چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 28 تير 1395      16:54

کودتای ترکیه؛ خداحافظی کمالیست ها از سیاست

نویسنده: دانیال رضاپور، دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه گیلان.

رهبری کاریزماتیک مصطفی کمال پاشا (آتاتورک)، دلاوری های او در جنگ استقلال ، اعلام نظام جمهوری و اغلای نظام سلطنت، آرام و سرکوب کردن شورش اقلیت های قومی، مذهبی، جلوگیری از تجزیه کشور توسط قدرت های استعماری و میل به نوسازی و مدرن شدن حول محور ناسیونالیسم ترکی و حفظ وحدت سیاسی و سرزمینی باعث قدرتمند شدن هویت کمالیستی را فراهم آورده بود. هویتی که برای حفظ خود از زمان تاسیس جمهوری ترکیه در سال 1924 تا سال 2016 ، چهار کودتا را انجام داده است.(اولین کودتا در ۲۷ ماه مه سال ۱۹۶۰ عدنان مندرس، نخست وزیر وقت ترکیه که به مدت ۱۰ سال رهبری دولت را به عهده داشت، با قرص خواب اقدام به یک خودکشی ناموفق کرد و دو روز بعد به دار آویخته شد.دومین کودتا ۱۲ مارس ۱۹۷۱ارتش علیه دولت سلیمان دمیرل، نخست وزیر وقت دست به کودتا زد.سومین کودتا ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰ خونین ترین کودتا از زمان تشکیل جمهوری ترکیه، این کودتا به رهبری کنعان اورن علیه دولت سلیمان دمیرل صورت گرفت. پس از کودتای سال ۱۹۸۰ نزدیک به ۶۰۰ هزار نفر بازداشت شدند. بسیاری از آنها شکنجه و ۵۰ نفر نیز اعدام شدند. چهارمین کودتا ۲۸ فوریه ۱۹۹۷ دولت ائتلافی نجم الدین اربکان را مجبور به کناره گیری کرد که در ترکیه از آن به عنوان "کودتای پست مدرن" یاد می شود). و نخبگان کمالیست توانستند با چالش های هویتی متعدد مقابله کنند لکن پایان جنگ سرد و ظهور فضای سیاسی- اجتماعی جدید در این کشور که با اصطلاحات اقتصادی تورگوت اوزال فقید در دهه1980 آغاز شده بود، باعث شد هویت کمالیستی با مجموعه ای از چالش های مختلف در سطوح متفاوت مواجه شود که پیامد آن بازتعریف این هویت پس از روی کار آمدن هویت پسا کمالیستی بعد از انتخابات سال 2002 در ترکیه(حزب عدالت و توسعه) بود.

پسا کمالیسم ها به بازنگری در ایدئولوژی کمالیسم و هویت کمالیستی مشهور هستند که بیشتر ویژگی های آن برای تغییرات جدید را باید از این عنوان کمک گرفت. و عنوان پسا کمالیسم اشاره به این دارد که دوران جدیدی در حیات سیاسی ترکیه آغاز شده است که تفاوت های بازری با گذشته دارد. می توان بیان کرد که عده ای به تبعیت از ادبیات سیاسی رایج در فرانسه از عنوان جمهوری دوم برای توصیف این دوران جدید استفاده می کنند ، دورانی که با سیاست های تورگوت اوزال دردهه 1980 آغاز و پس از وقفه ای ده ساله پس از مرگ وی، در سال 2002 و با پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی با شتابی بیشتری به راه خود ادامه داده است. نکته ای که باید توجه شود پسا کمالیست ها برخلاف بعضی از تحلیل گران مخصوصا در ایران محدود به اسلام گرایان نمی شود بلکه مجموعه ای شامل اسلام گرایان، لیبرال ها گرفته تا انجمن های صنفی، فعالان جامعه مدنی، چپ های نو، فعالان قومی و فمنیست ها است. ولی وجه مشترک همه این گروه ها ضرورت بازنگری در هویت کمالیستی که تعداد زیادی از ملت ها، گروه ها و اقوام و مذهب را دیگری تعریف می کنند(قهرمانپور،321:1394).

