يکشنبه 29 مرداد 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 25 اسفند 1395      10:32
تاملی بر نامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به رییس جمهور

برای ساختن ایرانی مقتدر همه را دعوت به اتحاد و برادری کنیم

محمود محمدی، دیپلمات و نایب رییس اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم: اگر تغییر وضعیت سیاسی در آمریکا اراده ترامپ را نسبت به تعهد آمریکا سست و اروپا را مردد کرده است، آیا راهی جز آنچه دکتر رضائی برای احقاق حقوق ملت ایران از طریق قوانین بین المللی توصیه می کند و عینیت بخشیدن به اقتصاد مقاومتی در کشور باقی می ماند؟

محمود محمدی، دیپلمات و نایب رییس اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم

دیپلماسی ایرانی: نامه منتشره به قلم دکتر محسن رضائی دبیر مجمع تشخیص مصلحت به رئیس جمهور در خبر گزاری ایسنا، از دو منظر، خواننده را به تعمق وا می دارد که پس از بیان مفاهیم کلیدی این نامه برای خوانندگان محترم به نکاتی اشاره می شود :

اول: احساس مسئولیت سنگینی  که ایشان به عنوان یک مدیر استراتژیک در تئوری و عمل در قبال ملت و سر زمین و حکومت دارد و بر اساس این تکلیف عمیقا اعتقادی، سیاسی، کاستی های دولت و راهکارهای حکمرانی خوب در عرصه سیاست داخلی و خارجی را بیان می کند. این بخش از نامه سرشار از احساس درد و نوع دوستی و در عین حال بینش استراتژیک در حکمرانی است که بزرگان حکمت، سیاست، فلسفه و استراتژیست های شرق و غرب به آن اهتمام جدی داشته و آن به بقاء و فنای نظام های سیاسی مربوط می شود، آن جا که باید به اعتماد و رضایتمندی ملت، اقتصاد و دفاع ملی به عنوان سه عنصر اصلی بقای ملت و سرزمین و حکومت توجه کرد.

 دوم: این که دبیر مجمع تشخیص مصلحت، در عرصه سیاست داخلی از خود گذشتگی ملتی را بیان می کند که پاسخ از خود گذشتگی های خود را از حکمرانان دریافت نکرده است، به خصوص آن جا که از مادر شهید دستفروش و زن جانبازی که خودسوزی می کند یا عرق شرمی که به خاطر تنگناهای اقتصادی بر جبین پدر نزد همسر و فرزندن می نشیند واین شرایط را شایسته شان و منزلت ملت بزرگ ایران در چنین سرزمین وسیع وغنی نمی داند و در عرصه سیاست خارجی به دغدغه های ناشی از فقدان نوعی بینش استراتژیک برای تبدیل تهدیدات اقتصادی به یک فرصت تاریخی ظرف سال های گذشته اشاره می کند و ایران منطقه ای را حلقه گم شده سیاست خارجی ایران می داند.

نکته حائز اهمیت دیگر در خاتمه نامه دکتر رضائی، عبرت از گذشته و دعوت به اتحاد کامل و برادری برای به کارگیری توانائی های داخلی و بها دادن به مردم و معیشت آنان است که طبعا امید است رییس جمهور لبیک گوید؛ زیرا از دغدغه اصلی رئیس جمهور و همه دلسوزان کشور بوده و هست. دغدغه ای که اخیرا مقام معظم رهبری نیز در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری از واژه "به شدت مسئول هستیم در قبال فرهنگ و معیشت مردم" استفاده کرده و بر آن تاکید کردند که این قلم نیز به اختصار از منظر سیاست خارجی به نقد، نقد نامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام می پردازد:

