دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 19 آبان 1394      14:36
ایران مواجه با تعاملات پیچیده هیدروپلیتیکی منطقه

منازعه یا همکاری در دیپلماسی آب در خاورمیانه و آسیای مرکزی؟

نویسنده: محسن نقیبی، کارشناس ارشد مدیریت مناقشات آبی، هیدروپلیتیک و دیپلماسی آب.

اهمیت ژئوپلیتیکی ایران

از دیرباز، نگرش ژئوپلیتیکی یکی از رویکردهای تاثیرگذار در تدوین و تبیین سیاستگذاری های استراتژیک کشورها بخصوص ابرقدرتها در روابط بین الملل بوده است. اگرچه در فرایند شکل گیری جریان های سیاسی، نوع عملکرد و نحوه اتخاذ سیاست ها متفاوت بوده، ولی اصولاً ماهیت ژئوپلیتیکی خود را حفظ کرده و با تمرکز بر آن، تنها الگوهای سیاستگذاری از منظر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است. برای مثال، از نمونه های پیچیده و جالب توجه، می توان به کشور افغانستان اشاره نمود. در طول قرن ها، افغانستان سرزمینی بوده که بر اساس ماهیت ژئوپلیتیکی آن، محل تقابل و کشمکش قدرت های بزرگ شرق و غرب بوده ("بازی بزرگ") و این ماهیت هیچگاه تغییر نیافته است. با این حال، با نگاهی بر فرایند سیاسی و تاریخِ اجتماعی افغانستان، می توان دریافت که نحوه عملکرد و سیاستگذاری قدرتها، از دوره بریتانیای کبیر در قلمرو هندوستان و تقابل آن با روسیه تزاری گرفته تا دوره مدرنِ تقابل آمریکا و شوروی سابق، تغییراتی داشته است. این تفاوت در اقدامات سیاسی، در تغییر تمرکز بر مولفه های انسانی و ساختارهای اجتماعی (به عنوان نمونه ایجاد کمربند قومیتی در جنوب افغانستان توسط بریتانیا در مقابل نفوذ تزارها) دیده می شود تا تمرکز بر سیاست های توسعه اقتصادی (رقابت اصل چهار ترومن و کمک های فنی و مالی آمریکا در طرح های توسعه ای جنوب افغانستان با حمایت های فنی و مالی در طرح اصلاحات ارضی روسها در شمال افغانستان). اما این نکته مجددا تاکید می گردد که در تمام این تغییرات، ماهیت ژئوپلیتیکی افغانستان تغییر نیافته است.

بر اساس همین مقدمه کوتاه، ایران نیز در طول قرن ها دارای اهمیت ژئوپلیتیکی بوده و هست که بررسی ویژگی های سیاسی- اجتماعی و اقتصادی آن، باعث می گردد تا به عقیده بسیاری از صاحب نظران، ایران به عنوان یکی از خاص ترین کشورها از منظر شرایط ژئوپلیتیکی در سطح جهان مطرح و دارای جایگاه خاصی باشد. این موضوع جهت دهی و تاثیرگذاری جدی بر بسیاری از فرایندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور داشته تاجاییکه می توان با یک بررسی دقیق تر و رفتارشناسی جامعه، ردپای آن را در الگوی فکری و رفتاری ایرانیان (همه آنان که دارای یک هویت در جغرافیای ایران با هر مذهب و مسلک و قومیتی هستند) دید.

