يکشنبه 10 ارديبهشت 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 1 ارديبهشت 1396      16:2
ارمنستان لابی خود در واشنگتن را تقویت می‌کند؟

آینده قره‌باغ در گرو سیاست ترامپ درباره ایران

عدم قطعیت در خصوص سیاست آمریکا در قبال ایران از احتمال آشتی‌جویی میان واشینگتن و باکو خواهد کاست.

نویسنده: آرگ گالستیان

دیپلماسی ایرانی: بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران بلندمرتبه که به کرملین نزدیک هستند اطمینان داشتند که پیروزی دونالد ترامپ جمهوری خواه بنیان رابطه ایالات متحده و روسیه را دگرگون می کند. مسکو اعتقاد داشت رئیس جمهور ایالات متحده به طور خاص برای حل و فصل معضلات سیاست داخلی تمرکز خواهد کرد و همچنین توجه بسیاری در قبال چین خواهد داشت.

در نتیجه، در پی این منطق، آمریکا موقعیت خود در خاورمیانه و اروپای شرقی را تضعیف خواهد کرد. علاوه بر آن، کارشناسان روس به این نظریه دامن می زدند که نزاع میان واشنگتن و بروکسل (اتحادیه اروپا) اجتناب ناپذیر است و نهایتا به فروپاشی ناتو منجر می شود. رسانه های جریان اصلی حکومت در روسیه، ترامپ را ستایش و او را به عنوان شریک آتی کشور در مسائل بین المللی معرفی می کردند.

هر چند که تحولات اخیر در سوریه همراه با موضع سخت دولت جدید ایالات متحده در خصوص مساله اوکراین منجر به دور تازه ای از تنش ها میان دو کشور منجر شده است. بحران دیالوگ سیاسی میان ایالات متحده و روسیه نمی تواند باعث نگرانی افکار عمومی ارمنستان نشود، چرا که واشنگتن و مسکو، در کنار پاریس اعضای دائم گروه مینسک برای حل بحران قره باغ- آذربایجان هستند. در سطح دولت ها، روسیه و ایالات متحده تعهد خود برای حل و فصل مسالمت آمیز نزاع از طریق ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک را اعلام کرده اند. در حقیقت، تماس ها میان کرملین و کاخ سفید بر سر این مساله، علی رغم زوال روابط دوجانبه دو کشور پس از مساله اوکراین، ثبات داشته است.

هر چند همزمان با گفتگو بر سر حفظ لحن دیپلماسی عمومی، مهم است که از بسیاری از فاکتورهای عینی و ذهنی چشم پوشی نکنیم. دولت دموکرات باراک اوباما، آذربایجان را شریکی جدی نمی پنداشت. دلایلش چه بود؟ اول این که قراردادی با ایران امضا شد که باعث سقوط اهمیت ژئوپولتیک و انرژی آذربایجان در خاورمیانه بزرگ شد. فراموش نکنیم که بحران ایران، در کنار جذابیت بخش انرژی آذربایجان بود که این کشور را به شریکی مهم برای آمریکا در دوران ریاست جمهوری جورج بوش بدل می کرد. دوم این که کاخ سفید نارضایتی خود را از این حقیقت پنهان نکرد که رهبری سیاسی در باکو به طور سیستماتیک حقوق بشر را نقض کرده (و هنوز هم می کند) و مخالفان سیاسی خود را تحت تعقیب قرار می دهد. همچنین قابل توجه است که گرایش اوباما به رژیم اردوغان در ترکیه، متحد اصلی و لابی گر منافع آذربایجان نیز به همین ترتیب بود. این تضادهای عینی منجر به این واقعیت شد که علاقه سیاسی واشنگتن به سمت ارمنستان باشد.