  1. از نظر نویسنده این سطور دغدغه دکتر رضائی مبنی بر توجه به اقتصاد در سیاست خارجی  و به "ایران منطقه ای توسعه یافته و مقتدر و حافظ امنیت در منطقه با دیپلماسی انقلابی که نه محافظه کار و نه ماجراجو باشد" دغدغه مشترک با رئیس جمهور است، اما چگونه؟ مگر نه این که پرونده هسته ای و تحریم و تنگناهای اقتصادی و سیاست خارجی سد راه تامین منافع اقتصادی در روابط خارجی به دلیل تحریم ها بود و کلیت نظام به این نتیجه رسید که نظریه رئیس جمهور (با پشتوانه پژوهشی "امنیت ملی و پرونده هسته ای") را برای رفع تحریم و ابطال قطعنامه های شورای امنیت که ایران را تهدیدی برای صلح و امنیت جهان می دانست به توافق برجام منتهی کند تا شرایط برای بهبود روابط خارجی و رفع تنگناها برای خروج کشور از بحران و ورود به رونق اقتصادی فراهم شود؟ (که دکتر رضائی نیز در نامه خود به حمایت اولیه از تشخیص نظام برای توافق برجام اشاره کرده است) حال اگر تغییر وضعیت سیاسی در آمریکا اراده ترامپ را نسبت به تعهد آمریکا سست و اروپا را مردد کرده است، آیا راهی جز آن چه دکتر رضائی برای احقاق حقوق ملت ایران از طریق قوانین بین المللی توصیه می کند و عینیت بخشیدن به اقتصاد مقاومتی در کشور باقی می ماند؟
  2. نکته دیگر دکتر رضایی در خصوص "به هم خوردن روابط با همسایگان به دلیل رویکرد سیاست خارجی به غرب است" که البته جای تعمق دارد؛ زیرا دبیر محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام به خوبی واقف است که اعراب منطقه از بدو پیروزی انقلاب اسلامی با هیچ صراطی مستقیم نبودند و با رفتار متناقض و خصومت آمیز خود لطمه جبران ناپذیری را به ما و ملت های منطقه و منافع و امنیت جمعی تحمیل کردند و پیش از برجام و بعد از برجام نشان دادند که تحت هیچ شرایطی، ایران منطقه ای که از مقوله قدرت ژئوپلیتیک و ایدئولوژیکی فراگیر برخوردار است را بر نمی تابند. آنان پیش از برجام بیم از اتمی شدن را مطرح کردند و بعد از برجام که در حقیقت بیم آنان را برطرف کرد، معترض شدند چرا تحریم بر داشته شد تا ایران به روزگار عراق که نفت در برابر غذا و دارو می فروخت، گرفتار نشود. وقاحت آنان به جایی رسید که همسو با اسرائیل بر برجام تاختند. در چنین شرایطی اگر سخن دکتر رضائی که طبعا با گوشت و پوست خود طعم تلخ خنجرهای اعراب را حس کرده است، رمزگشایی شود، باید تدبیری نو در سطح کلان حاکمیتی در برابر اعراب اندیشید، یا از راهبرد مبتنی بر معادله قدرت مردم در منطقه یا با ایجاد عامل ثبات بخش منطقه ای در پرتو تعامل با قدرت ها، مانند آن چه به معاهده ١٩٧٥ اروند رود در الجزائر با صدام انجامید و بعد از آن اعراب قدرت شاه را بیعت کردند یا حتی پیوستن به ائتلاف قاره ای برای تاثیر بر منطقه اندیشید که باز هم نیازمند راهبردی با تشخیص و ارداه حاکمیت است؛ زیرا تجربه گذشته چراغ راه آینده است که " ایران تنها" در آینده، راهی جز "ایران تنها در گذشته" که در برابر خویشتن داری و گذشت از خصومت های اعراب نتیجه ای نگرفت، پیش رو ندارد.
  3.  نکته عمیق تر دکتر رضائی اشاره "به اشتباه غرب زده های ایران است که به جای برخورد تاکتیکی با آمریکا به دنبال یک رابطه راهبردی با ایالت متحده هستند، که تجربه نشان داده سرابی بیش نیست و باید از این تجربه درس عبرت بگیرند" که البته سخن دقیقی است؛ زیرا حتی اگر "غرب زدگان ایران نیز به دنبال رابطه  با آمریکا باشند" به عقیده صاحب این قلم، آمریکا نیست، زیرا از رفتارش هویداست که با تغییر رفتار سیاسی ایران مانند برجام هم راضی نیست، بلکه همان نظریه "تغییر رژیم" را دنبال می کند، پس در چنین شرایطی راهکار چیست؟

دکتر رضائی به درستی "بسیج سرمایه انسانی و مالی داخلی" را توصیه می کند و اقتدار و "ایران منطقه ای" و این راهبرد جز از طریق تجمیع اندیشه های سیاسی، امنیتی و استراتژیست های که در تئوری و عمل در خنثی کردن توطئه های جهانی علیه ایران کارآزموده شده اند، میسر نخواهند شد. شورای عالی امنیت ملی وظیفه ای مهمتر از این که اهمیت ایران و مؤلفه های قدرت این ملت و سرزمین و حکومت را تبدیل به قدرت در "ایران منطقه ای" کند، ندارد. در چنین شرایطی دیگر بیمی از غرب زده گانی نخواهد بود که به دنبال رابطه راهبردی با آمریکا هستند؛ زیرا اراده و استقلال ملی و اعتماد مردم به حکومت و درایت و زعامت امت توسط رهبر است که مسیر کشور را تعیین می کند و نه غرب زدگان؛ اگر چه باید مراقب دیگر اشکال رابطه مبتنی بر سلطه نیز بود، چه سلطه کالای خارجی که به قول گاندی آن قدر که کالای انگلیسی هند را زیر سلطه برد، توپ های انگلیسی نبرد؛ که راهی جز همان اقتصاد مقاومتی و مردم داری و اعتماد عمومی وجود ندارد و چه سلطه تفکراتی که اعراب را منتفع و ایران را متضرر می کند؛

 آقای رئیس جمهور پاسخ دهید!



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>