جمعه 28 مهر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 23 بهمن 1395      9:30
بیم و امید تاثیرها بر دولت جدید امریکا

با آمدن ترامپ دستاوردهای ایرانیان آمریکایی بر باد می‌رود

آغاز دوران ریاست جمهوری ترامپ نویدگر آینده خوبی برای جامعه ایرانیان آمریکایی نخواهد بود؛ چراکه دیگر رئیس جمهوری وجود ندارد که به نگرانی های آنان توجه کند، نوروز را گرامی بدارد، و به جای درگیری و جنگ به دنبال تعامل و ارتباط با سرزمین مادری آنها یعنی ایران باشد.

نویسنده: سینا طوسی محقق و تحلیلگر ارشد روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: آغاز دوران ریاست جمهوری ترامپ نویدگر آینده خوبی برای جامعه ایرانیان آمریکایی نخواهد بود؛ چراکه دیگر رئیس جمهوری وجود ندارد که به نگرانی های آنان توجه کند، نورزو را گرامی بدارد،  و به جای درگیری و جنگ به دنبال تعامل و ارتباط با سرزمین مادری آنها یعنی ایران باشد.

اگرچه تنش های میان ایالات متحده آمریکا و ایران بر جامعه ایرانیان آمریکایی اثرات بسیاری داشته است اما با این وجود آنها در طول این سال ها همواره تلاش کرده اند از توانمندی های بسیار تأثیرگذار خود در زمینه های مالی، اقتصادی و تحصیلی به عنوان ابزاری برای نفوذ سیاسی در واشنگتن استفاده کنند. برای مثال، تلاش جامعه ایرانیان مقیم آمریکا برای انعقاد توافق هسته ای نشان داد که این جامعه توانسته تا در واشنگتن نفوذ کند. اما سوال این است که چگونه می توان این نفوذ را به حداکثر رساند؟

روی کار آمدن دولت جدید آمریکا به رهبری ترامپ بسیاری از دستاوردهای چندین ساله جامعه ایرانیان آمریکایی را نیز به خطر انداخته است. دونالد ترامپ رئیس جمهوری جدید آمریکا در سخنرانی های خود مکرراً وعده داده بود تا در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری این کشور توافق هسته ای ایران را لغو کرده یا مذاکرات مجددی را برای انعقاد یک توافق جدید راه بیندازد. از طرفی، بیشتر اعضای کابینه ترامپ و مشاوران وی در شورای امنیت ملی از چهره های تندرو، جنگ طلب و مخالف ایران هستند؛ بسیاری از مردم و تحلیلگران نیز نسبت به این شرایط ابراز نگرانی کرده و تصور می کنند که چنین فضا و شرایطی می تواند ترامپ را به جنگ با ایران بکشاند. اما حفظ توافق هسته ای می تواند از یک جنگ بالقوه و فاجعه آمیز جلوگیری کند و مانع از اجرایی شدن ایده ها و رویکردهای تبعیض آمیز ترامپ شود. از سوی دیگر حفظ توافق هسته ای برای افزایش نفوذ و توانمندسازی هر چه بیشتر جامعه ایرانیان آمریکایی امری لازم و ضروری است.

سابقه تلاش های جامعه ایرانیان آمریکایی برای مقابله با گفتمان جنگ و دفاع از حقوقشان به سال ها پیش باز می گردد. گروه هایی همچون «اتحادیه روابط عمومی آمریکایی های ایرانی تبار» موسوم به (پایا) و یا «شورای ملی ایرانیان آمریکا» موسوم به (نایاک) سالهاست که تلاش می کنند تا جامعه ایرانیان آمریکایی را سازماندهی و مدیریت کنند. نایاک نیز به نوبه خود تلاش های قابل تحسینی را در راستای مبارزه با شعارهای جنگ طلبانه و سیاست های تحریمی زیان بار علیه ایران انجام داده است، اما در طول این سال ها همواره مجبور بوده تا با گروه های ذینفعی که از بودجه های کلان و نفوذ سیاسی بیشتری بهره مند بودند، رقابت کند.

در این مدت، گروه های موجود در جامعه ایرانیان آمریکایی و نیز فعالان این جامعه به لحاظ تأثیرگذاری و نفوذ بر واشنگتن به موفقیت های بسیاری دست یافته اند. یکی از شاخصه های میزان تأثیرگذاری جامعه ایرانیان آمریکایی، دسترسی و راهیابی آنها به کاخ سفید است که البته ممکن است این روند با روی کار آمدن دولت ترامپ تغییر کند. دوره دوم ریاست جمهوری باراک اوباما را باید نقطه عطف تعیین کننده ای در این خصوص دانست چرا که این نخستین باری بود که یک دولت در آمریکا تمایل داشت تا سرمایه های سیاسی خود را صرف اتخاذ یک رویکرد دیپلماتیک در قبال ایران کند و به خواسته های جامعه ایرانیان آمریکایی توجه کند.

