جمعه 1 تير 1397

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 11 ارديبهشت 1395      18:0
تهران می‌رود بر منطقه مسلط شود

موازنه جدید خاورمیانه: به نفع ایران،‌ به ضرر عربستان

به‌نظر می‌رسد که سیاست اوباما تقسیم هژمونی در منطقه نیست بلکه تسلط یافتن تنها یک طرف است: ‌تهران.

نویسنده: اندرو لی . پیک

دیپلماسی ایرانی: سفر اخیر باراک اوباما به عربستان سعودی در ماه های پایانی ریاست جمهوری وی را می توان یکی از بی حاصل ترین اقدامات سیاست خارجی او برشمرد. این چهارمین سفر اوباما به ریاض در قامت رئیس جمهوری ایالات متحده و احتمالا آخرین سفرش بود. اوباما در این سفر قرار بود به متحد قدیمی خود در منطقه خلیج فارس اطمینان دهد که به رغم مصاحبه ها، سیاست ها، نظرات شخصی و سخنرانی های انتقادی اش، امنیت عربستان سعودی عمیقا برایش اهمیت دارد. اما این اتفاق نیفتاد.

واقعیت این است که سعودی ها در پنج سال گذشته تقریبا از هر تصمیم و سیاست باراک اوباما در خاورمیانه نگران شده اند، از انفعال در سوریه گرفته تا حمایت نکردن از دولت حسنی مبارک در مصر و توافق هسته ای با ایران. از نگاه سعودی ها تمامی این تصمیم ها باعث تقویت ایران و تضعیف نظم موجود عرب سنی در منطقه شده است. البته سعودی ها چندان هم بیراه نمی روند. باراک اوباما به صراحت اعلام کرده که به اعتقادش ایالات متحده برای باد کردن این نظم سنی عرب و حفظ آن برای متحدانش، بیش از اندازه در منطقه هزینه کرده است. به همین دلیل است که اوباما با هدف ایجاد یک موازنه جدید منطقه ای میان سعودی ها و ایران، عقب نشینی را آغاز کرده، موازنه ای که آن را «صلح سرد» می خواند. اما این یک خیال است.

نخستین مشکل بزرگ طرح اوباما برای برقراری موازنه جدید و صلح سرد در خاورمیانه این است که متحدان عربی به روش های غیرقابل پیش بینی از امنیت منطقه کاسته و در برابر این موازنه جدید مانع تراشی می کنند. دوم، در بلندمدت، وزنه این موازنه جدید به نفع ایران سنگین خواهد شد و سپس ما در برابر قلمرویی کاملا ناشناخته قرار خواهیم گرفت. از زمان آغاز «عصر نفت» هیچ دولتی به تنهایی بر خلیج فارس تسلط نداشته است و هیچ کس نمی داند که ایران در قامت یک قدرت بزرگ (منطقه ای و جهانی) چطور رفتار خواهد کرد. البته این بازگشت هژمونی (ایران) یک شبه اتفاق نخواهد افتاد و اوباما برای جلوگیری از سنگین تر شدن وزنه ایران در این موازنه باید به نصحیت های ملک سلمان گوش کرده و از یمن شروع کند.

برای آمریکایی ها با وجود حضور گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه، یمن تقریبا جنگی فراموش شده است. در یمن، نیروهای هوایی عربستان (انقلابیون) حوثی را که از متحدان ایران به شمار می روند بمباران می کنند. در عوض در سوریه نیروهای ایرانی در کنار نیروهای دولت بشار اسد با شورشیان (تروریست های) مورد حمایت عربستان مبارزه می کنند.

زمانی که جنگ یمن در اوایل سال 2014 آغاز شد، (انقلابیون) حوثی ها، همانند حزب الله در لبنان، شکست ناپذیر به نظر می رسیدند. حوثی ها اما شکست ناپذیر نبودند و این تنها باری است که نیروهای نزدیک به ایران شدیدا تحت فشار قرار گرفته اند.   در باقی موارد (نه فقط حزب الله در لبنان یا حماس در غزه) که ایران خود نیز در عصر مدرن در هیچ جنگی شکست نخورده است. برعکس آمریکا که تقدیر جنگ های اخیرش، اغلب شکست بوده است. جنگ عراق آمریکایی ها را خسته کرد و به همین دلیل این کشور را در دست دولتی شیعی (نزدیک به ایران) رها کردند. حزب الله اسرائیل را از لبنان بیرون کرد و تنها نیروی عرب شکست نخورده در منطقه باقی ماند. حماس نیز به رغم تمام تلاش های اسرائیل و اختلافات داخلی فلسطینی‎ها همچنان اداره نوار غزه را در دست دارد.  

اما دومین مشکل بزرگ برقراری توازن مجدد در منطقه این است که صلح سرد و موازنه میان ایران و عربستان نمی تواند در بلندمدت ادامه داشته باشد؛ چرا که برخلاف ایران و متحدانتش، ائتلاف سنی در منطقه فوق العاده ضعیف شده است. تنها در یک مورد، دو قدرت از سه قدرت بزرگ منطقه، یعنی مصر و ترکیه، در این تقابل از پا افتاده و شدیدا درگیر مسائل داخلی خود هستند. ترکیه امروز بیش از هر زمان دیگری نگران مسئله کردهاست و مصرهم مثل همیشه با تمام توان تلاش دارد تا امنیت داخلی خود را حفظ کند. در عراق هم که روزگاری حیات خلوت عربستان سعودی بود، ریاض پس از سقوط صدام، این کشور را به طیف های سیاسی نزدیک به ایران (از جمله نوری المالکی) باخت. در این میان به نظرمی رسد که سیاست اوباما تقسیم هژمونی در منطقه نیست بلکه تسلط یافتن تنها یک طرف است: تهران.

