پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 18 خرداد 1393      11:20
در سایه برگزاری انتخابات و تایید احتمالی ریاست جمهوری بشار اسد

دولت های غربی با واقعیت های سوریه کنار می آیند

قاسم محب علی،رئیس اسبق اداره کل خاومیانه وزارت خارجه و کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی با اشاره به برگزاری انتخابات در تاکید می کند که مخالفان بشار اسد در غرب منتظر نتیجه این انتخابات و میزان قدرت ورزی مخالفان برای تصمیم گیری در خصوص عادی سازی رابطه با دولت اسد باقی خواهند ماند

دیپلماسی ایرانی: انتخابات سوریه در خارج از مرزهای آن برگزار شد. انتخاباتی که به گفته رسانه ها با استقبال مردم مواجه شده و مردم در تایید حضور دوباره بشار اسد رای داده اند. دولت اسد نیز اعلام کرده حضور مردم مبنایی برای خروج از بحران کنونی است. به نظر می رسد که بشار اسد پیروز صحنه انتخاباتی باشد که فردا برگزار خواهد شد. این پیروزی آغاز کننده مانورهای جدید داخلی از سوی اسد و البته موقعیت سنجی های دولت های مخالف  و موافق بشار اسد. آیا بحران سیاسی با این انتخابات به پایان می رسد؟ آیا مخالفان شمشیرهای خود را غلاف کرده و راه را برای بازگشت تمام قد بشار به عرصه سیاسی آرام سوریه مهیا خواهند کرد؟ پرسش هایی از این دست را با قاسم محبعلی کارشناس مسایل منطقه و رییس اسبق ادره کل خاورمیانه در میان گذاشتیم . متن این گفتگو به شرح زیر است:

رسانه ها از استقبال قابل توجه سوری ها برای حضور در انتخابات خبر می دهند. آیا ما شاهد بازگشت رونق سیاسی به جبهه بشار اسد در سوریه هستیم؟

ابتدا باید دو مساله را مدنظر قرار داد و سپس درباره انتخابات اظهار نظر کرد. نخست اینکه انتخابات در چه شرایطی برگزار می شود و دوم اینکه آیا انتخابات از نظر کیفی منصفانه یا آزاد هست یا نه. شرکت انبوه مهم نیست بلکه شرکت در انتخابات منصفانه مهم است. این عادت در خاورمیانه وجود دارد که برنده در این انتخابات ها بالای 90 درصد آرا را به خود اختصاص می دهد.  در زمان صدام او بالای 90 درصد آرا به دست آورد. حافظ اسد نیز طی سال حکومتش همواره بالای 90 درصد آرا را کسب می کرد. وضعیت آقای مبارک و اکنون السیسی نیز همینگونه است. اما هیچ ناظری نمی گوید که این انتخابات آزاد ومنصفانه است. آن چیزی که در سوریه جریان دارد قطعا یک انتخابات آزاد و منصفانه نیست زیرا آقای اسد هیچ رقیبی از مخالفان ندارد. در عین حال شرایط سوریه، شرایط جنگی است و در مناطق مختلف جنگ آن هم به صورت طایفه ای است. به طور حتم وقتی انتخاباتی برگزار می شود، طوایفی که به حکومت نزدیک تر هستند مانند علویان، سعی می کنند به شدت در انتخابات حضور داشته باشند. افرادی که در سوریه، لبنان یا کشورهای دیگر هستند، گرایش علوی داشته و در انتخابات به دلیل منافع طایفه ای شرکت می کنند. این بدان معنی نیست که مردم و بقیه طوایف نیز در انتخابات شرکت کرده اند.

آقای اسد معتقد است که نظام سوریه به دلیل تبعیت کردن از دیگران تحت فشار قرار دارد. منظور از تبعیت چیست؟

این گفته مقداری مبهم و سوال برانگیز است. زیرا متحدان سوریه، ایران، روسیه، چین و حزب الله هستند و اگر به خاطر اینها تحت فشار قرار دارد، بنابراین نظام سوریه هزینه نزدیکی با ایران را می پردازد. گرچه حکومت اسد از نظر سیاست خارجی وجهه مثبتی داشته  و توانسته در مقابل روندی که مد نظر اسرائیل یا آمریکا بوده تمکین نکند، اما از نظر سیاست داخلی، نمی توان چنین ارزیابی را داشت.

