يکشنبه 26 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 29 اسفند 1394      10:0
عملکرد بد اوباما از نگاه اعراب

امریکا ضعیف و ناتوان شده است

در دهلیزهای حکومت‌های عربی بسیاری رئیس جمهور باراک اوباما را "ضعیف" یا "مردد" یا "مسالمت‌جو" توصیف می‌کنند.

دیپلماسی ایرانی: مسئولان امریکایی در عالی ترین سطح برای تعامل با سوء تفاهم عمیقی که در جهان عرب به وجود آمده است سرگردان مانده اند. ایالات متحده نمی داند در برابر تحولات بزرگ خاورمیانه چه کند. بعضی ها معترفند که توانایی امریکا برای تعامل با حوادث پیش آمده در منطقه محدود است. آنها برای اثبات این ادعا یکی پس از دیگری به این مثال ها اشاره می کنند: فلسطین و اسرائیل، سوریه و عراق، لیبی و یمن، سودان و سودان جنوبی، عربستان و ایران و این داستان ادامه دارد.

در دهلیزهای حکومت های عربی بسیاری رئیس جمهور باراک اوباما را "ضعیف" یا "مردد" یا "مسالمت جو" توصیف می کنند. فاش می کنند که دوستان قدیمی شان به صراحت نمی گویند – به دلایل نامعلوم – که چرا این احساس را به صراحت در جلساتشان با مسئولان امریکایی نمی گویند. آنها موافق نیستند که وضعیت فعلی بیان کننده ضعف یا آغاز افول ابرقدرت است. جدای از این که بیان کننده این واقعیت است که تغییر اساسی در طبیعت نقش رهبری ایالات متحده در جهان به وجود آمده است. اتفاقات متعددی به وجود آمده که این احساس را به وجود آورده است.

قرن بیست و یکم با واقعیت بزرگی آغاز شد: حملات تروریستی 11 سپتامبر که قلب امریکا را هدف قرار داد. هنوز این وجهه پاک نشده و هنوز از زخم به جا مانده از آن خون می چکد. بعد از آن اشتباه فاحش تصمیم به جنگ عراق در سال 2003 گرفته شد. بعد از آن جنگ، جریان مقاومت طرفدار صدام اعلام جنگ کرد. القاعده زمینه مساعد برای فعالیت در عراق و یمن پیدا کرد، که البته باعث افسوس امریکایی ها نیز شد.

درک کنید که ساختار قدیمی حکومت های منطقه، عربی و غیر عربی، دچار تحول شده است. با اعتراض ها و تظاهرات مردمی که از تونس و مصر و لیبی آغاز شدند به امید این که آینده بهتری شکل بگیرد. اما مردم این کشورها چه به دست آوردند؟ ترس بیشتر، به هم ریختن مرزهای جغرافیایی و ایجاد فضایی برای گروه های افراطی تر و وحشی تر از القاعده. داعش ید طولا دارد که می تواند مرزها و جهان را در نوردد. ایالات متحده همه عزم خود را جزم کرده تا به جنگ این شبکه برود و آن را نابود کند. البته اگر وارد جنگی شبیه آن چه بر سرش در عراق آمد نشود.

نقطه سر خط، این جنگ اعراب است که در سرزمین شان جریان دارد قبل از این که جنگی برای امریکا باشد که بخواهد وارد سرزمین هایشان بشود و بجنگد.

باراک اوباما بر سرنگونی حکومت بشار اسد پافشاری کرد. او از ابتدا به دلایل گوناگون از ورود به جریان سرنگونی او خودداری کرد. فقط به نابودی سلاح های شیمیایی او بسنده کرد. امریکایی ها الآن معتقدند که ولادیمیر پوتین در سوریه حتی اگر ویرانه ای از آن بر جا بماند، پیروز می شود. اوباما همچنین شش سال مداوم به اسرائیل فشار آورد. نتوانست هیچ موفقیتی برای ایجاد شکاف در این منازعه کهنه به وجود آورد. دیوار هائل علیه فلسطینی ها واقعیتی است که به دلیل لجبازی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل به وجود آمده است.