اما ایالات متحده و دستگاه سیاست خارجی اش، این مسئله که "منطقه تحت تسلط ایران چگونه جایی خواهد بود" را تبیین نکرده اند. (به اعتقاد بسیاری) خاورمیانه تحت تسلط ایران جایی خواهد بود که تهران می تواند با دیپلماسی یا تهدید قیمت نفت را تعیین کند؛ جایی خواهد بود که فلسطینی ها احتمالا دیگر زیر بار مذاکرات صلح و پیمان اسلو نخواهند رفت و جایی خواهد بود که عمان و قطر (حتی اگر به متحدان تهران تبدیل نشوند) با احترام بیشتری با ایران رفتار خواهند کرد.

شاید به دلیل همین تصورات از آینده است که رئیس جمهوری آمریکا باید (کارشکنی های ریاض) و حمله عربستان به یمن را جدی بگیرد. چرا که نظم شجاعانه او برای آینده منطقه هنوز به واقعیت تبدیل نشده و صلح گاهی نیازمند جنگ است.

منبع: روزنامه هیل / ترجمه: بهاره محبی



نظرات کاربران
ابراهیم
شنبه 11 ارديبهشت 1395      21:59

نفع قدرت های استعمار گر باسوئ پیشنه وهمیشه حاضر در ایجاد ودرگیری های بین المللی با ناوهای انچنانی مملو از هواپیما وهواپیما وتوپ وتانک وموشک وضدموشک وتخریب نه با شاخه زیتون وسازندگی وساخت وساز تقسیم نیست در گیری است (این تجهیزات ونمایش انها برای تفریح نیست برای بکارگیری ورعب است).همچنانکه در خاورمیانه از بعد از جنگ دوم حتی تقسیم ناعادلانه خود را نپذیرفتند ودرگیری ونزاع در انجا دهها سال است ادامه دارد وافق روشنی هم در پایانش نیست ودر مدیترانه چندی است با برنامه مدون قبلی با شعار تغییر (که ابتدا به غلط تصور میشد تغییر در رفتار داخلی وخارجی خودشان است) شروع کردهاند و درخلیج فارس علاقمند به در گیری وانتفاع از نتیجه ان مدتی است مشغول اند.شواهد امر بسیار زیاد است.نظم کشورهای غیر خودی ساحلی مدیترانه را بدون توانائی یا خواست در نظم جدید بر هم زدند. ترکیه را با اشتباه فوق عظیم برخی مسئولان سیاست نشناس وقدرت طلب داخلی ویا دستور انها تبدیل به خط اول جبهه شرق وغرب کردند وبعد از برداشتن صدام با کشتار مردم عراق سعی در ایجاد داعش وتنش های داخلی وعدم پایداری نمودند وامروه علاقمند به در گیری ایران وعربستان اند.عربستان ودیگران وجوه لازم برای خرید مبالغ زیادی اسلحه داردومنابع نفتی ان تضمینی برای خرید بیشتر است.لذا باید با اگاهی کامل از این نکته وعدم درگیری حرکت کرد.برخی قدرت ها مانند قصابی که گوسفندی را برای کشتار به مذبح میبرند در دستی علفی دارد ودر دست دیگر وسیله سلاخی که انچنان هم ناپیدا نیست.عربستان وایران ویمن وعراق وسوریه و.. دریک جبهه بایستی باشند.جبهه سازنددگی کشورهای وحفظ منابع خود وکمک به پیشرفت همدیگر.ترکیه با حضور در ناتو جبهه خود را مدت طولانی است که از دیگران جدا کرده است.پیونددادن بیش از اندازه خود با ترکیه با توجه به تبدیل شدن ان به خط اول نزاع شرق وغرب برای دیگران بسیار خطرناک است.امروزه ایجاد ارامش پس از در گیریها با توجه به حضور بسیار متعدد نیروهای تاثیر گذار که همگی از بخش های بسیار متعدد غیریکنواخت واگاه یک منبع اند ووسایل تاثیر گذار ارتباط جمعی بسیار سریع الانتقال وهمه جا حاضر بین المللی اگر نخواهیم بگوئیم لمکان پذیر نیست بسیار بسیار سخت امکان پذیر است.برای همین است که سازمان ملل نیز در ایجاد ارامش ورفع اختلافات هیچگونه تاثیری چشم گیر نداشتهاست ودر عوض تابخواهید جددا در ایجاد در گیریها با قطعنامه های چند پهلو تاثیراتی داشته است. نزاع بین مسلمانان از ابتدای بعد از رحلت حضرت رسول (ص) وجنگ وفتح الفتوحات اولیه تا امروز شیعه وسنی نیست.علاقمندی به حفظ قدرت وامکانات مادی مشروع ونامشروع وبعد ها سرزمین بوده است.مروزه مرزها ومنافع مشخص اند .بنظر من ترس در عدم توانائی بر حفظ منابع وامکانات است که عربستان وشیخ نشین ها را با تحریک این وان هراسان کرده است.من فکر میکنم ایران حاضر است منافع دیگران را در محدوده خود بنا بر اصول بین المللی برسمیت بشناسد ومیشناسد.این دیگران اند که ترس بر انها از موجودی حسابهای بانکی خود و اگاهی دیگران مستولی شده است.حسابهای بانکی بین المللی هم که دیگران بی اعتبار کردند نشان از نگاه به انها دارد.
مطلع
يکشنبه 12 ارديبهشت 1395      1:18

نمونه واقعی یک مقاله سفارشی با حمایت مالی لابی عربستان
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>