پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 10 آذر 1395      12:49
آمدن ترامپ این روابط را تحت تاثیر قرار می دهد

آینده مثلث استراتژیک ایران - چین - امریکا

محسن شریعتی نیا، استادیار دانشگاه شهید بهشتی: در بیش از چهار دهه ای که از این روابط می گذرد، نقش آمریکا در شکل دهی به مسیر آن کلیدی بوده است. به دیگر سخن روابط مدرن ایران و چین همیشه سه جانبه و نه دوجانبه بوده.

محسن شریعتی نیا، استادیار دانشگاه شهید بهشتی

دیپلماسی ایرانی: وزیر دفاع چین در شرایطی به ایران آمده که ابهام بیش از هر زمان دیگری در دو دهه اخیر بر سیاست بین الملل سایه افکنده تا جایی که برخی حتی از پایان غرب سخن رانده اند. آمریکایی ها انتخابی صورت دادند که به معضلی برای سایر کشورها از جمله ایران و چین بدل شده است. آنچه در این شرایط بیش از جزییات و توافقات این سفر (سفر سپهبد چانگ وان چوان وزیر دفاع جمهوری خلق چین به ایران و دیدار با سردار دهقان وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران که منجر به امضای موافقتنامه همکاری دفاعی ــ نظامی شد) اهمیت دارد، آینده مثلث استراتژیک ایران – چین – آمریکا ست. روابط ایران و چین هم قدیم است و هم جدید. در بیش از چهار دهه ای که از این روابط می گذرد، نقش آمریکا در شکل دهی به مسیر آن کلیدی بوده است. به دیگر سخن روابط مدرن ایران و چین همیشه سه جانبه و نه دوجانبه بوده. پیش از انقلاب، کاتالیزور آمریکا در شکل گیری و قوام اولیه این روابط نقش کلیدی ایفا کرد و پس از انقلاب و به ویژه در یک دهه اخیر ایالات متحده نقش های چندگانه ای ایفا کرده که مهمترین آن تحدید این روابط و ایجاد معضلات کلیدی در مسیر توسعه آن به ویژه در حوزه هایی فراتر از "کالاهای چینی" بوده است. 

با برجام، این مثلث نوعی دگرگونی را تجربه کرد، فشار استراتژیک آمریکا بر روابط ایران و چین در یک سال اخیر افت کرده و ایران در مسیر غیرامنیتی شدن قرار گرفته است. فراتر از آن در اتفاقی نادر قرار شده ایران، چین و آمریکا با همکاری یکدیگر راکتور اراک را بازسازی کنند، گرچه هنوز اندرخم یک کوچه اند.  از همین روست که بلافاصله پس از برجام بالاترین مقام چینی پس از 14 سال به ایران سفر کرد و حتی از مشارکت راهبردی سخن به میان آمد. به دیگر سخن در دوره پسابرجام به تدریج نشانه هایی از دوجانبه و نرمال شده تعاملات ایران و چین پدید آمد.

اما اکنون و به فاصله کوتاهی پس از برجام، ضلع سوم این مثلث دگرگون شده و همین دگرگونی پرسش کلیدی آینده تعاملات ایران و چین است. مردی برگزیده شده که بیش از هر چیز با سخنان غریبش شهره شده و چنان نسبت به سیاست بین الملل ناآگاه و بدان بی اعتناست که به قول رییس کمیسیون اروپا تصور می کند بلژیک روستایی، جایی در اروپاست. ایران و چین هر دو هدف درشت گویی های او بوده اند. از یک سو تهدید کرده که برجام را پاره خواهد کرد و از دیگر سو چین را به تجاوز تجاری به آمریکا متهم کرده و از اعمال تعرفه های 45 درصدی بر صادرات 500 میلیارد دلاری چین به کشورش سخن رانده است. البته نویسنده می پذیرد که  مقتضیات لفاظی های انتخاباتی آن هم در جامعه پرسرو صدایی چون آمریکا به شدت با مقتضیات حکمرانی متفاوت است و دیگر آن که در آن دیار سیستم آشکارا بر فرد برتری دارد، گرچه برخی چون مادلین البرایت استدلال کرده اند که پیروزی او به معنای فروپاشی قرارداد اجتماعی آمریکایی نیز هست. اما اگر او بکوشد بخشی از این درشت گویی ها را جامه عمل بپوشاند، آمریکا بار دیگر در متن روابط ایران و چین قرار خواهد گرفت و بالقوه می تواند نوعی بازگشت به آینده را در این روابط رقم زند. اگر او به سراغ برجام برود واکنش چین چه خواهد بود؟

آنچه روشن است آنکه چین بر سر دوراهی دشوار منفعت – مسئولیت قرار خواهد گرفت و پیش بینی رفتار این کشور در آن شرایط بسیار سخت است. حتی اگر از برجام بگذرد، اما بکوشد بار دیگر ایران را امنیتی سازی کند و در قالب های مفهومی چون محور شرارت و از این دست قرار دهد، تعاملات ایران و چین احتمالا دشوار، کند و پیچیده خواهد شد. در آن شرایط آینده همکاری نادر ایران-چین-آمریکا در بازسازی راکتور اراک چه خواهد شد؟ اما می توان به سناریویی هم اندیشید که در آن غلبه حماقت (به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از سیاست)، سیاست خارجی آمریکا را به بیراهه کشاند و این بیراهگی برای ایران و چین تجدیدنظر طلب فرصت های کیمیایی خلق کند، فرصت هایی که نه تنها به توسعه روابط آنان بلکه به ارتقای موقعیتشان در جهان رو به آشفتگی منجر شود. از دیگر سو ترکیب حماقت و قدرت، سیاست بین الملل را بیش از هر زمانی مستعد فاجعه می کند. اگر حماقت با هسته قدرت جهانی ترکیب شود، آنچنان را آنچنان تر می کند و  آثار فاجعه بار آن شاید پیش و بیش از دیگران دامن ایران و چین را بگیرد.

کوتاه سخن آنکه با دگرگونی عمیقا مبهم آمریکا، روابط ایران و چین بار دیگر در آستانه نوعی تغییر پارادایمیک قرار گرفته است. دو کشور ناگزیرند امیدوار به بهترین و آماده برای بدترین باشند. آنچه اکنون روشن است آنکه ایران، چین و باقی 194 کشور مشغول مطالعه و گمانه زنی در مورد این پدیده نادر در سیاست بین الملل اند، پدیده ای که هر چند دهه یک بار رخ می دهد.

انتشار اولیه: جمعه 28 آبان 1395 / انتشار مجدد: چهارشنبه 10 آذر 1395



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>