يکشنبه 10 ارديبهشت 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 17 دى 1395      10:58
سی و چهارمین بخش از کتاب «اسرار جعبه سیاه»:

قصه عملیات انتحاری جوان ایرانی

جوان ایرانی به سینما می رود در حالی که با خودش دو بطری آب میوه با خود برده بود که حاوی بمب یا مواد منفجره دست ساز بود، در جریان پخش فیلم بمب ها را باز می کند و در داخل سینما آنها را پرتاب می کند و بعد خود را با کمربندی انتحاری منفجر می کند.

دیپلماسی ایرانی: قرن بیستم به گفته بسیاری از مورخان، قرن تحول های شگرف بوده است. قرنی که در آن جنگ های بی نظیر تاریخ نظیر جنگ های جهانی اول و دوم رخ دادند و تاریخ بشریت به دست افراد و سیاستمدارانی که هر کدام طرحی برای رسیدن به مصالح و منافع خود داشتند، تغییرات شگرف یافت که مسیر طبیعی بسیاری از امت ها و کشورها را تغییر داد. در این میان تقسیم جهان به جهان غرب و جهان سوم تعابیری نامتجانس به وجود آورد که از درون این تناقضات افراد تحول خواهی ظهور کردند که در حقیقت می خواستند در برابر خواسته ها و طرح های منفعت طلبانه جهان غرب بایستند. افرادی که آرمان خواهانی بودند که گمان می کردند آرمانشان آن قدر قدرت دارد تا بتواند در برابر قدرت های بزرگ جهان بایستد و رویای مدینه فاضله آنها را تحقق بخشد. کتاب "اسرار جعبه سیاه" گفت وگو با چهار نفر از همین آرمان خواهانی است که تلاش کردند به خیال خود قدرت های بزرگ را وادار به تسلیم در برابر اراده آهنین خود کنند. افرادی که جهان غرب آنها را تروریست های بین المللی نه آرمان خواه می داند. در این جا بخش سی و چهارم این کتاب را می خوانید:

عملیات ماگادیشو چگونه انجام شد؟

اصلا هیچ ربطی به ماگادیشو نداشت برای این که قرار بود عملیات ربایش هواپیمای آلمان غربی در عدن به پایان برسد. برداشت هایی از رفقای مشارکت کننده در عملیات وجود داشت. منظورِ از عملیات آزادسازی شماری از دستگیرشدگان در اروپا بود.

هواپیما بعد از عبور از خلیج ]فارس[ به عدن رسید در حالی که یک هواپیمای آلمانی که تیمی از کوماندوها را با خود داشت آن را تعقیب می کرد. رئیس جمهور یمن دموکراتیک، سالم ربیع علی، به دلیل این که قبل از انجام عملیات در دیدار با ودیع قبول کرده بود هواپیما را در خاک خود بپذیرد، هزینه سنگینی پرداخت. همچنین موافقت کرده بود که در حالت عدم اجابت مطالبات هواپیما را منفجر کند. عدن ایستگاه آخر بود و ناگهان هواپیما از عدن پرواز کرد. البته جذب هایی در عدن شده بود، تیمی که روابط نزدیکی با اتحاد جماهیر شوروی و آلمان شرقی داشت از عملیات انتقاد کرده بود و به نظر می رسید قصد دارد مسئولان این عملیات را سالم تحویل دهد. چرا تیم اجرایی با ترک عدن موافقت کرد؟ وقتی علی ناصر محمد (که نخست وزیر بود) پایین آمد تا با مجریان عملیات صحبت کند، موتورهای هواپیما روشن شده بودند. کاپیتان هواپیما در خلال عملیات کشته شده بود. هواپیما رفت و درگیری در عدن آغاز شد. تیمی که حمله را فرماندهی کرده بود، نماینده عبدالفتاح اسماعیل و مجموعه او بود و امنیت آن نیز بر عهده «محسن» بود. هواپیما در فرودگاه موگادیشو فرود آمد و کوماندوهای آلمانی به آن حمله کردند و همه مجریان عملیات را به استثنای سهیلا السایح را کشتند.

روز بعد از حمله آلمان ها به هواپیما هیئتی از «بخش خارجی» به ماگادیشو رفت و خواست که با رئیس جمهور علی فورا دیدار کند. سیاد بری هیئت را در همان شب دید و به آنها فقط یک چیز گفت: «ای بنی علی به دکتر ودیع سلام برسان و به او بگو که سیاد مجریان عملیات را فروخت. به او بگو که آنها فرزندان من هستند و برای نجات سومالی از محنتی که در آن زندگی می کند، فروختمشان. من دروغ نمی گویم، در توافقی آنها را فروختم.»

