دوشنبه 2 بهمن 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 3 تير 1396      8:0
حقیقت ائتلاف سعودی ـ آمریکایی در مواجهه با قطر

دورغ‌هایی که می تواند جنگ با ایران را رقم بزند

گروه‌های مورد هدف حماس، حزب‌الله و اخوان المسلمین هستند. حزب الله و حماس به ایران نزدیک هستند و این دلیل واقعی مورد اشاره قرار گرفتن آنهاست درحالی که این روزها بسیاری این دو گروه را نوعی جنبش مقاومت یا حتی حزبی سیاسی می‌شناسند تا گروه‌هایی که بخواهند عملیات تروریستی انجام دهند.

نویسنده: فیل جیرالدی

دیپلماسی ایرانی: ایالات متحده به استفاده از دروغ برای رفتن به جنگ از سال 1846عادت کرده است. یعنی از زمانی که آمریکایی ها با باور به مانیفست سرنوشت به دنبال گسترش قلمرو اقیانوس آرام، سرزمین کالیفرنیا را به زور اسلحه تبدیل به ایالتی در جنوب غربی کردند.

در سال 1898، ایالات متحده قطعه ای از امپراتوری در حال مرگ اسپانیا را برداشت. سپس جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ کره پیش آمد که همگی قابل اجتنباب بودند اما با دروغ هایی سروکله واشنگتن در آنها پیدا شد. در دهه های اخیر ما ویتنام، گرانادا و پاناما را با بهانه هایی مضحک برای جنگ داشتیم. عراق و اسلحه های کشتار جمعی که آنجا وجود نداشت، افغانستان را با دروغ هایی درباره بن لادن، لیبی با دروغ هایی در مورد قذافی و اخیرا سوریه و ایران را در نظر  داریم. اتهام آنها تهدید ایالات متحده و شایعات استفاده اسد از بمب های بشکه ای و سلاح های شیمیایی است.

بنابراین دروغ در روش جنگی آمریکایی نهفته است و آخرین پیچ وتاب های آن در خاورمیانه حتی به نسبت معیارهای مسلما پایین واشنگتن هم عجیب وغریب به نظر می رسد. در تاریخ 5 ژوئن عربستان سعودی رهبری دسته ای از کشورهای عرب و مسلمان از جمله امارات متحده عربی، مصر و بحرین را در قطع روابط دیپلماتیک، تجاری و حمل و نقل با قطر برعهده گرفت. مساله ای که به محاصره این کشور منجر شده است. قطر در خال حاضر از همسایگان خود ایزوله شده، هدف تحریم ها قرار گرفته و حتی این کشور کوچک توسط سعودی با جنگ تهدید شده است.

این دومین باری است که عربستان چنین بازی ای را با قطر آغاز کرده است. دو سال پیش، قطع روابط دیپلماتیک ایجاد و در نهایت مشکلات حل و فصل شد. این بار اما حمایت از تروریسم، عامل اساسی در آغاز تهدید قطر از جانب ریاض است. گروه های مورد هدف حماس، حزب الله و اخوان المسلمین هستند. حزب الله و حماس به ایران نزدیک هستند و این دلیل واقعی مورد اشاره قرار گرفتن آنهاست درحالی که این روزها بسیاری این دو گروه را نوعی جنبش مقاومت یا حتی حزبی سیاسی می شناسند تا گروه هایی که بخواهند عملیات تروریستی انجام دهند.    

روابط با ایران برای قطر به نوعی حیاتی است و آنها به علت تلاش برای رفتار درست و احترام آمیز با تهران مورد هدف قرار گرفته اند. تلاش قطر برای داشتن روابط خوب با ایران تا اندازه ای در اکتشافات و بهره برداری از میدان عظیم نفتی و گازی مشترک میان دو کشور، ریشه دارد. یکی از خواسته های عربستان از قطر، تبدیل شدن این کشور به «دولتی عادی» در خلیج فارس و کامل شدن شبکه این کشورهاست. ادعای تروریسیم از جانب سعودی به شکلی واضح ریاکارانه است. قطر و عربستان مشخص است که مدت هاست حامی تروریسم سلفی هستند آنها بودجه و سلاح گروه هایی مانند داعش، سری های مختلف القاعده از جمله النصره را تامین می کردند. عربستان سعودی همچنین باید فکری به حال دست خونین خود در نسل کشی هایش در کشور همسایه یعنی یمن بکند. علاوه بر این، کاخ سلطنتی عربستان مروج اصلی وهابیت و نسخه های بنیادگرایانه اسلامی است که مشروعیت های مذهبی لازم برای ایجاد انگیزه در جوانان برای پیوستن به گروه های افراطی را صادر می کند.  

