سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 3 شهريور 1395      11:10
با توجه به ضعیف شدن امریکا

تحولات منطقه به سود محور مقاومت است

محمد علی مهتدی تحلیلگر مسایل خاورمیانه در گفتاری برای دیپلماسی ایرانی به بررسی تحولات چند ماه اخیر در منطقه به خصوص رویکرد تازه ترکیه در قبال سوریه، زیان عربستان در تحولات یمن، همکاری نظامی ایران و روسیه و تفاهم همکاری سه کشور آذربایجان، ایران و روسیه پرداخته است.

محمدعلی مهتدی، تحلیلگر مسایل خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: طی چند ماه اخیر شاهد تحولات بسیار مهمی در همه کانون های بحران، چه در سوریه، چه در یمن، چه در عراق و چه در ترکیه بودیم. به طور کلی وضعیت جدیدی در منطقه پدید آمده است. وضعیتی که به طور کلی به سود محور مقاومت است.

  1. حمله به سوریه و جنگ جهانی علیه این کشور که از سوی آمریکا، انگلستان، اسرائیل، عربستان و حتی ترکیه برای سرنگونی رژیم اسد صورت گرفت و به دنبال آن ده ها هزار نفر تروریست تکفیری از سراسر جهان وارد منطقه شدند، به این دلیل که حکومت بشار اسد، یک حکومت دیکتاتوری یا پلیسی است، نبود. بلکه هدف اصلی بر اساس نتیجه شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه در سال 2006 بود که چون اسرائیل نمی توانست حزب الله را نابود کند، بنابراین تصمیم به حمله به عمق استراتژیک مقاومت و حمله اتصال این محور بین ایران، لبنان و فلسطین کرد. تصور بر این بود که حداکثر تا 3 ماه، محور مقاومت شکست خورده، ارتش سوریه تجزیه شده و در نهایت رژیم اسد سرنگون می شود. در نهایت رژیمی سر کار خواهد آمد که مخالف محور مقاومت باشد و در محور دوستان آمریکا در منطقه عمل کند. اما مقاومت نزدیک به شش سال ادامه یافت و هنوز نیز ادامه دارد. آمریکایی ها نیز سعی داشتند بر اساس یک جنگ فرسایشی، نیروهای مقاومت در منطقه را به فرسایش کشانده که به طور حتم این به نفع اسرائیل است.
  2. از طرف دیگر شاهد حضور جدی روس ها در منطقه و مبارزه با تروریسم هستیم. طی توافق صورت گرفته میان جمهوری اسلامی ایران و روسیه، روس ها توانستند از تسهیلات نظامی ایران _ استقرار بمب افکن ها و جنگنده های نظامی در پایگاه نوژه همدان_ برای مورد هدف قرار دادن مواضع داعش استفاده کنند. این اتفاق تحول بسیار مهم و استراتژیک در سطح منطقه بوده و حاوی پیامی برای آمریکایی ها، سعودی ها و دیگر کشورهای منطقه است.
  3. در آن سو، ترکیه بعد از کودتای نافرجام، متوجه شد این مساله از غرب نشات گرفته است. بنابراظهارات آقای اردوغان، ترکیه از کشورهایی که مانند عربستان و امارات که همپیمان محسوب می شدند، از پشت خنجر خورد. از طرفی گرچه ترکیه عضو مهم پیمان آتلانتیک شمالی _ ناتو _ است اما به نظر می رسد اعضای آن توجهی به ترکیه نداشتند و ترکیه فقط به عنوان یک کشوری که باید به ناتو خدماتی  ارایه دهد، شناخته شده است. و در مقابل هیچ پشتیبانی از ترکیه نمی شود. مجموعه تحولات پیش آمده برای ترکیه، مقامات این کشور را سر دوراهی قرار داد که یا به سمت صفر کردن مشکلات با همسایگان رفته و مواضع خود در سوریه را تغییر دهند یا همچنین همپیمان غرب باقی مانده و به سیاست های آنها عمل کنند. البته طی دیدار آقای اردوغان با آقای پوتین در سنپترزبورگ، مذاکراتی صورت گرفته و بر اساس آن روس ها اعلام کردند، ترکیه به زودی مرزهای خود با سوریه را خواهد بست. چنین اتفاقی موجب می شود 80 درصد مساله حل شود و پایان دادن به حضور تروریست ها در سوریه آسان شود. زیرا مشکل اصلی کمک های بین المللی است که از طریق مرز ترکیه به تروریست ها می رسد. اظهارنظر مسئولان ترکیه اعم از نخست وزیر و وزیر امور خارجه، گویای آن است که ترکیه در نظر دارد مواضع خود در قبال سوریه را تغییر داده و به سمت صفر کردن مشکلات با همسایگان پیش برود و بیش از این خدمات رایگان به ناتو و غرب ندهد. زیرا ادامه سیاست کنونی برای ترکیه بسیار خطرناک است. نمونه آن انفجار انتحاری در شرق ترکیه _ غازی عینتاب _ که بیش از 30 نفر در یک مراسم عروسی کشته شدند و همچنین حملات و انفجارهای دیگر در استانبول که موجب وارد شدن ضربه شدید به اقتصاد و تروریسم ترکیه شد. از این رو باید مسئولان ترکیه ای به این نتیجه رسیده باشند که ادامه سیاست های پیشین به سود آنها نبوده و باید تغییر در این سیاست های داده شود. همچنین قرار است اردوغان سفری به ایران و ملاقات با مقامات ایرانی داشته باشد که احتمال می رود، بعد از آن تغییراتی را اعلام کند.
