پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 1 اسفند 1395      12:0
چطور می‌شود با ترامپیست‌ها مصاحبه کرد

آقای رئیس‌جمهور، من دوست خنگ شما هستم!

مصاحبه، شهودی بوده و گاهی حتی ضدروشنفکری است. افراد باهوش، اغلب مصاحبه‌های خوبی انجام نمی‌دهند زیرا از موضوع پیش‌آگاهی دارند. برای مصاحبه خوب خود را به خنگی بزنید، درحالی‌که فضول و کنجکاو هستید.
روزبه آرش

مترجم و روزنامه نگار

مطالب بیشتر ...

روزبه آرش: دب سوپان، خبرنگار نیویورک تایمز، وقتی از کنفرانس مطبوعاتی به دفتر کارش برگشت، مطلقا هیچ چیز برای نوشتن نداشت و روی دفترچه اش فقط یک جمله به چشم می خورد: «پرروهای گستاخ!» گوشی موبایلش را درآورد و توئیت کرد: «کل جواب هایی که از ترامپ و نتانیاهو شنیدم، مزخرف بود.» حالا که کامل خودش را خالی کرده بود، جواب سردبیر را چه باید می داد؟ اینترنت را جست وجو و فیلم کنفرانس مطبوعاتی را دوباره تماشا کرد و به یک سرنخ رسید: «احمق نباشید.»
دب سوپان، مانند همه مصاحبه گرها که در طول عمر حرفه ای خود از آدم های مختلف سؤال می پرسند با افرادی مواجه شده بود که نمی خواستند پاسخ درستی به سؤال بدهند زیرا این افراد معتقدند که دانستن حق پرسشگر نیست؛ شاید هم فکر می کنند که سؤال احمقانه یا بی ربط است یا باور دارند که جواب صادقانه به آن سؤال، باعث به خطرافتادن جایگاهشان می شود. نمایش پرحاشیه ترامپ و نتانیاهو در آخرین کنفرانس مطبوعاتی با مخلوطی از اخباری جعلی که ارائه دادند، نمادی از هرج ومرج دولت هایی است که به شکلی باورنکردنی، ماشینی تنظیم شده برای اجرای چنین نمایش هایی هستند. پرسیدن سؤالات احمقانه، بهترین خوراک برای چنین مصاحبه شونده هایی است. آنها با این دست سؤالات، جریان مصاحبه را به دست می گیرند و این قایق را به هرجا که بخواهند، هدایت می کنند؛ بنابراین لازم است که سؤالاتی مهم که نیاز به پاسخ هایی درخور دارند، پرسیده شوند. دب سوپان، به جای گزارش کنفرانسی که باید ارائه می داد با چند راه حل به سراغ سردبیرش رفت؛ راه حل هایی برای به دام انداختن مصاحبه شونده هایی مانند ترامپ و نتانیاهو: 
ساده اش کنید
روزنامه نگارها برای این که حس برتری خود را به اثبات برسانند، گاهی به روده درازی روی می آورند. مصاحبه گرها، گاهی عصبانی اند و برخی اوقات که احساس خودبرتربینی پیدا می کنند، سؤالاتی می پرسند که به بیش از صد کلمه می رسد، درحالی که همان سؤال را می شود در 20 کلمه پرسید. این مسئله به مصاحبه شونده این امکان را می دهد که قضیه را به نفع خودش بچرخاند و هر چقدر می خواهد، پاسخ را بپیچاند و طولانی کند. پاسخ طولانی تر باعث می شود که جریان مصاحبه به دست مصاحبه شونده بیفتد و او جواب ها را به هر ناکجاآبادی که دوست دارد، بکشاند؛ به عنوان مثال در این مصاحبه، خبرنگاری ابتدا ترامپ را مورد خطاب قرار داد و سپس به نتانیاهو اشاره کرد و باز دوباره به ترامپ برگشت؛ سؤالی طولانی و گیج کننده. با این که سؤال حاوی نکات بسیار خوبی بود اما با طولانی بودنش، راه های درروی بسیار مناسبی را فراهم کرده بود. 
