جمعه 3 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 25 ارديبهشت 1396      10:56
ورنر فاسل آبند، وزیر دفاع پیشین اتریش:

ایران باید سیاست مستقل خود را ادامه دهد

ورنر فاسل آبند، وزیر دفاع سابق اتریش: تغییر نگاه آمریکا از منطقه خاورمیانه به منطقه چین جنوبی برای ایران شامل یک مجموعه فرصت ها و تهدید است؛ از جمله تهدیدات پیش رو، سلطه طلبی و زیاده خواهی رژیم صهیونیستی است که ایران باید به شدت مراقب آن باشد.

ورنر فاسل آبند، رییس موسسه مطالعات امنیتی و اروپایی  و وزیر دفاع سابق اتریش*

دیپلماسی ایرانی: وضعیت اروپا با ظهور ترامپ در دوره ای جالب و بسیار تعیین کننده برای اروپا قرار دارد. فرانسه، آلمان و انگلستان سه کشور بزرگ اروپا هستند که انتخابات ریاست جمهوری را پیش رو دارند که نتیجه آن بسیار تعیین کننده خواهد بود. چالش های امنیتی از جمله کریمه، اوکراین، گرجستان و ارمنستان، روسیه را بسیار تحریک پذیر کرده و سبب شده است تا هر گونه اقدام اروپا برای پذیرش کشورهای حوزه بالکان در اتحادیه اروپا با واکنش روسیه همراه باشد. ما در دوره ای قرار داریم که می تواند برای اروپا بسیار تعیین کننده باشد، چرا که فرانسه، آلمان و انگلستان سه انتخابات مهم پیش رو دارند. با توجه به این که این کشورها، سه کشور بزرگ اروپا محسوب می شوند نتایج انتخابات آنها برای تحولات اتحادیه اروپا بسیار تاثیرگذار خواهند بود. با توجه به تغییرات گوناگونی که در حال رخ دادن است، پیش بینی نتیجه این انتخابات بسیار سخت است.

در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، آقای مکرون سعی کرده است که تمرکز افکار عمومی را از راست به چپ برگرداند و بر همین اساس احتمال می رود که وی با 55 درصد آراء بتواند به پیروزی برسد. این محتمل ترین نتیجه ای است که می توان پیش بینی کرد. در شرایط فعلی وی معقول ترین کاندیدایی است که می تواند ادامه دهنده سیاست های فرانسه باشد. اگرچه با توجه به وضعیت سیاسی فرانسه و تحولات پیش رو، بعید است که بتواند تمام وعده های خود را عملی کند. البته فقط بحث نتیجه انتخابات فرانسه نیست، بلکه پارلمان هم اهمیت دارد و مهم است که مستقل باشد یا سمت جمهوری خواهان یعنی حزب سارکوزی.برود  ژ

در آلمان وضعیت کمی متفاوت تر از فرانسه است و در این انتخابات مرکل همچنان بیشترین شانس پیروزی را دارد. البته ممکن است معادلات تغییر کند. شولز نیز بسیار مسئولیت پذیر است ولی در کل  تغییر مرکل یا او خیلی تحول جدی را ایجاد نخواهد کرد. اگر این دو دولت آلمان و فرانسه بتوانند همکاری کنند اتحادیه اروپا بسیار قدرت پیدا خواهد کرد به ویژه این که در رابطه با برگزیت همچنان گفت وگو و بحث ها ادامه دارد و هنوز مشخص نیست چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.

در هر صورت باید سعی کنیم مشکلات را حل کنیم و سیاست مشترکی را پیش بگیریم. دستور کار اصلی اتحادیه اروپا، بحث خروج بریتانیا از این اتحادیه است که البته هنوز ابهاماتی در خصوص آن وجود دارد و از همین رو لازم است تا سیر طبیعی خود را طی کند، با وجود این، بحث خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا مسئله مهمی است که به نظر قطعی شده است.