  4. طی برگزاری کنفرانس سران سه کشور ایران، آذربایجان و روسیه در باکو، و امضای تفاهم صورت گرفته، منطقه قفقاز به خلیج فارس از طریق راه آهن و خط آسفالت متصل می شود که این تحول بزرگی در ژئواکونومیک منطقه خواهد بود. تصور بر این است که دیگر کشورهای منطقه قفقاز مانند ارمنستان و گرجستان هم به این تفاهم نامه بپیوندند که در نهایت تحول بزرگی در زمینه اقتصاد و تجارت منطقه ای به وجود خواهد آورد و منطقه قفقاز به شبه قاره و شرق اتصال می یابد. ترکیه نیز نمی تواند خود را از این مساله کنار بکشد و باید به طور حتم به آن بپیوندد.
  5. از طرفی کار زیادی از دست آمریکایی ها ساخته نیست. زیرا آمریکا در منطقه ضعیف شده و تا 4 ماه دیگر درگیر انتخابات خود هستند. از این رو نمی توانند دست به ابتکار عمل جدی و موثری در منطقه بزنند.
  6. نقطه بحرانی دیگر پرونده یمن بوده که تحولات ژرفی روی داده است. عربستان سعی داشت مجموعه اهدافی که نتوانست از طریق نظامی در یمن دنبال کند را از طریق مذاکرات در کویت به ملت یمن تحمیل کند. اما یمنی ها نپذیرفتند و مذاکرات کویت پس از سه ماه به شکست انجامید. رشته تحولات سیاسی و نظامی روی داده در یمن به شدت به زیان عربستان بود. تشکیل شورای ده نفره برای اداره کشور، تشکیل جلسه پارلمان و تایید این شورا از سوی پارلمان و همچنین عزل منصور هادی به عنوان کسی که به کشور خیانت کرده و تظاهرات میلیونی مردم در صنعا در حمایت کامل از انصارالله و شورای ده نفره، از جمله تحولات سیاسی در یمن است. باید گفت پس از این تحولات عملا راه در برابر هر ادعایی از سوی عربستان مبنی بر مشروعیت منصورهادی  و طرفدارانش بسته شده و ماموریت اسماعیل ولد الشیخ احمد نماینده سازمان ملل در امور یمن نیز پایان یافته فرض کرد. به خصوص آن که تمامی تلاش های ولد شیخ احمد در راستای مواضع عربستان سعودی و نه ملت یمن بود. همچنین پس از شکست مذاکرات، عربستان حملات نظامی خود را از سر گرفته و به دلیل ویرانی های بسیار و نبود هدف نظامی، با خشم اقدام به بمباران مدارس، بیمارستان ها، بازار و جاده ها کردند. اقدامی که جز افزایش جنایات جنگی هیچ چیز دیگری ندارد. در مقابل ارتش یمن و کمیته های مردیم انصارالله با استفاده از موشک های بالستیک اقدام به مورد هدف قرار دادن پایگاه ها و تانک های عربستانی کرده و در داخل خاک عربستان به سمت شهرهای جیزان _ که در آستانه بازپس گرفتن است _ و سپس عسیر و نجران حرکت کرده اند. سه شهر جیزان، عسیر و نجران استان های یمن است که در سال 1936 از سوی عربستان اشغال شدند. بنابراین عربستان با وضعیت بسیار سختی به خصوص بحران اقتصادی مواجه است. مقامات سعودی قادر به پرداخت حقوق کارمندان نبوده و شرکت های عربی به تدریج در حال ورشکست شدن هستند. در عین حال رشد اقتصادی عربستان تنزل کرده است. مجموعه فشارهای اقتصادی در داخل عربستان و شکست در سوریه و یمن، باید مسئولان عربستانی را وادار به بازگشت به عقلانیت در سیاست کند. اما آنچه همچنان روی می دهد، خشم، کینه توزی و یک دندگی نه بر اساس منافع ملی است. در نهایت آن که تحولات منطقه، تحولاتی مثبت و به سود محور مقاومت و به زیان آمریکا، اسرائیل و عربستان است.


نظرات کاربران
سجاد
سه شنبه 2 شهريور 1395      11:48

اگر منظور از "محور مقاومت" اقداماتی است که هزینه های سنگینش را شیعیان و سنی های منطقه می دهند ولی منافعش را روسیه می برد، بله، تحولات منطقه به سود محور مقاومت است. ولی اگر منظور از "محور مقاومت" ائتلافی است که از مسلمانان (یا حتی فقط از شیعیان) در مقابل دشمنان آنها محافظت می کند اونوخ باس گفت که متاسفانه همچه چیزی فقط در تبلیغات وجود داره. آیا وضع مسلمانان (یا حتی فقط شیعیان) بهتر شده است؟ واضح است که وضع شیعیان و سنیها بدتر شده است و در عوض وضع روسیه و اسرائیل بهتر شده است.
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>