يکشنبه 30 مهر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 30 ارديبهشت 1396      11:1
ناکامی های ترامپ در مبارزه با داعش

ایران استراتژی امریکا را به چالش می کشد

کیهان برزگر،استاد روابط بین الملل دانشگاه مطالعات جهان: امریکا به دلیل این که نتوانسته یک تعادلی بین رویکردها و اتحادهای منطقه‌ای خود را دنبال کند نمی‌تواند اتصال با شبکه‌های بسیج مردمی ایجاد کند که یک محدودیت دیگر برای امریکا محسوب می‌شود.

کیهان برزگر،استاد روابط بین الملل دانشگاه مطالعات جهان*

دیپلماسی ایرانی: یکی از سیاست های امریکا که هنوز تغییر نکرده سیاست مبارزه با داعش است و با استراتژی دولت اوباما تفاوتی نکرده است. استراتژی مبارزه با تروریسم ترامپ که به تازگی منتشر شده نشان می دهد که ترامپ دو رویکرد را دنبال می کند. نخست پرهیز از مداخلات نظامی هزینه بر و دوم به دنبال حملات نظامی هدفمند علیه گروه های تروریستی است. این بحثی بود که اوباما هم به دنبال آن است. نکته ای که وجود دارد این است که چرا این تغییر صورت نمی گیرد که این موضوع به محدودیت استراتژیک امریکا بازمی گردد. برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود، امریکا توان لازم را برای ورود مستقیم ندارد. البته توان نظامی دارد اما مسائلی وجود دارد که واقعا درگیر شدن با داعش آن گونه که ترامپ اعلام کرده که قصد دارد داعش را ریشه کن کند واقعا به چالش می کشد. محدودیت های امریکا را در این زمینه به چند بخش عمده تقسیم می شود.

1- در درجه اول ائتلاف امریکایی در مقابل یک ائتلافی قرار دارد که ائتلاف مقابل قوی تر از ائتلاف امریکایی ها در منطقه است. در ائتلاف مقابل ایران، روسیه، عراق، سوریه، حزب الله به علاوه ترکیه در این روزها قرار دارد. تمرکز این ائتلاف روی مسائل امنیت ملی است. بنابراین آنها در این زمینه بسیار مصمم و مداوم عمل می کنند. اگر نگاه کنید از ابتدای بحث داعش ایران و روسیه بسیار مصمم وارد شدند. ورود سریع ایران و روسیه در بحث داعش روندهای مبارزه با تروریسم را توانست به نفع ایران تغییر دهد که اقدام بسیار هوشمندانه ای بود. چرا که تمام نیروها مجبور شدند که استراتژی مبارزه با داعش را ایجاد کنند. اما دیر آمدن دیگر ائتلاف ها به بحث موجب شد که آنها بر روندها مسلط نشوند. به طور مثال شاهد ترکیه بودیم و حتی عربستان قصد داشت یک ائتلاف عربی را شکل دهد که به نوعی نگرانی از این بود که جمهوری اسلامی بتواند بر روندها حاکم شود. در ائتلاف ایران و روسیه آنها بر مناطق استراتژیک مسلط هستند که ائتلاف امریکا در این زمینه ضعیف است که به نوعی یک محدودیت استراتژیک محسوب می شود.

2- عدم ظرفیت امریکا برای همکاری با این ائتلاف است. بحث پوتین و ترامپ را در این مدت شنیده ایم که ترامپ سعی خواهد کرد به روسیه نزدیک شود تا ایران را منزوی کند و با هم در سطح ژئوپولتیک به توافق دست پیدا کنند. به نظر می رسد ترامپ این ظرفیت را ندارد. چرا که روسیه و ایران به گونه ای یک دوره جدید از همکاری های خود را دنبال می کنند که پیدا کردن ظرفیت های جدید در مبارزه با داعش است. این ظرفیت هم منطق جغرافیایی و هم استراتژیک دارد. منطق جغرافیایی این دو دیدگاه در جاهایی هستند که جغرافیای داعش حضور دارند. اگر این دو کشور نقطه اصلی مبارزه با تروریسم نباشند به گونه ای داعش می تواند گسترش پیدا کند. بنابراین این دو کشور راهکار خود را برای مبارزه با داعش به صورت مستقل تعریف کردند. از همین رو این که گفته می شود پوتین و ترامپ همکاری می کنند، صحیح نیست چرا که این ظرفیت را بروکراسی سیاست خارجی امریکا در حال حاضر ندارد و این یک محدودیت دیگر استراتژیک برای امریکا به حساب می آید برای این که بگوید من با داعش می جنگم.

