چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395      14:16

«سایکس- پیکو» 100 ساله شد

رهاورد توافق استعماری «سایکس-پیکو» علاوه بر تقسیم منطقه به پنج قسمت، کاشت رژیم صهیونیستی بود؛ منطقه ای که الان زیر سایه تهدید «داعش» تکفیری با خطر تقسیمی جدید روبه روست.

به گزارش فارس، 6 روز دیگر (16 می) مصادف است با صدمین سالروز امضای موافقت نامه «سایکس- پیکو» که در آن، طرح تجزیه امپراتوری عثمانی و تقسیم کشورهای عربی تحت حاکمیت آن، به شکل سری بین فرانسه و انگلیس کلید خورد.

«رشید خشانه» نویسنده و تحلیل گر تونسی در یادداشتی به مناسبت صد سالگی این موافقت نامه استعماری، به تاثیرات و تبعات آن تا به امروز، پرداخته است.

در این یادداشت که سایت «هسبرس» مغرب منتشر کرده، آمده است، این توافق نامه با موافقت روسیه تزاری و با «خط کش» دو شخص ناشناس به نام های «مارک سایکس» بریتانیایی و «فرانسوا ژرژ پیکوی» فرانسوی در لندن صورت گرفت و به موجب آن، کشورهای عراق، فلسطین، مصر و اردن تحت قیمومیت و اشغال انگلستان قرار گرفت و سوریه، شمال عراق، لبنان و مغرب عربی نیز به فرانسه رسید.

فرانسوا ژرژ پیکوی فرانسوی (راست) و سِر مارک سایکس بریتانیایی (چپ)

 

این موافقت نامه تغییرات گسترده ای در چشم انداز منطقه ایجاد کرد که برای پایان دادن به رقابت بر سر تصاحب مستعمره ها نقش آفرین بود؛ زیرا آلمان خواست بر مغرب سیطره پیدا کند که این مسئله منجر به ایجاد تنش و بحران با فرانسه شد و تنها با برکناری «تیوفل دالکاسی» وزیر خارجه فرانسه در پاسخ به درخواست آلمان موقتا پایان یافت.

این بحران دوباره بین آلمان و فرانسه در جنوب مغرب ایجاد شد تا جایی که نزدیک بود بین برلین و فرانسه جنگ شروع شود.

بر اساس این گزارش، فرانسه طی توافقی با آلمانی ها توانست مغرب را از چنگ آن ها بیرون بکشد و «معاهده فاس معاهده ای که در 30 مارس سال 1912 میان سلطان عبدالحفیظ و پاریس امضا شد و او حاکمیت کشورش مغرب را به فرانسه واگذار کرد و این کشور تحت قیمومیت فرانسه قرار گرفت» را در مقابل واگذاری مصر به انگلستان تحمیل کند.

در مقابل آلمانی ها اقدام به اجرای طرح خط راه آهن «برلین- بغداد- بصره» معروف به خط آهن «بی.بی.بی» کردند.

انگلیس ها دیدند اگر آلمانی ها با این طرح بر مراکز راهبردی و خطوط ارتباطی و حمل و نقل سیطره پیدا کنند، خط جاده ابریشم از کار خواهد افتاد و ضربه ای سختی به امپراتوری خودشان وارد خواهد کرد.

منطقه تحت نفوذ فرانسه(آبی)، منطقه تحت نفوذ بریتانیا(قرمز)، منطقه تحت نفوذ روسیه (سبز)

 

تقسیم شرق جهان عرب و ترسیم نقشه جدید بر اساس هیچ معیار واقعی نبود و موافقت نامه سایکس- پیکو به دقت مرزهای خاورمیانه را ترسیم نکرد و فقط مرز مناطق نقود را ترسیم کرد و در نتیجه آن بعد از جنگ جهانی اول، حوادثی پیش آمد که منجر به سر برآوردن کشورهایی شد که در قرن 20 شاهد آن بودیم.

این تحلیل گر تونسی، با اشاره به پیامدهای منفی این توافق، می نویسد، با این توافق، جای تنوع دینی و همزیستی دینی و فرقه ای را که در سایه امپراتوری عثمانی ایجاد شده بود، نظام های ملی گرای معاصر گرفت که اساس فکری آن ها بر گرایش های قومی عربی یا دیدگاه های اسلامی مبتنی بود.

تقسیم منطقه به 5 قسمت

بدین ترتیب، توافق سایکس- پیکو آنچه بعدها خاورمیانه نامیده شد، به پنج منطق تقسیم کرد، با این تفاوت که وضعیت موجود در شبه جزیره عربستان را حفظ کرد.

این نویسنده تونسی ادامه می دهد، به دنبال پیروزی انقلاب اکتبر روسیه، از این توافق محرمانه پرده برداشته شد و روزنامه «منچستر گاردین» مفاد آن را منتشر کرد و «آرتور بلفور» وزیر خارجه وقت انگلستان به دنبال آن، بیانیه تاریخی خود را صادر کرد و در آن قول تشکیل یک کشور یهودی در فلسطین را به یهودی ها داد.

