جمعه 6 مرداد 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 25 فروردين 1396      17:6
چهل و نهمین بخش از کتاب «اسرار جعبه سیاه»:

کارلوس: ایمن الظواهری شهید زنده است

شیخ اسامه و شیخ ایمن را برای انتخاب شجاعانه شان، شهدای زنده می دانم.

دیپلماسی ایرانی: قرن بیستم به گفته بسیاری از مورخان، قرن تحول های شگرف بوده است. قرنی که در آن جنگ های بی نظیر تاریخ نظیر جنگ های جهانی اول و دوم رخ دادند و تاریخ بشریت به دست افراد و سیاستمدارانی که هر کدام طرحی برای رسیدن به مصالح و منافع خود داشتند، تغییرات شگرف یافت که مسیر طبیعی بسیاری از امت ها و کشورها را تغییر داد. در این میان تقسیم جهان به جهان غرب و جهان سوم تعابیری نامتجانس به وجود آورد که از درون این تناقضات افراد تحول خواهی ظهور کردند که در حقیقت می خواستند در برابر خواسته ها و طرح های منفعت طلبانه جهان غرب بایستند. افرادی که آرمان خواهانی بودند که گمان می کردند آرمانشان آن قدر قدرت دارد تا بتواند در برابر قدرت های بزرگ جهان بایستد و رویای مدینه فاضله آنها را تحقق بخشد. کتاب "اسرار جعبه سیاه" گفت وگو با چهار نفر از همین آرمان خواهانی است که تلاش کردند به خیال خود قدرت های بزرگ را وادار به تسلیم در برابر اراده آهنین خود کنند. افرادی که جهان غرب آنها را تروریست های بین المللی نه آرمان خواه می داند. در این جا بخش چهل ونهم این کتاب را می خوانید:

گفت و گو (1)

ابتدا خودت را برایمان معرفی کن؟

الیچ رامیرز سانشز، مشهور به «کارلوس».

چند سالت است؟

من متولد 12/10/1949 هستم.

تابعیتت؟

ونزوئلا.

آیا ازدواج کرده ای؟

بله من با دو خانم ازدواج کرده ام، مسلمانم.

آیا فرزندی هم داری؟

من یک دختر قانونی دارم. اما مابقی فرزندانم، سن خود را بزرگ می کنند، آنها دیگر اسم مرا ندارند، برای این که بتوانند سلامت خود و مادرانشان را حفظ کنند.

اگر درباره «شغلت» پرسیده شود، چه جواب می دهی؟

انقلابی حرفه ای!

سال ها می گذرد و تو در زندانی، آیا امید داری روزی از زندان خارج شوی؟ اگر خارج شدی چه کار می کنی؟

خدا از آینده خبر دارد. من هر جا باشم مبارزه می کنم، مقاومت ادامه دارد.

دنیای امروز با دنیایی که آرزو می کردی ایجاد کنی، خیلی متفاوت است، آیا احساس می کنی روزی این دنیا فروبریزد یا شکست بخورد؟

وقتی کمونیست بودم، همیشه دنبال انتقام شدید بودم، در موضوعاتی که مستلزم آن بود، از انحراف های سیاسی که در رفقای کمونیست به وجود آمده بود، از کشورهای بلوک سوسیالیستی. فروپاشی این بلوک درست بودن مواضع مرا که قبلا مرا تندرو و ماجراجو و بورژوای کوچک توصیف می کردند، تایید می کرد.

آیا از سرنوشتی که خودت انتخاب کردی، پشیمان نیستی؟

ابدا، بر عکس...

آیا امیدوار هستی که مقامات فرانسوی دستور به عفو تو دهند، همان طور که برای انیس نقاش صادر کردند؟

من گروگانی زندانی شده به صورت غیرقانونی در فرانسه هستم. در نتیجه به گونه ای از مسئولان فرانسوی می خواهم که به نوعی درباره دستور عفو خاصی فکر کنند! این را هم بگویم که فرانسه دستور عفو برادر انیس نقاش را صادر نکرد. آزادی او و رفقا در پی مبارزات بزرگ صورت گرفت.

کدام قدرت ها یا سازمان ها امروزه تلاش می کنند به نوعی قانون مشابهی برای تو یا آزادی تو به دست آورند؟

رفقا و هم فکرانی هستند که برای آزادی همه «فدائی ها» و «مجاهدین» تلاش می کنند.

دوستان کارلوس و رفقایش کجا هستند؟ برای هم صدایی با قضیه تو چه می کنند؟

رفقایم به شکل فعال برای قضیه من هم صدایی دارند.

وقتی در زندان خبر انفجار سفارت امریکا یا حمله ویرانگر به آن در بندر عدن را می شنوی، چه احساس می کنی؟

احساسم این است که مبارزه تا شکست نهایی امپریالیست ادامه می یابد.

آیا به اسامه بن لادن و ایمن الظواهری و امثال آنها حسد نمی کنی، که از درگیری با سازمان هایی که آنها را تعقیب می کنند، نجات یافته اند؟

حسد از غرایز عقب افتاده است، این یکی از عیوبی است که در من نیست. و شیخ اسامه و شیخ ایمن را برای انتخاب شجاعانه شان، شهدای زنده می دانم.

وقتی اولین بار در برابر بازپرس، جان لوی بروگیر قرار گرفتی، چه احساس داشتی؟

سرگرم کننده و تفریح بود!

ادامه دارد...



کلمات کلیدی : اسرار جعبه سیاه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>