سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 8 خرداد 1392      11:45
افراط گرایی و تقابل شیعه- سنی چالش پیش روی جهان اسلام

ایران به حفظ جایگاه علویان در سوریه فکر کند

سیروس ناصری، عضو برجسته تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در زمان دولت اصلاحات در در میزگرد" تقابل شیعه- سنی چالش پیش روی جهان اسلام" برگزار شده در دیپلماسی ایرانی تاکید می کند ایران باید ابتدا به دنبال تثبیت وضعیت کنونی شیعیان در منطقه باشد.
سیروس ناصری

سیروس ناصری زمانی که به عنوان نماینده ایران در مقر سازمان ملل در ژنو به سر می‏ برد؛ از اعضای تیم مذاکراتی قطعنامه 598 بود. وی عضو تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران در زمان دبیری دکتر حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی و همچنین مدتی سخنگوی تیم هسته‌ای روحانی بود.

مطالب بیشتر ...

دیپلماسی ایرانی: حرکت های افراط گرایانه که به نزاع شیعه و سنی دامن می زند یکی از چالش های روبروی ماست و باید ترجمه این مسائل در دیپلماسی جمهوری اسلامی را مورد ارزیابی قرار داد.اگر بخواهم مقدمه ای عرض کنم باید اشاره کنم که واقعیت این است که توازن در منطقه در چند دهه اخیر به طور جدی دچار تغییر شده است. تحول اساسی که در منطقه رخ داده این است که یک وضعیتی که در درازمدت تثبیت شده بود تغییر کرده است. بر اساس آن نظم تثبیت شده سابق، حکومت های منطقه یا سکولار بودند یا اگر گرایش مذهبی داشتند، سنی گرا بودند و شیعیان در آن نقشی نداشتند. طبیعتا انقلاب اسلامی ایران یک انفجاری ایجاد کرد و وضعیت را به طور اساسی تغییر داد. برای حکومت های مذهب گرای منطقه مدتها زمان نیاز بود که به این وضعیت جدید عادت کنند و سعی کنند به یک تفاهم نسبی برای شکل گیری یک تعادل نسبی با توجه به این واقعیت جدید برسند.

تحول بزرگ دوم که دست کمی از تحول اول نداشت و ما گاهی عمق و اثر آن را فراموش می کنیم به تغییر حکومت در عراق و استقرار یک حکومت شیعه گرا به جای یک حکومت سنی گرا در این کشور مربوط می شود. اگر ما خود را به جای که عرب های منطقه که گرایش سنی دارند به خصوص عربستان سعودی بگذاریم می بینیم که دو شکست و تحول بزرگ که به ضرر آنها رخ داده است که نه تنها آثار ژئوپلیتیک دارد بلکه موجودیت خود را هم می تواند درتهدید قرار دهد.

 در کنار این وضعیت در ایران و عراق، تحولاتی که در لبنان رخ داد و بعد از دوران طولانی درگیری های به ثبات رسید اهمیت دارد. خصوصا این که نقش حزب الله در لبنان نقشی پررنگ و غیر قابل انکار است. همچنین حرکت هایی که در قالب بیداری اسلامی در کشورهای عربی رخ داد تحول دیگری بود که عربستان را دچار هراس کرد. عربستان دید که در همسایگی خود و در حیات خلوت این کشور در یمن و بحرین، اعتراضات شکل گرفته است و این واقعیت وضعیت بسیار حساسی را برای این کشور پیش آورد.

در سوریه ما باید به سمت راه حلی برویم که جایگاه علویان حفظ شود. به نظر می رسد ما در حال نزدیک شدن به نقطه ای هستیم که در آن نقطه امکان رسیدن به یک راه حل فراهم باشد. شاید دشواری این قضیه این است که هضم این وضعیت برای عربستان و قطر با وجود هزینه ای که در این بحران کرده اند دشواراست. ولی ما هرچه پیش می رویم و صحنه نبرد به بن بست نزدیک می شود امکان وقوع راه حل به شکلی که ما می خواهیم تشدید می شود.

در این میان با شروع بحران سوریه، قطر و عربستان یک نقطه نظر مشترک پیدا کردند. درحالی که پیش از آن عربستان و قطر به سمت تعمیق اختلافات پیش می رفتند. به دلیل این که قطری ها به صراحت و قاطعیت با امکانات مالی در حال حمایت از حرکت های اسلامی در منطقه بودند. اما در سوریه منافع این دو کشور به هم گره خورد و ترکیه نیز به همراهی این دو کشور پرداخت.

حال ما به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم به دلیل تشدید بحران در سوریه، رقابت شیعه و سنی به یک رقابت سیاسی تبدیل شده است که در یک طرف ایران علمدار آن است با حمایت محتاطانه از سوی عراق و حمایت های دیگر از سوی گروههایی مثل حزب الله و در طرف دیگر یک گستره ای از کشورهایی که توانایی وسیع مالی و سیاسی به علاوه توانایی های نظامی و اطلاعاتی دارند قرار گرفته اند. تفاوت ما در این است که آنچه که آنها انجام می دهند در بسیاری از موارد از کنترلشان خارج می شود؛ یعنی آنها وقتی به حمایت از گروههای مسلح اقدام می کنند این گروههای مسلح لزوما از سوی این حکومت ها قابل کنترل نیستند و بعدا می توانند شمشیری علیه خود آنها شوند. تجربه جمهوری اسلامی نشان داده که آنجایی که از حرکت های مبارز هم دفاع می کند امکان کنترل و تنظیم وضعیت آنها را دارد. آخرین وضعیت در عراق بود که ایران توانست حرکت مقتدی صدر را با چند حرکت سیاسی تنظیم کند. بنابراین این تفاوت وضعیت ما دو کشور است.