در سال 2013، دولت اوباما از عناصر تندرو و جنگ طلب جامعه ایرانیان آمریکایی روی برگرداند و توجه بیشتری را نسبت به گروه ها و عناصر صلح طلب معطوف کرد. برای مثال، براساس آمارهای ارائه شده در مورد مهمانان بازدیدکننده از کاخ سفید، «ری تکیه»، نویسنده بسیار تندروی ایرانی- آمریکایی که وابستگی هایی نیز با «مؤسسه یهودی امور امنیت ملی» موسوم به (جینسا) دارد، در طول دوران ریاست جمهوری باراک اوباما تنها سه بار با مقامات کاخ سفید دیدار و گفت وگو داشته است که آخرین دیدار وی به ژانویه سال 2012 باز می گردد.

پس از پیروزی اوباما در دور دوم و شروع مجدد مذاکرات هسته ای میان دولت ایران به ریاست «حسن روحانی» و قدرت های جهانی در گروه 1+5، کاخ سفید به سوی دیگر گروه های جامعه ایرانیان آمریکا متمایل شد. اگرچه عموم مردم در آن زمان تصور می کردند که درگیری بر سر توافق هسته ای عموماً میان لابی های طرفدار اسرائیل همچون «کمیته ضد ایرانی روابط عمومی آمریکا و اسرائیل» موسوم به (آیپک) و لابی طرفدار دیپلماسی «جی استریت» صورت گرفته است اما باید اذعان کرد که گروه های فعال ایرانی-آمریکایی نقش بسیار مهم و حساسی را در این میان ایفا کردند.

در طول مذاکرات هسته ای نیز دولت اوباما با بسیاری از متخصصان و نهادهای قابل اعتماد در جامعه ایرانیان آمریکایی که همچون اوباما برای دستیابی به توافق هسته ای مصمم بودند، دیدار و مشورت کرد. بر اساس گزارش های موجود، بین سال های 2013 تا 2016، افراد و گروه های بسیاری با مقامات کاخ سفید دیدار و گفت وگو داشته اند که در این میان «تریتا پارسی»، بنیانگذار و رئیس فعلی «شورای ملی ایرانیان آمریکا» موسوم به (نایاک) با 29 دیدار و «جرمی بن آمی»، رهبر گروه «جی استریت» نیز با 44 دیدار کسانی هستند که در طول سال های اخیر بیشترین دیدار و ملاقات را با مقامات کاخ سفید داشته اند. برای مثال پارسی در طی این مدت با مقامات مختلفی از کاخ سفید از جمله «بِن رودز»، معاون مشاور امنیت ملی آمریکا، «سحر نوروززاده»، مدیر و مسئول بخش ایران در شورای امنیت ملی، «جو بایدن»، معاون رئیس جمهوری آمریکا، «کالین کال»، مشاور امنیت ملی جو بایدن و ... دیدار و گفتگو داشته است.

در خلال مذاکرات هسته ای، دیگر افراد و گروه های ایرانی - آمریکایی طرفدار توافق هسته ای نیز توانستد با مقامات دولتی آمریکا دیدار و گفتگو داشته باشند. برای مثال گزارش های موجود حاکی از آن است که «ولی رضا نصر»، رییس دانشکده مطالعات بین المللی پیشرفته دانشگاه جان هاپکینز آمریکا در طول این مدت سه بار با «راب مالی»، مسئول هماهنگی مسائل خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا دیدار و گفت وگو داشته است، این در حالیست که «کریم سجادپور»، پژوهشگر ارشد برنامه خاورمیانه در اندیشکده «بنیاد صلح بین المللی کارنگی» و یکی از حامیان اصلی اعمال تحریم ها علیه ایران بین سال های 2009 تا 2016 تنها سه بار با مقامات ارشد دولت در کاخ سفید دیدار داشته است.

جامعه ایرانیان آمریکایی جامعه ای است که از تنوع سیاسی و جغرافیایی وسیعی برخوردار بوده و تقریباً در سراسر آمریکا پراکنده است. در حال حاضر، در میان جامعه ایرانیان آمریکایی نگرانی بسیار شدیدی نسبت به مواضع ترامپ در قبال ایران، مسائل و موضوعات مربوط به حقوق مدنی و به طور کلی رویکردها و نگرش های خصمانه ترامپ دیده می شود. ایرانیان آمریکایی نیز درست همانند دیگر شهروندان آمریکایی نگرانند که با روی کار آمدن دولت ترامپ پسرفتی عظیم در تمام سطوح کشور اعم از سیاست داخلی و سیاست خارجی صورت بگیرد و احترام و شان مقام ریاست جمهوری در این کشور برای همیشه از بین رود.