دیدگاهی مطرح است مبنی بر اینکه برخی کشورهای عربی اروپایی و غربی خواهان بازسازی روابط دیپلماتیک با دولت جدید سوریه _ اسد_ هستند و در نظر دارند از سیاست های پیشین خودشان صرف نظر کنند. دلیل چنین تغییر رویکردی چیست؟

واقعیت آن است که همه دولت ها بر اساس سیاست امر واقع تصمیم می گیرند. منافع دولت ها در این است که ببینند واقعیت کجاست. آنها می بینند که واقعیت اکنون حکومت اسد است بنابراین به طور کلی ارتباطشان را قطع نمی کنند. اگر دولت تضعیف شد یا مخالفان قوی شوند، آنها نیز به سمت مخالفان می روند و اگر حکومت قوی شد، به سمت حکومت می روند. آنها به دنبال این نیستند که چه سرنوشتی در انتظار سوریه است. به دنبال منافع خودشان هستند. نکته دیگر آنکه وضعیت مبهمی برای آینده سوریه پدید آمده است. یعنی هیچ نیروی جایگزینی که بتواند سوریه متحد را اداره کند، وجود ندارد.

در عین حال عده ای بر این عقیده اند که پیروزی اسد در این انتخابات بر مشروعیت سیاسی وی اخواهد افزود. آیا این پیروزی به معنای دست بازتر وی در مهار ناآرامی ها هم خواهد بود؟

پیروزی وی چندان تفاوت جدی در واقعیت سوریه ایجاد نمی کند. هرچند بشار اسد به دنبال دست یابی به مشروعت به منظور شدت عمل بیشتر با مخالفان است اما اینکه آیا می تواند این کار را انجام دهد یا خیر، خود جای سوال دارد.  تغییرات صورت گرفته طی ماه های اخیر کوچک و سطحی بوده است. گاهی بر سر چند محله جنگ و درگیری می شده اما ارتش آن را پس می گرفت. اینها تغییرات عمده ای در وضعیت کشور به حساب نمی آید. اکنون سوریه به چند قسمت تقسیم شده است. کردها، داعش، ارتش آزاد، جبهه النصره و ارتش هر کدام بخش هایی را در اختیار خود دارند. چنین وضعیتی می تواند سال ها در سوریه ادامه پیدا کند. در عین حال هم دولت و هم مخالفان هر کدام می توانند بگویند که پیروز هستند و جای خودشان را دارند. این به معنای برقراری ثبات و بازگشت سوریه به شرایط آرام نیست. بیش از 35 تا 40 درصد مردم سوریه در شرایط آوارگی به سر می برند.  اقتصاد سوریه به شدت از بین رفته است. بر اساس گزارش UNDP تولید ناخالص داخلی سوریه از سال 2011 میلادی تا کنون بیش از 40 درصد کاهش پیدا کرده است. تقریبا صادرات سوریه از بین رفته است. طبیعتا بازگشت اوضاع به وضعیت مناسب، نیاز به شرایط آرام دارد. آیا آقای اسد می تواند بعد از انتخابات این کارها را انجام دهد؟

به نظر شما وضعیت آرایی که به سود و یا علیه بشار به صندوق ریخته می شود ، به چه شکل خواهد بود؟

وضعیت آرا در بین طایفه علوی و کسانی که از گذشته با دولت بودند، فرقی نکرده است. مهم آرای افرادی است که رفته اند و آنان هایی که آواره شده اند. اگر از یک میلیون آواره 100 هزار نفر رای بدهند، اتفاق ویژه ای نیافتاده است. حدود 9 میلیون نفر از جمعیت سوریه آواره هستند. آیا در مناطقی مانند شهر حلب شرایط رای گیری وجود دارد؟ البته این موضوع در خاورمیانه رسم است مانند دولت مصر که اعلام می کند السیسی 96 درصد آرا را به دست آورده است. اما هیچ ابزاری مبنی بر اینکه چنین ادعایی را ثابت کند،  وجود ندارد. واقعیت آن چیزی است که در صحنه عملی باید اتفاق بیافتد. آیا افرادی که از کشور رفتند، مخالف بودند و دست به اسلحه بردند یا به مخالفان سیاسی پیوستند به کشور و حکومت بازگشتند؟ هیچ نشانه ای برای اینکه بگوییم چنین اتفاقی افتاده، وجود ندارد.

آیا شخص اسد در ساختار آینده سوریه جایگاهی خواهد داشت؟ با توجه به اظهارات آقای کری که گفته است این اقدامات نوعی ساختگی و جعلی است و سازمان ملل هم نمی پیذیرد.