طولی نکشید که نظامیان انگلیس 11 دسامبر 1917 درست یک ماه بعد از بیانیه بلفور، وارد بیت المقدس شدند و همزمان نظامیان فرانسوی در ساحل سوریه پیاده شدند و بلاد شام به 3 منطقه نظامی تقسیم شد تا زمینه ای باشد برای نظام قیمومیت در شرق جهان عرب و تقسیم آن بین فرانسه و انگلیس.

نویسنده این یادداشت با بیان اینکه موافقت نامه سایکس-پیکو فایده ای برای اعراب نداشته است، می نویسد: به رغم وعده های استقلالی که در مقابل کمک به متفقین در اثناء جنگ جهانی اول به عرب ها داده شده بود، ولی آن ها نه تنها دست خالی از این جنگ برگشتند بلکه کنفرانس صلح، حتی حاضر نشد به سخنان هیأت ها و نمایندگان آن ها گوش کند.

و با وجود اینکه «توماس ویلسون» رئیس جمهور وقت آمریکا اعلامیه تاریخی خود را در سال 1917 اعلام کرد که به موجب آن ملت ها در تعیین سرنوشت خودشان آزادند، ولی اعراب از این اعلامیه چیزی به دست نیاوردند؛ چرا که در اتاق های پشت کنفرانس هاس صلح ماندند و به موجب توافق «سان ریمو» فلسطین تحت قیمومیت انگلستان قرار گرفت تا یهودیان بتوانند کشور خود را در این منطقه تأسیس کنند.

در پایان این یادداشت آمده است: می توان گفت که چهره سایکس- پیکو، بعد از گذشت صد سال و به دنبال سیطره گروه تروریستی «داعش» بر مناطق وسیعی از عراق و سوریه در حال تغییر است و باید سوال کرد که آیا این منطقه در انتظار «سایکس- پیکو جدیدی» است؛ در حالی که رسانه ها از مدت ها پیش به آن می پردازند.

آنچه مسلم است این است که منطقه خاورمیانه «تجزیه شده» برای دوباره تقسیم شدن، هم اکنون به سمت جراحت تازه ای حرکت می کند.



کلمات کلیدی : مغرب - پیکو - قیمومیت - انگلستان
نظرات کاربران
جمشید تخاری
جمعه 24 ارديبهشت 1395      1:9

صد بار دیگر هم تغییر کند مشکل حل نخواهد شد, مشکل در خط کشی روی زمین نیست مشکل در خطوطی است که در مغز و قلب انسانهای منطقه ترسیم شده. در یک کلام خاور میانه بیمار است!
حسین جعفری
يکشنبه 26 ارديبهشت 1395      10:29

