دوشنبه 27 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 22 مهر 1393      11:24
مصری ها از دمشق گله دارند

تردید سوریه در بمباران فرودگاه های اسرائیل

سوریه به مسئولیت‌های خودش در جنگ عمل نکرد و اگر آن زمان فرودگاه‌های اسرائیل را بمباران کرده بود «نکسه» پیش نمی‌آمد.

دیپلماسی ایرانی : امین هویدی (1921-2009) از نزدیکان جمال عبدالناصر و عضو گروه افسران آزاد بود که علیه حکومت پادشاهی در مصر کودتا کردند. او در زمان عبدالناصر رئیس دستگاه اطلاعات ارتش و پس از جنگ شش روزه (ژوئن) وزیر امور جنگی شد. او هم چنین در دوران پرآشوب حوادث عراق سفیر مصر در این کشور شد. وی در دوران حکومت انور سادات به اتهام تلاش توطئه علیه دولت دستگیر شد. آن چه در پی می آید بخشی از مصاحبه او با شبکه الجزیره است.

هویدی: من می خواهم یک موضوع درباره زمان شروع حمله اسرائیل مطرح کنیم. ببین حمله ساعت ده دقیقه به 9 صبح روز پنجم ژوئن 1967 اتفاق افتاد. فکر می کنی چرا این ساعت حمله شد؟

منظورتان حمله هوایی است دیگر؟

هویدی: بله. حمله هوایی اسرائیل که نیروی هوایی مصر را زمین گیر کرد.

80 درصد نیروی هوایی مصر نابود شد.

بله، چرا؟ ما افسران عالی رتبه ارتش مثل من و سرلشکر صدقی محمود، فرمانده نیروی هوایی، سرلشکر انور قاضی، رئیس ستاد فرماندهی، و همه فرماندهان یگان های سینا در فرودگار ماریز بودیم تا سرلشکر عبدالحکیم عامر [فرمانده ستاد کل ارتش مصر] برسد. یعنی مرکز فرماندهی ارتش که ده افسر اصلی در آن بودند تعطیل بود.

این مرکز کارش چه بود؟

همه دستورهای حمله و ضدحمله از این مرکز صادر می شد. بعد خودم دیدم که یکی از افسرها کتش را انداخت دستش و تاکسی گرفت و رفت. عبدالحکیم عامر هم رسید و سوار تاکسی شد و رفت به بازدید از نیروهای ارتش در سینا.

خب معنایش این است که یا افسران ارتش علیه رئیس جمهور، جمال عبدالناصر، توطئه کرده بودند یا آن قدر احمق بودند که اصلاً فکر هیچ جای کار را نکرده بودند.

افسرها از مرحله پرت بودند و هیچ چیز را جدی نگرفته بودند. آنان متوجه نبودند که موضوع جدی است. سه روز قبلش عبدالناصر گفت که روز پنج ژوئن اسرائیل حمله می کند. یعنی چه که رئیس جمهور این را بگوید؟ پس کار افسران اطلاعاتی چیست؟ آن هایند که باید به رئیس جمهور بگویند. وقتی هم که رئیس جمهور گفت چه کردند؟ هیچ. اگر من افسر باشم وقتی خطری تهدید می کند آرایش نیروهایم را عوض می کنم و آن ها را از حالت متمرکز خارج می کنم. اما آن ها هیچ کار نکردند. چرا؟ چون آقایان افسران حرف رئیس جمهور باورشان نشده بود و موضوع را جدی نگرفته بودند. برای همین رفتند از نیروهاشان سان ببینند.

شما خودتان آن زمان رئیس اطلاعات ارتش بودید، جالب است که سوریه را هم در این باره مسئول می دانید و معتقدید سوریه در زدن اسرائیل و کمک به مصر و اردن تردید نشان داد.

بله. همین طور است. سوریه به مسئولیت های خودش در جنگ عمل نکرد و اگر آن زمان فرودگاه های اسرائیل را بمباران کرده بود «نکسه» پیش نمی آمد.

همه می دانیم که سوریه نقش انکارناپذیری در مقاومت داشته و دارد و فداکاری های زیادی کرده...

ببین این حرف را فقط من نمی زنم. ملک حسین هم در کتابش گفته که دو بار از سوریه کمک خواستیم و نکرد. آن ها می توانستند هواپیماهای اسرائیلی را در هوا بزنند اما نکردند.

شما در تماس دائم با مقامات شوروی بودید. هم وقتی رئیس دستگاه اطلاعات ارتش بودید هم وقتی که بعد از «نکسه» وزیر دفاع شدید. همیشه می گویید شوروی حمایت های بسیاری از مصر کرد. اما خودتان می دانید که شوروی حتا وقتی بهترین روابط را با مصر داشت علیه مصر تجسس می کرد و اطلاعات مصر را در اختیار اسرائیل می گذاشت.

خب آن ها یک قدرت بزرگ بودند و مصالح خودشان را دنبال می کردند.

می شود یکی از موارد تجسس را توضیح بدهی.

من خودم یک سرباز را گرفتم و بدون اطلاع رئیس جمهور به سفارت شوروی تحویل دادم. او کاغذهایی برای گزارش به اسرائیل نوشته بود.

مصری بود؟

نه اهل شوروی بود. خودم شناسایی اش کردم. همان شب سفیر شوروی را خواستم و پسره را تحویلش دادم و گفتم دیگر حق ندارد در مصر بماند.

موارد این چنینی زیاد بود؟

من دو سه مورد را شناسایی کردم. بعد هم خب از دستگاه اطلاعات رفتم بیرون.

