چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 28 مهر 1392      12:38

کبوتری که پرید!

یادداشتی از دکتر آزاده السادات طاهری، استاد دانشگاه سمنان در مورد اهدای جایزه صلح نوبل به سازمان منع سلاح‌های شیمیایی.

دیپلماسی ایرانی: جوایز نوبل، هرساله توجهات زیادی را به خود جلب می کنند. چه، بسیاری در سراسر جهان منتظرند تا این جایزه را به خانه ببرند و بسیاری بیشتر در پی آنند که بدانند چه کسانی از این اقبال برخوردارند. در برخی زمینه ها از جمله نوبل ادبیات، بسیاری کتاب خوانان هستند که بی صبرانه انتخاب نویسنده برتر را به انتظار می نشینند. آنها نیز احتمالا دو دسته اند. دسته ای می خواهند نویسنده محبوب خود را برگزیده ببینند و نفسی از سر آسودگی بکشند و دسته ای دیگر می خواهند کتاب برنده را جستجو کنند و بخوانند و لذت ببرند.

در این میانه، جایزه صلح نوبل شاید وضعیتی  متفاوت داشته باشد. جایزه صلح نوبل نه تنها توجهات را به سوی خود می کشاند بلکه نشان دهنده حساسیت های بین المللی است و احتمال می توان داد که پیامهای مختلفی را نیز در دل می پروراند. از دیدگاه دیگری نیز جایزه صلح نوبل، با سایر نوبل ها متفاوت می نماید. تو گویی تحقق هر پیشرفت و بهره مندی از هر دستاوردی در سایر شاخه ها در گرو این یکی است. تا صلح نباشد، نهال دانش شکوفا نمی شود و تا صلح نباشد ذوق ادبی به بار نمی نشیند. انسان در صلح و آرامش است که بیش از هر وقت دیگر کرامت خود را می یابد و به سوی تحقیق و تفحص و یافتن و پی جویی نیازهای والاتر خود بر می آید. جایزه صلح نوبل را از این حیث می توان سرآمد جوایز دیگر دانست.

امسال بی صبرانه منتظر بودم تا ملاله یوسف زی را در قامت برنده جایزه صلح نوبل مشاهده کنم. دختری جوان که خاستگاهش جایی حوالی زادگاه من است و دغدغه اش بسیار مشابه من. ملاله را البته پیش از ترورش نمی شناختم اما پس از آن، او را ستودم که به جوانی خود راهی می رود ارزشمند و ستودنی. در یادداشتی پیشتر نوشتم که راه تحقق همه حقوق بشری از آموزش می گذرد و ملاله این نکته را به خوبی دریافته است. او مبارزی است که می کوشد زنان را به دانایی، توانمند کند و از این رهگذر آنها را به سوی تضمین حقوقشان فرابخواند.

ملاله را از این رو شایسته دریافت این جایزه می دانستم که بهترین راه را برای تحقق صلح در جهان جسته و بر سر آن جان خود را نیز به خطر انداخته است. انکار نمی توان کرد که بی واهمه از تهدیدات و ترورها گام زدن در این راه، شایسته تقدیر است و باز انکار نمی توان کرد که آموزش یکی از مهمترین عناصر موثر در راستای تحقق صلح پایدار است.

انتخاب کنندگان البته انتخابشان با من متفاوت بود. آنها نه دختری جوان که در سخت ترین شرایط در راه هدفش جنگیده و می جنگد که سازمانی را به این منظور برگزیده اند. آنها امسال، اهمیت آموزش به ویژه برای زنان را کنار گذاشته و محو سلاح های شیمیایی را مهمتر پنداشته اند. سازمانی که البته دارد به وظایف تعیین شده خود عمل می کند و جانی هم بر سر راه هدفی نگذاشته است!

این نوشتار به معنای بی اهمیت پنداشتن محو سلاحهای شیمیایی در جهان نیست. اساسا چه کسی می تواند منکر تاثیرات شوم جنگ -به ویژه با توسل به سلاحهای شیمیایی- بر حیات و سرنوشت جامعه بشری شود؟ اما نکته در اولویت هاست؛ در شرایطی است که پشت هر فعالیت نهفته است و در پیامی است که به جهان مخابره می شود.

جایزه صلح نوبل امسال به جایی رفت که آرزوی من نبود؛ کاش اما پیغامم به جایی که می خواهم برسد. به ملاله یوسف زی. که بگویم می فهمم چه می خواهد و بگویم برای موفقیت او و تمام کسانی که از جان و جوانی خود می گذرند تا دنیا را به جایی برای بهتر زیستن بدل کنند دعا می کنم؛ جهانی که در آن همه می دانند و می توانند.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>