يکشنبه 7 خرداد 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:جمعه 5 خرداد 1396      11:24
پنجاه و چهارمین بخش از کتاب «اسرار جعبه سیاه»:

زندگی روزمره کارلوس در انفرادی

همیشه از مدیریت زندان نامه ای دریافت می کنم که در آن آمده است: «مناسب تر است که دوره ایزوله اختصاص یافته به شما برای حفاظت از امنیت و نظام داخل موسسه (زندان)، با توجه به مخاطراتی که متوجه شماست، و تاثیری که انتظار داریم شما بر دیگر زندانیان بگذارید، در صورتی که در زندان مشترک با آنها قرار بگیرید، ادامه یابد. همچنین به دلیل احتمال این که بخواهید فرار کنید، به ویژه که شما می توانید از کمک خارجی نیز بهره ببرید، بهتر است همچنان در ایزوله بمانید.»

دیپلماسی ایرانی: قرن بیستم به گفته بسیاری از مورخان، قرن تحول های شگرف بوده است. قرنی که در آن جنگ های بی نظیر تاریخ نظیر جنگ های جهانی اول و دوم رخ دادند و تاریخ بشریت به دست افراد و سیاستمدارانی که هر کدام طرحی برای رسیدن به مصالح و منافع خود داشتند، تغییرات شگرف یافت که مسیر طبیعی بسیاری از امت ها و کشورها را تغییر داد. در این میان تقسیم جهان به جهان غرب و جهان سوم تعابیری نامتجانس به وجود آورد که از درون این تناقضات افراد تحول خواهی ظهور کردند که در حقیقت می خواستند در برابر خواسته ها و طرح های منفعت طلبانه جهان غرب بایستند. افرادی که آرمان خواهانی بودند که گمان می کردند آرمانشان آن قدر قدرت دارد تا بتواند در برابر قدرت های بزرگ جهان بایستد و رویای مدینه فاضله آنها را تحقق بخشد. کتاب "اسرار جعبه سیاه" گفت وگو با چهار نفر از همین آرمان خواهانی است که تلاش کردند به خیال خود قدرت های بزرگ را وادار به تسلیم در برابر اراده آهنین خود کنند. افرادی که جهان غرب آنها را تروریست های بین المللی نه آرمان خواه می داند. در این جا بخش پنجاه وچهارم این کتاب را می خوانید:

از ابتدای دستگیری ات در سال 1994، در وضعیتی موسوم به «نظام ایزوله» زندگی می کنی، به گونه ای که در سلول انفرادی هستی، و از تماس با دیگر زندانی ها منع شده ای، همچنین دیدار با تو (به استثنای وکلا) ممنوع است. اوقاتت را چگونه می گذرانی؟ آیا می توانی جزئیات گذران روزمره ات در زندان را بیان کنی؟

وقت هایی که زندگی روزمره ام را در زندان سپری می کنم به این ترتیب است:

  • ساعت هفت و نیم صبح درها باز می شوند و وعده صبحانه داده می شود، که شامل قهوه با شوکولات، شیر (که آب قاطی اش می کنند!)، و 8 گرم کره است. بعد از صبحانه یک ساعت را به «هواخوری» می گذرانم، در یک حیات ویژه که مقررات خاص خودش را دارد، همیشه هم به شکل انفرادی در آن جا هستم. بعد از آن به زندان بر می گردم.
  • ساعت یازده و نیم نان بین ما توزیع می شود، بعد یک وعده غذایی می آورند. بعد از آن هم برای یک ساعت دوباره هواخوری دارم، در همان وضعیت که گفتم، و همیشه هم به شکل انفرادی است. بعد از آن، آن چه قبلا خواسته بودم از قبیل چیزهایی که خواسته بودم بخرند و مواد غذایی که پولش پرداخت شده است و پستی اگر فرستاده شده باشد و روزنامه ها توزیع می شوند.
  • ساعت پنج و نیم بعد از ظهر: قهوه عصرانه را می دهند، بعد درها بسته می شوند تا صبح روز بعد. بعد از مدت کوتاهی موفق شدیم که حق روشن و خاموش کردن آزادانه چراغ ها را به دست آوریم، در داخل هر زندان، برای همه زندانیان «قسمت ایزوله».