 باید درباره خروج کشورهای عضو اتحادیه پیش بینی لازم را انجام داد و تمهیدات لازم درباره استقلال سیاسی و امنیت اروپا اندیشیده شود. افول پانزده درصدی هزینه های نظامی اروپا طی ده سال گذشته یکی از مؤلفه های مهم تأثیرگذار بر امنیت اروپا است. طی ده سال گذشته حجم سرمایه گذاری در حوزه نظامی اروپا پانزده درصد کاهش داشته در حالی که اروپا نیاز دارد تا هزینه های نظامی خود را افزایش دهد تا بتواند امنیت خود را تأمین کند. در صورت استمرار این کاهش سرمایه گذاری در حوزه نظامی اروپا و افول هزینه های نظامی تا بیست و پنج درصد، بحران امنیتی گریبان اروپا را خواهد گرفت.

تاکنون توانسته ایم برای تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا شرایطی را فراهم کنیم که مسائل امنیتی خود را حل کنند. البته در اروپای شرقی، کریمه، گرجستان و ارمنستان مسائل بسیاری پیش رو داریم؛ زیرا کشورهایی که قبلا عضو بودند مجددا دارند عضو اتحادیه اروپا می شوند و نگران هستیم با پیوستن مجدد کشورهای عضو جماهیر شوروی، روسیه هم بخواهد دخالت کند و در این صورت ناتو باید بتواند موازنه را برقرار کند. بنابراین این مسئله باید با احتیاط انجام شود و نیاز است تا سیاست های یکپارچه و منسجمی تدوین شود تا جلوی هر گونه آسیب احتمالی گرفته شود. در این میان، ناتو برای امنیت اروپا، نقش کلیدی ایفا می کند و نه تنها نباید اهمیت خود را از دست بدهد بلکه باید تمام کشورهای عضو ناتو نیز به این حقیقت برسند که می توانند از ناتو به عنوان سپر دفاعی در مقابل روس ها استفاده کنند. سیاست های دفاعی اروپا در این مورد بسیار اهمیت دارد و ارتباط مستقیم با همکاری های فراآتلانتیکی اروپا دارد.

ترامپ در اظهار نظر اخیر خود اعلام کرده که ناتو یک مانع است و آمریکا نباید هزینه ای برای آن پرداخت کند و این مسئله به چالش اصلی در رابطه آمریکا و اروپا تبدیل شده است. به نحوی که اروپایی ها را به این سمت سوق داده است که برای حل مشکلات امنیتی خود، به گزینه خودمختاری امنیتی در برابر آمریکا بیاندیشند.

با انتخاب ترامپ، نه تنها اروپایی ها و ایرانی ها، بلکه حدود نیمی از امریکایی ها و حتی نظام بین الملل شگفت زده شده اند. وقتی که یک آدم بیرونی که بنیان های قدرت را نمی داند برای یک مسئولیتی همچون ریاست جمهوری انتخاب می شود برای اثبات خود به دنبال رفتارهای متناقض خواهد رفت و همین عامل سبب شده تا حتی خود جمهوری خواهان نیز با ایدئولوژی وی دچار تضاد شوند. بنابراین باید بفهمیم که در پس ذهن این افراد چه می گذرد و باید تمام احتیاط های لازم را برای این افراد در نظر بگیریم.

ترامپ دارای یک شخصیت ملی گرای منزوی است که به هیچ عنوان به سازمان های بین المللی بها نمی دهد و بر اساس دیدگاه های شخصی خود عمل می کند. او همچنین تصور می کند که می تواند نگرش ها و رویکردهای خود را به سایر کشورها نیز منتقل کند. این رفتارها و رویکردها سبب شده است تا وی با رسانه ها دچار اختلافات جدی شده و رسانه ها نیز به شدت از سیاست های وی انتقاد کنند. در جهان امروزی، تیپ شخصیتی ترامپ به عنوان یک پدیده در بسیاری از کشورها در حال گسترش است. بنابراین باید تیپ شخصیتی این افراد را شناخت تا تمام ملاحظات لازم را مد نظر قرار داد. تیپ شخصیتی ترامپ چندان قابل محاسبه و پیش بینی نیست و نوع رفتارهایی که از خود بروز می دهد چندان خردمندانه نیست. با وجود این، سیستم قدرتمند آمریکا می تواند وی را در قالب و چارچوب های آمریکایی وارد کند همچنانکه ترامپ در 2-3 ماه اخیر به این موضوع پی برده است که منافع آمریکا در درون سیستم تعریف می شود و باید بر اساس آن چه سیستم تعیین نموده است، سیاست های خود را دنبال کند.

رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، یک سیاستمدار قهار و تاجر موفق است و توانسته در مدت زمان کوتاه گذشته موفقیت های خوبی به دست آورد و از همین رو احتمالا بتواند نفوذ وزارت امور خارجه را در آینده افزایش دهد. مشاوره هایی که تیلرسون در حوزه های مختلف از جمله خاورمیانه به ترامپ می دهد، بسیار اهمیت دارد. ترامپ باید در چارچوب قرار بگیرد در غیر این صورت موفق نخواهد شد. سیاست خارجی و دفاعی آمریکا تغییرات گسترده ای داشته است و ترامپ توانسته توافق های خارجی خوبی داشته باشد، علاوه بر این وزارت امور خارجه آمریکا روی کاخ سفید و پنتاگون تمرکز خواهد کرد و حتما به ترامپ مشاوره هایی خواهند داد که در قبال آسیا و خاورمیانه تغییر موضع دهد: جرد کوشنر، داماد ترامپ، یهودی _ ارتودوکس است و نفوذ زیادی روی او دارد و قطعا این امر روی خاورمیانه موثر خواهد بود.

آسیای جنوب شرقی و شبه جزیره کره موضوع روز و مهم است. علاوه بر این معلوم نیست که آمریکا دست برتر را در جزیره کره خواهد داشت یا خیر؛ که اگر بخواهد اعمال قدرت کند باید از خاورمیانه چشم بپوشد و به نظر من ترامپ بیشتر از خاورمیانه به آسیای مرکزی توجه خواهد کرد. با این حال سیاستمداران آمریکایی سعی خواهند کرد که تنها بر یک منطقه جغرافیایی همچون خاورمیانه متمرکز نشوند و به غیر از خاورمیانه بر سایر مناطق همچون شرق و جنوب شرقی آسیا و دریای چین که از سطح تأثیرگذاری بالایی برخوردار هستند متمرکز شوند و از همین رو احتمالاً ترامپ در آینده به منطقه شرق آسیا توجه به مراتب بیشتری از خود نشان خواهد داد.

موضوع دیگری که در خصوص توجه آمریکا به مناطق مختلف وجود دارد می توان به دریای چین جنوبی اشاره کرد که این کشور هشتاد درصد از آن را در اختیار گرفته است. اما موضوع مهم تر بحث ثبات کره است و اگر چین بتواند ادعای خود را بر چین جنوبی اثبات کند می تواند نفوذ خود را بر این حوزه از دریای چین جنوبی تا پاسیفیک گسترش دهد. این منطقه بیشترین رشد جمعیت را داشته و ظرفیت های بالقوه بسیاری دارد که توانسته توجه قدرت های بین المللی را به خود جلب کند. با وجود این، به دلیل نفوذ هسته ای چین در آن منطقه، پکن اجازه نخواهد داد هژمونی اش توسط دیگر کشورها و قدرت های بین المللی تحت الشعاع قرار گیرد. علائم حاکی از آن است که این منطقه در رقابت های آینده نقش بسیار حیاتی خواهد داشت و همین مسئله سبب شده است تا آمریکایی ها تمرکز چندانی بر خاورمیانه نداشته باشند.

