پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 7 بهمن 1391      11:4

مصر نه تابع ترکیه است نه مقلد ایران

حسین جابر انصاری، رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه و سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در لیبی با اشاره به بحث الگوگیری مصر از ترکیه معتقد است مصر الگوی خود را ارائه می دهد و الگوی ترکی را نخواهد پذیرفت.

دیپلماسی ایرانی: بیست و یکمین نشست از سلسله برنامه های ماهانه سایت دیپلماسی ایرانی روز یکشنبه 1 بهمن ماه با عنوان، ایران و ترکیه، فرصت ها و چالش همسایگی برگزار شد. حسین جابر انصاری، رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه و خلیج فارس در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه و سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در لیبی در سخنانی در این نشست به نکاتی در رابطه با روابط ایران و ترکیه پرداخت که در زیر آمده است:

در این بحث به سه نکته در روابط ایران و ترکیه می پردازم. اولا به برخی از مشکلات ما در نگاه به جهان خارجی می پردازم که در روابط ایران و ترکیه نیز دیده می شود. در بخش دوم تلاش می کنم نشان دهم که واقعیت ترکیه چیست و در بخش سوم به بحث الگوی ایران و ترکیه که این روزها بسیار در رسانه ها مطرح می شود بپردازم.

رابطه ایران و ترکیه؛ نمادی از نگاه ما به جهان پیرامون

نگاه ما به مسئله روابط ایران و ترکیه می تواند فضایی برای یک نگاه آسیب شناسانه به فضای عمومی سیاست خارجی ایران و نوع رابطه ما با جهان پیرامونی ما فراهم کند. به نظر می رسد علی رغم این که ما بیش از سه دهه است که به مرور تلاش کرده ایم یک سنت دیپلماتیک را تعریف کنیم ولی هنوز نگاه ما به دنیای پیرامونی همراه با سوء تفاهم های متعدد است. از این زاویه نکاتی که در مورد رابطه ما با ترکیه مطرح می کنم درواقع به عنوان نمونه ای از مشکلات ما در روابط با جهان پیرامونی است. بعضی از این مسائل البته جزو بدیهیات محسوب می شود ولی متاسفانه در فضای رسانه ای، سیاسی و حتی عملیاتی ما گاهی به آن بی توجهی می شود.

نکته اولی که باید بدیهی است اما مورد غفلت می گیرد این است که اکثر بازیگران خارجی در بهترین حالت می توانند شرکا و دوستان ما باشند و نه تابعان ما. ما در بسیاری از اوقات در روابط خود با کشورهای دیگر به دنبال دوست یا شریک نیستیم بلکه دنبال تابع هستیم. در حالی که نمونه های بسیار نادر و کمیابی از رابطه تبعیت در بین کشورها وجود دارد. اکثر بازیگران بین المللی یا در تقابل با ما بازی می کنند و یا در بهترین وضعیت می توانند به نوعی همکار و یا در وضعیت ایده آل شریک ما محسوب شوند. این را باید در تعامل با دنیای پیرامونی به عنوان یک واقعیت پذیرفت.

نکته دیگری که در نگاه به محیط بین المللی باید مورد توجه قرار داد این است که بازیگران دیگر به هر حال منافع دیگر دارند و تفاوت منافع، تفاوت سیاست ها را به دنبال دارد. کار سیاست خارجی مدیریت این تفاوت هاست نه این که الزاما اختلافات و تفاوت ها از بین برود. در محیط بین المللی چاره ای جز وجود این تفاوت ها و مدیریت آنها وجود ندارد. این مسئله شامل روابط ایران و ترکیه نیز می شود.

درد سومی که گاهی ما گرفتار آن می شویم، همذات پنداری مفرط با محیط پیرامون است. یعنی کشورهای دیگر را با شرایط خودمان تحلیل می کنیم در حالی که چنین چیزی در عرصه بین المللی اشتباه محض است. باید این موضوع را در نظر گرفت که هر کشوری شرایط خود را دارد و آن شرایط را باید در تحلیل های در مورد آن کشور مورد لحاظ قرار داد. ما همواره می گوییم چرا ایران چنین کرد و چرا کشور دیگر چنان نکرد. باید به این موضوع توجه داشت که ایران بر اساس شرایط زیستی و جغرافیای سیاسی خود عمل می کند و دیگران نیز بر اساس شرایط خود عمل می کنند.

چهارمین نکته ای که گاهی از آن غفلت می شود این است که کار سیاست خارجی جمع به ظاهر تناقضات است. گاهی مثلا طرح می شود که آیا روابط با فلان کشور ارزش این را دارد که قربانی روابط با کشور دیگر شود؟ خیر. رابطه با هیچ کشوری را نباید به پای رابطه با کشور دیگر قربانی کرد. کار سیاست خارجی اساسا جمع همین به ظاهر تناقضات است. البته اگر جایی امکان جمع این تناقضات وجود نداشته باشد اولویت های آن کشور در آن موضوع و زمان تعیین کننده این است که کدام رابطه باید حفظ شود. آنچه که امروز در مورد بحران سوریه و اختلاف ایران و ترکیه در موضوع سوریه مطرح می شود، تفاوت اولویت ها و نوع نگاه ایران و ترکیه نسبت به موضوع سوریه است.

