دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 26 دى 1395      15:7
راه آیت‌الله را نهادینه کنیم

نه هاشمی مرده و نه اصلاحات

صادق ملکی، تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: راه اعتدال و تعامل گرایی مبتنی بر آگاهی که هاشمی بنیانش را گذاشت، تا ابد زنده و کانون توجه خردمندان وحدت گرایی است که فقط به بزرگی ایران می‌اندیشند.

نویسنده: صادق ملکی، تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاسی
دیپلماسی ایرانی:
قلبی که برای ایران می تپد، از طپش ایستاد. هاشمی رفت و رستگار شد. از هر کس میراثی به یادگار می ماند. اصلاحات میراث هاشمی بوده و هیچگاه از نفس نخواهد افتاد. میراثی که امروز مسئولیت سنگین پاسداری از آن بر عهده همه ماست. اعتراف به اشتباه خود بخشی از جبران مافات و سرآغاز تحول است. هاشمی سال ۶۰، هاشمی سال ۷۰ و ۸۰ نبود. حتی هاشمی ۹۵، هاشمی سال ۸۸ نبود. او مرد زمان و تغییر بود. آنچه هاشمی را بزرگ کرد، فرزند زمانه بودن، بود. باید تغییر کرد و هر کسی و کشوری که تغییر نکند، روزگار با هزینه ای سنگین او را تغییر می دهد. تغییر لازمه زندگی امروز است. کاش برخی از متاثرین مرگ هاشمی که قبلا به او تاخته و پس از فوت به مدیحه سرایی پرداختتند، فقط به اشتباه خویش در مورد این بزرگ مرد معترف گردیده و وارد دایره می شدند که معیار آن، تنها عدالت و راستی است.
امروز هاشمی نیست، اما میراث باقی مانده از او، پا برجاست. نه هاشمی مرده و نه اصلاحات، مرگ ها نه با مرگ افراد، بلکه با مرگ راه هاست. هاشمی امیرکبیر دوران خویش بود که بیش نام خود، به راه خویش اندیشده و آن را ماندگار کرد. راه هاشمی، چون مبتنی بر عقلانیت، خرد جمعی و تعامل است، نه تنها از طپش نایستاده، بلکه زنده و سرشار از امید به فرداست. هاشمی راهی ساخت که آینده ایران، مملو از مردانی چون اوست. روزگار به هاشمی فرصت داد که در اوج حمله مخالفان، مرد اول تهران و به تعبیری ایران گردد. او بنیانگذار راهی شد که مردنی نیست و تا حیات باشد زنده خواهد بود. راه اعتدال و تعامل گرایی مبتنی بر آگاهی که هاشمی بنیانش را گذاشت، تا ابد زنده و کانون توجه خردمندان وحدت گرایی است که فقط به بزرگی ایران می اندیشند. می توان برای هاشمی سرود زنده باد سر داد، زیرا راه او زنده است. دوستان و منتقدان منصف او می دانند که هاشمی در فراز و نشیب های پس از انقلاب در کجا ایستاده و چه نقشی داشته است. با این وجود، امروز، روز مانور روی گذشته نیست. باید حال و آینده ای که بسرعت می آید را دریافت. فرصت عزاداری نیست. اصلا هاشمی بدنبال عزادار نیست. دوستداران هاشمی، باید بدنبال پیروی از راه او باشند. ما نتوانستیم آنگونه که شایسته این مرد بزرگ بود از وی بهره ببریم اما می توانیم راه او را نهادینه کنیم. باید بگونه ای رفتار کنیم که پس از هاشمی، دیگر به هاشمی ها نیازی نباشد و همه یک هاشمی باشیم. راه هاشمی، مهم تر از اوست. باید از مرگ هاشمی فرصت ساخته و این تهدید را فرصتی برای همگرایی کرد. مرگ ها و بحران ها، فرصت های بسترساز آشتی ملی اند، مرگ هاشمی، باید فرصت ظهور و بروز وحدت و همدلی ملی گردد. هر کس دغدغه ایران اسلامی را دارد باید برای تحقق آشتی ملی تلاش نماید. چشمان نگران آیت الله را باید آرامش داد. امروز که در حرم امام، به سوگ او می نشینیم، می توانیم تبلور تحقق آشتی ملی کنیم. شرایط بحرانی منطقه و جهان، توطئه ها و دسیسه های پیش رو، دشمنان مترصد فرصت، این رویکرد را یک ضرورت اجتناب ناپذیر ساخته است. نباید گذاشت زود، دیر شود.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>