سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 2 اسفند 1395      16:47

بحران پناهجویان و «امنیت فرهنگی» اروپا

هم‌زمانی این مهاجرت‌ها و گستردگی حجم آن‌ها- به‌گونه‌ای که در سال 2015 بیش از یک‌میلیون نفر مهاجر و پناه‌جو وارد اروپا شده است- هم‌چنین ابعاد مختلف و اثرگذار سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی مختلف این موضوع، به ظهور پدیده نوینی در روابط بین‌الملل منجر شده که از آن بانام «بحران مهاجران» یا «بحران پناه‌جویان» نام‌برده می‌شود.

نویسنده: احسـان طاهـری حاجی وند، دانشجوی دکترای روابط بین الملل

هم زمان با تشدید التهابات سیاسی و نظامی خاورمیانه و برخی مناطق شمال آفریقا همچون سوریه، عراق، فلسطین، اریتره، مالی، گامبیا و سومالی، همچنین وضعیت اقتصادی بغرنج شبه جزیره بالکان در جنوب شرق اروپا همچون کشورهای آلبانی، کوزوو، مونته نگرو، بوسنی و هرزگوین و صربستان، به علاوه، برخی مسائل حقوق بشری ازجمله نوع آزادی ها و عدم توسعه یافتگی مدنی مناطقی از آسیای جنوبی همچون افغانستان، پاکستان و بنگلادش باعث شده تا سیل عظیمی از مردم آسیب دیده، نیازمند و تحول خواه با مقصد قرار دادن «اروپا» به عنوان بستری برای بنا ساختن کاخ آرزوهای خود، به این منطقه از جهان مهاجرت کنند.

هم زمانی این مهاجرت ها و گستردگی حجم آن ها- به گونه ای که در سال 2015 بیش از یک میلیون نفر مهاجر و پناه جو وارد اروپا شده است- هم چنین ابعاد مختلف و اثرگذار سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی مختلف این موضوع، به ظهور پدیده نوینی در روابط بین الملل منجر شده که از آن بانام «بحران مهاجران[1]» یا «بحران پناه جویان[2]» نام برده می شود.

فارغ از این که چه تعداد از این مهاجران، درخواست پناهندگی خواهند کرد و فارغ از اینکه کدام کشور نهایتاً مآمن و مأوای آن ها خواهد شد، باید پذیرفت که اروپا با حجم انبوهی از مهاجرانی روبرو است که بافرهنگ ها و هویت های متفاوتی به سوی آن سرازیر شده اند. طبق آمارهای سازمان بین الملی مهاجرت، در سال ۲۰۱۵ بیش از ۳ هزار و ۷۷۰ مهاجر هنگام عبور از دریای مدیترانه غرق شده اند که بسیاری از آن ها در مسیر بین سواحل شمال آفریقا و ایتالیا و بیش از ۸۰۰ نفر نیز در آب های دریای اژه بین ترکیه و یونان غرق شده اند. بدیهی است افرادی که این چنین حیات و زندگی خویش را در کف دستان خود گرفته و راهی مسیر صعب العبور مهاجرت شده اند، مطالباتی دارند و به دنبال کسب وضعیت بهتری ازآنچه که در آن بوده اند هستند. به شرط ورود مهاجران و استقرار رسمی آن ها در جوامع اروپایی، باید توجه داشت که مهاجران، هویت، خاستگاه و مطالبات فرهنگی شان را نیز با خود به اروپا می آورند و طبیعتاً خواهان تحقق حداکثری مطالبات فرهنگی خود که عمدتاً متفاوت بافرهنگ حاکم بر اروپا است، هستند. این موضوع در تقابل باارزش های تمدن اروپایی می تواند سرآغاز بروز و ظهور اختلافات فرهنگی، درگیری های اجتماعی و نهایتاً چالش های امنیتی شده و بدین ترتیب اروپا را ناخواسته وارد بحران «امنیت فرهنگی» نماید.

تقابل حقوق فرهنگی پناه جویان و امنیت فرهنگی اروپا را می توان یکی از زمینه های بروز شورش های داخلی آینده اروپا دانست که کار بسیاری از کشورهای این قاره پهناور را با دشواری روبرو خواهد کرد. در چنین شرایطی چه راهبرد مهم و مشخصی برای برون رفت از این وضعیت وجود خواهد داشت؟ در پاسخ به این سؤال، به نظر می رسد احیاء، اجرا و پایبندی به موازین بین المللی حقوق بشر به ویژه «حقوق فرهنگی بشر» می تواند به عنوان بخشی از میثاق بین المللی مشترک در میان بشر و مفاهمه متقابل میان دولت های اروپایی به عنوان حاکمان سرزمین ها و مهاجران که بخشی از شهروندان جدید اروپا هستند، مهم ترین راهبرد به شمار رود.

پناه جویان از حوزه های تمدنی متفاوت، بافرهنگ ها، آداب ورسوم و جهان بینی های متفاوت، وارد کشورهای اروپایی می شوند، در آنجا سکونت می گزینند و اقدام به ترمیم کانون خانواده ای با شناسه ملی و شهروندی جدید خواهند کرد؛ لیکن هرگز هویت آنان دستخوش تغییرات و تحولات نمی گردد. از همین رو، در کنار حق بقای مادی، می بایست حق بقای فرهنگی نیز برای آنان به رسمیت شمرده شود. از سوی دیگر، آنان حق دارند تا بر اساس مقررات دولت میزبان، اقدام به تشکیل مجامع فرهنگی و هویتی خودنمایند و بر همین اساس، باید حق همراهی و شناخته شدن به عنوان عضو جامعه فرهنگی خود نیز برای آنان محفوظ تلقی گردد.

