چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 22 خرداد 1396      17:22

تثبیت هویت جدید قطر با همراهی دوست قدیمی و دشمنان جدید

مهمتریــن آســیب ها و تهدیداتی که قطــر را به عنوان دولتی کوچــک تهدید می کند، وسعت جغرافیایی و جمعیت اندک، مشکل تداوم و هویت تاریخی، فقدان توان نظامی لازم، وابســتگی در عرصة سیاســت خارجی و امنیتی، موقعیت ژئوپلتیک خاص و همســایگی با دولت های بزرگ و موارد مشابه قابل اشاره است.

دانیال رضاپور: دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه گیلان

رئالیست های «نوکلاسیک» بر این موضوع تأکید دارند که گذشــته از متغیرهای سیســتمی، متغیرهای داخلی نیز بر سیاســت خارجی دولت ها تأثیر جدی دارند. از جمله «جفری تالیافرو» و سایر نظریه پردازان رئالیسم نوکلاســیک، معتقدند که متغیرهای داخلی دولت ها مانند «ســطح قدرت» یا «اســتخراج» و «بســیج منابع» از جامعــه، رابطه دولت و جامعه و حتی مؤلفة انــگارهای مانند «ایدئولوژی» و «هویت» به عنوان متغیرهای میانجی بین الزامات سیســتمی و سیاســت خارجی دولت ها عمل می کنند. و در تبیین جایگاه دولت های مختلف در نظام منطقه ای و بین المللی و سطح قدرت آنها که بر تعریف دولت ها از اهداف و نقش آفرینی خارجی خود تأثیرگذار است، در چارچوب های نظــری مختلف بر متغیرهای متفاوتی تأکید می شــود. به عنوان نمونه اغلب رئالیســت ها بر مؤلفه هــای مادی قــدرت تأکید دارند و نقش آفرینی و تعریف منافع دولت ها را بر حســب قدرت تعریف می کنند، اما «ســازه انگاران» معتقدند که هویت کشــورها تعیین کننده نقش و ســپس منافع آن ها و در نهایت رفتار واحدهای سیاسی در عرصه سیاست خارجی استیکی از مباحث مهم در سطح هستی شناسی برای سازه انگاران، مسـئله هویـت کـنشگـران است. هویت عبارت است از فهم ها و انتظارات درمورد خود که خاص نقش است. هویت ها را نمی توان جدای از بستر اجتماعی شان تعریف کرد، چرا که آنها ذاتـاً امـوری رابطـه ای هسـتند. اینکه هویتی خود را دوست، دشمن یا رقیـب دیگـری بدانـد، تفاوت بسیاری در نحوه تعامل آنها ایجاد خواهد کرد. سازه انگاران در تعریف «هویـت»، آن را تعریـف خـود یـا «کیسـتی» خـود در مقابـل دیگـری دانسته اند. از نظر آنها، هویت به دولت ها اجازه می دهد جهان خود را معنادار کنند و دیگر دولت هـا را دوست یا دشمن خود بدانند. دولت ها با این تصورات، درصدد تغییـر یـا حفـظ وضـع موجـود برمی آیند، با کشوری متحد می شوند و یا علیه دیگران اقدام می کنند.

