سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 16 فروردين 1396      13:15
صادق ملکی در گفت‌وگو با «دیپلماسی ایرانی»:

ظهور عقلانیت ایرانی در دولت روحانی

سیاست خارجی نیاز به قهرمان ندارد. سیاست خارجی نیازمند سیستم و ساختار خردمندی است که بتواند با بکارگیری حکمت، مصلحت و عزت، حداکثر منافع را برای ایران تامین نماید.

دیپلماسی ایرانی: صادق ملکی، کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی معتقد است: برجام حاصل تصمیم نظام و مذاکرات بلند مدت بود که در اصلاح ذهنیت ها نسبت به ایران تاثیرگذار بود. با این وجود یک حرکت که صدمه به اعتبار و منافع ملی بود، بخش مهمی از دستاورد حاصله از برجام را بر باد می دهد. گفت وگوی او را با «دیپلماسی ایرانی» می خوانید:

ارزیابی شما از عمکرد دولت روحانی خصوصا در سیاست خارجی چیست؟

دولت روحانی در نگاه کلان دولت موفقی بوده است. در انتخابات گذشته و انتخابات پیش رو دولت روحانی بدون رقیب بوده و می باشد. این صحنه خالی از رقیب در بخش مهمی حاصل عملکرد رقبا و عدم وجود جایگزین بهتر از ایشان است. دولت روحانی در شرایطی زمام امور کشور را در دست گرفت که فضای بین المللی علیه ایران بود و فصل هفتم شورای امنیت سایه جنگ را بر کشور افکنده بود. دولت روحانی با هوشمندی و با دستور عمل نرمش قهرمانانه منجر به برجام، سایه جنگ را از ایران دور کرد. آرامش روانی حاصله از دولت روحانی خود به تنهایی دستاورد بزرگی بوده و می باشد. اینکه مردم اعتقاد دارند دولتی بر سر کار است که ماجراجویی نکرده و بدنبال تنش زدایی است خود در آرامش روانی جامعه ایرانی از اهمیت ویژه برخوردار است. دقت نمایید دولت قبلی بالاترین درآمد ملی را در طول تاریخ ایران داشت اما این درآمد نه تنها در زندگی مردم بلکه در امور زیربنایی کشور هم نمود نداشته است. ثقل سیاست خارجی از منطقه طبیعی پیرامونی ایران، به آمریکای لاتین منتقل شده با افسانه خواندن هولوکاست بزرگترین خدمت به صهیونیست ها شد. کاغذپاره دانستن قطعنامه ها، کشور را با بحران جدی مواجه نموده و دستگیری های پس از پایان دولت در سطوح بالا نشان از فسادی گسترده علیرغم ادعای پاک و ارزشی بودن دولت پیشین داشت. دولت روحانی در دور اول سعی کرده بخشی از این خسارات ها را جبران نماید. با این وجود هنوز با نقطه ایده آل فاصله دارد. بنظر می رسد تمرکز بر اقتصاد و پویا کردن بازار باید مهمترین دستور کار آقای روحانی در دور دوم ریاست جمهوری باشد.

با وجود این اظهارات، دولت روحانی زیر تیغ انتقاد شدید اصولگرایان و حتی برخی اصلاح طلبان است.

وجود انتقاد طبیعی است. این انتقادات بخش هایی که نیاز به بازبینی دارد را مشخص می نماید. توجه داشته باشید دولت روحانی یک دولت اعتدالی است. یعنی نه بطور کامل اصلاح طلب و نه اصولگرا است. در عین حال دولت روحانی هم اصلاح طلب و هم اصولگرا می باشد. روحانی حرفه ای ترین رییس جمهور پس از انقلاب است. او همه پله ها و تجربه های لازم نظامی، امنیتی و سیاسی برای کسب مقام ریاست جمهوری را طی کرده است. جامعه ایرانی در مقاطع مختلف با افراط و تفریط و تحت تاثیر آفت نگاه سیاه و سفید به صحنه سیاست، دچار آسیب شده است. روش اعتدالی روحانی در کشورداری راه خروج از نگاه صفر و صد به صحنه سیاست و جامعه می باشد. در واقع از منظری می توان گفت دولت روحانی یک دولت محافظه کار است. هماهنگی نسبی میان مجلس و دولت، حاصل نگاه اعتدالی روحانی است. در نگاه اعتدالی روحانی همه خودی محسوب شده و جایی برای نگاه حذفی وجود ندارد. خردورزی و بکارگیری عقلانیت محور حرکت اعتدالی است. اگر دقت نمایید کابینه روحانی نیز ترکیبی از جناح های مختلف می باشد. البته بخشی از مشکلات دولت نیز شاید از این امر باشد.