نظام انرژی و اثرگذاری آن بر اهمیت ژئوپلیتیکی مناطق

با توجه به نقش محوری منابع انرژی (اعم از فسیلی و یا پاک) در رشد و شکوفایی توسعه اقتصادی، نظام انرژی از مقولات مهم و تاثیرگذار در نظم ژئوپلیتیکی دنیا بوده است. در این میان، وجود منابع انرژی های فسیلی در منطقه خاورمیانه یکی از ویژگیهایی بوده که بر اهمیت و پیچیدگیِ شکل ژئوپلیتیکی کشورهای این منطقه افزوده است. ایران نیز در این مقوله، به عنوان یکی از تولیدکنندگان عمده نفت و گاز، موقعیت استراتژیکی یافته و ظاهراً گذر از فرایند مشکلِ دست یافتن به انرژی هسته ای نیز این موقعیت را برجسته تر می کند. در یک نگاه گسترده تر، نظام رقابتی انرژی در جهان، تعریفی از ارزش های ژئوپلیتیکی را ارائه داده که دسته بندی قدرت های جهانی و رقبای غول پیکر تجاری و اقتصادی را در آن پدید آورده است (البته نظام های دیگری همچون نظام فن آوری نوین اطلاعات نیز از دیگر مقولات اثر گذار است). با این وجود، بنظر می رسد که سیاستگذاری های شکل گرفته در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران هنوز بر مبنای یافتن یک جایگاه مناسب در این نظام انرژی نبوده و پیش تر و بیش تر بر مبنای نگرش های صرفاً رقابتیِ سنتی در داخل و در منطقه جهت گیری داشته است. این موضوع بخوبی از تحلیلِ نوع و جایگاه همکاری های اقتصادی و تجاری کشورهای منطقه بدست می آید که هنوز شکلی از یک ثبات در همکاری های اقتصادی در منطقه ایجاد نگردیده است. در واقع، کشورهای منطقه خاورمیانه و در گستره ای بزرگتر همراه با منطقه آسیای مرکزی، در درونِ بازی رقابتی کشورهای توسعه یافته و صنعتی، با یکدیگر رقابت نموده و کماکان، درک متقابل و صحیحی برای تقسیم و تسهیم منافع و در نتیجه افزایش منافع به نفع خود در بین این کشورها ایجاد نگردیده است. به عبارت دیگر سیاست های این کشورها بیشتر از همه بر نگرش ژئوپلیتیک (متاثر از یک نظام فکری سنتی و به دلیل حضور قدرتهای فرامنطقه ای، با یک نگاه "امنیت" محور) متمرکز شده که در صورت وزن دادن به نگرش ژئواکونومیک (معطوف به گسترش همکاری های منطقه ای- بومی و افزایش مشارکت اقتصادی)، می توان انتظار داشت که بستر های مناسبی از همکاری های گسترده اقتصادی به نفع همه در منطقه در جهت دفع تنش ها ]ی سیاسی و امنیتی[ ایجاد شود. در واقع، این عدم شکل گیریِ درک صحیح از لزومِ به اشتراک گذاری منافع اقتصادی، یکی از دلایل عمده ایجاد تنش ها و جنگ در این منطقه است.

اهمیت هیدروپلیتیکی ایران

در سال 1979، انور سادات رئیس جمهور مصر گفت: "تنها موضوعی که می تواند مصر را دوباره به جنگ بکشاند آب است". 10 سال بعد در سال 1989، پتروس غالی، وزیر امورخارجه مصر که بعدها دبیرکل سازمان ملل شد، پیش بینی کرد که موضوع بعدی که خاورمیانه را به "جنگ" خواهد برد آب خواهد بود و نه اختلافات سیاسی. با این حال در سال 2001، دبیرکل سازمان ملل، کوفی عنان، در نطق معروفش در مجمع عمومی، آب را عامل "صلح و همکاری" معرفی نمود. در سال 2012، آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا گزارشی را منتشر نموده که در آن ابعاد مختلف "تهدید امنیت ایالات متحده آمریکا" ناشی از بخطر افتادن "امنیت آبی" در مناطقی از جمله خاورمیانه را بررسی و تحلیل می کند.

با توجه به مطالب ذکر شده در بخش قبل که به صورت اجمالی گذری بر اهمیت ژئوپلیتیکی و نقش شاخص انرژی و اهمیت نگرش مبتنی بر همکاری های اقتصادی داشت، موضوع آب شاید از مقولاتی است که به درستی به اهمیت آن از منظر ژئوپلیتیکی در سیاست های ایران توجه نشده است. اگرچه امروزه موضوع "بحران آب" از موضوعاتی است که بر سر زبانها افتاده و روزی نیست که در خصوص مسائل و جوانب مختلف، اثرات و پیامدهای آن از خشک شدن تالاب ها و مصرف ناصحیح و راهکارهای مدیریت آن در داخل بحث نشود، با این حال نقش آب از منظر منطقه ای و بین المللی در سطح تصمیم گیری های دیپلماسی کلان کشور کمرنگ بوده و یا تحت الشعاع مسائل دیگری از جمله ملاحظات سیاسی و امنیتی، از درجه اهمیت پایین تری برخوردار شده است.

از منظر بین الملل، ایران در منطقه ای قرار گرفته که مقوله آب در کنار مسئله انرژی اهمیت فوق العاده ویژه ای دارد. تنها با نگاهی به شرایط هیدروپلیتیکی منطقه (به عنوان برشی از نظام ژئوپلیتیک) در مقیاس کشورهای همسایه، می توان دریافت که ایران نه تنها از منظر جغرافیای سیاسی دارای اهمیت است که شرایط سیاسی مرتبط با آب و تعاملات آبی در منطقه نیز باعث شده تا ایران از این منظر نیز دارای ویژگی های منحصر بفردی باشد که عدم توجه به آن، می تواند آسیب های جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد.