عجیب است که جایی گفته ای که در اوج دوره عبدالناصر با سی آی ای و کا گ ب و بیش از بیست دستگاه امنیتی جهان رابطه داشته اید. علت این همه روابط اطلاعاتی و امنیتی چیست؟

این لازمه کارمان بود. وزارت اوقاف یا شیخ الازهر که نبودیم. هماهنگی و تماس با دستگاه های امنیتی برای ما مثل مهمات است برای ارتش.

در کتابی که درباره جمال عبدالناصر نوشته ای می گویی که او در سال 1963 در یک جلسه تأکید کرد که تفکیک قوا را یک فریبکاری می داند و معتقد است که باید قوای قانون گذاری و اجرایی یکی شود. او گفته بود که حرف هایی که در فرانسه و در حضور دوگول درباره تفکیک قوا زده بود بی اساس بوده.

نه ببین، او به دموکراسی اعتقاد داشت. اما به دموکراسی نخبگان.

اما نخبگانی که به ملت تحمیل شده اند.

این حرف ها مال کتاب ارسطوست و ربطی به واقعیت های عملی ندارد. بهتر است وارد این بحث نشویم چون تمام نخواهد شد. فقط همین را بگویم که عبدالناصر به دموکراسی سیاسی اعتقاد داشت اما به شرطی که قبلش دموکراسی اجتماعی تحقق پیدا کرده باشد.

ترجمه: احسان موسوی خلخالی



کلمات کلیدی : مصر - عبدالناصر - دموکراسی
نظرات کاربران
جلال
سه شنبه 22 مهر 1393      12:1

حماقت ناصر نبود اعراب این خفت را نمیکشیدند. محض اعاده حیثیت در جهان عرب و اینکه "منم رهبر اعراب" بدون برنامه و امکانات کافی مقدمات جنگی را تدارک دید که نتیجه اش فقط تحقیر و سرخوردگی بود.
ناشناس
سه شنبه 22 مهر 1393      12:54

کلا خاندان اسد علیرغم هیاهوی مقاومت، خدمتی به مقاومت نکردند.
مودی
چهارشنبه 23 مهر 1393      13:59

چقدر راحت نظر میدهید... مهم ترین عاملی که باعث شکست ارتش های کشورهای عربی شد همان بود که این رییس دستگاه اطلاعاتی گفته ...یعنی جدی نگرفتن جنگ... البته خود این آدم به عنوان رییس دستگاه اطلاعاتی مصر نیز کم مقصر نبوده است.سران عرب اسرییل را در آن روزگار یک شوخی میدانستند که با یک حمله بی دردسر چند کشور عربی محو و نابود میشود حتی فرماندهان عالی رتبه آنها در اتاقهای جنگ وعده دیدار بعدی شان را در تل آویو عنوان میکرده اند.... از سوی دیگر در کتابی نوشته بود که گلدامایر مدتی قبل از این جنگ به عنوان توریست و در واقع برای جاسوسی به اردن و مصر میرود و در آنجا با طرح دوستی با افسران عرب اطلاعات بسیار محرمانه و حتی محل واقعی هواپیماهای جنگی مصر را کشف میکند و این افسران آنقدر آماتور و نادان بوده اند که ماکتهای هواپیماهای جنگی که مصر برای گمراه کردن نیروی هوایی اسراییل ساخته بود را به وی نشان میدهند.(فکرش را بکنید گلدامایر فقط یکی ار جاسوسان اسراییلی بوده است و خدا میداند چه تعداد جاسوس آمریکایی و روسی و اسراییلی فعال بوده اند) موضوع دیگر اتکا زیاد آنها به شوروی سابق بود .این حماقت محض بود چون بعد از اعلام رسمی تشکیل کشور اسراییل، شوروی جزو اولین کشورهایی بوده که آن را به رسمیت شناخته است و همه این را به خوبی میدانستند و میدانند...اعتماد به قدرتهای بزرگ آن هم در شرایط بحرانی همان پاشنه آشیلی است که کشورهای منطقه غرب آسیا را بارها و بارها در طی نیم سده اخیر به مصیبت و بدبختی کشانده است. و در نهایت هم انور سادات خائن تیر خلاص را به کشورهای عرب مقابل رژیم صهیونیستی زد و با امضای کمپ دیوید همان جبهه نیم بند مقابل این رژیم را دو شقه کرد.
نادر
سه شنبه 29 مهر 1393      13:5

((خودتان می دانید که شوروی حتا وقتی بهترین روابط را با مصر داشت علیه مصر تجسس می کرد و اطلاعات مصر را در اختیار اسرائیل می گذاشت.)) فکر می کنم شهید بهشتی بود که گفت آمریکا وشوروی لبه های یک قیچی هستند که هرگز همدیگر را نمی برند،شاید بهتر باشد بگوییم آمریکا وروسیه سرهای یک هیولا هستند این ممکن است که هر سر کسانی را که پای سر دیگر ایستاده اند ببلعد ولی این سرها هرگز همدیگر را گاز نمی گیرند.
احسان
پنجشنبه 29 آبان 1393      17:47

سلام.دوست عزیز و ناشناس در ان مقطع خاندان اسد بر سر کار نبودند انها در سال 1971 با کودتا زمامدار شدند
ناشناس
پنجشنبه 6 آذر 1393      10:56

خدا را شکر که اعراب دشمن را دستکم می گیرند و گرنه جنگ هشت ساله صدام که ما را دست کم گرفته بود خدای نکرده جور دیگر رقم می خورد.
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>