 تغییر نگاه آمریکا از منطقه خاورمیانه به منطقه چین جنوبی برای ایران شامل یک مجموعه فرصت ها و تهدید است؛ از جمله تهدیدات پیش رو، سلطه طلبی و زیاده خواهی رژیم صهیونیستی است که ایران باید به شدت مراقب آن باشد. در مجموع وضعیت خاورمیانه در سال های آینده بسیار حساس خواهد بود و ایران مهمترین فاکتور و کلید ثبات منطقه محسوب می شود و بدون ایران در منطقه ثبات وجود نخواهد داشت. از این رو ثبات ایران به نفع همه از جمله کشورهای همسایه این کشور و اتحادیه اروپا خواهد بود. ثبات در منطقه خلیج فارس مهمترین مؤلفه برای تمام کشورهای منطقه به شمار می رود و اگر ایران بتواند به طور صحیح، منطقه را مدیریت کند، می تواند ثبات را برای خود و منطقه ایجاد کند. ثبات آن چیزی نیست که در راستای منافع رژیم صهیونیستی باشد بنابراین رژیم صهیونیستی برای افزایش نفوذ خود دست به هر اقدامی خواهد زد که برخی از این اقدامات همین حالا هم شروع شده است.

عربستان سعودی هم به دنبال برهم زدن ثبات منطقه است اما توانایی ذهنی، مدیریتی و تکنیکی لازم را برای تأثیرگذاری ندارد و فقط از توان مالی برای بر هم زدن ثبات منطقه بهره می برد که استفاده از آن نیز صرفاً برای بلند مدت کافی نخواهد بود. ایران توانمندی انسانی بالایی دارد و نیروی نظامی عربستان با وجود هزینه زیادی که برایش صرف شده با ایران قابل مقایسه نیست زیرا حتی با هزینه زیاد هم نمی توان نیروی انسانی تولید کرد. عربستان سال گذشته هزینه های زیادی در عرصه دفاعی خود کرد ولی همچنان نیروی انسانی محدود و خلبان های کمی دارد و در این میان ایران وظیفه دارد در برابر مخاطرات منطقه ایستادگی کند. اگرچه هزینه دفاعی عربستان در سال 2016، هشتاد و نه میلیارد دلار بوده و کماکان در حال افزایش است اما این پول تا حدی می تواند برای نیروهای نظامی کارایی داشته باشد و در مجموع نمی تواند جایگزینی برای نیروی انسانی ارتش یکی کشور محسوب شود حتی اگر تجهیزات آن کشور بسیار پیشرفته باشد. در حال حاضر کمک به ثبات منطقه برای ایران یک وظیفه محسوب می شود، اما تصور من این است که تهدیدهای خارجی که می تواند ثبات منطه را بر هم بزند بسیار زیاد است، چنان که عربستان برای آوردن نیروی نظامی به سوریه آمادگی دارد.

 اتحادیه اروپا تلاش کرده همان طور که در بحث هسته ای مشارکت بسیار خوبی با ایران به عمل آورد، در خصوص موضوع منطقه و سوریه نیز ایفای نقش کند. با وجود این، در حال حاضر مهمترین چالش منطقه خاورمیانه این است که نمی توان دو طرف را در خاورمیانه پیدا کرد که در یک زمان مقرر نظر مشترک در خصوص یک موضوع اعم از سوریه یا عراق داشته باشند. از همین رو ایران برای ایجاد ثبات در منطقه باید با کشورهایی از جمله مصر یا اتحادیه اروپا ارتباط برقرار کند و آن را تقویت کند. ایران همچین باید سیاست مستقل خود را همچنان ادامه دهد، اگر چه حرکت در یک مسیر ثابت بسیار سخت است؛ اما با توجه به توانمندی هایی که ایران دارد یک فرصت ایده آل از جمله در حوزه های انسانی دارد که از بسیاری از کشورهای منطقه اعم از همسایگان، آسیای مرکزی و ... بالاتر است؛ چرا که نیروهای انسانی مهمترین مؤلفه در پیشرفت یک کشور محسوب می شوند. اروپا نیز باید از این توانمندی ها برای گسترش تجارت با ایران و همچنین ترکیه و در نهایت ایجاد ثبات در منطقه بهره ببرد.

*متن سخنرانی در شورای راهبردی روابط خارجی

انتشار اولیه: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 / انتشار مجدد: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>