يکشنبه 30 مهر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396      12:0
دولتی که نسبتا موفق بوده است

دلایل مشارکت در انتخابات و رای دادن به حسن روحانی

امیر هوشنگ میرکوشش، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد: دولت روحانی با وجود چالش های فراوان در داخل و خارج و با وجود کار شکنی مخالفان توانست در سیاست خارجی و حتی اقتصاد به طور نسبی موفق عمل کند و تداوم آن می تواند مسیر پر سنگلاخ حکمرانی خوب در ایران را هموار کرده و باعث تداوم این موفقیت ها شود.

امیر هوشنگ میرکوشش،دکترای روابط بین الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد

دیپلماسی ایرانی: انتخابات در ایران با همه موانع و محدودیت های آن شاید تنها راه ایجاد تغییر در روند امور کشور است حتی اگر این تغییرات اندک باشد.  بسیاری معتقدند رای دادن تاثیری در امور کشور ندارد و انتخابات در ایران را به خیمه شب بازی حاکمان و ابزاری برای تحکیم قدرت آنها می دانند. برخی دیگر شرکت نکردن در انتخابات را باعث بحران مشروعیت حاکمیت و در نتیجه مسیری برای سقوط آن می دانند. بنا بر دلایل زیر معتقدم  با وجود تمامی انتقادهایی که به دولت و حکومت در ایران وجود دارد انتخابات و شرکت در آن تنها راه عبور از دوران گذار در ایران و رسیدن به مقصد مطلوب است هر چند این مسیر طولانی، ناهموار و دشوار باشد:

  1. تجربه دوره های قبلی انتخابات اثبات کرده تحریم کردن باعث استحکام و حاکمیت دموکراسی در ایران نخواهد شد و مشارکت نکردن و آراء حداقلی به تحکیم پوپولیسم و استبداد خواهد انجامید.د ر پژوهشی که توسط موسسه بروکینگز در واشنگتن انجام شده و بررسی ١٧١ مورد تحریمِ انتخاباتی در کشورهای گوناگون نشان می دهد که سیاست تحریم انتخابات تقریبا در تمامی موارد بررسی شده شکست خورده است. مهمترین نتایج به دست آمده در این تحریم ها بر اساس گزارش موسسه بروکینگز شامل قدرتمند شدن حزب حاکم، به حاشیه رانده شدن احزاب تحریم کننده و رهبران آنها و نیز فراهم شدن شرایط برای تغییرات در قانون اساسی در غیاب احزاب مخالف بوده است. بنابراین تحریم انتخابات فارغ از دلایل تحریم کنندگان به گسترش دموکراسی و دستیابی تحریم کنندگان حتی به خواسته های حداقلی خود منتهی نخواهد شد.
  2.  کشور و مردم ایران توان انقلاب و جنگی دیگر را ندارند. در دوران معاصر انقلاب ها و جنگ ها  تاثیر ناچیزی در تامین اهداف و و منافع  ملی کشور ها دارند. جنگ همواره به ابزاری برای تحکیم قدرت حاکمان تبدیل می شود و از موانع اصلی توسعه پایدار کشورهای جهان سوم محسوب می شود. نگاهی به بحران ها و جنگ های منطقه تایید کننده این نظریه است.
  3.  دولت روحانی با وجود چالش های فراوان در داخل و خارج و با وجود کارشکنی مخالفان توانست در سیاست خارجی و حتی اقتصاد به طور نسبی موفق عمل کند و تداوم آن می تواند مسیر پر سنگلاخ حکمرانی خوب در ایران را هموار کرده و باعث تداوم این موفقیت ها شود.
  4. مناقشه هسته ای ایران به عنوان یک بحران در صحنه دیپلماسی و روابط بین الملل را می توان از موارد خاص و در نوع خود کم نظیر به حساب آورد. چرا که این مساله هم زمان ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مهم تر از همه، امنیتی را در برمی گیرد. بحرانی تماما بین المللی که در مواقعی حتی توانست قدرت های متخاصم غرب و شرق را هم با یکدیگر متحد کند و قطعنامه های متعددی علیه ایران به تصویب برسد. دولت روحانی و تیم هسته ای ایران توانستند با دیپلماسی و مذاکرات حرفه ای سایه جنگی خانمان سوز را از سر ایران و خاورمیانه دور کند. جنگی که چه بسا ممکن بود شعله های آن تا کیلومترها فراتر از منطقه را نیز دربر گیرد. از دیگر نتایج برجام لغو تحریم های هسته ای ایران و روابط اقتصادی ایران با جهان بود. ادامه دولت روحانی می تواند به نتایج ملموسی در برجام و دستاوردهای آن منتهی شود.
  5. با وجود تبلیغات و اتهام مخالفان مبنی بر موفقیت نیافتن دولت روحانی در اقتصاد و تلاش برای طبقاتی کردن جامعه به دو طبقه فقیر و ثروتمند،  به نظر می رسد دولت روحانی در اقتصاد نیز موفق بوده و تداوم آن به نتایج مطلوبی در این حوزه خواهد رسید. تک رقمی کردن نرخ تورم، ابجاد فضایی مناسب برای سرمایه گذاری داخلی و خارجی، حرکت در مسیر حذف کامل تحریم های بین المللی، حرکت برای حذف رانت در اقتصاد، بها دادن به بخش خصوصی و از همه مهم تر تقویت امید به آینده اقتصادی کشور از مواردی است که تداوم این دولت را طلب می کند.
  6. نگاهی به تبلیغات انتخاباتی و روش های غیر اخلاقی برخی از نامزدها و تخریب روحانی و دولت او نشان از موفقیت نسبی اش و مسیر پیموده شده دارد. پرسش آن است که چرا مخالفان به دنبال یک دوره ای شدن دولت روحانی هستند و از هر وسیله و هدف نامشروعی برای رسیدن به این هدف استفاده می کنند. ممکن است هر کسی بنا بر بینش و داده های خود پاسخی متفاوت به این پرسش بدهد و حتی برخی اصل پرسش را با ترفند و ابزاری دانستن انتخابات به سخره و چالش بکشند. اما با نگاهی به سرنوشت روسای جمهور قبلی می توان این تفکر را رد کرد و پاسخی مناسب برای پرسش فوق یافت. به نظر می رسد پاسخ اصلی پایان دادن به دوقطبی های کاذب میان حکومت و دولت، میان جمهوریت و تمامیت خواهی، میان اقتصاد دولتی و خصوصی، میان انزوا گرایی و بین الملل گرایی، میان صدور انقلاب از طریق گسترش سخت افزاری و تعامل فرهنگی ونرم افزاری و... است. دو قطبی هایی که در صورت ادامه می تواند تمامیت ارضی و هویت ملی کشور را با خطری اجتناب ناپذیر روبه رو سازد.

اوضاع منطقه و جهان و شکل گیری ائتلاف های منطقه ای و بین المللی علیه ایران، ادامه دولت روحانی که از تجربه و توانمندی های خوبی در عرصه مذاکره و دیپلماسی برخوردار است را ضروری می سازد. در پایان، 37 سال سابقه و تجربه تاریخی نشان از اجتناب ناپذیر بودن عبور از این دوران با اصلاحات تدریجی  و اعتدال گرایی دارد.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>