پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 9 مرداد 1395      12:0
برای جلوگیری از خلاء قدرت در منطقه

ایران و عربستان باید درباره یمن گفت و گو کنند

ریاض باید رویکرد حاصل جمع صفر را در برابر امنیت منطقه ای کنار بگذارد و تهران نیز باید به کاهش نگرانی های عربستان کمک کند

دیپلماسی ایرانی: خبرهایی که از یمن به گوش می رسد همچنان نگران کننده است. اعضای شورای همکاری خلیج فارس که در ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی حضور دارند هفته به هفته شاهد بازگشت اجساد نیروهای خود از جنگ یمن هستند. این در حالی است که اهداف آنان در این جنگ علیه ایران و آن چه به اعتقاد آنان جنگ نیابتی تهران با استفاده از حوثی هاست، حتی به واقعیت نزدیک هم نشده است.    

در عوض دولت مرکزی یمن سقوط کرده و راه را برای قدرت گرفتن گروه های تروریستی نظیر القاعده شاخه شبه جزیره عربستان و داعش هموار کرده است. همچنین در پی بحران انسانی این جنگ تاکنون هزاران تن کشته شده اند.

در شرایطی که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای رسیدن به پیروزی در این جنگ هزینه بسیار گزافی می پردازند، تهران عقب نشسته و درگیر شدن عربستان در این جنگ را تماشا می کند. ایران و عربستان برای حل این بحران و هموار کردن مسیر به منظور رفع بحران های دیگر در منطقه، باید بر سر یمن با یکدیگر مذاکره کنند.

در سال 2015 با مشخص شدن این که ایران و قدرت های جهانی به یک توافق هسته ای دست خواهند یافت، عملیات توفان قاطعیت ائتلاف عربستان در یمن آغاز شد. از نظر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس توافق هسته ای با ایران گامی دیگر از سوی واشنگتن، برای دور شدن هر چه بیشتر از اعراب خلیج فارس بود. این نگرانی از زمان بهار عربی آغاز شده بود. در آن زمان دولت باراک اوباما برای همراه کردن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با توافق هسته ای ایران سیاست عربستان سعودی در یمن را پذیرفت.

شورای همکاری خلیج فارس در یمن چندین هدف در هم تنیده را دنبال می کرد. نخست، شورای همکاری خلیج فارس قصد داشت ایران را بیازماید؛ و چه جایی بهتر از یمن؟ کشوری که حیات خلوت این شورا به حساب می آید، جایی که مقابله کردن با ایران در آن به مراتب راحت تر از عراق و سوریه است که تهران در آنجا دست بالا را دارد. دوم، شورای همکاری خلیج فارس می خواهد نفوذ حوثی ها را، به عنوان متحدان ایران، محدود کند. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نگران هستند که بدون دخالت آنان، حوثی ها به حزب الله یمن تبدیل شده و نفوذ ایران را در جهان عرب و حیات خلوت شورای همکاری خلیج فارس بیش از پیش افزایش دهند. این در حالی است که ایران تحولات یمن را با دستی باز تماشا می کند. به این معنی که اگرچه از حوثی ها حمایت می کند اما واقعیت این است که درباره نقش ایران در جنگ یمن به اندازه زیادی غلو می شود.

در ماه های گذشته نه تنها شورای همکاری خلیج فارس به اهداف خود نرسیده است بلکه هیچ ردی از پیروزی قاطعی که به آن امید بسته بودند نیز دیده نمی شود. در نتیجه تمرکز بر این جنگ حداقل فعلا بر روی کاغذ دستخوش تغییر شده و در میان اعضای ائتلاف نظامی به رهبری عربستان نارضایتی ها بروز کرده است. امارات متحده عربی، بزرگترین شریک نظامی عربستان در این ائتلاف، بیشترین تلفات نظامی را در این جنگ داده است، جنگی که هیچ دلیل منطقی نیز برای ادامه آن وجود ندارد. ابوظبی همچنین به طور روزافزونی نسبت به محدودیت های قدرت و قابلیت های خود آگاهی یافته است. قطری ها نیز با وجودی که در این جنگ دخالت نسبتا کمتری داشته اند اما نسبتا به این ائتلاف بی میل شده اند. در واقع در فضای پسابرجام که ایران به دنبال فرصت های تجاری است، قطر، کویت و امارات متحده عربی می توانستند به خوبی از مزایای بازگشت دوباره به سوی ایران بهره مند شوند.  

امروزه با درگیری های جاری در یمن، جنگ داخلی در سوریه، ادامه حضور داعش در عراق و سوریه و بی ثباتی جامعه جهانی برای شکست این گروه تروریستی و حالا هم کودتا در ترکیه، خاورمیانه نسبت به زمانی که عملیات توفان قاطعیت آغاز شد (یعنی حدود یک سال پیش) به مراتب ناامن تر شده است. و در این میان عدم گفت وگو و مذاکره میان دو بازیگر مهم منطقه ای، ریاض و تهران، باعث شده که این بن بست سیاسی به تمام منطقه سرایت کند. با این حال کلید قفل امنیت منطقه ای را می توان در صنعا، پایتخت یمن، پیدا کرد.      