با این حال دولت اوباما به گذشته ها پیوسته است، آیا این بدان معنا است که تغییرات بزرگی در سیاست ایالات متحده در قبال قره باغ در کار است؟ به طور سنتی تمایز جمهوری خواهان به جهت فلسفه سیاست خارجی صلب و استوارشان است، فلسفه سیاسی که استوار بر محافظت و حمایت از رهبری جهان توسط ایالات متحده است. خبر بد برای ارمنستان و جمهوری قره باغ این است که ایران در تضاد با منافع کلان دولت کنونی ایالات متحده قرار دارد. از این جهت کاخ سفید به دنبال تقویت روابط خود با آذربایجان و ترکیه خواهد بود. مقامات آنکارا و اسرائیل به واسطه لابی گرهای پرنفوذ خود در واشنگتن سعی خواهند کرد ترامپ را متقاعد کنند آذربایجان را وارد حل و فصل مساله ایران کند. آخرین بار این دست تلاش های لابی گران منجر به "توقف" بخش 907 از طرح حمایت از آزادی توسط جورج بوش پسر شد. آن بخش در واقع هر گونه کمک احتمالی به آذربایجان از جانب آمریکا را قدغن می کرد. بدین ترتیب، تردیدی وجود ندارد که نیروهای سیاسی مختلف و گروه های لابی گر تلاششان را می کنند که عامل آذربایجان را بزرگ نشان دهند.

خیلی از اعضای کلیدی دولت ترامپ علاقه مند به حل و فصل فوری مساله ایران هستند. در نتیجه جیمز متیس، وزیر دفاع و مایک پومپئو، رئیس سی آی اِی مجاب شده اند که ایالات متحده می بایست از هر فرصتی برای فشار بر ایران استفاده کنند. واشنگتن همین حالا تجربه هایی در خصوص استفاده از آذربایجان به عنوان سر پل اطلاعاتی دارد. احتمالا در صورتی که تصمیم سیاسی مقتضی گرفته شود، آمریکایی ها نقشه ای برای تقویت حضورشان در این کشور خواهند داشت. رکس تیلسون، وزیر امور خارجه – مدیر پیشین شرکت اکسون موبیل – روابط گسترده ای با نمایندگان نخبگان سیاسی آذربایجان دارد. هر چند پست او با توجه به سطح بالای مسئولیت هایش برای یک تصمیم خاص در سیاست خارجی بسیار آسیب پذیر است. به علاوه پس از رسوایی استعفای مایک فلین، بعید است که تیلرسون موقعیت خود در کاخ سفید را در خطر قرار دهد و از رابط های لابی گر خود برای مقاصد سیاسی استفاده کند.

هربرت مک مستر، مشاور امنیت ملی و راینس پریباس – رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید – مواضع متیس و پومپئو را تلطیف می کنند. تصویر موجود از مک مستر فردی حرفه ای و خونسرد است که هزینه خطای محاسبه در سیاست را می داند. وی از اختیار و نفوذ کافی برای مخالفت با تصمیم های تندروهای کارکشته ای همچون متیس و پومپئو برخوردار است. پریباس از تبار یونانی است و عضو فعال در میان گروه های لابی حامی یونانی، بعید است که منفعلانه تماشاگر اقدامات گروه های صاحب نفوذ حامی ترکیه و آذربایجان باشد.

در سطح پایین تر، تعدادی سیاستمدار، کارشناس و دیپلمات حاضر هستند که از مختصات مناقشه قره باغ- آذربایجان باخبر هستند. از همین رو (خانم) فیونا هیل، کارشناس موسسه بروکینگز به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور روسیه و اروپا منصوب شد. هیل مقالات زیادی در خصوص روندهای سیاسی در قفقاز جنوبی منتشر کرده است. با وجود این که هیل به عنوان منتقد سیاست های روسیه شهره است، از واقعیت های موجود در منطقه که می تواند منجر به نزاعی گسترده با پیامدهای غیرقابل پیش بینی شود آگاه است. در این رابطه، مکررا از کاخ سفید خواسته است تا روابط خود با باکو، که فعالانه قابلیت های فنی نظامی خود را گسترش می دهد، محتاط باشد.

در چارچوب وزارت خارجه، امور اوراسیا تحت نظارت جان هفرن، سفیر سابق ایالات متحده در ارمنستان قرار دارد. هفرن پس از ویکتوریا نولاند به پست دستیار ارشد معاون وزیر در امور اروپا و اوراسیا منصوب شد. اگر این پست را حفظ کند و نهایتا به عنوان مشاور تایید شود، تیلرسون یکی از بهترین دیپلمات های مطلع از جزئیات نزاع قره باغ – آذربایجان را در اختیار خواهد داشت.