در این میان، ترامپ در خاورمیانه با تبلیغات ضدایرانی از جانب اسرائیل و عربستان بمباران می شود. تشدید خصومت ها با هدف شروع یگ جنگ واقعی که در آن پای ایالات متحده به ایران باز شود غیرقابل تصور نیست. به ویژه که اسرائیل در حال حاضر حامی و تاییدکننده حرکات و تحریک های عربستان است و گزینه دروغ گفتن درباره تهدیدهای ناشی از تهران سال هاست که فعال است. جنگ علیه ایران، در میان کنگره آمریکا و رسانه های جریان اصلی نیز بسیار محبوب است بنابراین غالب کردن این ایده در میان توده مردم آمریکا نیز ساده خواهد بود.

در محافل ایرانی بسیاری عربستان سعودی را به خاطر حمله تروریستی 6ژوئن در تهران که به کشته شدن 17 نفر منجر شد، سرزنش می کنند. این فرضی غیرمنطقی نیست. داعش مسئولیت این حمله را برعهده گرفته اما این مساله باید مورد توجه قرار گیرد که هم عربستان و هم اسرائیل ارتباط بسیار خوبی با گروه های تروریستی دارند.

فرضی درست در میان انبوه فرض ها می تواند این باشد که عربستان سعودی با حمایت از این حمله تروریستی، افزایش تنش در منطقه را تضمین کرده است؛ تنشی که می تواند آتش جنگ را شعله ور کند. پای ایالات متحده نیز به ناچار به این  جنگ کشیده می شود  همان طور که ترامپ در توییت هایش ناخودآگاه به قرار گرفتن در این مسیر اقرار می کند. خسارت قابل توجه دیگری نیز، حتی اگر جنگ قابل اجتناب باشد، در این دست مداخلات ترامپ وجود دارد. قطر میزبان بزرگ ترین پایگاه هوایی ایالات متحده در خاورمیانه است که واشنگتن از این پایگاه به صورت ترکیبی برای عملیات هوایی و فضایی استفاده می کند.

حالا ایالات متحده خود را در میان مبارزهای میان دو دوست می بیند که نباید در آن دخالتی انجام دهد. هرگونه دخالت عوارض و نتایج بدی به دنبال خواهد داشت. حمایت از عربستان سعودی در این نزاع برای منافع آمریکا قابل قبول نیست به ویژه اگر هدف نهایی حمله به ایران و نه تنها تهدید صرف باشد. بنابراین موضع گیری درست در این نکنه نهفته است که بدانیم حمایت از موضع تحریک آمیز عربستان سعودی واقعا چه معنایی دارد. گفته می شود که هدف اصلی تروریسم است اما ثابت شده که این مساله در واقع بهانه ای برای دولت ها است.

طنزآمیز این است که وقتی بحث از تروریسم می شود ایالات متحده خود عاری از خطا نیست. در سال 2011، مخالفان در سوریه از زرادخانه های لیبی و با انتقال سلاح ها از مرز ترکیه مسلح شدند. بسیاری از این سلاح ها به دست داعش و النصره افتاد. مشاوران آمریکایی بسیاری از شورشیان را آموزش داده و تسلیحات مورد نیاز آنها با تصمیماتی که کاخ سفید توسط اوباما و وزارت امورخارجه می گرفت، فراهم می شدند.

بنابراین این دروغ ها را دنبال کنید تا جنگ آینده از راه برسد. اگر تجمع سعودی، اسرائیل و دونالد ترامپ چنین راه خطرناکی را بروند به نظر می رسد که همگی باید به دنبال سرپناهی باشیم. آیا جنگ با ایران به فاجعه ای بزرگ تر از سوریه تبدیل خواهد شد؟ همه چیز ممکن است.    

منبع: راشا اینسایدر/ مترجم: روزبه آرش



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>