دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 9 ارديبهشت 1392      11:58

اختلافات راهبردی ایران و آمریکا چگونه حل می‌شود؟

تنها موضوعی که می تواند ایران را به سوی حل اختلافات راهبردی اش با آمریکا هدایت کند مسئله هسته ای این کشور است به شرط آنکه اجماع سیاسی میان نخبگان امنیتی و سیاسی تهران برای مذاکره با واشنگتن ایجاد شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه خبری-تحلیلی «المانیتور» در مطلبی با عنوان «آمریکا و ایران باید به مسئله هسته ای به صورت مستقیم بپردازند» به قلم «کیهان برزگر»، می نویسد: در جریان مذاکرات ایران و آمریکا، مسائل منطقه ای همانند یک شمشیر دولبه عمل کرده اند. از یک سو، این مسائل زمینه را برای تعامل در مذاکرات آماده کردند و از سوی دیگر، احساس فزاینده بی اعتمادی دو طرفه را افزایش دادند. حقیقت این است که مسائل مرتبط منطقه ای تنها می تواند به عنوان آغازگر مذاکرات راهبردی بین ایران و آمریکا عمل کند. برخی عقیده های قالب در غرب این است که تمرکز بر مسائل منطقه ای در زمان مذاکرات- با توجه به منافع ژئوپولتیک مشترک در منطقه بین تهران و واشنگتن- به پیشبرد مذاکرات کمک می کند. بر خلاف این نظرات باید گفت که روابط سرد ایران و آمریکا در 34 سال گذشته در واقع عامل اختلافات بوده است.

بی اعتمادی ژئوپلتیک و ایدئولوژیک دو قدرت نسبت به یکدیگر در خاورمیانه افزایش یافته است

البته یک نظریه معتبر نیز وجود دارد که منطقه جایی است که منافع دو کشور در زمینه ایجاد ثبات، جلوگیری از تندروی و مبارزه با تروریسم با یکدیگر همپوشانی دارد. در عین حال، خاورمیانه همچنین منطقه ای است که در آن بی اعتمادی ژئوپلتیک و ایدئولوژیک دو قدرت نسبت به یکدیگر افزایش یافته است. به همین دلیل ایران و آمریکا راهبردهای ویژه خود را برای جلوگیری از نفوذ یکدیگر دارند. به عبارت دیگر، به دلیل میزان قدرت، نفوذ و نقشی که دو کشور می توانند بازی کنند، هیچ یک از آنها نمی تواند در چالشی مستقیم دیگری را شکست دهد. بنابراین، هر دو کشور مایل به تحدید نقش دیگری و منافع ایدئولوژیک و ژئوپلتیک دیگری از طریق مسائل منطقه ای و در عین حال کاهش هزینه های هرگونه دشمنی مستقیم و اقدام نظامی هستند. با توجه به این مسئله، دو کشور مایل به افزایش نقش منطقه ای خود بر اساس منافع و ارزش هایشان هستند.

از سوی دیگر، شخصیت های سیاسی و ماهیت قدرت و سیاست در منطقه به گونه ای هستند که سیاست های ایران و آمریکا در جهت عکس یکدیگر شکل می گیرد. اگر به پیشینه روابط دو کشور نگاه کنیم، متوجه می شویم هنگامی که منطقه درگیر تحولات امنیتی یا سیاسی خاصی نیست، تهران و واشنگتن نزدیکتر می شوند. در عوض، هنگامی که منطقه با مسئله ای مهم روبروست، دو کشور از یکدیگر فاصله می گیرند. به طور مثال ظهور بهار عربی و تغییر حکومت در برخی کشورها اختلافات سیاسی و راهبردی بیشتری را در روابط بین دو کشور ایجاد کرد خصوصا اینکه آنها سیاست های متفاوتی را در برخورد با این تحولات منطقه ای اتخاذ کردند. ایران خواستار جلوگیری از تهدیدهای آمریکا و در عین حال افزایش نقش منطقه ای خود است. آمریکا خواستار مدیریت این تحولات بر اساس منافعش و به طور عمده جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه است. این بدان معناست که تهدید حضور فزاینده در منطقه یکی از چالش های بزرگ برای دو کشور بوده و آنها را مجبور به تعیین سیاست هایشان بر اساس تحدید دیگری کرده است.

مسائل منطقه ای تنها به عنوان اهرمی برای آغاز مذاکرات بین ایران و آمریکا عمل می کنند

پیش از آن، حوادث 11 سپتامبر و بحران های افغانستان و عراق پس از آن منجر به ایجاد روابط میان ایران و آمریکا بر اساس تحدید دوجانبه در زمینه های ایدئولوژیک و ژئوپلتیک شد. ایران در سال 2001 در افغانستان به سرنگونی رژیم طالبان کمک کرده اما واشنگتن علاوه بر قرار دادن این کشور در فهرست «محور شرارت» توسط جرج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، به صورت تهدیدی درآمد که ایران را محاصره کرده و دستکم می گیرد. یکی از اهداف ایران از برگزاری سه دور مذاکرات با آمریکا درباره بحران عراق در سالهای 2006 تا 2007 یافتن راه حلی برای حل این مشکلات راهبردی با آمریکا در قالب بسته ای جامع بود که شامل مسئله هسته ای ایران نیز می شد. در عوض، هدف اصلی آمریکا برای مذاکرات استفاده از نقش ایران در مبارزه با تندروی و جلوگیری از عبور تروریست ها از مرزها بود که اهدافی کوتاه مدت در نظر گرفته می شوند. گفت وگوها مفید نبودند زیرا دو طرف انتظارات متفاوتی را از مذاکراتشان داشتند. به عبارت دیگر، مشکلات منطقه ای تنها به عنوان اهرمی برای آغاز مذاکرات عمل کرده و از پتانسیل کافی برای مذاکرات راهبردی میان ایران و آمریکا یا ازسرگیری روابط برخوردار نیستند زیرا دو کشور بار دیگر به مسائل منطقه ای به عنوان راهی برای تحدید یکدیگر استفاده می کنند.

مسائل منطقه ای از پتانسیل لازم برای هدایت دو طرف به سوی توافق بزرگ برخوردار نیستند

در نتیجه، تنها هنگامی که با همه مسائل راهبردی مانند پذیرش نقش منطقه ای ایران و پایان روابط بر اساس تهدیدات دوجانبه به طور مناسبی برخورد شود، مسائل منطقه ای می تواند بین دو طرف همگرایی ایجاد کند. تاریخ نشان می دهد تنها هنگامی که مسائل گسترده تر در خاورمیانه بخشی از توافقی جامع برای حل اختلافات راهبردی بین ایران و آمریکا مانند بن بست هسته ای ایران باشد، می توان به آنها به عنوان نقطه همگرایی در روابط دو کشور نگریست. برغم برخی دیدگاه های غربی، ابتکارات کوچکی مانند تمرکز بر مسائل منطقه از پتانسیل لازم برای هدایت دو طرف به سوی توافق بزرگ برخوردار نیستند. مسائلی مانند سوریه، بحرین، عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین تنها می توانند نقش انگیزه برای آغاز مذاکرات راهبردی میان ایران و آمریکا و نه چیز دیگری را بازی کنند. تنها مسئله ای که می تواند ایران را به سوی حل اختلافات راهبردیش با آمریکا هدایت کند مسئله هسته ای این کشور است به شرط آنکه اجماع سیاسی میان نخبگان امنیتی و سیاسی تهران برای مذاکره با واشنگتن ایجاد شود.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>