گفته می شود که همه این شعارها برای پویایی انتخابات است و تیم جدید از فردای انتخابات به دنبال سیاست هایی برای مدیریت مسائل آمریکا هستند.

د) دشواری های مشترک دو کاندیدا

در مورد ایران و خاورمیانه، هر دو دشواری هایی دارند. در وهله اول این مسئله به حمایت کورکورانه آمریکا از اسرائیل مربوط می شود. این مسئله یک تناقض ذاتی دارد و به راحتی قابل تغییر نیست. این سیاست با یک سخنرانی در دانشگاه قاهره و ... تغییر نمی کند. بنابراین این تناقض ذاتی در سیاست خارجی آمریکا مطرح خواهد بود و هیچ کس نمی تواند آن را حل کند. مسئله دیگری که دشواری هر دو کاندیدا در سیاست خارجی محسوب می شود تعدد بازیگران در خاورمیانه و کنترل ناپذیر بودن آن ها است. این بازیگران فقط دولت ها نیستند، نیروهای فروملی و فراملی در حال حاضر در خاورمیانه حائز اهمیت هستند. این بازیگران هر کدام سیاست هایی را در پیش می گیرند که الزاما نه با رامنی و نا با اوباما هماهنگی ندارد. مسئله سوم ایران است. ایران یک بازیگر منطقه ای است که علیرغم مواجه بودن با چالش های متعدد، مسئله ساده ای برای اوباما نبوده و برای رامنی هم ساده نخواهد بود.

مسئله آخر تغییراتی که در جهان عرب رخ داده است. دنیای عرب تغییر کرده است. تفاوت مرسی و مبارک از زمین تا آسمان است، هرچند چالش های مصر یکی است. سوالی که مطرح است این است که مدیریت خاورمیانه به هم ریخته به چه شکل امکان پذیر است؟ آیا دنیای عرب دموکراتیک تر شده است یا آشفته تر شده است؟  حمله به سفارت آمریکا در لیبی در یازده سپتامبر این مسئله را در بین تحلیلگران ایجاد کرده که خاورمیانه در حال آشفته تر شدن است.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>