از این رو،  مهمتریــن آســیب ها و تهدیداتی که قطــر را به عنوان دولتی کوچــک تهدید می کند، وسعت جغرافیایی و جمعیت اندک، مشکل تداوم و هویت تاریخی، فقدان توان نظامی لازم، وابســتگی در عرصة سیاســت خارجی و امنیتی، موقعیت ژئوپلتیک خاص و همســایگی با دولت های بزرگ و موارد مشابه قابل اشاره است. با این حال رهبران این کشور به خصوص از زمان به قدرت رسیدن «شیخ حمد» -حاکم کنونی این کشور- تلاش ها و اقدام های مهمی را برای مقابله با این آســیب ها و چالش ها آغاز کرده اند که تا حد بسیار زیادی موفقیت آمیز بوده است و باعث تضمین بقا و ثبات قابل توجه برای این کشور شده است. هرچند روابط استراتژیک قطر با غرب، منابع و امکانات اقتصادی آن و همچنین قدرت نرم این کشور ظرفیت های مناسبی را برای نقش آفرینی در اختیار این کشــور قرار می دهد، اما وابستگی نسبی و فقدان استقلال در سیاست خارجی، فقدان اصول پایدار و تناقض در جهت گیری های سیاســی و ضعف در مؤلفه های قدرت ســخت، مانع از آن می شــود که این کشــور بتواند نقش آفرینی های کوتاه مدت خود را به جایگاه و نفوذ متداوم منطقه ای در بلندمدت تبدیل نماید. همچنین قطر به لحاظ معیارهای گفته شده در قبال قدرت های منطقه ای و قدرت های فرامنطقه ای در قالب دولت های کوچک قرار می گیرد، اما رهبران این کشور به سیاست ها و رفتارهایی به خصوص در عرصه سیاست خارجی متوسل شــده اند که هدف آن ایفای نقشی فراتر از یک دولت کوچک و برجسته تر کردن این کشور در جامعه بین المللی اســت. در این راســتا از جمله سیاست ها و رفتارهای محوری قطر در سیاست خارجی خود را می توان، همکاری و ائتلاف سازی با قدرت های بزرگ به خصوص امریکا، تلاش برای میانجی گیری در بحران ها و منازعه های منطقه ای، سیاست توازن و تعادل و ارتباط گیری با تمام قدرت های منطقه ای و برندســازی و تصویرســازی از خود در عرصة بین المللی، مورد اشــاره قرار داد. در راســتای سیاست های فوق که در واقع در جهت غلبه بر آســیب پذیری های ســاختاری و همچنین ایفای نقشی فراتر از یک دولت کوچک محسوب می شــود، مقامات قطری در خیزش های مردمی و تحولات جدید عربی نیز ســعی کردند تا نقشی مهم و برجسته از خود به نمایش بگذارند.

در حالی که «قطر» در خصوص خیزش های مردمی و انقلاب های کشورهای شمال آفریقا نقشی تسریع کننده و در جهت حمایت از انقلاب ها داشت، در خاورمیانه برخی ملاحظات اساســی «قطر» مانع از اتخاذ رویکردی یکپارچه شــده است و در حوزه هایی مانند «یمن» و به خصوص «بحرین» به کنترل بحران، و در «سوریه» به تشدید بحران کمک کرده است. در «تونس، مصر و لیبی» این کشور به عنوان بازیگری حامی دگرگونی عمل کرد و به خصوص در مورد بحران لیبی، «قطر» نقش برتر و ویژه را در میان کشورهای عربی داشت. در «یمن» و «بحرین» هرچند نقش آفرینی های قطر در قالب رویکرد جمعی و مشترک کشورهای عضو شــورای همکاری خلیج فارس صورت می گیرد، اما این کشور تلاش دارد تا نقش به نسبت متمایزی ایفا کند و به خصوص از چارچوب سیاســت های تحمیلی عربســتان ســعودی بر شورای همکاری خارج شود. در مورد «سوریه» نیز قطر سعی کرده است رویکرد رادیکال و متمایزی که هدف آن تغییرات اساسی در این کشور است را از خود نشان دهد. در کنار مؤلفه های کلی حمایت قطر از اعتراضات مصر، رقابت های آن باعربستان سعودی که به شدت با تغییر رژیم «مبارک» مخالف بود نیز، تأثیرگذار بود. بعد از کنار رفتن «مبارک» از قدرت و آغاز دوره جدیدی در حیات سیاسی مصر، قطر سعی کرده است تا با بهره گیری از ابزارهای مالی و همچنین ایجاد ابزارها و تقویت روابط سیاســی با گروه های سیاسی مصر مانند اخوانی ها و سلفی ها از یک سو و تقویت روابط با شورای نظامی حاکم از سوی دیگر، نفوذ خود را در مصر توسعه دهد. در خصوص بحران بحرین، «قطر» در قالب سیاست های شورای همکاری مبنی بر حمایت از خاندان حاکم آل خلیفه به پیش رفت. با این حال از اعزام نیروهای نظامی به درون بحرین همانند عربستان ســعودی و امارات عربی متحــده خودداری کرد. همچنین با پخش فیلمی از شــبکه الجزیره انگلیسی که در آن خشونت، شکنجه شدید نیروهای پلیس و سازمان امنیت بحرین علیه تظاهرکنندگان و معترضان بحرینی به نمایش درآمده بود، روابط منامه – دوحه تا مرز قطعی کامل پیش رفت. پس از پخش این فیلم مســتند رســانه های حکومت بحرین نیز حملات شــدیدی را متوجه حکومت قطر و رهبران آن کردند تا اختلاف های دو کشور رنگ و بوی تبلیغاتی و رســانه ای نیز به خود بگیرد. این سیاست های قطر برخلاف اهداف اصلی عربستان که باید آن را به عنوان استراتژی آل سعود در دهه اخیر دانست: بحث برجسته کردن و افزایش هژمونی ریاض در سه جغرافیای آسیای میانه، شمال آفریقا و خاورمیانه است. به صورت مشخص باید بگوییم که عربستان خواستار افزایش نقش خود در جهان عرب بوده و در صدد است تا با اجرای تمامی برنامه های مخرب خود این پیام را در سطح منطقه و فرامنطقه به گوش جهانیان برساند که ریاض هدایت کننده و پدر معنوی دنیای عرب است.