مهم است بفهمیم کدام اتاق فکرها در آمریکا نقش کلیدی در تصمیم گیری های سیاسی ایفا می کنند. به عنوان یک رویه، دولت های جمهوری خواه از خدمات این مراکز استفاده می کنند: "بنیاد میراث"، "انستیتو مطالعات سیاسی منهتن"، "انستیتو لگینستون"، "انستیتو هادسون" و "آمریکن اینترپرایز". در دوران ریاست جمهوری ترامپ "شورای آتلانتیک" و "بروکینگز" از فرصت های بسیاری برخوردار شدند. رئیس "شورای آتلانتیک" به عنوان سفیر ایالات متحده در روسیه منصوب شد و رئیس "بروکینگر" لابی گر خود را درکاخ سفید دارد – فیونا هیل. مراکز و نهادهایی که در بالا به آنها اشاره شد مواضع مختلفی در قبال مناقشه قره باغ – آذربایجان دارند. برخی کارشناسان به ارمنستان نزدیک هستند و برخی دیگر به آذربایجان. هرچند اغلب آنها بی طرف هستند. بر اساس این گفته ها، جبهه ارمنی می بایست در خصوص برنامه هایش دست به لابی بزند و تماس های خود با مراکز پیشرو محافظه کار را تقویت کند.

موضع سیاسی دیگری که حائز اهمیت است موضع کنگره است. دموکرات ها که نوامبر 2016 از در اختیار گرفتن کاح سفید و کنگره بازماندند برای مبارزه علیه جمهوری خواهان و دولت پرزیدنت ترامپ متحد شده اند. "الاغ ها " (نماد دموکرات ها) در تلاش برای انتقام جویی در انتخابات بعدی کنگره در سال 2018 برای حفظ میراث سیاست خارجی خود مبارزه خواهند کرد. یکی از مهمترین دستاوردهای دموکرات ها توافق با ایران بود. بدون شک، رهبران حزب دموکرات تمام منابع خود را بسیج خواهند کرد تا از لغو قرارداد امضا شده و اعمال بسته تحریمی جدید علیه ایران جلوگیری کنند. در عین حال، رودررویی بر سر مساله ایران در کنگره در خدمت منافع ارمنستان و جمهوری قره باغ خواهد بود. چرا که عدم قطعیت در خصوص سیاست آمریکا در قبال ایران از احتمال آشتی جویی میان واشنگتن و باکو خواهد کاست.

در نتیجه، لابی ارمنستان که عمده تمرکزش بر حزب دموکرات است، می بایست علاقه مند به هرگونه ابتکاری علیه ایران باشد. به علاوه، جامعه ارمنی های دور از وطن می بایست: الف) روند گسترده آغاز بحث سیاسی برای به رسمیت شناختن استقلال جمهوری قره باغ در سطح ایالت ها را آغاز کند، ب) کمپین گسترده ای برای فعال کردن دوباره بخش 907 قانون حمایت از آزادی را آغاز کند، پ) از کنگره ایالات متحده اعتبارات فزاینده ای برای ارمنستان و جمهوری قره باغ به دست آورد، ت) ائتلافی با گروه های لابی گر کشورهای دیگر (ایتالیایی ها، ایرلندی ها، یونانی ها و لهستانی ها) برای مبارزه با نیروهای حامی ترکیه و آذربایجان تشکیل دهد.

تا اینجا، قانونگذاران بانفوذی حامی کمیته ملی ارمنستان در آمریکا این افراد هستند: پل رایان – رئیس مجلس نمایندگان، چارلز شومر، رهبر حزب دموکرات در سنا، ادوار رویس، رئیس کمیته سیاست خارجی و در سطح پایین تر آدام شیف، رئیس گروه دموکرات ها در کمیته اطلاعاتی سنا و دیگران.

در مجموع، تناقضات داخلی در کاخ سفید و کنگره به ما اجازه می دهد امیدوار باشیم در آینده نزدیک آمریکا سیاست متوازنی در خصوص قفقاز جنوبی داشته باشد. این امر برای جلوگیری از قدرتمند شدن بیش از اندازه هر بازیگری در منطقه انجام خواهد شد. همچنان که گفته شد، بیش از هر چیز اوضاع به این بستگی خواهد داشت که آمریکا چه تصمیم کلانی در قبال ایران بگیرد.

منبع: مکس مدیا / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی/۳۳



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>