3- محدودیت دیگر مخالفت جمهوری اسلامی است. دو کشور ایران و امریکا ائتلاف را به صورت مستقل برای هم تعریف می کنند. می دانیم که ظرفیت های همکاری ایران و امریکا در زمینه مسائل منطقه ای با محدودیت هایی روبه رو است که البته در حوزه مبارزه با تروریسم ممکن است فضاهایی ایجاد شود که این می تواند به سود ایران باشد چرا که امریکا در این زمینه هرچه تلاش کرده نتوانسته در خصوص مسائل منطقه ای با ایران وارد مذاکره شود. شاید یک زمانی این محدودیت ها درش باز شود تا دو طرف بتوانند مذاکره کنند اما هنوز این زمان فرا نرسیده است.

4- عدم توانایی امریکا در بسیج شبکه های مردمی موجب شده که نیروهای موثر محلی به شدت مبارزه با تروریست ها تاثیرگذار باشند. امریکا به دلیل این که نتوانسته یک تعادلی بین رویکردها و اتحادهای منطقه ای خود را دنبال کند نمی تواند اتصال با شبکه های بسیج مردمی ایجاد کندکه یک محدودیت دیگر برای امریکا محسوب می شود.

5- شاید محدودیت آخر برای امریکا مساله ترکیه و کردی است. این روزها شاهد آن هستیم که ایران، ترکیه و روسیه بر سر مناطق کاهش تنش به توافق رسیدند. ترک ها به این دلیل وارد همکاری با ایران و روسیه شدند که مساله سوریه به مانند سال های گذشته از زاویه تغییر رژیم سوریه نیست، بلکه از زاویه کردی و شمال سوریه است. ترک ها به دنبال آن هستند که موضوع مهم امنیت ملی خود را وارد مساله سوریه کنند. همان کاری که ایران و روسیه انجام دادند. ایران و روسیه با ورود به فاز امنیت ملی توانستند بسیج عمومی ایجاد کنند و این تداوم را در سیاست خارجی به پیش بردند. ترکیه هم بخشی از این جریان است. نکته ای که وجود دارد که محدودیت استراتژیک محسوب می شود، نیروی کردی به عنوان اصلی ترین متحد امریکا برای مبارزه با داعش است و برای آن نیز هزینه می کنند. آنها همزمان می دانند که این نیروی کردی یک محدودیت خاص خودش را دارد. ترکیه در معادلات خود با روسیه و ایران حتما این بحث را مطرح می کند که معادله کردی نباید به ضرر امنیت ملی ترکیه در شمال سوریه تبدیل شود. همین مساله باعث شده یک محدودیت استراتژیک دیگر برای امریکا ایجاد شود.

در مجموع شیوه مبارزه با داعش در زمان ترامپ تغییر نکرد و این هم به محدودیت استراتژیک امریکا در صحنه نبرد مبارزه با داعش باز می گردد. بنابراین ترامپ هم نمی تواند تغییر عمده در سیاست خود در قبال مبارزه با تروریسم ایجاد کند. به هر حال سیاست ترامپ در مبارزه با داعش اگر بتواند در درون منطقه زمینه های خود را تغییر دهد و همکاری خود با دیگر کشورها را تقویت کند برای جمهوری اسلامی می تواند یک نقطه مثبت باشد چرا که مبارزه با تروریسم در سیاست خارجی ایران یک اولویت است و این اگر به گونه ای برسد که ابتکار عمل را به دست آورد، مشروعیت خود را کسب کرده است. سیاست ایران هم می تواند دو جنبه ای باشد که نیروهای ایران درگیر مبارزه با تروریسم است و این نکته استراتژیک نظامی که خوب هم عمل می کند باید تبدیل به یک کالای سیاسی و دیپلماسی شود.

*متن سخنرانی در نشست«100 روز ریاست جمهوری ترامپ، سیاست خارجی امریکا نسبت به خاورمیانه و ایران» 

انتشار اولیه: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 / انتشار مجدد: شنبه 30 اردیبهشت 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>