یمن اولویت زیادی برای ریاض دارد. در حالی که برای تهران چنین نیست و همین مساله باعث می شود که به بار نشستن دور جدید گفت و گو درباره امنیت منطقه ای چندان دور از دسترس نباشد. اگرچه عربستان سعودی مخالف این است که با ایران درباره امور جهان عرب صحبت کند، اما دیر یا زود مجبور خواهد شد با این واقعیت روبه رو شود که طولانی شدن جنگ در یمن باعث ایجاد تنش و اختلاف در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خواهد شد. همچنین طولانی شدن این جنگ در شرایط دشوار فعلی اقتصادی منابع مالی این کشور را هدر خواهد داد. این جنگ همچنین اعتبار و وجهه بین المللی عربستان سعودی را نیز به شدت خدشه دار کرده است. ایران هم به نوبه خود گرچه مستقیما درگیر تحولات یمن نیست اما شاهد وخیم تر شدن شرایط منطقه ای مرزها و تشدید بی ثباتی در منطقه به عنوان یک تهدید است.

ایران و عربستان برای جلوگیری از خلاء قدرت در صنعا باید گام هایی را بردارند. ریاض باید رویکرد حاصل جمع صفر را در برابر امنیت منطقه ای کنار بگذارد و تهران نیز باید به کاهش نگرانی های عربستان کمک کند. به منظور انجام این کار دو کشور باید گفت وگو درباره یمن را آغاز کنند.

منبع: لوب لاگ / تحریریه دیپلماسی ایرانی / 30   



نظرات کاربران
عبید سن خوزانی
يکشنبه 10 مرداد 1395      14:12

امیدوارم یک نفر به من توضیح دهد که اصولا ایران چرا باید درحوادث یمن دخالت کند. ما با آنها هم مرز هستیم؟ هم زبان هستیم، هم مذهب هستیم، آیا یمن یکی از طرفهای معامله با ماست و محصولی به ما صادرمیکند که اگر صدورآن به ایران قطع گردد لطمه حیاتی به ما خواهد خورد؟ یا نخیریکی از مشتریان ثروتمند خرید محصولات ایران است؟ یا ما کلی ایرانی درآنجا داریم. هرکس که دراین زمینه میتواند بطور خلاصه نظری دهد که ما(من و عده بسیار زیادی که از اول به دخالت ایران در قضیه یمن با بدبینی نگاه میکردیم و مخالف آن بودیم) قانع شویم که بله این تصمیم را هرکس درایران گرفته خیلی آدم عاقلی بوده و تاحالا نیز هیچ اشتباهی نکرده است. البته همه آزادند که به این پرسش من پاسخ دهند، غیراز آقای ولایتی که گفته است یمن مرز ایران است؟ که ازقرار ایشان نیز مثل احمدی نژاد، اصلا جغرافی نخوانده اند و قطعا درمدرسه هم با تک ماده این درس را میگذرانده اند که یمن را مرز ایران میخوانند درحالیکه یمن حتا در زمان انوشیروان نیز با ایران هم مرز نبوده است و من نمیدانم این تئوری را ایشان از کجا آورده اند!!
آریا
سه شنبه 12 مرداد 1395      14:1

جناب آقای عبید سن خوزانی، برادر عزیز شما که اینقدر معلومات تاریخی و جغرافی خود را به رخ همه می کشید و همه را بی سود می دانید، آیا می دانسید که یمن و باب المندب همان نقش تنگه هرمز را برای دریای سرخ ایفاء می کند؟آیامی دانسید که تقریبا 98 درصد نفت، گاز و کلیه کشتی های باربری راهی به اروپا از همین باب المندب و از کنار یمن می گذرد؟ آیا می دانستید که کلیه کشتی های باربری و نفتکش ایران به سوی غرب کره زمین از همین تنگه می گذرد؟ آیا می دانسیتد که بیشترین حمله ها از سوی دزدان دریای که از نظر عقیدتی بسیار نزدیک عربستان هستند، بر علیه خطوط مواصلات دریای بین ایران - اروپا، در همین باب المندب و کنار گوش یمن اتفاق می افتد؟ آیا می دانستید که نیروی دریایی ایران بیش از هر کشوری بایست هزینه مالی برای حفظ حضور خود بدهد تا از این خطوط حیاتی دریای در برابر دزدان دریای و تروریست ها حفاظت کند چرا؟ چون پایگاهی ثابت دریای در آنجا نداریم تا با هزینه های بسیار کمتر این وظیفه بسیار مهم را به انجام برسانند. راستی آیا یمن ارزش سرمایه گذاری را برای ایران دارد؟ بله اگر عربستان بخواد از طریق گروه های سلفی و وهابی سومالیایی در دریای سرخ خللی در این خطوط ایجاد نمایید که تابحال چنین کرده است، یمن بهترین گزینه برای حضور منطقی ایران در آنجا است بویژه آنکه ما حضور خود را از طریق کشور کوچک ولی مهم جیبوتی در آنجا از دست داده ایم و صد البته از دست رفتن سودان را هم نمی بایست فراموش شود. حضور در یمن برای ما حیاتی است!
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>