همچنین آنان حق دارند هویت فرهنگی شان را آشکارا نمایان ساخته و با آن به ادامه زندگی بپردازند و طبیعتاً حق بر حفظ هویت فرهنگی در این راستا یک ضرورت اساسی است. آنان حق خواهند داشت تا به میراث فرهنگی مادی و معنوی خویش بر اساس مقررات دولت میزبان، دسترسی داشته و از عواید فرهنگی آن بهره مند باشند و بر این اساس باید حق دسترسی به میراث فرهنگی مادی و معنوی پناه جویان را به رسمیت شناخت.

حق انتخاب مذهب و عمل به آن که از مهم ترین مطالبات پناهجوبان اروپا خواهد بود شاید بزرگ ترین چالش پیش روی دولت های میزبان باشد. به خصوص با توجه به وضعیت نامطلوب حقوق مسلمانان در این کشورها که به ناحق تاوان عملکرد جنبش های رادیکال و سلفی به ظاهر اسلامی است.

حق انتخاب آموزش و نیاز به نظام آموزشی مطابق با زبان و دین مهاجران، شاید از نخستین مطالبات فرهنگی آنان در بدو باز تشکیل زندگی آن ها در اروپا باشد. همچنین می بایست حق خلق و تولید و استفاده کالاها و خدمات فرهنگی برای آنان محفوظ تلقی گردد تا بتوانند آزادانه آنچه را که می اندیشند بر اساس مقررات استاندارد بین المللی و اصول آزادی بیان و آزادی اطلاعات که همگی از موازین بین المللی حقوق بشر می باشند، به صحنه بروز و ظهور و تولید آثار فرهنگی برسانند.

از دیگر سو، حق برخورداری از منافع مادی و معنوی ناشی از فعالیت های فرهنگی و آثار تولیدی مرتبط بافرهنگ و هنر پناه جویان برای آنان مهم و ضروری خواهد بود. حق مشارکت در سیاست های فرهنگی، آزادی مشارکت در فعالیت های فرهنگی، آزادی پیوستن به جوامع فرهنگی و به طورکلی حق حفظ فرهنگ و هویت فرهنگی برای پناه جویان باید به رسمیت شمرده شود.

برگزاری آداب و مناسک دینی و مراسمات سنتی و بومی فرهنگ خویش، همچنین انجام مراسم ازدواج به سبک آیین خود، برگزاری مراسمات سوگواری و تشییع و تدفین اموات آن ها و... همگی از مطالباتی است که بخشی از فرهنگ آورده آنان است و طبیعتاً بخشی از هویت آنان را نیز تشکیل می دهد.

تنها در این صورت است که می توان انتظار نوعی همزیستی فرهنگی مسالمت آمیز میان پناه جویان و شهروندان اروپایی و دولت های میزبان آن ها را داشت. پناه جویان رنج و سختی فراوانی را برای رسیدن به سرزمین رویاهای خودساخته خویش- یعنی اروپا- تحمل کرده و غم دوری از میهن و خاک مادری، همواره فشارهای روزمره و دائمی را بر آنان وارد خواهد کرد. در چنین حالتی تنها آورده و همراه همیشگی آنان در غربت و دوری، امید و آرمان و از آن مهم تر فرهنگ و هویت آنان است که هرگونه خدشه ای به آن می تواند در حکم انداختن جرقه ای در باروت احساسات مشترک فرهنگی و هویتی در میان تجمع پناه جویان در هر شهر و محله ای باشد.

در این راستا لایحه جهانی حقوق بشر اعم از اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کنار سایر اسناد بین المللی همواره بر حفظ حق فرهنگی نوع بشر- فارغ از پناه جو بودن یا نبودن آنان تأکید کرده است. گرچه که حقوق فرهنگی بشر در مقایسه با سایر انواع حقوق بشری همواره مغفول و نادیده انگاشته شده اما این موضوع هرگز نافی نیاز اصیل و گسترده بشر به این دسته از حقوق نیست.

اروپا تنها در صورت احیاء گفتمان پایبندی به موازین بین المللی حقوق بشر به ویژه در بخش های مورد غفلت واقع شده آن- همچون حقوق فرهنگی بشر- و اجرا و پایبندی به آن ها است که می تواند زمینه همزیستی مسالمت آمیز مردم و پناه جویان را در سرزمین های خود فراهم آورد. دولت های اروپایی تنها با پرهیز از ترس ناشی از اجرای حقوق فرهنگی بشر و تمسک به موازین بین المللی در مورد حقوق فرهنگی انسان ها است که می توانند از شورش های اجتماعی آسیب رسان و یا جدایی طلب جلوگیری کرده و از سوی دیگر، امنیت فرهنگی خود را در تقابل با هویت و فرهنگ های وارداتی حفظ و مصون دارد. این موضوع در مورد کشورهایی که به پذیرش پناه جویان احتیاج دارند- همچون آلمان- بسیار ضروری تر به نظر می رسد.

درهرصورت به نظر لازم می رسد که اتحادیه اروپا می بایست در کنار بررسی های سیاسی و اقتصادی، بحران پناه جویان را از بعد فرهنگی نیز بیش ازپیش موردتوجه قرار داده و ضمن اعلام رسمی پایبندی به حقوق فرهنگی بشر، به سازمان های بین المللی مرتبط با این دسته از حقوق بشر نیز کمک نماید تا مبانی «حقوق فرهنگی بشر» و مصادیق آن تدوین شده و مورد تکمیل نهایی قرار گیرد.

 

[1] Migrant Crisis 2015

[2] Refugee Crisis 2015



کلمات کلیدی : حقوق فرهنگی
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>