واقعیت ترکیه چیست؟

ضروری است که تصویر نزدیک به واقعیتی از موضوع ترکیه داشته باشیم. در روابط بین الملل گاهی تصویر از واقعیت از خود واقعیت مهم تر می شود و به جای آن می نشیند. لذا میزان نزدیکی تصاویر ما از واقعیات با خود واقعیت ها، امکان مدیریت سیاست خارجی را فراهم می کند. متاسفانه ما در این زمینه هم دچار نوعی افراط و تفریط هستیم و عموما سیاه و سفید به مسائل نگاه می کنیم. مدتی از یک سوی بام می افتیم و با تاکید بر ترکیه اسلامی تبلیغاتی به راه می اندازیم و توقعاتی برای خود و افکار عمومی ایجاد می کنیم و بعد بر سر رویکرد ترکیه در سوریه به یکباره از آن سوی بام می افتیم و می گوییم ترکیه جیره خوار آمریکا و صهیونیسم  است.

سوالی که ما باید به آن پاسخ دهیم این است که آیا آنچه در ترکیه اردوغان به راه افتاده یک پروژه ملی است؟ یا پروژه طراحی شده و مدیریت شده بین المللی و خارجی است؟ به نظر من این یک پرو‍ژه ملی است ولی پروژه ملی که به دنبال فضای زیست منطقه ای و بین المللی است و نمی خواهد که با ساختار قدرت بین المللی در رویارویی قرار گیرد. در این چارچوب ترکیه ارودغان و اسلام گرایان الگوی اردوغانیسم در بعد سیاست داخلی از یک اسلام سیاسی تقابلی با نظام های سکولار در محیط پیرامونی خود، به یک نسخه خفیفی از مفاهیم اسلامی میل پیدا کرده اند که می توان آن را اسلام اجتماعی نامید.

در بعد خارجی نیز سیاست خارجی ترکیه را می توان در دو اصل خلاصه کرد. در زمینه سیاست منطقه ای ترکیه، بازگشت به خویشتن خویش مطرح است که نوعی نوعثمانی گری از آن برداشت می شود. این سیاست به معنای بازگشت به محیط زیست تمدنی و تاریخی ترکیه بدون مفهم جغرافیایی خود است. بحث فلسطین در این سیاست به عنوان یکی از اولویت ها و مسائل مهم و تاثیرگذار در دستور کار قرار گرفته است ولی در ذیل اردوغانیسم؛ یعنی الزاما نوع نگاه و برخورد آنها با مسئله فلسطین با نوع نگاه و رویکرد ما به مسئله یکسان نیست.

دومین اصل سیاست خارجی ترکیه نیز پیگیری اهداف ملی از طریق تعامل انتقادی با ساختار قدرت بین المللی است. یعنی مثلا در زمان حمله آمریکا و متحدانش به عراق ترکیه اجازه نداد که نیروهای آمریکایی از خاک این کشور برای حمله به عراق استفاده کنند. در مسائل دیگر نیز این نوع تعامل انتقادی دیده می شود. از جمله مثلا در بحث مدیریت بحران سوریه، ترک ها نقاط اختلاف قابل توجهی با آمریکاییها دارند که در ایران کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

نکته آخر این که ما باید واقعیت ترکیه و تفاوت منافع ما با این کشور را بپذیریم و تلاش کنیم نقاط اشتراک خود را با این کشور مورد توجه قرار دهیم و سعی کنیم نقاط اختلاف را مدیریت کنیم. نه این که یکی از اولویت های سیاست خارجی ما به نام سوریه موجب شود که یکی دیگر از اولویت های ما در سیاست خارجی یعنی روابط با همسایه بزرگ و تاریخی به نام ترکیه تحت الشعاع قرار گیرد.

الگوی ایران و ترکیه

در ایران بحث الگوی ایران و ترکیه بسیار مطرح است و در منطقه نیز مورد اشاره قرار می گیرد. با این حال به نظر من این بحث الگوها تا حدی با ساده سازی مفرط پدیده های پیچیده سیاست خارجی همراه است. واقعیت این است که هر کشوری دارای جغرافیای سیاسی و وضعیت سیاسی، اجتماعی و تمدنی خاص خود است. اگر از این زاویه به مسائل توجه کنیم می توانیم تفاوت های مصر و تونس را به عنوان مثال درک کنیم. یعنی اگر به الگویی که جریان النهضه تونس دنبال می کند و الگویی که اخوان المسلمین مصر در دستور دارد توجه کنیم می بینیم که با وجود این که هر دو در مجموعه کشورهای عربی و نزدیک به یکدیگر و در یک فضای زیستی هستند ولی به دلیل تفاوت جغرافیای سیاسی و تفاوت در وضعیت اجتماعی سیاسی و تمدنی دو جامعه دو الگو دنبال می شود. مثلا در مصر وقتی انتخابات پارلمانی برگزار می شود 25 درصد کرسی ها را سلفی ها در اولین رقابت انتخاباتی خود کسب می کند در حالی که در تونس چنین اتفاقی رخ نمی دهد. آیا یک بازیگر سیاسی می تواند به این موضوع بی توجه باشد؟   به این دلیل است که وقتی اردوغان در مصر سخن از مدل ترکیه و سکولاریزم به میان می آورد، اخوانی ها اولین کسانی هستند که بیانیه می دهند و می گویند مدل ترکیه به درد مصر نمی خورد. بنابراین به نظر می رسد هر کشوری الگوی خود را خلق خواهد کرد و مصری ها هیچ گاه الگوی ترکیه و یا به طریق اولی الگوی ایران را دنبال نخواهند کرد بلکه الگوی خود را ایجاد خواهند کرد. /12



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>