مطلب بالاشاید نیاز به تکمله ای هم داشته باشد. به این ترتیب که انگلیسی ها به شریف حسین، کلیددار کعبه وفرمانروای بخشی از عربستان که ازاحفاد پیامبراکرم و خاندان هاشمی بود، قول داده بودند درصورتی که او به آنها کمک کرده و علیه امپراطوری عثمانی وارد جنگ شود، عربستان و سرزمین های عربی، پس از جنگ به وی واگذار خواهد شد واو عنوان پادشاه و امپراطوری کل سرزمین اعراب را خواهد داشت. یعنی سرزمینی که عربستان، یمن، عراق، سوریه، اردن، فلسطین، اسرائیل و غزه فعلی را شامل میشد. ازهمین روی شریف حسین و پسرانش، فیضل، عبدالله و علی به اتفاق پدرشان شریف حسین به انگلیسی ها کمک کردند و واسطه این کار نیزشخصی بود که بعدهابسیار معروف شده و تبدیل به چهره ای تاریخی و اسطوره ای شد. نام این شخص "لارنس" بود که وی یکی از جاسوسان و کارکنان بسیار مشهور انگلیس بود وازجمله کتاب های او "هفت ستون خرد" است. شایع است که حتا این شخص پس ارجنگ جهانی اول مدتی نیز درایران و در کردستان مشغول فعالیت و تحت عنوان معلم انگلیسی وبا نامی مجعول درآنجا به جاسوسی اشتغال داشت. اما توسط ماموران ایرانی دستگیر و به تهران اعزام شد که در زندان قصر زندانی شد. اما در شورشی که در زندان قصر در زمان ریاست شهربانی سرلشکر فضل الله زاهدی در زمان رضا شاه روی داد، زندانیان قصر توانستند با شکستن درهای این زندان معروف موفق به فرار شوند که ازجمله فراریان یکی همین لارنس انگلیسی بود و زندانی دیگر سیدفرهاد یاغی معروف بود. جالب آنکه تمام زندانیان توسط ماموران شهربانی به تدریج دستگیر و مجددا زندانی شدند و سید فرهاد را نیز با قول و قرارهائی که به او داند، وادار به تسلیم کردند و تنها شخصی که هرگز موفق به دستگیری اش نشدند و نشانه ای هم ازاو بدست نیامد، ازقرار همین لارنس بود که موفق به فرار شد و سالها بعد در انگلیس در تصادم موتورسیکلت اش جان باخت. براساس فعالیت های وی در عربستان فیلم معروف "لارنس عربستان" ساخته شد که این فیلم تیدیل گشت به یکی از فیلم های کلاسیک عالم سینما. برگردیم به فعالیت لارنس در عرببستان. برخلاف قولی که او به شریف حسین مکه، ازسوی انگلستان داده بود، براساس قرارداد سایکس-پیکو و بدون آنکه لارنس را آگاه کنند، پادشاهی عربستان به عبدالعزیزسعودی، پدرتمام پادشاهان بعدی عربستان، و ازجمله همین ملک سلمان واگذارشد و شریف حسین به اتفاق فرزندانش ناچار شدعربستان را ترک کند. اما برخلاف نظر نویسنده، عربها درپایان جنگ جهانی اول البته که صاحب کشورهای گوناگون شدند به این ترتیب که فیضل، یکی از پسران شریف حسین به پادشاهی سوریه رسید وبه این ترتیب سوریه فعلی مدتی حکومت پادشاهی داشت، اما بعد از کوتاه مدتی، براثر شورشی که درسوریه روی داد، وی از پادشاهی آن سرزمین خلع و محروم شد، اما انگلیسی ها او را به پادشاهی کشورتازه تاسیس عراق منصوب کردند و او درآنجا بود تا پس ازکشته شدن وی پسرش ملک غازی به پادشاهی عراق رسید و پس ازاونیز فیضل دوم پادشاه عراق شد که این پادشاه نیز براثر کودتای عبدالکریم قاسم به وضع فجیعی دربغداد کشته شد. او همسر ملکه فضیلت بود. درزمان پادشاهی او بود که وقایع 28 مرداد روی داد و شاه چندروز پیش ازآن با هواپیمائی به خلبانی سرگرد خاتمی(ارتشبد معروف) کلاردشت را ترک کرد و همراه با ثریا به بغداد رفت. بعدها شایع شد که ملک فیضل پس ازبازگشت شاه به سلطنت، مایل بود که با شهناز دخترشاه سابق ازدواج کند که این ازدواج صورت نگرفت و شهنار به همسری اردشیر زاهدی درآمد وفیضل نیز با فضیلت ازدواج کرد. پسر دیگر شریف حسین یعنی ملک عبدالله به پادشاهی قطعه کوچکی ازخاورمیانه عربی در ماوراء رود اردن رسید که این کشور برای نخستین بار مانند عراق به صورت کشوری تشکیل شد و نام تازه پادشاهی ماوراء اردن هاشمی را پیداکرد. جنگ نخست اعراب و اسرائیل درسال 1948در زمان این پادشاه روی داد و او توانست دراین جنگ نیمه بیت المقدس را فتح کند و مصری ها هم باریکه غزه را تسخیرکردند. ملک عبدالله بعدا در حالیکه همراه نواده اش حسین(ملک حسین بعدی)عازم مسجد بود، طی سوء قصدی کشته شد و بجای او پسرش ملک طلال به پادشاهی اردن رسید که او نیز به سبب بیماری سرع وناراحتی روانی به ترکیه اعزام شده دربیمارستانی پستری شد و پسر او یعنی ملک حسین که نوجوانی بیش نبود به پادشاهی اردن رسید. او همان ملک حسین معروف است که درابتدای انقلاب اسلامی ازاو با عنوان "شاه حسین" یاد میشد که یکی از بازیگران معروف منطقه خاورمیانه عربی بود و درزمان اواردن بعنوان نخستین کشور عربی اسرائیل را به رسمیت شناخت وپس ازاو پسرش عبدالله دوم که مادرش انگلیسی بود به سلطنت اردن رسید که هنوز درآنجا پادشاهی میکند و ازقرار پادشاهی است بسیار لایق و تحصیل کرده و قابل که به چند زبان تسلط کامل دارد. پسر سوم شریف حسین بنام علی نیز سالها ازسوی کشورعراق در زمان خاندان هاشمی در انگلیس بعنوان سفیر آن کشور خدمت میکرد. او همان کسی است که درفیلم لورنس عربستان، عمرشریف رل او را باهنرمندی برعهده داشت. درضمن رئیس جمهور آمریکا نیز درآن زمان "وودرو ویلسن" بود و گمانم نویسنده نام او را به اشتباه توماس ویلسون نوشته است. او همان کسی است که درحققت پایه گزار جامعه ملل بود که عمرآن بسیار کوتاه بود و درآستانه جنگ جهانی دوم به عمرآن خاتمه داده شد وپس ازجنگ جهانی دوم، سازمان ملل فعلی جانشین آن گردید. جالب آنکه با وجود آنکه آمریکا بنیان گزار جامعه ملل بود، اما براثر مخالف سنای آمریکا، این کشور هرگز به عضویت جامعه ملل درنیامد که مرکز آن سازمان در ژنوبود که فعلا تبدیل شده است به مرکز اروپائی سازمان ملل. ازطولانی شدن این نوشته بسیار پوزش می خواهم.
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>