اما نگاه ما به مسئله برهم خوردن توازن قوا در منطقه چگونه باید باشد؟ از دید استراتژیک و بلند مدت ما پیروزی های بزرگی داشته ایم. حداقل می توانیم بگوییم تحولات عمده ای که در منطقه رخ داده به تقویت اقتدار شیعیان انجامیده است. این چیزی است که چند دهه گذشته تصور آن نمی شد. معمولا وقتی تحولی در قدرت رخ می دهد علاقه به این است که این قدرت توسعه و گسترش یابد. در حالی که به نظر من ما باید در ابتدا این وضعیت را تثبیت کنیم. یعنی آنچه که باید اساس سیاست ما باشد این است که جاهایی که قدرت شیعیان به منصه ظهور رسیده است، ابتدا در یک تعامل به یک تعادل نسبی (که در نهایت تفوق با شیعیان باشد) برسد و این مورد پذیرش عمومی قرار گیرد. اگر این را مبنای سیاست قرار دهیم که هدف درستی است آنوقت باید شاهد این باشیم که در عراق در دوره ای با دیپلماسی مناسبی به یک وضعیت تثبیت برسیم که در عین حال که شیعیان حاکم هستند جماعت سنی هم به نحوی با آن همراه باشد. در نتیجه عراق باید بتواند واقعا در صحنه سیاسی منطقه جایگاه خود را بازیابی کند که در این صورت درهای بسیار ی را به روی ما خواهد گشود.

بقیه جاهایی که شیعیان هستند چندان قابل تغییر نیست. مثلا لبنان به یک تعادل نسبی رسیده است و همین را باید حفظ تثبیت کنیم و در یمن و بحرین وضعیتی وجود دارد چندان قابل تغییر نیست. ولی در سوریه وضعیت متفاوت است. در سوریه ما باید به سمت راه حلی برویم که جایگاه علویان حفظ شود. به نظر می رسد ما در حال نزدیک شدن به نقطه ای هستیم که در آن نقطه امکان رسیدن به یک راه حل فراهم باشد. شاید دشواری این قضیه این است که هضم این وضعیت برای عربستان و قطر با وجود هزینه ای که در این بحران کرده اند دشواراست. ولی ما هرچه پیش می رویم و صحنه نبرد به بن بست نزدیک می شود امکان وقوع راه حل به شکلی که ما می خواهیم تشدید می شود.

بنابراین محور دیپلماسی ما باید از یک طرف تثبیت وضعیت عراق و از سوی دیگر پیدا کردن راه حلی برای سوریه باشد. این دو مسیر تعیین کننده است. برای این که شیعه و سنی در منطقه باید به یک تعادل نسبی جدید برسند. برای این کار ممکن است که تمام آنچه که در حال حاضر داریم را نداشته باشیم و با کمی امتیاز دهی در یک شرایط تثبیت شده جدید قرار بگیریم.

محور دیگری که باید سیاست ما باشد این است که جاهایی که منافع مشترک برای مقابله با افراط گرایی و افراط گرایان سنی داریم با یک دیپلماسی واقعی و صادقانه راه نزدیک شدن را دنبال کنیم. یکی از این زمینه ها مصر است. اگرتفاهمات برای مصر قابل پذیرش باشد راههای توسعه روابط دیپلماتیک فراهم خواهد شد. در این موارد  لزومی ندارد که با استفاده از توانایی مبتنی بر قدرت شیعه و یا استفاده از اقدامات قهرآمیز کاری بکنیم بلکه اینجا ابزار صرفا دیپلماسی است. مثلا در مصر نقش ما می تواند بیشتر بر این باشد که سعی کنیم تفاهمی بین دولت مرسی و اخوان و سکولارها صورت گیرد تا حکومت معتدلی بر سرکار باشد./ 16

انتشار اولیه: شنبه 4 خرداد 1392/ باز انتشار: چهارشنبه 8 خرداد 1392



نظرات کاربران
s b abdollah zade
پنجشنبه 10 مرداد 1392      12:44

جناب ناصری ازمقاله استفاده کردم ولی ریشه اختلافات را کامل بیان نکردیدحداقل به علل دامن زدن آن نپرداختید حق بود به سلفی گری شیعی وبازگشت به اعتقدات کیسانیه ومفوضیه که دامنگیرشیعه شده وبهانه رابدست طالبانیها ووهابی ها داده توجه میدادید ازماست که برماست
فرید سردشتی
جمعه 26 ارديبهشت 1393      16:52

جناب اقای ناصری با تحصیلاتی که دارید متعجبم جنان تحلیل های دارید شما نسبت به مسایل دید واقعی نداشته ودید اختلاف تشدید مذاهب داریدما باید به انسجام مذاهب سنی وشیعه درکشورهای مجوارببردازیم وکشورهای منطقه به خودمان نزدیک کنیم وثبات ایجاد شود وبههمین خاطر نیازبه اعتمادسازی است بس مدیریت وسیاست کشورمادرسیاستی است که سنی ها هم به خودمان نزدیک کنیم وایجادتفرقه بدورباشیم وهربحرانی اخرش افرادی همجون طالبان وداعش والقا عده بیرون امده وبرادران شیعه به خاک وخون می کشد بس تحلیل درست ومنطقی داشته باشید.
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>