شنبه 25 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 23 بهمن 1395      9:28
در مقابل ترامپ با مصلحت رفتار کنیم

شیفتگی و نفرت در روابط ایران و آمریکا

صادق ملکی، کار‌شناس و تحلیلگر ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: در ارتباط با آمریکا نه در مسیر شیفتگی و نه دشمنی، بلکه باید در مسیر خاکستری گام برداشت.

نویسنده: صادق ملکی، کار شناس و تحلیلگر ارشد سیاسی

دیپلماسی ایرانی: شیفتگی و نفرت، مدار و دو احساس غالب در روابط ایران و آمریکا بوده است. دایره بسته ای که روابط میان تهران و واشنگتن از آغاز تا امروز گرفتار آن بوده است. ایرانیان به همان نسبت که از اقدامات مورگان شوستر، فشار و اخطار آمریکا برای تخلیه ایران از جانب روس ها خاطرات مثبت دارند به همان نسبت و شاید بیشتر، از نقش آمریکا در کودتا علیه دولت ملی مصدق، جنگ تحمیلی صدام علیه ایران و... خاطرات منفی دارند. اما ایرانیان به این نکته کمتر توجه کرده اند که نقش آمریکا در بسیاری از کشور ها کم و بیش بر همین منوال بوده است.

آمریکا یک قدرت هژمون بوده و روابط غالب کشورها با این کشور همیشه با بیم و امید همراه بوده است. همچنان که آمریکایی ها هیچگاه بمباران پرل هاربر را فراموش نکردند، بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی نیز، زخمی همیشگی در قلوب ژاپنی هاست. با این وجود، این تلخی ها تعیین کننده راه حال و آینده ژاپن و آمریکا نبوده است. ژاپن در حال حاضر مهم ترین متحد استراتژیک آمریکا در شرق دور بوده و منافع ناشی از این اتحاد، برای دو کشور اهمیت فوق العاده دارد. در همسایگی ما، ترکیه کشور عضو ناتو و متحد آمریکا نیز روابطی مبتنی بر بیم و امید با واشنگتن دارد. ترکیه که در دوران جنگ سرد پیش قراول دفاع از منافع غرب بود، در همان دوران به خاطر عملیات اشغال بخش شمالی قبرس، مورد تحریم تسلیحاتی آمریکا قرار گرفت. در همین راستا در دهه ۱۹۹۰ و به اعتراف مقامات و رسانه های ترک، نیروهای آمریکایی موسوم به چکش تعادل مستقر در شمال عراق، بیشترین عامل کمک به کردهای تجزیه طلب ترکیه بوده اند. در حال حاضر نیز حمایت واشنگتن از کردهای سوری، عدم اعاده فتح الله گولن به عنوان عامل اصلی کودتا از منظر آنکارا، سبب اختلاف جدی میان ترکیه و آمریکا می باشد. با این وجود ترک ها علیرغم آگاهی از نقش منفی آمریکا بعد از اسرائیل، مهم ترین متحد آمریکا در منطقه هستند. بخش مهمی از جهش اقتصادی ترکیه در دوران حاکمیت حزب عدالت و توسعه، محصول سرمایه گذاری های آمریکایی در ترکیه است. اگر بازار سرمایه و بورس استانبول در خاورمیانه می تواند نقش لندن در اروپا و نیوریورک در آمریکا را ایفا نماید، معادله ای است که روابط خاص میان آنکارا و واشنگتن ایجاد کرده است.

از منظری بر خلاف اوباما، ترامپ نماینده عریان نظام سلطه و ظالم آمریکاست. دوست داشتن و یا نداشتن، شیفتگی و یا نفرت تاثیر چندانی بر ماهیت قدرتی به نام آمریکا ندارد. اگرچه قدرت آمریکا در بخش هایی حاصل قابلیت های داخلی و درونی آن است، با این وجود بخش مهمی از قدرت آمریکا نیز حاصل دخالت ها، گسترش دایره نفوذ و تاثیرگذاری خارج از مرزهای این کشور است. چین و روسیه دو خصم قسم خورده آمریکا در دوران جنگ سرد، در روابط امروز خود با آمریکا اگر نگوییم از دایره نفرت به مدار شیفتگی رسیده اند، در نگاه حداقلی در مسیر تعامل گام برمی دارند. مسکو و پکن دیروز کجا ایستاده بودند و امروز کجایند. با این وجود مشکلات پکن و مسکو با واشنگتن پایان نیافته است اما آنان با درک تغییرات به ضرورت انطباق خویش با آن عمل کرده اند.

قبل از برجام، ایران و آمریکا در ارتباط با یکدیگر در جایی ایستاده بودند که چهار دهه پیش قرار داشتند. فارغ از هر تحلیلی، برجام نقطه تغییر و تحول در این مسیر بود. با برجام ایران و آمریکا به پذیرش نورم هایی رسیدند که قبل از آن تابو بوده و دو طرف مایل به رسیدن و پایبندی به آن نبودند. اگرچه همچنان مشکلات روابط ما با آمریکا با اعلام تحریم های جدید پایان ناپذیر می نماید، اما برجام را نه ما و نه آمریکا برهم نخواهیم زد. فرصت پس از برجام را ایران و آمریکا، برای کاهش تنش از دست دادند. اما از دست دادن فرصت ها نباید ما را از درایت و هوشیاری امروز دور نماید. ترامپ پدیده نامیمونی است که نباید با ساز آن رقصید. او آمده است نه برجام، بلکه نظم و آرامش نسبی حاکم بر جهان را برهم زند. در مدت کوتاه استقرار ترامپ در کاخ سفید، او به مکزیک، آلمان، استرالیا و.... تاخته و از خود رفتاری خارج از عرف سیاسی به نمایش گذاشته است. بگذاریم و فرصت دهیم تا کشورهای دیگر و سیستم آمریکا رفتار ترامپ را اصلاح و تنظیم نمایند. عمل متقابل در قابلیت های نامتعارف معنا ندارد. در رفتار ترامپ با ایران باید کینه های سنگین ناشی از اقداماتی چون اشغال سفارت آمریکا و یا اسارت و تحقیر تفنگداران آن کشور در خلیج فارس مدنظر قرار گرفته و لذا باید با حفظ عزت و لحاظ حکمت، با مصلحت عمل نمود.

و اما دو نکته و دو سخن با شیفتگان و دشمنان آمریکا:

یک – شیفتگان آمریکا بدانند که حل مشکلات روابط با آمریکا و بفرض محال حتی رعایت مسایل حقوق بشر مدنظر آمریکا و یا ایجاد محدودیت در توان موشکی پایان خصومت آمریکا با ایران نخواهد بود. مشکل اصلی واشنگتن با تهران، در استقلال عمل ایران است.

دوم – دشمنان آمریکا بدانند آمریکا واقعیت ژئوپلتیک حاکم بر جهان است. عرصه و صحنه سیاست، حرکت بر چرخه زندگی است. در ارتباط با آمریکا نه در مسیر شیفتگی و نه دشمنی، بلکه باید در مسیر خاکستری گام برداشت. اعتماد به آمریکا ساده لوحی است. اما ساده لوحی بیشتر، آن خواهد بود که بپنداریم طنین مرگ بر آمریکا، در عرصه میدانی نیز قابلیت تحقق خواهد داشت.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>