چقدر دولت روحانی را دولت مدرن می دانید؟

ایران به مفهوم نظام سیاسی، با دولت مدرن و تکنوکرات فاصله دارد. اما ایران به مفهوم مردم، تا حدود زیادی وارد دوران مدرن شده است. فرهنگ پویای ایرانی، نگاه تعاملی و از همه مهمتر بهره گیری از وسایل ارتباطی و دنیای مجازی تاثیرات عمیق بر فرهنگ مردم در پذیرش ضرورت های مدرنیته داشته است. در واقع در ایران مردم بیش از نظام خود را با مدرنیته تطبیق داده و جلوتر از دولت حرکت می نمایند. به عنوان نمونه آشتی ملی در سطح سران در حالی که همچنان محل بحث است، در میان مردم تحقق یافته است. تجلیل از هاشمی تبلور این آشتی ملی بود. روند آشتی از درون خانه ها شروع شده است. شما دیگر کمتر خودی و غیرخودی دارید. در یک خانواده سنتی یا مدرن، فرزندان دگراندیش قابلیت پذیرش یافته اند. اما در ایران دولت همچنان سنتی بوده و با شاخص های دولت مدرن فاصله دارد. دولت مدرن حاصل رقابت احزاب است. دولت در ایران همچنان در سایه شخصیت هاست. ما جناح و گروه داریم که آنها هم موقع انتخابات فعال می شوند. احزاب در همه کشورها در واقع دولت های جانشین بوده و برای مدیریت کشور نقشه راه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت دارند. نه جامعه و نه رهبران ایران هنوز به جمع بندی لزوم ورود کشور به سیستم حزبی نرسیده اند. توجه داشته باشید سیستم حزبی را در هر نظام سیاسی می توان تعریف کرد. لیکن تجربه های تلخ همچنان در ذهنیت ایرانیان به ظهور احزاب واقعی و قدرتمند فرصت نمی دهد. بنظر می رسد یکی از موانع اصلی کند بودن روند توسعه در ایران، در این نکته نهفته است.

جهت گیری سیاست خارجی را چگونه ارزیابی می کنید؟

در نگاه کلان عملکرد سیاست خارجی مثبت بوده و برجام مهمترین دستاورد آن بوده است. با این وجود همه سیاست خارجی برجام نبوده و نباید باشد. سیاست خارجی با نقطه مطلوب فاصله دارد. جهان و خصوصا منطقه در حال گذر از دوره حساس و شرایط سرنوشت سازی است. باید با نگاه راهبردی درک درست از تحولات داشت. باید برای شرایط مختلف و حتی برخلاف انتظار راهبردهای جایگزین داشت. از شرایط و قابلیت های خود، رقبا، قدرت های جهانی و اینکه ما در کجای جهان ایستاده ایم، ارزیابی صحیح داشت. دست اندرکاران سیاست خارجی در ایران با مدنظر قرار دادن شرایط سیال و گذرای منطقه ای، باید به راهکارها و تدوین نقشه راه های متفاوت بیندیشند. در سیاست خارجی در کنار نگاه بین المللی، باید نگاه منطقه ای نیز داشت. هرچند که در نظام بین المللی دیگر همه چیز با هم ارتباط دارد. یعنی اگر نگاه بین المللی نسبت به ایران منفی یا مثبت باشد این نگاه، در نگاه منطقه ای به ایران نیز تاثیر خواهد گذاشت. سیاست خارجی حاصل حرکت های محاسبه شده گام به گام بوده و شیبی آرام دارد. برجام حاصل تصمیم نظام و مذاکرات بلند مدت بود که در اصلاح ذهنیت ها نسبت به ایران تاثیرگذار بود. با این وجود یک حرکت که صدمه به اعتبار و منافع ملی بود، بخش مهمی از دستاورد حاصله از برجام را بر باد می دهد. حمله به سفارت عربستان خطایی بود که تاوان آن را سیاست خارجی و مردم داده و می دهند. باید از ایجاد این قبیل سکته ها در سیاست خارجی جلوگیری نمود. البته مشکل سیاست خارجی فراتر از این بحث ها است.