اوباما فقط توانست در توافق هسته ای موفق شود که نمونه ای برای جلوگیری از انتشار هسته ای در جهان شود. اما این توافق باعث افزایش اختلاف ها میان ایالات متحده با بعضی از قدیمی ترین متحدانش در جهان عرب شد. بسیاری به این باور رسیده اند که انتخاب های امریکا کم است و توانایی هایش محدود.  


منبع: النهار / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11



نظرات کاربران
ابراهیم
شنبه 29 اسفند 1394      21:44

این پذیرفتنی است که اوباما جهانی اشفته از نظر مداخلات نظامی امریکا در عراق و افغانستان تحویل گرفت.از بعدداخلی نیز وضعیت اقتصادی در بعد صنعت ومسکن وانرژی و.....شرایط اشفته ای داشت.اگر حکومت امریکا را از یک معادله بادونیم پریود جمهوریخواه ودمکرات تصور کنیم که همدیگر را پوشش میدهند مشکل جناب اوباما در پریود اول با توجه به در گیریهای عراق وافغانستان وسعی در حل دیپلماتیک این مشکلات مشکلات لیبی وسوریه را نیز افزون کرد.در واقع دبپلماسی غیر فعال نیمه اول دوران اوباما کوهی از مشکلات خارجی برای دولتهای منطقه خاورمیانه ایجاد کرد که توسط فعالیت های خستگی ناپذیر جناب کری در دوران دوم قابل حل نبود. جبهه داخلی اعراب نیز مشکل داشت.ما در تاریخ تشیع تراژدی طفلان مسلم را داریم.ابن زیاد گفت که سر مسلم را بیاورند نه طفلان اورا.ان شخص سر بچه های مسلم را برد و ابن زیاد هم گردنش را زد.شعور سیاسی منطقهای وعربی چه میزان است ؟ امریکا ودیگران حرکتی غیر متعارف انجام دادند .مقبول است.برای مقابله با این حرکات نباید مردم را کشتار وتمام زیر ساخت های اقتصادی واجتماعی وفرهنگی کشوری را نابود کرد.راس دیپلماسی امریکا در مرحله اول شخصیت مناسبی برای شرایط موجود بهیج عنوان نبود.مضافا اینکه بقول بچه های جنوب شهر (کرم از خود درخت است).اعراب نیز فرهنگ هم بستگی لازم را در مواقع بحران نشان نمی دهند.نقش اسرائیل در تحریکات منطقهای نباید نادیده گرفته شود.اسرائیل با شناخت بسیار قوی از فرهنگ منطقه اتش بیار است.اردوغان در فکر کاخ سازی وعثمانی بزرگ است.البغدادی با جنایت های خود در رویای خلیفه گری مسلمانان است وشرایط ایجاد شده توسط صدام را از بعد داخلی درک نمیکند.سلطان عربستان در فکر حفظ ثروت قارونی نفتی اعراب است واز هیچ جنایتی با دستور وبدون دستور روی گردان نیست.محمد مرسی تصور کرد بامقداری هوادار همه چیز فقط با حمایت غرب مطابق نظر او قابل تغییر است. سیاست مدران دنیای عربی اسلامی از سیاست مانند ان مسگر که از مسگری فقط کون قر دادنش وان نمد مال که از نمد مالی پف نم کردنش را یاد گرفته بودند حضور در سازمان های جهانی را یاد گرفته اند.جبهه داخلی اعراب ومسلمانان انقدر با در گیریهای داخلی ضعیف بود وشده است که توان حل مسائل خارجی را ندارد.اسرائیل با ۳۰ در صد عرب داخلی واین همه تضاد سیاسی وفساد اقتصادی وغیره داخلی این مشکلات را ندارند.میدانید چرا؟ان۳۰در صد ضمن کنترل از حق وحقوق هائی برخوردارند وقانونی مجری است. جناب اوباما رئیس جمهور امریکا است نه اعراب.مشکل اعراب توسط اندیشمندان اعراب وهم بستگی داخلی باید حل شود.
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>