دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 12 آبان 1394      13:22

اجرای برجام، تثبیت موقعیت ایران در نظام بین الملل

نویسنده: رضا نوریان – کارشناس روابط بین الملل.

مقدمه :

با گذشت حدود دوسال مذاکره تیم جدید مذاکرات هسته ای کشورمان با گروه 1+5 پس از اجلاس ژنو ، توافق جامع و نهایی تحت عنوان برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام در تاریخ ۲۳ تیرماه سالجاری در وین میان طرفین امضاء گردید. تصویب این برنامه راه نسبتا طولانی را طی نمود ولیکن بطور خلاصه پس از ابهامات طرح شده توسط کمیسیون ویژه برجام و ورود کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و ارائه طرح «اقدام متناسب و متقابل دولت در اجرای برجام» به مجلس از سوی این کمیسیون، ابتدا کلیات طرح در تاریخ ۱۹ مهر و سپس جزئیات آن در تاریخ ۲۱ مهرماه جاری به تصویب نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی رسید.

نگارنده در این نوشتار قصد بررسی سرفصل ها و جزئیات فنی توافق برجام و نحوه تصویب آن را نداشته ، بلکه گفتار پیش رو درخصوص تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی ایران پس از تصویب نهایی برجام توسط مجلس شورای اسلامی و سپس اجرای آن، نگارش گردیده است.

درخصوص دلایل بروز جنگ در حوزه روابط بین الملل، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی محققان علت عمده بروز جنگ را در ساختار نظام بین الملل و اتحادها و ائتلاف های آن دانسته، گروهی دیگر از صاحب نظران ریشه های تعارض را به عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی داخلی دولت ها نسبت داده، برخی گرایشات صلح طلبانه دولت های لیبرال دمکرات و تمایلات جنگ طلبانه دولت های اقتدارگرا را مورد توجه قرار داده و برخی دیگر اراده دولت های سرمایه دار برای کسب منافع ناشی از بروز جنگ را دراین خصوص حائز اهمیت ارزیابی می کنند. البته ارزیابی های دیگری نیز مطرح شده است که خارج از حوصله این گفتار می باشد.  ولیکن بطور کلی سطوح سه گانه فردی، دولت ها و ساختار نظام بین الملل در بررسی بروز جنگها بیشتر مورد توجه محققان قرار می گیرد.

دراین میان، شاید همگان بر این فرض اتفاق نظر داشته باشند که در زمان بروز جنگ ها، بیشترین منفعت متوجه کشورهای قدرتمند می گردد. این منافع شامل صادرات تسلیحات و سپس رونق صنایع نظامی کشورهای مذکور، امکان تثبیت حضور فیزیکی و نظامی در منطقه جنگ دیده و کشورهای حاشیه آن، بدست آوردن فرصت های سرمایه گذاری، امکان تهیه مواد خام و منابع طبیعی از کشورهای مذکور، نفوذ در ساختار سیاسی کشورهای مزبور و بسیاری از منافع دیگر می گردد.  

بنابراین در یک مقایسه تحلیلی می توان دریافت که منافع کشورهای قدرتمند، پیشرفته و برخوردار از صنایع تسلیحاتی از بروز جنگها ایجاب می کند که در جلوگیری از وقوع جنگها اقدامات موثری انجام نداده و در یک تحلیل بدبینانه به ایجاد آن دامن زنند. ولیکن در قرن بیست و یکم و زمانی که استفاده از زور حداقل در ادبیات بین المللی محکوم بوده و در منشور سازمان ملل متحد نیز بر آن صحه گذاشته شده است، ایجاد شعله های جنگ و درگیری طبعا به راحتی عملکرد قدرت های استعماری گذشته امکان پذیر نمی باشد.

باعنایت به مطالب فوق الذکر ، هدف از نگارش این متن پرداختن به دو اصطلاح رایج و کلیدی در ادبیات بین المللی درخصوص موضوع جنگ می باشد.     

اصطلاح اول جنگ پیش دستانه (Preemptive war  ) و اصطلاح دوم جنگ پیشگیرانه Preventive war) ) می باشد. معنای این دو اصطلاح همانگونه که از نام آنها برداشت می شود، این است که قبل از بروز جنگ از سوی دشمن ، آغازکننده جنگ اقدام به عملیات نظامی می نماید. ولیکن تفاوت این دو اصطلاح در این است که در جنگ پیش دستانه ، طرف آغاز کننده ، حمله حریف را حتمی و قریب الوقوع ارزیابی نموده و در آغاز انجام عملیات نظامی پیش دستی می کند . درحالیکه در جنگ پیشگیرانه، قریب الوقوع بودن حمله اثبات نشده است و خطر حمله نظامی از سوی دشمن اگرچه وجود دارد ولیکن قریب الوقوع نمی باشد.

نکته مهم در این نکته نهفته است که علیرغم آنکه استفاده از زور در ادبیات بین المللی و همچنین منشور سازمان ملل متحد مردود می باشد ولیکن جامعه بین المللی با بروز جنگ پیش دستانه با اغماض برخورد نموده و گفته می شود از نظر حقوق بین الملل نیز تاحدودی پذیرفته شده است.

نمونه جنگ های پیش دستانه را می توان در جنگ ٦ روزه اسرائیل در سال ١٩٦٧ برعلیه مصر و همچنین اقدام دولت جورج بوش در عملیات نظامی در عراق در سال 2003 با بهانه یافتن تسلیحات کشتار جمعی در آن کشور مشاهده نمود.     

در این راستا ، با نگاهی به سیاست خارجی کشورمان در دولت های نهم و دهم می توان دریافت که ج.ا.ایران در آن زمان در وضعیت جنگ پیشگیرانه در قبال حریفان قرار گرفته بود و چنانچه فرصت دیگری نیز ایجاد می شد، بعید نبود که وضعیت جنگ پیشدستانه هم برای کشورمان بوجود آید.  

ولیکن پیروزی قاطع دولت تدبیر و امید در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 و اتخاذ سیاست خارجی مبتنی بر تعامل سازنده با دنیا، جایگاه کشورمان را در نظام بین الملل بهبود بخشید. در این جایگاه، فرصت عمل حریف در استفاده از موقعیت جنگ های پیشدستانه و پیشگیرانه، به فرصت تعامل کشورمان با دنیا تغییر یافت.       

لذا، باتوجه به تغییر جایگاه ج.ا.ایران در نظام بین الملل در دولت جدید، تصویب برجام توسط مجلس شورای اسلامی و سپس تائید آن از سوی شورای نگهبان، تثبیت کننده این جایگاه ارزیابی می گردد.



کلمات کلیدی : نظام بین الملل
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>