اما برخی دیگر نگرش و دیدگاه خوشبینانه ای به ترامپ داشته و بر این باورند که وی یک تاجر اهل معامله بوده که دیدگاه های عملی و غیرایدئولوژیک را دنبال می کند و در اردوگاهی متفاوت از اردوگاه نومحافظه کاران جمهوری خواه فعالیت می کند. این عده امیدوارند که ترامپ به مزایای تعاملات تجاری با ایران و فرصت های اقتصادی جدید پیش آمده در این کشور توجه خاصی داشته باشد. از سوی دیگر، برخی از گروه ها و متخصصان نیز امیدوارند که ترامپ از گروه های تندروی مخالف ایران حمایت و پشتیبانی کرده و فشارها بر این کشور را افزایش دهد.

نامه هایی که توسط برخی گروه ها در موضوع توافق هسته ای به ترامپ ارسال شده، خود به خوبی گویای وجود برخی تفاوت های جدی در میان جامعه ایرانیان آمریکایی است. در ماه دسامبر، شبکه خبری فاکس نیوز گزارش داد که سی تن از مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران که احتمالاً بیشتر آنها نیز به جامعه ایرانیان آمریکایی تعلق دارند، در نامه ای خطاب به دونالد ترامپ خواستار لغو توافق هسته ای و سرنگونی دولت جمهوری اسلامی ایران شدند. بر اساس برخی گزارش ها، «شورای ملی مقاومت ایران» (NCRI) که از سوی وزارت امورخارجه آمریکا به عنوان بازوی سیاسی سازمان بدنام مجاهدین خلق ایران توصیف شده بود، در میان اعضای حلقه ترامپ از حامیانی برخوردار است. این نامه موجب بروز واکنش های بسیاری در رسانه های اجتماعی ایران شد و بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی ایران این نامه و نویسندگان آن را مورد استهزاء و تمسخر قرار دادند. اما در طرف دیگر، گروهی از ایرانیان آمریکایی از جمله برخی هنرمندان برجسته، دانشگاهیان، فعالان حقوق بشر، دانشمندان و فعالان برجسته اقتصادی نیز با نگارش و ارسال نامه دیگری به حمایت از توافق هسته ای برخاستند.

 اگرچه ترامپ در این مدت مواضع خصمانه ای را در قبال ایران اتخاذ کرده و آشکارا میان شهروندان آمریکایی و دیگر شهروندان مسلمان در این کشور تبعیض قائل شده است، اما این نباید باعث شود که جامعه ایرانیان آمریکایی امید خود را از دست بدهد. ایرانیان در واشنگتن طرفداران و حامیان بسیاری دارند که شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) یکی از آنهاست؛ شورایی که تمام تلاش خود را می کند تا از بروز جنگ و اعمال تحریم های شدید و ظالمانه علیه ایران جلوگیری کند. اما نباید از این حقیقت غافل شد که جامعه ایرانیان آمریکا هنوز قادر نیست از پتانسیل های خود در زمینه مشارکت اجتماعی و مدنی به طور کامل استفاده و بهره برداری کند.

جامعه ایرانیان آمریکایی برای دستیابی به نفوذی که شایسته این اجتماع، دارایی های آنها و نیز سطح تحصیلات دانشگاهی آنها باشد، باید در روندهای سیاستگذاری مشارکت بیشتر و گسترده تری داشته باشد. نخست آن که، این امر به معنای شناخت و تقویت افراد و گروه هایی است که در این مدت اثبات کرده اند که می توانند برای اهداف و آرمان های جامعه ایرانیان آمریکایی از جمله حفظ و حراست از توافق هسته ای، جلوگیری از اقدام نظامی علیه ایران یا حفاظت از حقوق مدنی ایرانیان آمریکایی در داخل ایالات متحده آمریکا مفید و مؤثر واقع شوند. جامعه ایرانیان آمریکایی در راستای تحقق اهداف و آرمان های خود باید گام های جدیدی را در جهت ارتباط مستقیم با اعضای کنگره آمریکا برداشته، اقداماتی و برنامه هایی را جهت ساماندهی هرچه بیشتر این جامعه ترتیب داده و حتی در انتخابات داخلی آمریکا نیز شرکت کرده و حضور پررنگ تری در عرصه سیاسی این کشور داشته باشند. آن چه مسلم است این است که جامعه ایرانیان آمریکایی تنها از طریق چنین اقدامات و مشارکت هایی می توانند اطمینان یابد که از قدرت سیاسی لازم برای دوران نامطمئن پیش رو برخوردار است. 

منبع: هافینگتون پست / مترجم: زهره شهریاری

انتار اولیه: یکشنبه 10 بهمن 1395 / انتشار مجدد: شنبه 23 بهمن 1395



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>