با توضیحات فوق ، هنگامی که سومین دوره حزب عدالت و توسعه در سال 2002 آغاز شد، کمالیستها نفوذ خود را در رسانه ها ، قوه قضائیه و ارگان های نظامی را تا حدودی یا از دست داده بودند یا به حاشیه کشانده شده بودند. و اردوغان قدرت را در حزب عدالت و توسعه به دست گرفته بود. حکومت تک نفره او تقریبا در تمام جنبه های سیاست ترکیه مشاهده شده است. او فهرست نامزدهای حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی و حتی شهرداری های را انتخاب می کند. و با توجه به سیاست خارجی ترکیه، نه عبدالله گل رئیس جمهور سابق، و نه نمایندگان مجلس و نه بوروکرات ها در وزارت امور خارجه نقش عمده ای در فرایند تصمیم گیری ایفا نکرده بودند. فقط نخست وزیر اردوغان و تا حدودی داود اوغلو به عنوان معمار حزب عدالت و توسعه حق اظهار نظر داشتند. اقدامات این حزب منجر به برخی اصطلاحات شده که جزو خطوط قرمز کمالیست ها محسوب می شود. هر چند این حزب تاکنون از انکار رسمی کمالیسم اجتناب کرده(حتی ممکن است بعد از کودتای صورت گرفته ، بصورت رسمی این موضع را اعلام کنند)، ولی مجموعه اقداماتی که انجام داده است باعث تقویت پسا کمالیسم شده است. در سال 2005 و در دوران این حزب بود که اتحادیه اروپا مذاکرات الحاق با ترکیه را آغاز کرد. در حوزه داخلی هم اصلی ترین میراث کمالیسم یعنی سکولاریسم نه تنها حفظ شده بلکه تلاش شده است ترکیه از لائیسم به سمت سکولاریسم آنگلو ساکسونی حرکت کند و با مذهب ضدیت نداشته باشد. این بدین معنا است که ترکیه هنوز منافع خود را در حفظ روابط نزدیک و استراتژیک با غرب یعنی اروپا و مخصوصا آمریکا تعریف می کند. با این وجود حزب عدالت و توسعه برخی اصول کمالیسم نظیر ناسیونالیسم، دولت گرایی انقلابی گری و حتی سکولاریسم را مورد بازنگری قرار داده است . این حزب همواره سعی کرده از شدت ناسیونالیسم در ترکیه کاسته و از این طریق راه حلی برای مساله قبرس، کردها و روابط با ارمنستان و یونان پیدا کند که این اقدامات ضمن مشروعیت بین المللی برای پسا کمالیسم ها ، شدیدا باعث خشم کمالیست هایی بود که هویت خود را با این اصول عجین یافته بودند.

اردوغان در سال 2014 به عنوان ریاست جمهوری برگزیده شد و احمد دادود اوغلو معمار حزب عدالت و توسعه به نخست وزیری منصوب شد ، ولی همگان می دانستند که اردوغان داعیه امپراطوری عثمانی را دارد و از این رو تمام مقامات حاضر در ترکیه برای رسیدن به اهداف اردوغان بسیج شده بودند از مردم به عنوان ابزار پوپولیستی استفاده کرد (که به خوبی می توان بعد از کودتا صورت گرفته و در خواست از مردم برای بسیج شدن و تجمع در خیابان ها حاکی از استفاده از ابزار پوپولیستی برای تحقق اهداف خود است، بیان کرد) تلاش برای تغییر قانون اساسی که بشدت با هویت کمالیست ها عجین شده بود باعث خشم ارگان های که بشدت عناصر کمالیست در آن نفوذ دارد شده بود: ارتش ، رسانه ها و قوه قضائیه. ماجراجویی های خارجی اردوغان راجع به سوریه درگیری مختصر با روسیه، اظهارات و رفتار متناقض در مورد روابط فلسطین و اسرائیل از حادثه مرمره تا اکنون ، عدم تطابق ظرفیت ها با توانایی های ترکیه امروزی باعث شده است که حتی فتح الله گولن(او در طول عمر خود مشغول تدریس نسخه ای پیشرفته از اسلام با عنوان"اسلام آناتولیایی" که مبتنی بر آموزه هایی یک عالم اسلامی به نام سعید نورسی بوده است . در تفکر گولن که عمیقا معتقد به مدارا و تسامح است؛ هرگونه تروریسم شدیدا محکوم است و او معتقد به گفتگوی بین ادیان الهی و پیروان کتاب های آسمانی است و خود او برای چنین گفتمان های با واتیکان و برخی مراکز مذهبی یهودی بارها پیشقدم شده است. در عین حال نسبت به شیعیان نگاهی به نسبت منفی دارد و موضع گیری سخت گیرانه ای درباره ایران از خود نشان داده است. در فضای فکری ترکیه، او بعنوان شخصی محافظه کار و میانه رو و در عین حال مذهبی محسوب می شود.)، که اردوغان و دیگر عناصر حزب عدالت و توسعه به پیروی از او، گولن را عامل کودتا می دانند. انتقادات و پیشنهاداتی را به دولت اردوغان ارائه داده بود:

از این رو گولن با انتقاد از عملیات ناوگان دریایی که منجر به تلفاتی زیادی برای ترکیه شده بود، انتقادات و نقطه نظرات خود را در چهار عامل خلاصه کرد:1) حزب حاکم باید در مسائل داخلی ترکیه مانند پایان دادن به نظارت و سرپرستی ارتش در بیشتر سیاست ها دخالت کند و تمرکز خود در مسائل داخلی را صرفا بر پ ک ک نگذارد و حزب حاکم تمی تواند بدنبال ماجراجویی های خارجی باشد در حالی که مشکلات فراوان داخلی با احزاب کرد و همچنین اختلافاتی با ارتش ایجاد شده است. 2)حزب حاکم با تلاش زیاد خواهان تقویت بیشتر روابط با آمریکا و اتحادیه اروپا است در حالی که خصومت های آشکار و پنهان با اسرائیل و مخالفت با تحریم های جدید سازمان ملل علیه ایران را می توان به عنوان یک بازی مخاطره آمیز برای آینده ترکیه در نظر گرفت. 3) حزب حاکم باید رابطه با آسیای مرکزی را در اولویت خود قرار دهد و ساختمان اتحاد استراتژیک با جمهوری های ترک را پیگیری کند ولی حزب عدالت و توسعه بیشتر بر خاورمیانه و شمال آفریقا متمرکز شده است. 4) در نهایت گولن ، حزب عدالت و توسعه را برای نادیده گرفتن نفوذ در حال گسترش ایران در مناطق خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مرکزی مورد انتقاد قرار داده است(YAVUZ,2003).

کمالیست ها ، جهت گیری های جدید در سیاست خارجی ترکیه در خاور میانه مخالف هستند زیرا کاملا برعلیه هویت کمالیستی ، این روابط باعث امنیتی کردن فضای سیاسی داخلی ترکیه می دانند و معتقد بودند این امنیتی کردن راه حضور ترکیه را دراین منطقه که کمالیست ها به دلایل امنیتی و نظامی شدیدا از آن خود را دور کرده بودند را باعث شده است و دلایل خود را می توانند با نا آرامی ها و محدودیت های ایجاد شده در جامعه ترکیه به دلایل مختلف امنیتی و حضور نیروهای پ.ک.ک و نیروهای سلفی و تکفیری و سیاست های غلط ترکیه در درگیری در سوریه که در مقابل دو بلوک عربستان و ایران بشدت شکست خورده است را بیان کنند.

ساعات پایانی جمعه شب بود که خبر یک کودتای نظامی در ترکیه، تمام رسانه های بین المللی را تحت شعاع خود قرار داد. این در حالی بود که تازه تحلیل ها درباره نقش عربستان در حادثه یازده سپتامبر پس از انتشار اسناد آن از سوی آمریکا آغاز شده بود! هر چه زمان به پیش می رفت، پنجمین کودتا در سرزمین آتاتورک و توسط کمالیست ها بیشتر جلوه می کرد. باید بگوییم کسانی که کتاب نمی خوانند مجبورند تاریخ را تجربه کنند ولی اگر چند کودتا اخیر ترکیه را در نظر بگیریم می توانیم بیان کنیم که ارتش به ظاهر کودتا کننده بدون دستگیری نخست وزیر و رئیس جمهور صرفا به پل اصلی استانبول کفایت می کنند ولی در چهار کودتای قبلی بدون هیچ مکس و تعللی نخست وزیر را وادار به کناره گیری کردند. ولی بعد از چند ساعت درگیری در ترکیه مردم توانستند خیلی راحت ارتشیان د رترکیه را خلع سلاح کنند و گولن را به عنوان عامل اصلی را کودتا معرفی کنند ولی اکثریت مردم عقیده در ترکیه عقیده دارند فتح الله گولن هیچ نقشی در سطح بالای ارتش ندارد که بخواهد با استفاده از ان علیه دولتی که با تمام انتقاداتش نسبت به حکومت وقت ، به فکر کودتا باشد. به سخنان اردوغان بعد از کودتا و در نشست مطبوعاتی توجه کنید:

ترکیه، ترکیه قدیم نیست."اقلیتی در ارتش" اقدام به کودتا کردند، کسانی که به گفته او چشم دیدن اتحاد مردم ترکیه را ندارند. عوامل این کودتا تاوان سنگینی برای کارشان خواهند داد. افرادی در ارتش از پنسیلوانیا (محل اقامت فتح الله گولن) دستور می گیرند. میلیون ها نفر به خیابان آمده اند و او از قدرت کنار رفتنی نیست. این تلاش برای کودتا نشان می دهد که جنبش گولن در تروریسم مسلحانه دست دارد و کودتا فرصتی است که ارتش پاکسازی شود.

از لحاظ هویتی، پسا کمالیست ها سرانجام توانستند با حادثه ای که می توان دلایل زیادی از سوی تحلیل گران مختلف مبنی بر ساختگی و یا واقعی بودن آن در این چند روز مشاهده کردیم به سرکوب و تصفیه کردن مخالفان خود در ترکیه اقدام کنند. آمارها حاکی از برکناری حدود 2800 نفر از کارکنان و قضات قوه قضاییه در ترکیه دارد که تحلیل نسبتا ساده نشان دهنده این است که دولت وقت آماده حادثه ای برای تصفیه نهاد قضایی از دست کمالیست ها بوده است. حدود 6000 نفر از ارتشیان و به ظاهر کودتاچیان دستگیر شده اند که بنا به بیانات اردوغان می توان یک نوع تصفیه سازی وحشتناک و انتقام پسا کمالیست ها از هویت مسلط کمالیست ها بعد از چندین سال به شمار می رود.

ولی آنچه هویدا است به ظاهر کودتا شکست خورده است که اخیرا ایندیپندنت گفته در ماه ها یا سال های آینده شاهد کودتای موفقی در ترکیه خواهیم بود. رابرت فیسک در روزنامه ایندیپندنت نوشت: «ارتش ترکیه هرگز مطیع باقی نخواهد ماند؛ آن هم در حالی که اردوغان همسایگانش را به دشمن و کشورش را به مضحکه جهان تبدیل کرده است.» وی تاکید کرد اشتباه است اگر تصور کنیم کودتای ارتش ترکیه که اکنون سرکوب شده، مساله ای گذرا بوده است و ارتش ترکیه از این به بعد مطیع اردوغان خواهد بود او افزود: «اینکه از پوتین عذرخواهی کنید و روابط با بنیامین نتانیاهو را از سر بگیرید، یک مساله است اما زمانی که شما دیگر نتوانید به ارتش خود اطمینان کنید، مسائل بسیار جدی تری مطرح می شود». و حتی سایت تحلیلی بلومبرگ: روزهای غم انگیزی را در انتظار اقتصاد ترکیه پیش بینی کرده است. و با تمام تلاش هایی که دولت وقت ترکیه با مقصر جلوه دادن گولن و حتی دولت آمریکا از دست داشتن در کودتا ، حتی تقدیر نخست وزیر ترکیه از رهبران سه حزب اپوزیسیون به خاطر حمایتشان از دموکراسی و ایستادگی در کنار دولت در مواجهه با گروهی از سربازان که قصد کودتا داشتند، تشکر کرد. اردوغان با استفاده از ابزار روابط بین الملل و پوپولیست در درجه اول به عنوان یک ابزار برای گسترش و انرژی رای دهندگان استفاده کرده است و توانسته است بعد از کودتا شدیدا کمالیست ها را به حاشیه و حتی به نابودی بکشاند ولی چیزی که نباید فراموش شود این است که:

کودتا در ترکیه شکست می خورد. اما دردناک آن است که منطقه بی ثبات تر می شود و حکومت اردوغان در رفتار خود جامعه مدنی را زیر فشار می گیرد فاصله ترک و کرد بیشتر می شود . توان مالی و کارشناسی ترکیه آسیب جدی می بیند.برنده این کودتا مردم نیستند اگر چه در برابرش باید بایستند. این منطق نظامی گری است که حتی اگر شکست بخورد جامعه را عقب تر می برد.

[1] -قهرمان پور،رحمن(1394)،"هویت و سیاست خارجی در ایران و خاورمیانه".تهران:انتشارات روزنه.

-2 M. Hakan Yavuz and John L. Esposito (Syracuse, NY: Syracuse University Press, 2003). I would add China as a long-term security concern for Gulen.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>