توجه داشته باشید میدان مانور سیاست خارجی، عرصه بین المللی است. در نظام بین الملل بیش از معادلات داخلی، معادلات بین المللی اهمیت دارد، یعنی سیاست خارجی کشورها متاثر از ترتیبات نظام بین المللی است. رد و قبول آن چندان چیزی را تغییر نمی دهد. ما در جهانی زندگی می کنیم که معادلات آن حاصل همکاری های بین المللی است. نگاه داخلی چندان عامل تعیین کننده در آن نیست. میزان تاثیرگذاری های کشورها متکی بر قابلیت های آنان و نحوه و جایگاه آنان در نظام بین المللی می باشد. متاسفانه سیاست خارجی ما همچنان سیستمی و نظام مند نیست. نهادهای مختلف تاثیرگذار بر سیاست خارجی سبب عملکرد جزیره ای، بدون ارتباط و بعضا ضد یکدیگر می شوند. توجه داشته باشیم سیاست خارجی نیاز به قهرمان ندارد. سیاست خارجی نیازمند سیستم و ساختار خردمندی است که بتواند با بکارگیری حکمت، مصلحت و عزت، حداکثر منافع را برای ایران تامین نماید. این اصول نه با اشخاص بلکه با سیستم نهادینه می گردد. راهبردها و تصمیم سازی ها در سیاست خارجی باید حاصل واقعیت های حاکم بر مسائل درونی و مخصوصا بیرونی باشد. مدنظر قرار ندادن قابلیت ها، خرد جمعی، کار سیستمی، و... به پرداخت هزینه هایی چون جام زهر و برجام منجر می گردد. در سیاست خارجی ایران ذهن خوانی و هماهنگی با اندیشه مقام بالاتر و با اصطلاح بله قربان گویی همچنان یک آفت است. به عنوان نمونه در دولت قبلی وزیر خارجه وقت، در هماهنگی با رییس دولت، هولوکاست را انکار کرده و نشست های مختلف در رد آن برگزار کرد. آقای ظریف در موضع اخیر خود در پاسخ به رد اتهامات نتانیاهو در دشمنی ایرانیان با یهودیان، ضمن پاسخ به این اظهارات، اعلام داشت ایران آغوش خود را در جنگ جهانی دوم به روی یهودیان فراری از کشتار در اروپا گشوده است. شما این موضع را بگذارید در کنار انکار هولوکاست و دقت نمایید این دو موضع چقدر با هم فاصله دارد. اگر سیاست خارجی دستور عمل سیستمی، ملی و تعریف شده داشته باشد کمتر دچار افراط و تفریط می گردد. البته سخن در مورد سیاست خارجی و مسایل مربوط به آن زیاد است که از حوصله این مصاحبه دور است اما آنکه باید مورد تاکید قرار بگیرد آن است که سیاست خارجی باید مبتنی بر قابلیت های ملی و با مدنظر قرار دادن واقعیت های نظام بین الملل باشد. سیاست خارجی میدان سلحشوری نبوده و باید در مسیر اعتدال و تنش زدایی حرکت نماید. موقعیت و فرهنگ ایران بسترساز یک غربت تاریخی بوده است. سیاست خارجی ایران باید با تعامل با جهان و منطقه پیرامونی، راه خروج از غربت تاریخی ایران را هموار نماید.

