دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 11 فروردين 1396      15:0
سهمی در دیوانگی ترامپ نداشته باشیم

تلاش برای صلح در فضای جنگ

صادق ملکی، تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: یکی از راهکارهای گریز از تله‌های دشمن، هموار کردن و یا ساختن راه‌های گفتگو و تعامل با کشورهای منطقه است.

نویسنده: صادق ملکی، تحلیلگر و کارشناس ارشد سیاسی

دیپلماسی ایرانی: امروز آلمان و ژاپن متحد آمریکا هستند، در حالی که دیروز دشمن هم بودند. عراق دیروز دشمن ایران و امروز دوست ایران است. شرایط، سیاست ها و منافع حاصل از آن عامل تعیین کننده دشمنی ها و دوستی ها است. عمیق ترین کینه ها خصوصا در صحنه سیاست و دولت داری با مد نظر گرفتن منافع بسیاری از اوقات به حاشیه رانده شده و فراموش می گردند. نباید آنچه را امروز جاری است و باور داریم، همیشگی بپنداریم. فردا روز دیگریست.

جنگ ها تلخند، اگرچه بعضا اجتناب ناپذیر باشند. جنگ ها بیش از آنکه حاصل اختلاف میان ملل باشد، نتیجه سیاست های دولت ها هستند. بزرگترین تلخی جنگ کشته شدن انسان ها به دست انسان های دیگری است که اگر خصومت میان دولت ها نبود نه تنها هیچ دشمنی میان آنان نبود، بلکه با یکدیگر نیز می توانستند دوست باشند.

نزدیکترین جنگ تاریخ معاصر ما جنگی بود که صدام به ایران تحمیل کرد. تکه و قطعه ای از ما در آن جنگ مانده است. نسلی که جنگ را دید و درک کرد سخت بتواند به زندگی عادی بازگردد. در جنگ تحمیلی با آنکه می دانستم غالب جمعیت عراق شیعی است با این وجود دست یافتن به وصیت نامه یک نظامی عراقی در کربلای دو برایم یک شوک بود. در درگیری یک شیعی عراقی کشته شده بود. او پس از شهادتین با ابراز به حقانیت ائمه اطهار، لیست قروض خود و... اعلام کرده و از خداوند برای خود رحمت و از بازماندگان خواهان حلالیت شده بود. دریافتم او در بخش مهمی شبیه من است، اما بالاجبار درگیر جنگ گردیده است. عربیت نقطه تهییج صدام برای جنگ بود، در حالی که طرف مقابل ما نه یک کافر، بلکه مسلمانی بود که خدا، کتاب، پیامبر و حتی امامانش با ما مشترک بود.

امروز که منطقه خاورمیانه درگیر بحرانی وسیع و فراگیر است، در وسعتی بزرگتر در این اندیشه ام که سعودی ها و... نیز چون من یک قبله، یک پیامبر، یک کتاب و یک معاد دارند. حتی امریکایی ها نیز در نگاه تعاملی همان خدایی را دارند که من دارم. بی شک یکی از اهداف گفتگوی تمدن ها در فضای جنگ تمدن ها، قبول راه های متفاوت برای رسیدن به خدای واحد بود، اما نشد، اما این نشدن پایان امید نبود. جنگ و تخریب کاری سهل و صلح و گفتگو، امری دشوار و زمان بر است.

نسل ما از جنگ هراسی ندارد، اما عموما کهنه سربازان، بیش از جنگ، منادی صلح می شوند. شاید تلخی جام زهر و درک بخشی از دردهای ناشی از شعب ابی طالب، عاملی مهم در رسیدن به این نگاه باشد. آنانی که بر طبل جنگ کوبیده و به استقبال آن می رود، بدانند هیچ جنگی مقدس نیست، مگر آنکه طرف مقابل نیز برای آن تقدسی ایجاد نماید. امروز که دیوانه ای بنام ترامپ، بر مسند کشوری نشسته است که همراه شدن با دیوانگی او، می تواند جهان را به ویرانی بکشد؛ آزموده را آزمودن خطاست. جهان ما را با جنگ آزموده است، اما صحنه سیاست و بشر گرفتار تکرار تاریخ است. ما قرن هاست که آغازگر جنگی نبودیم، اما در دفاع نشان داده ایم که ایران بیشه شیران است. مظلومیت ناشی از مورد تهاجم واقع شدن خود عامل کربلایی شدن این سرزمین و عاشورایی شدن مردم این دیار بوده و می باشد، لذا ما نباید فرصت یا بهانه ای برای تحمیل یک جنگ ایجاد کنیم.

نکته آنکه ماندگاری و نفوذ ایران بیش از قدرت نظامی، برخاسته از مزید فرهنگی آن بوده و می باشد. تاثیرگذاری ایرانیان فرهیخته در جامعه امریکا نیز حاصل این مزید است. نباید ما بسترساز تکرار تاریخ شده و سهمی در دیوانگی ترامپ داشته باشیم. یکی از راهکارهای گریز از تله های دشمن، هموار کردن و یا ساختن راه های گفتگو و تعامل با کشورهای منطقه در دولت تدبیر و امیدی است که با برجام نشان داده است اهل گفتگو و تعامل است. در فضای جنگ تلاش برای صلح، خود شجاعت می خواهد.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>