این برنامه ها هر روز بر اساس همان زمان بندی ها تکرار می شوند، غیر از روزهای یکشنبه و اعیاد، که «روزهای استراحت» برای همه است، که به دیدار با دیگر زندانیان اختصاص دارد. اما برای من دیدارها ممنوع است. هفته ای دو روز حق استحمام داریم، و اکثرا هم اجازه انجام بیشتر آن را نمی دهند. همچنین حق انجام دو بار در هفته سهمیه انجام تمرین های ورزشی را داریم، بعضی وقت ها برای هر کس که بخواهد اجازه ورزش بیشتر از این سهمیه را هم می دهند. تمرین ها در زندان ها انجام می شد اما بعدا به سالن ورزشی انتقال یافت. درباره من، این تمرین ها هم به شکل انفرادی انجام می شوند.

از سوی دیگر دکترها هر دو هفته یک بار ما را می بینند. از این طریق بعضی تالیف ها و کتاب هایی که می خواهیم داشته باشیم را به ما می دهند. اما داستان ها بیشتر از کتاب هایی که در ایستگاه های قطار فروخته می شوند، نیستند!

اما درباره لباس های کثیف، هر دو هفته یک بار بعضی وقت ها هم هر هفته، همگی جمع می شوند، و با پرداخت 16 فرانک برای هر شش کیلو شست و شو شسته می شوند، و به ما شسته شده برگردانده می شوند، اما اتو زده نمی شوند. برای دیدن تلویزیون باید پول بدهیم، برای اجاره یک هفته تلویزیون 65 فرانک می دهیم، دستگاه های تلویزیون از نوعی هستند که شاید در بازار بیشتر از 500 فرانک قیمت نداشته باشند!

قرص های آرام بخش هم توزیع می کنند، که بعضی وقت ها برای بعضی زندانی ها چند بار در روز این کار انجام می شود.

بر اساس قوانین فرانسه هر زندانی نباید بیش از سه ماه در نظام ایزوله به سر ببرد. هر وقت که این مدت تمام می شود، چه کسی تصمیم می گیرد تا تو در نظام ایزوله بیشتر بمانی؟ چه دلایلی وجود دارد که اجازه می دهد بیشتر در ایزوله بمانی؟

من به طور مداوم از 15 اوت 1994 وارد نظام ایزوله شدم. دلایلی که اجازه می دهد من همیشه بعد از پایان سه ماه در ایزوله بمانم، همیشه مشابه هم هستند. همیشه از مدیریت زندان نامه ای دریافت می کنم که در آن آمده است: «مناسب تر است که دوره ایزوله اختصاص یافته به شما برای حفاظت از امنیت و نظام داخل موسسه (زندان)، با توجه به مخاطراتی که متوجه شماست، و تاثیری که انتظار داریم شما بر دیگر زندانیان بگذارید، در صورتی که در زندان مشترک با آنها قرار بگیرید، ادامه یابد. همچنین به دلیل احتمال این که بخواهید فرار کنید، به ویژه که شما می توانید از کمک خارجی نیز بهره ببرید بهتر است که در ایزوله بمانید.»

چه کسی تصمیم می گیرد این تمدید انجام شود؟

رسما مدیر زندان با تفویض ویژه از وزارت دادگستری آن را امضا می کند.

حقیقتش این است که این دستورات صوری هستند که تصمیم نهایی برای ماندن در ایزوله تا ابد را پوشش می دهند. برای این که تصمیم به انجام چنین کاری با دستورات کلی قضایی منافات دارد.

هدف از این که در طول این مدت در ایزوله بمانی چیست؟

هدف نابودی من است!

ادامه دارد...



کلمات کلیدی : اسرار جعبه سیاه
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>