علیرغم تاکید شما بر منطقه پیرامونی برخی از کشورهای منطقه چندان روی خوشی به ایران نشان نمی دهند؟

باید علت یابی کرد. نباید همه این علل را در نزد کشورهای پیرامونی جست. در حال حاضر خاورمیانه کانون بحران منطقه ای است که این بحران قابلیت تبدیل به بحران جهانی را دارد. نگاه های منفی و سوءظن ها حاصل عملکردهای طولانی است. بازسازی و ساختن ذهنیت های مثبت در منطقه کاری دشوار و زمان بر است. شما یک ساختمان را یک روزه تخریب می کنید، اما ساختن آن به زمان زیادی نیاز دارد. در مورد سیاست ایجابی با مناطق پیرامونی نیز به زمان و تلاش همه کشورها نیاز است. نباید ناامید شد. یعنی کشورهای منطقه راهی جز همکاری ندارند. راه دیگر جنگ است که الان نیابتی در سوریه، عراق و یمن در جریان است. ادامه این روند می تواند جنگ نیابتی را تبدیل به جنگ مستقیم بنماید. هم اینک جنگ نیابتی به تنهایی بخش مهمی از ظرفیت های منطقه را تخلیه کرده است و نباید فرصت داد با جنگ مستقیم به تخلیه کامل ظرفیت ها منجر شود. تضعیف و جنگ مستقیم، یعنی تجزیه که علایم آن در جنگ نیابتی ظهور کرده و هیچ کشوری از آن مصون نخواهد ماند. نباید صحنه سیاست را به بن بست آخرین گزینه ها کشاند. نباید به جنگ مستقیم فرصت ظهور داد. باید اگر راهی نیست، راهی ساخت. مسیر تعامل از گذرگاه منافع جمعی و قائل شدن به منافع متقابل می گذرد. در منطقه، نه ایران نه ترکیه و یا عربستان قابل حذف نیستند. اما اگر همچنان بر مسیر عدم همکاری و اعتماد حرکت نمایند، جغرافیای آینده می تواند شاهد ترکیه و یا عربستان کوچکتر باشد. از اهداف مهم بحران منطقه ایجاد جنگ مستقیم است. از آغاز بحران سوریه بارها اعلام کرده ام درگیر نمودن ایران و ترکیه هدف اصلی این بحران است. سایکس – پیکوی جدید فقط و فقط حاصل درگیری ایران و ترکیه خواهد بود. باید با همه قابلیت ها از تحقق این امر جلوگیری کرد. مهمترین راه آن است که ما همدیگر را بپذیریم. قبول کنیم امنیت ترکیه یا عربستان، امنیت ایران است و امنیت ایران، امنیت ترکیه و عربستان است. باید قدرتمند بودن و توسعه ایران، ترکیه و عربستان عامل تعامل بیشتر باشد. به هر حال شاید این سخنان در فضای امروز دور از واقعیت حاکم بر صحنه میدانی باشد، اما باید تخم امید کاشت و برای رسیدن به صلح و آرامش در منطقه تلاش کرد.

در اقتصاد مقاومتی چه نقشی برای دستگاه سیاست خارجی قائل هستید؟

شکوفایی اقتصادی و توسعه حاصل تنش زدایی و تعامل با جهان است. با ادبیات سلبی نمی شود به اقتصاد مقاومتی رسید. بکارگیری ادبیات و سیاست های ایجابی عامل رسیدن به اقتصاد پویا است. رشد اقتصادی دستوری نبوده و نیست. توسعه ها استاندارد بین المللی داشته و دارند. فروپاشی شوروی سابق حاصل اقتصاد بسته و خود تعریف بود. توسعه ژاپن و آلمان پس از جنگ نیز از منظری حاصل نگاه ایجابی و دوری از نگاه سلبی بوده است. سیاست خارجی اگر بر مسیر عقلانیت و تعامل حرکت نماید می تواند به جذب سرمایه های جهانی و در این میان سرمایه های ایرانیان به داخل کشور کمک نماید. اگر سیاست خارجی بتواند در تعامل مثبت با کشورها حرکت نماید به ایجاد آرامش در کشور کمک کرده و عدم خروج نخبگان و سرمایه های داخلی خود به خود کمک به اقتصاد مقاومتی خواهد بود. رشد اقتصادی حاصل شعار نیست و مکانیزم های خاص خود را داشته و نمی توان بدون مدنظر گرفتن آن به تحقق آن امید داشت. البته با درآمد نفت، بازی با قیمت دلار و...می شود امور را کم و بیش اداره کرد اما رشد پایدار و متوازن حاصل سیاست داخلی و خارجی هماهنگ و متکی بر تعامل درونی و بیرونی است.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>