چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 7 دى 1395      11:40
مسکو خویشتنداری می‌کند

ترور سفیر روسیه، سقوط سوخو نیست

صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: نه ترور سفیر روسیه در آنکارا و نه اقدامی بالاتر از آن ظرفیت تغییرات راهبردی و یا ورود به ریسک جنگ را نداشته و ندارد.

نویسنده: صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی
دیپلماسی ایرانی:
فتح حلب از آنچنان اهمیتی  برخودار است که می تواند یکی از بازتاب های آن انتقام از سفیر روسیه باشد. اگرچه تحریک و هدایت تظاهرات علیه مسکو می تواند هزینه هایی چون ترور توسط پلیس امنیتی در بر داشته باشد، اما علل و عوامل اصلی تاثیرگذار در این ترور، پیچیده تر از مردم تحریک شده می باشند.
بحرانی در کار نیست. نه آنکارا، سارایوست و نه سفیر روسیه، ولیعهد اتریش است. اما ما عادت داریم سناریو ساخته و نه یافته ها بلکه بافت های ذهنی خود را بعنوان تحلیل ارایه دهیم. سفرای زیادی تاکنون ترور شده اند و پس از این نیز ترور خواهند شد، اما تنها کشته شدن سفیر اعزامی چنگیز به ایران بود که آغازگر جنگی ویرانگر شد.
پوتین اگرچه به مرد آهنین تشبیه شده است اما پشت این چهره بی روح عقلانیتی خوابیده است که امروز توانسته است روس ها را پس از سال ها در مسیر اقتدار قرار دهد. پوتین با یک عذرخواهی از خنجری که به پشتش اصابت کرده بود گذاشت تا تأمین کننده منافع روسیه گردد. در کنار تاثیر موضوع سوریه در لایه های پنهان سقوط سوخوی روسی در سال گذشته، تحقیر مسکو و انتقام اوکراین و... نیز مطرح بود، اما روس ها از آن نیز گذشتند تا به منافعی بزرگتر دست یابند.
صحنه سیاست، عرصه احساسات و اقدام های متکی بر آن نیست. محاسبات رفتار سیاسی دقیق و تصمیمات آن مبتنی بر عقلانیت متکی بر تأمین منافع است.
بی شک این ترور نمایشگر شدت ضعف امنیتی حاکم بر ترکیه است. این ترور فارغ از عواقب سیاسی، از نظر پرستیژی  ضربه ای سخت به حیثیت آنکارا وارد کرد. با این وجود، وقوع  28 عملیات تروریستی  و کشته شدن بیش از 400 نفر در دو سال گذشته در ترکیه، می تواند شرایط وخیم حاکم بر این کشور  را، برای مسکو در  پذیرش ترور سفیر روسیه تا حدودی آسانتر نماید.
گفتگوی اردوغان و پوتین و اخبار دریافتی از روسیه در ارتباط با ترور سفیر این کشور، نشانگر حفظ خویشتن داری مسکو است. نباید از این ترور به تحلیل تغییرات راهبردی رسید. نه این ترور و نه اقدامی بالاتر از آن ظرفیت تغییرات راهبردی و یا ورود به ریسک جنگ را نداشته و ندارد. ترکیه پس از این ترور نیز کماکان عضو ناتو مانده و به شانگهای نیز نخواهد پیوست. پس از این ترور روابط آنکارا و مسکو دچار خدشه جدی نشده و سطح آن کماکان در اندازه های ظرفیت های تعریف شده خواهد ماند. تغییرات راهبردی در روابط کشورها  حاصل تغییرات ذهنی بلند مدتی می باشد که برای آن امکان تحقق متصور شود. در روابط آنکارا – مسکو بستر تاریخی، سیاسی، امنیتی، نظامی و از همه  مهمتر اقتصادی برای تحقق  تحول راهبردی که منجر به تغییر صف بندی گردد، وجود ندارد.
موضوع اساسی که در تحلیل ترور سفیر روسیه باید مد نظر باشد درک این نکته است که  این ترور تاوان سیاست های اشتباه اردوغان در بحران سوریه بوده و می باشد. در واقع سفیر روسیه نیز قربانی خطای راهبردی آنکارا گردید.