به عنوان مثال، با وجود همکاری های خوب گذشته بین کشورهای همسایه در شمال غرب کشور در بهره برداری از رودخانه مشترک ارس که از ترکیه سرچشمه گرفته و به صورت مشترک فیمابین ایران و آذربایجان و ارمنستان تسهیم می گردد، با توجه به پیچیدگی های سیاسی فیمابین آذربایجان و ارمنستان و فعالیت ترکیه در سرچشمه، ثبات موجود می تواند متزلزل شده و دامنه این بی ثباتی ممکن است دامن ایران را نیز فرا گیرد.

ترکیه، به عنوان همسایه شمال غرب ایران و اثر گذار در منطقه غرب کشور، در فضای هیدروپلیتیکی دنیا به عنوان یکی از کشورهای تک رو مطرح شده و به نوعی در خلافِ جریانِ همکاری- محور جهانی برای استفاده عادلانه و منطقی بر مبنای اصل عدم اضرار به غیر حرکت می نماید. ترکیه از جمله کشورهایی است که از منظر منابع آبی به عنوان یک کشور بالادست محسوب می گردد. در سال 1980، پروژه آناتولی جنوب شرقی موسوم به گاپ بر اساس طرح اولیه ای که بدستور آتاتورک در سال 1936 شکل گرفته بود، آغاز بکار کرد. این درحالیست که کشورهای سوریه و عراق که در پایین دست این حوضه آبریز قرار دارند، بشدت نگران سیاست های ترکیه در کنترل منابع آب و اثرات این پروژه بر آینده سیاسی و اقتصادی- اجتماعی خود هستند. الگوی رفتاری ترکیه در بهره برداری از حوضه آبریز دجله- فرات مبتنی بر نگرش هیدروهژمونی و سیاست های رئالیستی، منجر به تغییر رژیم هیدروپلیتیک این حوضه شده و با پدیدار شدن جریان داعش، کشورهای عراق و سوریه به­ نوعی به عنوان بازیگران درجه دوم دیپلماسی آب در منطقه مطرح شده­اند و کردهای عراق و گروه داعش بدلیل شرایط سیاسی و جغرافیایی، ظاهراً بعنوان بازیگران مهم و نوظهور این حوضه آبریز می توانند قدرت نمایی کرده و نقش نیابتی بنفع ترکیه (در جهت کاهش فشارهای سیاسی- آبی) در مقابل کشورهای پایین دست ایفا نمایند. لذا این نحوه سیاستگذاری ترکیه در حوضه آبریز دجله و فرات ساختارهای سیاسی و اجتماعی را که به نوعی با عراق و سوریه و منطقه کردستان عراق و همچنین ایران اشتراک داشته و آمیخته است، بخطر انداخته است.

همچنین عراق در همسایگی غرب ایران که از دیرباز به عنوان یک رقیب استراتژیک از منظر سیاسی و اقتصادی (خاصاً نفت) بوده، با قرار گرفتن عمده سرزمینش در حوضه آبریز دجله- فرات و در نتیجه فعالیت های مهار و کنترل آب توسط کشورهای بالادست بخصوص ترکیه، بسیار آسیب پذیر گردیده است. این موضوع به همراه جنگ های داخلی و عدم مدیریت صحیح و تاریخچه اقدامات صدام حسین در تالاب های بین النهرین (عمدتاً با خشکانیدن تالاب ها برای فشار بر مردم شیعه آن منطقه و یا برای استخراج نفت) بسیار پیچیده تر و بحرانی تر شده است. علاوه بر این، تعاملات آبی ایران و عراق که بر مبنای معاهده 1975 الجزایر شکل گرفته (با توجه به سابقه تاریخی آن) و آمیختگی آن با مسائل سیاسی و مرزی نیز از دیگر مسائلی است که شرایط هیدروپلیتیکی ایران را خاص می نماید.

