سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 22 دى 1395      11:29
رفسنجانی بیش از یک نام، نماینده تعامل‌گرایی بود

هاشمی؛ مرد همه دوران

صادق ملکی، تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: هاشمی رفت و ناراحتی ما بیش از آنکه برای او باشد، نگرانی ناشی از خلاء نقش او در ایران است.

نویسنده: صادق ملکی، تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاسی
دیپلماسی ایرانی:
هاشمی رفت و آسمانی شد. این طنز تاریخ تلخ ماست که مردان بزرگ را نه در حیات بلکه در ممات ارج می نهیم. بی شک پس از مرگ امام (ره)، مرگ هاشمی رفسنجانی دردناک ترین فقدان ناشی از مرگ یک شخصیت در تاریخ معاصر بوده و بدون تردید مراسم تشییع آن چون تشییع امام، در تاریخ به یادگار خواهد ماند. بخش مهمی از تاریخ ما، تاریخ خودزنی است. مخالفان هاشمی که امروز بعضا مرثیه خوان و عزدار وی شده اند، بدانند که هاشمی آنان را بخشیده است. هاشمی در این مقطع خاص تاریخی ایران و منطقه، از همه می خواهد چون وی، فقط و فقط به بزرگی ایران بیاندیشند.
هاشمی رفسنجانی را ابتدا با امیرکبیرش شناختم و بعد ها به عنوان یار غار امام به قلبم راه یافت. برخی از مردان، مردان دوران بحران بوده و پایان بحران، به افول آنان می انجامد. اگرچه هاشمی در بحران ها، بهترین بود، اما او تنها مرد بحران نبوده بلکه مردی برای تمام فصول بود. روزگار به هاشمی فرصت داد تا در مواجه با دشمن، فرمانده جنگ، در صلح، سردار سازندگی و در برجام تبلور عقلانیت گردد.
هاشمی را نمی توان و نباید با هیچ کس مقایسه کرد. او هاشمی بود. مردی که به تنهایی یک ملت بود. انقلاب و فراز و نشیب های تاریخ معاصر ایران تا ابد با نام او، عجین خواهد بود. نه آیت الله خطاب کردن عامل بزرگی او بود و نه حجت الاسلام خطاب کردن او، هاشمی را کوچک کرد.
تاریخ ایران، منطقه و جهان مملو از مردان بزرگی است که بزرگ نماندند. بازی ها و پیچیدگی های حاکم بر صحنه قدرت و سیاست، بعضا مردان بزرگ را، کوچک می نماید. هاشمی اما یک استثنا در صحنه قدرت ایران بود. هاشمی توانست با وجود همه مشکلات، بی مهری ها با هوشیاری که خاص او بود، بزرگ بماند. منش و بردباری برخاسته از عقلانیت، نام او را بزرگ و در تاریخ ایران ماندگار کرد. هاشمی در روند انقلاب اسلامی، نقشی بی بدیل در عدم تکرار تجربه تلخ مشروطیت و نهضت ملی داشت. هاشمی بزرگ بوده و در ذهنیت ایرانیان بزرگ خواهد ماند، زیرا او فرزند زمان بود. هاشمی غم نام و نان نداشت، اما دغدغه نان و غم مردم و بزرگی ایران دغدغه همشیگی او بود. هاشمی مردی بود که گذرهای تاریخی ایران پس از انقلاب مدیون حضور و نقش آفرینی های اوست. در بزرگی او همین بس که وی در سه مقطع پایان جنگ، انتخاب رهبری پس از امام و برجام نقش کلیدی داشت.
هاشمی بیش از یک نام بود، او نماینده ذهنیت تعامل گرایی بود که به صحنهٔ سیاست در عرصهٔ داخلی و خارجی ایجابی نگریسته و همیشه منادی آشتی ملی بود.
هاشمی هیچ گاه از سیاست قهر نکرد و در سخت ترین شرایط، معبر عبوری برای ملت و کشور خود ساخت.
هاشمی بیش از اینکه درگیر گذشته باشد، درگیر حال و آیندهٔ ایران بزرگ، با نگاه تعاملی و مبتنی بر خردمندی بود.
هاشمی در حیات پرماجرای خود به همان اندازه که مرد دوران بحران بود، در دوران صلح نیز نشان داد که سردار تدبیر، تعامل و سازندگی است.
رمز ماندگاری هاشمی در صحنهٔ سیاست، بروز قابلیت های مدیریتی او در شرایط مختلف بود. او در جایی ایستاده بود که ورای خطوط سیاسی معمول بود. دوستداران و پیروان هاشمی، باید برای تداوم راه او، به تفکرات تعامل گرا و وحدت آفرین وی وفادار بمانند.
نکته آنکه هاشمی رفت و ناراحتی ما بیش از آنکه برای او باشد، نگرانی ناشی ازخلاء نقش او در ایران است. بنظر می رسد برای حل همیشگی این نگرانی، باید توسعه و بزرگی ایران را از وابستگی به افراد به وابستگی به سیستم و ساختار ها، تغییر دهیم. نیاز به هاشمی و هاشمی ها یک نقصان ساختاری تاریخی است که جامعه سیاسی ایران باید از آن رهایی یابد. ایران و ایرانی چون همه کشورهای پیشرفته باید از کاریزمای افراد عبور کرده به کاریزمای سیستمی با محوریت روشن از حقوق و قانون دست یافته تا توسعه سیاسی در آن امری ماندگار و مستمر گردد.
سخن آخر آنکه، هاشمی با اخذ بالا ترین رای در تهران، نماد سیاسی تهران و به تعبیری ایران بود. کاش چون رد شایعه دفن او در مشهد، قم نیز تکذیب شده، او در تهران و در کنار امامش آرام گیرد.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>