هیئت از رئیس جمهور خواست که سهیلا السیاح را ببیند، به آنها گفت: «بعدا». درباره جسد افرادی که شهید شده بودند، پرسیده شد، گفت: «این جا مثل فلسطین کشورشان است و مسلمان وقتی می میرد دفن می شود.»

هیئت سهیلا را در بیمارستان دید اما وضعیتش طوری نبود که بتواند شرح دهد چه شد. جوان ها در سومالی خاک شدند. عملیات هزینه سنگینی داشت.

نظر ودیع چه بود؟

ودیع در ماگادیشو نبود. در پایتخت یک کشور عربی آفریقایی بود. هیئت وقتی رسید که او در آن جا بود، شوکه شد و به عادت همیشگی تلاش کرد قبل از رسیدنشان تماس بگیرد. هیئت به مقر ودیع رسید در حالی که او خودش بیرون آمد و از هیئت دم ماشین استقبال کرد. یک نفر شفاهی آن چه سیاد بری گفته بود را گفت. همچنین او را از تنشی که در یمن به وجود آمده است مطلع و این که ممکن است هزینه های آن را افراد سالم بپردازند.

عملیات سینما «حین» در 12/12/1974 چگونه انجام شد؟

«بخش خارجی» یک جوان ایرانی را از طریق آسیای شرقی با گذرنامه بریتانیایی فرستاد. آن جوان چگونگی ساخت مواد منفجره از طریق مواد بومی و محلی و چاشنی های لازم برای آن را آموزش دیده بود. به سینما می رود در حالی که با خودش دو بطری آب میوه با خود برده بود که حاوی بمب یا مواد منفجره دست ساز بود، در جریان پخش فیلم بمب ها را باز می کند و در داخل سینما آنها را پرتاب می کند و بعد خود را با کمربندی انتحاری منفجر می کند. عملیات انجام شد و خودش به شهادت رسید و چندین نفر آسیب دیدند (26 کشته و زخمی).

ودیع چگونه منتقل می شد؟

قواعد عملیات سری را رعایت می کرد. گذرنامه استفاده نمی کرد. حقیقتش او بیشتر گذرنامه های دنیا را استفاده کرده بود.

گفته می شود او در استفاده از گذرنامه و ویزا زبردست بود؟

تا آن جا که بهترین چاپخانه را در خاورمیانه برای صدور اسناد و گذرنامه ها ایجاد کرده بود. هدف از این کار شکستن محاصره فلسطینی ها و ایجاد توانایی برای تحرکات آنها بود.

آیا در بیروت بود؟

نه. در اولین عملیات علیه هواپیمایی «العال» هیچ چیز نداشتیم، نه سند و نه مهر. آن چه آن روز به دست آمد، گذرنامه های خارجی و تبدیل تصاویر به شیوه های ابتدایی بود. در آن روز فهمید که این موضوع باید حل شود. به این فکر افتاد که خودش گذرنامه چاپ کند، در آخر سازمان کارگاهی برای چاپ گذرنامه ایجاد کرد.

گذرنامه های عربی یا خارجی؟

همه گذرنامه ها.

آیا کارگاه می توانست مثلا گذرنامه سوئیسی چاپ کند؟

هر گذرنامه ای، البته در چارچوب برنامه، گذرنامه هایی که کمترین شبهه را ایجاد می کردند. در علم امنیت فرض بر این است که گذرنامه جعلی در کشور اصلی استفاده نشود. مثلا تو گذرنامه ایتالیایی را در خود ایتالیا استفاده نکنی. و شاید نباید اصلا از آن در کشور همسایه هم اگر معروف باشی استفاده کنی.  H

چاپ گذرنامه ها از کی شروع شد؟

به تدریج شروع شد. از افراد خبره در ساخت مهر کمک گرفتیم.

آیا «ارتش سرخ ژاپن» در ایجاد کارگاه گذرنامه ها سهیم بود؟

نه، به آنها گذرنامه دادیم. اما همه دوستان در به دست آوردن نمونه ها سهیم شدند.

آیا از افراد خبره اروپای شرقی استفاده نکردید؟

نه، ما عناصری را به اروپای غربی فرستادیم تا در آن جا آموزش ببینند. دانشجوها به بهانه ای رفتند تا چاپ افست را یاد بگیرند. ما هر ماشین جدیدی که می گرفتیم خود شرکت مسئولیت آموزش کارکنان برای راه اندازی آن را بر عهده می گرفت. خریدها به اسم شرکت ها انجام می شد.

ادامه دارد...



کلمات کلیدی : اسرار جعبه سیاه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>