سؤالات سخت اما بدون ابهام
وکلا، استادان اصلی بازی با ابهامات هستند. ابهام ها را از دل قضایا بیرون می کشند، با آنها بازی می کنند و بر اساس آن، دادگاه را تحت فشار قرار می دهند. در این بازی موش و گربه، ابهام ها مثل جاروهایی هستند که به دم ها بسته شده باشند؛ امکان فرار را فراهم کرده و قضیه را برای مخاطب پیچیده می کنند، به نوعی که مصاحبه شونده می تواند با تکیه روی این ابهامات از اصل ماجرا شانه خالی کند. در این مورد می شود به این مثال توجه کرد: «آقای رئیس جمهوری، شما فکر می کنید که افزایش یهودی ستیزی گزارش شده در آمریکا را می توان به مبارزات انتخاباتی بیگانه ستیزانه و نژادپرستانه دولت شما نسبت داد؟» سؤالی پر از ابهام، تعارف و کلی گویی، بدون اینکه مصداقی دقیق ارائه شود. ترامپ به راحتی می توانست بگوید نه. او تلاش کرد تا خبرنگار پرسشگر را تحقیر کند. ترامپ درباره تعریف متفاوت از نژادپرستی و ضدیهودیت، بحث کرده و حتی افزایش این دست رفتارها را نیز رد کرد، درحالی که یک سؤال مستقیم تر و بدون ابهام، یقینا فضای مانور کمتری را در اختیار ترامپ قرار می داد. 
روزنامه نگار باقی بمانید
راه های متفاوتی برای سؤال پرسیدن وجود دارد که شاید بهترین مدل آن، بازجویی دوستانه است. دیوید فراست، شهرت جهانی خود را مدیون گفت وگوی تلویزیونی با ریچارد نیکسون، رئیس جمهوری پیشین آمریکاست. این گفت وگو در چند جلسه در سال ۱۹۷۷ و پس از رسوایی واترگیت ضبط شد. پس از آن بود که فراست بیشتر فعالیت خود را معطوف به روزنامه نگاری سیاسی و گفت وگو با سیاستمداران کرد. او خود را دوست مصاحبه شونده نشان می داد و در این دوستی، جملاتی را از زیر زبان او بیرون می کشید. شاید مهم ترین چیزی که به عنوان مصاحبه گر باید به آن دقت کنید، این است که خود واقعی تان باقی بمانید. سعی نکنید ادای کسی را دربیاورید که نیستید و به نسخه های اغراق آمیزتر از خودتان روی نیاورید. خود واقعی شما به عنوان روزنامه نگار، می تواند شیوه مناسب سؤال پرسیدن را پیدا کند. 
باهوش باشید و نباشید
مصاحبه، شهودی بوده و گاهی حتی ضدروشنفکری است. افراد باهوش، اغلب مصاحبه های خوبی انجام نمی دهند زیرا از موضوع پیش آگاهی دارند. برای مصاحبه خوب خود را به خنگی بزنید، درحالی که فضول و کنجکاو هستید. برگزیدن نوعی از سؤال ها که حتی بی ارزش ترین جزئیات را هم آشکار کنند، بهترین نوع سؤال ها هستند. این نوع پرسشگری، اغلب از دل ساده ترین سؤال ها بیرون می آید. به یاد داشته باشید که اغلب مصاحبه شوندگان نمی خواهند حقیقت را به شما بگویند زیرا آنها به عنوان مثال، رئیس جمهوری آمریکا هستند و تعهدی برای روشن کردن حقیقت برای یک روزنامه نگار ندارند یا نمی خواهند به ترویج چیزی دامن بزنند؛ بنابراین پارادوکس اینجاست که شما باید در درک حقیقت باهوش باشید اما نباید نشان دهید که باهوش هستید.

 



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>