این مسائل باعث شــده اســت تا نقش آفرینی های قطر از ســطح یک کشــور کوچک فراتر برود و با افزایش بلندپروازی هــای آن حتی در اندازه قدرت های منطقه ای مانند ترکیه و عربســتان ســعودی مطرح شود. در واقع می توان عنوان کرد که آغاز نقش آفرینی جدی قطر در سطح منطقه ای، ناشی از نوعی تحول در روابط قطر و امریکا و دادن پایگاه های نظامی مهمی مانند «السیلیه» به نیروهای نظامی امریکا بوده است. موضوعی که با کمرنگ شدن نقش پایگاه نظامی امریکا در «الظهران» و «الخبر» عربستان همراه بود و حتی می توان آن را در قالب استراتژی منطقه ای امریکا مبنی بر جایگزین ســاختن قطر به جای عربســتان در سیاســت خاورمیانه ای امریکا ارزیابــی نمود. با این حال ایــن نوع از روابط بین قطر و امریکا محدودیت های خاص خود را نیز برای دولت قطر در پی دارد. با وجود این، سیاست خارجی قطر در قـاموس و شـعار مـدیریت بحـران هـای بـین المللـی و منطقه ای شکل گرفته بود. ابزارهـای مهـم سیاسـت خـارجی ایـن امیرنشـین عبارتنـد از کـنش دیپلماتیکی، اعزام نمایندگان برای گفتگو، تبلیغـات سیاسـی رسـانه ای، ابـزار اقتصـادی، کمـک بـه جنبش های تجزیه طلب، حمایت از اقلیت هـا و حمایـت از جنـگ مسـلحانه. در همـین رابطـه، بـا انتخاب شدن به میزبانی بازی های پایانی فوتبال جام جهانی سال 2022، بلندپروازی های برون مرزی قطر در سال 2011، عرصه تحـولات سیاسـی منطقـه را بـیش از پـیش هـدف قـرار داد. موفقیـت دیپلماسی قطر در تلاش برای برون رفت لبنان از بحران داخلی و تشکیل دولـت وحـدت ملـی بـه ریاست میشل سلیمان و به علاوه، گفتگوی سودانی پیرامون بحران دارفور در مارس 2009، شکل و سیمای سیاست خارجی قطر را شکل داد.