در نگاه کلی اقدام های ترویستی اقداماتی پیچیده و چند وجهی بوده و بعضا حاصل همکاری چند سرویس و گروه های ترویستی می تواند باشد. شلیک کننده مهم نیست، آن کس که فرمان شلیک داده است اهمیت دارد. فاعل دستگیر یا کشته شده می تواند چندمین حلقه اتصال ترور مدیریت شده باشد که درکی از بازی بزرگ ندارد. تاریخ معاصر ترکیه  مملو از این  قبیل حوادث خصوصا در حذف مخالفان داخلی بوده است. کنترگیریلا، گیلادیو، جیتیم و ارکنه کن جریانات، تیم ها و ارتش سایه ای بودند که تحت هدایت ناتو در ترکیه در دروان جنگ سرد کمونیست ها، علویان، کردها و روشنفکران ترور می کردند. این گروه ها اگرچه در عملیات های پاکسازی مختلف چون پتک آهنین صدمه خوردند اما نابود نشده و حتی می توان گفت بعضا خود را با شرایط وفق داده و توانستند تغییر هدف و ماهیت بدهند. نکته مهم در تحلیل اقدام های تروریستی آن است که  گروه های تروریستی پول و امکانات لجیستک دریافت می نمایند اما همیشه تحت فرمان نیستند. آنان می تواند با تحلیل و تاثر از شرایط بعضا علیه حامیان خود نیز عمل نمایند. افغانستان با طالبان و القاعده و ترکیه با داعش و ... می تواند تبلور نافرمانی ترورهایی  باشد که علیه اربانان خود شوریده اند. البته اعتقاد داشته و دارم که سرشاخه های گروه های تروریستی  همچنان در اطاعت و در خدمت اهداف اربابان اصلی هستند. جریانات سلفی در پوشش اسلام گرایی از دوران جنگ سرد در قالب  مبارزه با نفوذ کمونیسم و امروز در اهداف جدید تعریف شده در خدمت آمریکا بوده و می باشند. ارتباطات چچنی های فعال در ترکیه تحت مدیریت  سیا و سرویس ترکیه در گذشته عامل تنش آنکارا با مسکو شده بود. بنظر می رسد با توجه به گستره و حوزه نفوذ وسیع سیاسی، امنیتی و اقتصادی آمریکا در ترکیه در میان همه متهمان ترور سفیر روسیه، متهم ردیف اول این اقدام، واشنگتن باشد. آمریکا در گذشته نیز از ترور برای تنظیم معادلات سود جسته است. اگر رفتار ترکیه، روسیه و یا روابط ترکیه با آمریکا و روسیه نیاز به تنظیم خاص داشته باشد، می تواند این ترور عامل تنظیم و یا حاوی هشدار لازم باشد. تنزل ترور سفیر روسیه به اقدامی فردی نادیده انگاشتن قدرت بازیگری بازیگران بزرگ در خاورمیانه ای است که آبستن تحولاتی فراتر از بحران سوریه و عراق در آینده می باشد.
نکته آنکه ترکیه به وعده و امید کسب  رهبری و الگو شدن در تغییرات خاورمیانه وارد دامی شده است که ظاهراً می رود که خود به مرکز و میدان اصلی تغییر تبدیل شود. در حال حاضر  شبح شوم  تروری که سال هاست بر بغداد و دمشق سایه افکنده است در شیبی آرام به مرزهای استانبول و آنکارا رسیده و متاسفانه خاکستر آتش افروخته شده در سوریه و عراق، به داخل ترکیه سرایت نموده است. اگر در میان کشورها و رهبران منطقه، عقلانیت و همکاری جمعی شکل نگیرد، توفان جنگ، کینه و نفرت، همه را با خود خواهد برد.



نظرات کاربران
حسن
سه شنبه 30 آذر 1395      17:13

آقای به اصطلاح اردوغان ستیز بالاخره ما نفهمیدیم در این قضیه داعش کجای مسئله حلب واقع شده؟ این تروریست هنگام مرگش از حلب گفته و تا جایی که ما می دانیم در حلب هیچ نیروی داعشی وجود نداشته است.
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>