یک طرف قضیه شخص آقای اسد و طرف دیگر طایفه علوی و جامعه علویون یا دروزی ها و مسحیان هستند که چیزی حدود 30 درصد جمعیت سوریه را تشکیل می دهند. همچنین حدود 70 درصد طوایف سنی هستند. در اینکه علوی ها، دروزی ها و مسیحیان در ساختار سوریه حضور خواهند داشت، تردیدی نیست. اما اینکه آیا شخص آقای اسد در آینده سوریه نقش داشته باشد یا نه، بستگی به این دارد که  اسد همچنان  مطلوب این طوایف باشد یا شرایط تغییر کرده و به دنبال فرد دیگری هستند. هیچ کسی نمی تواند حضور علویان، دروزی ها و مسحیان را در آینده سوریه نفی کند اما برای قضاوت در خصوص اینکه در یک حکومت همانند آنچه در عراق روی داد، ساختار مشارکتی از کردها، شیعیان و سنی ها به وجود بیاید، باید منتظر ماند. باید گفت که کسی نمی تواند طایفه علوی را به خاطر موقعیت، جمعیت و هم بافت اجتماعی- تاریخی که دارد، حذف کند.

وزیر اطلاع رسانی سوریه اعلام کرده، برگزاری چنین انتخاباتی راهی برای پایان دادن به بحران سوریه است. آیا انتخابات می تواند بحران سوریه را حل کند؟

زمانی انتخابات مفید است که شرایط آرامی در سوریه برقرار باشد. دیگر آنکه حتما از مخالفان و معارضان کسی در میان میدان رقابت با اسد حضور داشته باشد. در این صورت وزن هر یک روشن می شود. در حال حاضر یک نفر در انتخابات حضور دارد و البته دو رقیب از پیش شکست خورده. واقعیت این است ابهامات  در جامعه سوریه باقی می ماند. انتخابات چه برگزار شود و چه نشود، اینکه آقای اسد نمایندگی کل ملت سوریه را دارد یا نمایندگی بخشی از طایفه علویان، همچنان جای پرسش است. اما با این حال زمانی انتخابات مفهوم دارد که یک شرایط آرام و با ثبات حاکم باشد و دیگر یک انتخابات رقابتی با حضور همه نیروهای سیاسی صرف نظر اینکه چه سیاستی دارند، برگزار شود.

مشیل عون رییس فراکسیون تغییر اصلاح هم گفته است که اقلیت شیعه اگر به پیروزی برسند ما هم در کنار آنها سهیم هستیم و به بشار اسد هم باید به دلیل مبارزه با تررویسم جایزه نوبل داده شود. اظهارات آقای میشل عون برآمده از چیست و چه هدفی را دنبال می کند؟

منافع آقای مشیل عون ایجاب می کند که حرف تبلیغاتی بزند تا یک حرف کارشناسی. او به خاطر منافعی که دارد از اسد حمایت می کند. اینکه حرف او واقعی بوده یا نه را نمی توان روشن کرد. طی 30 سال مواضع میشل عون تغییر کرده است. زمانی او در جنگ داخلی موقعی که سوریه در لبنان حضور داشت، با نیروهای سوری و متحدان آن می جنگید. بنابراین بنا به مصلحت هایی که او دارد، مواضعی در نظر می گیرد فقط در همین اندازه قابل ارزیابی است.

انتشار اولیه: دوشنبه 12 خرداد 1393/ باز انتشار: یکشنبه 18 خرداد 1393



کلمات کلیدی : سوریه - قاسم محب علی
نظرات کاربران
nazanin
دوشنبه 12 خرداد 1393      19:23

متاسفانه این چند وقت اخیر تحلیل ها بسیار توام با ضعف و ناشی از مبانی نادرست بوده! ایشون بیشتر در بستر مبانی غربی, سوریه و انتخابات در سوریه رو ( حتی نه در سطح جامع و کامل ) بررسی کردند, با این تفاوت که اهداف طرح این چنین مبانی برای تحلیل مسائل سوریه توسط غرب کاملا تعریف و تنظیم شده تبیین میشوند. امیدوارم کارشناسانی که تحلیل میکنند با ابزار تحلیل روز و بسترهای مبنایی آن و از همه مهمتر وقایع مربوطه بیشتر دقت نظر و تدبر و تعمل داشته باشند, بسیاری از مباحثی که در سوالات با دقت بیان شده, توسط کارشناس بدون تحلیل و تعریف از صحنه سوریه یا پرداخته نشده یا بسیار کمرنگ و متاسفانه ضعیف! بهرحال سپاسگزار!
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>