افغانستان نیز در شرق ایران، به عنوان یکی از کشورهایی مطرح می گردد که بدلیل قرار گرفتن در سرچشمه منابع آب آسیای مرکزی، می تواند یکی از عوامل جدی ایجاد اختلافات آبی در منطقه باشد. این موضوع با در نظر گرفتن اختلاف شدید در سطح توسعه اقتصادی این کشور با سایر کشورهای منطقه، همراه با سیاست های ظاهراً برنامه ریزی شده برای "کنترل" آب های مشترک و مرزی که توسط مسئولین آن کشور نیز به صراحت تبلیغ می شود (و آب را به عنوان یک "کالای استراتژیک" مطرح می کنند- سخنرانی عبدالله عبدالله در نشست بین المللی آب در تاجیکستان) در درون یک نظام تاثیر پذیر ژئوپلیتیکی و "بازی بزرگ" قدرتهای منطقه ای (هند و پاکستان) و جهانی (شرق و غرب)، نگرانی جدی را برای کشورهای پایین دست حوضه های آبریز مشترک با افغانستان پدید آورده است.

با این نگاه گذرا به پیرامون ایران و بطور کلی، در نگاهی کلان تر به منطقه آسیای مرکزی و خاورمیانه، از مناقشات آبی در سرزمین های اشغالی و سیاست های هیدروهژمونیک رژیم اشغالگر قدس جهت کنترل تمام و کمال آب (که حتی جمع آوری آب باران در پشت بام منازل فلسطینیان ساکن در کرانه باختری باید با مجوز ارتش رژیم اشغالگر قدس باشد) تا مناقشات آبی ترکیه و عراق و سوریه گرفته تا دعواها و اختلافات آبی پس از فروپاشی شوروی سابق فیمابین کشورهای تاجیکستان و قرقیزستان و ازبکستان و ترکمنستان، و در این بین قرار گرفتن ایران در مرکز این جغرافیا با داشتن مشکلات جدی آبی و محیط زیستی خود، همه و همه نشان از اهمیت هیدروپلیتیکی ایران دارد که قطعا موقعیت ژئوپلیتیکی آن را تحت الشعاع قرار داده و بر دیپلماسی کلان کشور تاثیرگذار است. لذا موضوع آب و انرژی می بایست در یک نگاه کلان تر و نگرش جامع تر (با در نظر گرفتن تامین غذا و آب مجازی در کنار توجه به تغییرات آب و هوایی و اقلیم) و فراتر از مرزهای سرزمینی، مورد توجه سیاستمداران کشور و نیز دیگر کشورهای منطقه قرار گرفته و به صورت جدی به عنوان بهانه ای برای افزایش همکاری ها مد نظر قرار گیرد. از این رو، لازم است که به منظور تامین امنیت و رفاه مردم منطقه، استراتژی های روابط بین الملل همه کشورهای منطقه نیز در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جهت افزایش همکاری های اقتصادی و بر مبنای قابلیت ها، ارزش ها و ویژگی های هیدروپلیتیکی و شاخص های تامین انرژی و غذا و با محوریت توسعه اقتصادی پایدار و حفاظت از محیط زیست در منطقه و کشور باز طراحی و به جدیت پی ریزی و اقدام شود.