درحال حاضر نیز قطر که در تلاش های خود برای حضور در سوریه با چالش های جدی مواجه شده است برای تحقق آرزوی دیرینه خود به عنوان تنها کشور باثبات در جهان عرب قصد دارد عربستان را با چالش های داخلی و خارجی مواجه کند. البته عربستان نیز از رقیب خود جا نمانده و در این زمینه تلاش دارد که قطر را بی ثبات نشان دهد و نزاع خانوادگی در خاندان این کشور را هر از گاهی در رسانه های خود مطرح می کند که نمونه اش خبر طرح کودتا در این کشور بود که چندی پیش از سوی شبکه خبری العربیه وابسته به ریاض منتشر شده بود. سعودی ها از گذشته به دلایل مختلف از جمله سیاست های قطر در قبال منطقه، سیاست های شبکه الجزیره و رقابت های خانوادگی بین خود، از بی ثباتی در قطر استقبال می کنند و ریاض این شرایط را زمان مناسبی دانست که با تولید خبر، فضای داخلی قطر را به چالش بکشد. در این شرایط که مناسبات ریاض-دوحه از اختلافات فوق رنج می برد یک روز پس از برگزاری اجلاس آمریکایی- عربی ریاض با حضور ترامپ، اظهارات شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر درخصوص روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران و مقاومت در منطقه بر التهابات روابط دو کشور افزود. بامداد چهارشنبه گذشته بود که رسانه های عربی از قول خبرگزاری "قنا"(خبرگزاری رسمی قطر) اظهارات امیر قطر را منتشر کردند که در پایگاه هوایی العدید عنوان کرده بود: "قطر همزمان موفق شده روابط خوبی با آمریکا و ایران برقرار کند و از آنجا که ایران کشور ثقل منطقه ای و اسلامی است و نمی شود نادیده اش گرفت، از عقلانیت به دور است که تنش را با آن تشدید کنند چرا که قدرتی بزرگ است و ضامن ثبات در منطقه؛ چیزی که قطر به دنبال آن است. وی در خصوص اختلافات قطر با همسایگان خود نیز گفته بود: پایگاه هوایی «العدید» قطر که هم مورد استفاده نیروهای هوایی قطر است و هم آمریکا، از دوحه در قبال طمع ورزی های برخی کشورهای همسایه خود حفاظت می کند. امیر قطر در ادامه گفت که این حق قطر است که به صورت همزمان روابط خوبی هم با رژیم صهیونیستی و هم با حماس به عنوان نماینده قانونی و مشروع فلسطینیان داشته باشد. روابط دوحه و تل آویو خوب است و دو طرف مستمراً با هم در ارتباطند. بن تمیم حزب الله را نیز یک جنبش مقاومت معرفی کرده بود".

 باید به این نکته هم توجه داشت که طرح چنین سخنانی از سوی مقامات قطری علیه عربستان مسبوق به سابقه است به عنوان مثال در ژانویه 2011 افشای مکالمه تلفنی حمد بن جاسم وزیر خارجه وقت قطر و معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی پرده از طرح تقسیم عربستان برداشت که جنجال زیادی در آن زمان به پا کرد .پس از تحولات سال 2011، حمایت قطر از اخوان المسلمین از یک سو و تلاش عربستان در قرار دادن این گروه در فهرست سازمان های تروریستی به اختلافات جدی میان دوطرف در جریان نشست شورای همکاری خلیج فارس در مارس 2014 منجر شد. این اختلافات در نهایت به خروج سفرای عربستان، امارات و بحرین از قطر انجامید که بعدها این اختلافات به طور موقتی حل شد و سفرای این کشور به قطر بازگشتند و دوحه نیز متعهد شد که سیاست و رویکردهای واگرایانه ای نسبت به دیگر اعضای این شورا نداشته باشد و در ظاهر نیز اقداماتی را در این راستا در پیش گرفت ولی این امر حتی باعث آن نشد که روابط این کشور با مصر که از اخوان المسلمین حمایت می کرد، به گرمی دوران گذشته بازگردد.

در پایان، ایـن سـیمای کلـی از سیاسـت اخوانی گرایی قطر، نیازمند تغییر الگوی رفتـاری مشـخص ایـن امیرنشـین بـود. تغییـر الگـوی سیاست خارجی میانجیگری به الگوی مداخله مسـتقیم منطقـه ای بـا محوریـت تـلاش بـرای تشکیل هلال اخوانی، جهت و سمت گیری جدید قطر را نشان می دهد. این تعاملات به نوعی برجسته ساختن هویت جدید قطری را تداعی می کند. هـویتی کـه در راستای شکل دهی به منافع و عملکرد دوحه، در آینده بی تأثیر نیست. به بیان دیگر، هویـت هـر دولت با ارجاعات ارزشی به گذشته و آینده شکل می گیرد، چرا که دولت ها با روایت تاریخ به شکلی خاص{حتی به رغم چالش ها و محدودیت های کوتاه مدت}، آن را پشتوانه عملکرد آینده خود قرار می دهند.

برای ارجاعات دانشگاهی

اسدی، علی اکبر(1390)، نقش قطر در خیزش های مردمی جهان عرب: ظرفیت ها و محدودیت ها. فصلنامه ره نامه سیاست گذاری، سال دوم، شماره چهارم، زمستان.

ابراهیمی، نبی الله(1390)، اخوانی گرایی و سیاست خارجی قطر در قبال انقلاب های عربی 2011. فصلنامه مطالعات راهبردی، سال پانزدهم، شماره اول، بهار.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>