نظرات کاربران
محمد حسین
سه شنبه 19 آبان 1394      18:43

در این نوشته موضوع بسیار بسیار حساس و مهمی بیان شده است! البته همه می دانیم ایران موقعیت ویژه ی جغرافیایی دارد که یکی از دارایی های پایدار ایران می باشد! باید منطقی از این دارایی بهره برداری کرد! بی گفتگو پیداست که جدال بر سر آب با دو همسایه ی تکرودر بهره برداری از آب، که هر دو همسایه هم در رده ی کشورهای بالادست در حوزه های آب ریز دانسته می شوند به شدت به زیان موقعیت ژئوپلیتیکی ایران می باشد! هرچند گرفتن حق آبه از سوی کشورمان، از هر دو همسایه ی بد رفتار ایران، به خود خود کاری است که با توجه اهمیت سیاسی این اقدام برای کشورمان در سطح جهانی و همچنین بنا بر ارزش بالایی که دست یابی به این حق آبه در تامین حداکثری امنیت ملی کشورمان دارد، باید در دستور کار دستگاه دیپلماسی ایران قرار بگیرد ولی نیاز است که تا با بهره برداری درست از موقعیت ویژه ی جغرافیایی کشورمان هم اهمیت این درگیری برای موقعیت سیاسی ایران را به هیچ رسانید و هم اثر منفی این وضعیت بر امینت ملی ایران را به کمترین میزان ممکن و حتا به هیچ تقلیل داد! بر این اساس باید که ایران از بودن در میان دو دریای کاسپین و آبهای گرم خلیج فارس و دریای عمان حداکثر بهره برداری بکند و در دو فاز کوتاه مدت و در فاز پسین آن، حداکثر در یک بازه ی میان مدت به آنچه می خواهد برسد! پروژه ی ایران رود و اتصال دریای کاسپین یا همان مازندران به آبهای آزاد در جنوب کشورمان هم می تواند منجر به تغییر بستر اقلیمی درون فلات مرکزی ایران بشود و هم می تواند منجر به ایجاد اشتغال پایدار با زمینه سازی تولید های آبی و آبزی ها با تکیه بر آب دریا بشود و هم می تواند یک خط ویژه تجاری در اتصال حوزه ی آسیای مرکزی و اروآسیا به آبهای اقیانوس هند باشد که با توجه به موقعیت بالا دست آسیا در هم اینک و نیز در قرن پیش رو، در اقتصاد جهانی یک منبع پایدار کسب درآمد ارزی هم خواهد بود! با اجرای پروژه ی ایران رود بی تردید موقعیت سیاسی برخاسته از بالا دست بودن در حوزه ی آبریزی برای ترکیه که رقیب منطقه ای ایران در همه ی وجوه دانسته می شود به شدت تضعیف می شود و دست این همسایه را در بهره برداری از این موقعیت می بندد و دست باره ی افغانستان هم دست رقبای منطقه ای ایران در بهره برداری از افغانستان برای زیر فشار کذاشتن ایران را خالی می کند و بازی کنونی را به یک بازی دو سر برد برای کشورمان بدل می کند که هم وضعیت تضعیف موقعیت ایران با بحث آب را به صفر می رساند و هم یک منبع مهم تامین امنیت ملی را برای ایران مهیا می کند! اجرای ایران رود به سادگی با تکیه بر فن آوری و سرمایه ی اروپایی ها و یا کشورهای چین و یا ژاپن و یا کنسرنی متشکل از همه ی این طرفها دست یافتنی است زیرا بازگشت سرمایه برای همه ی طرفها تضمین شده است! حتا با توجه به بحثهایی که در مجلس هلند پیرامون موقعیت ایران برای بازصادرات کالا و خدمات از دروزاه ی ایران به مقصد آسیای مرکزی و اروآسیا هلندی ها یکی از برترین گزینه ها برای اجرای ایران رود می باشند که هم دارای توان فنی نخست در سطح جهان برای این کارند و هم سرمایه و امکانات کامل برای اجرای ایران رود را دارند و هم مهمترین وجه ممکن که انگیزه ی بالا برای دسترسی داشتن به چنین دالانی برای صادرات به بازار بزرگ آسیای مرکزی و اروآسیاست را یک جا دارند! آنچه پیداست باید خواست و البته فهم لازم در دورن دستگاههای تصمیم ساز کشورمان برای اجرای این مهم با همه ی ابعاد سودمند این پروژه برای ایران پدید بیاید، تا این پروژه در یک بازه ی حداکثر میان مدت به ثمر برسد! انشالله این خواست و فهم دیده شود!
ابراهیم
شنبه 30 آبان 1394      22:47

دریک جمله کوتاه اب در جهان کم نیست.لذا برای داشتن اب به جنگ نیازی نیست.جنگ هزینه دارتر است تا تصفیه ونمک دائی اب.تکنولوژی تصفیه ونمک زدائی اب بسیار ابتدائی وهزینه بر است.علت چیست؟کشورهای صنعتی همه کشورهای پر اب شیرین بودهاند.لذا ضرورتی در تحقیقات برای قابل استفاده کردن اب های شور نداشتند.روش های حرارتی واسمز معکوس ویا رزینی برای تولید اب قابل استفاده صنعت وکشاورزی و شهری بسیار هزینه بر است.لذا کشورهای با اب محدود فعالیت های خود را در بهینه سازی روش های نوین وکم هزینه تصفیه اب شور متمرکز نمایند .انتقال اب شور بدون داشتن روش تصفیه ونمک زدائی اقتصادی در مسافت های طولانی نیازهای کشور به اب را تامین نمیکند.ممکن است برای برخی کار داشته باشد ولی اب نخواهد داشت.کشورهای خاورمیانه ومخصوصا ایران میتوانند مرکزی برای چنین فعالیت تحقیقاتی که جهان سوم وجهان بی اب شیرین را دگرگون خواهد کرد باشند.بودجه تحقیقاتی تهیه اب شیرین از اب شور کشور باروش های جدید واقتصادی در مقایسه با انچه در حال حاضر است چه میزان است؟ چند دانشگاه و محقق درروی ان فعال اند؟
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>