يکشنبه 26 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 11 تير 1396      17:52
از قطر می‌‌خواهند دیگر قطر نباشد

از اولتیماتوم به صربستان تا تعیین شرط برای قطر

علی امیدی، دانشیار روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: در منطقه انبار باروت فراهم شده، فقط دیوانه‌ای می‌خواهد فندک را روشن کند!

نویسنده: علی امیدی، دانشیار روابط بین الملل دانشگاه اصفهان

دیپلماسی ایرانی: پس از قطع ناگهانی روابط عربستان (و متحدین آن) با قطر در اوایل جولای ۲۰۱۷، یکی از موضوعات مورد بحث محافل سیاسی این بود که دلایل اصلی این اقدام ناگهانی چه بود و عربستان و متحدینش برای بازگشت اوضاع به حالت عادی، چه مطالبه واقعی از قطر دارند. نهایتا بعد از دو هفته رایزنی کویت بین طرفین دعوا، خبرگزاری های معتبر جهان به نقل از نماینده کویت شرایط عربستان و دار و دسته اش برای از سرگیری روابط و پایان دادن به تحریم اقتصادی قطر را به اطلاع مقامات این امیرنشین رسانده است. نه عربستان، نه کویت و نه قطر این خبر را تکذیب نکردند و این به معنای درستی خبر است و شبکه الجزیره هم به عنوان خبر اول بازتاب می دهد.

شرایط تحقیر آمیز مطرح شده توسط این کشور ها شامل ۱۳ مورد است که مهم ترین آن ها قطع روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ایران، تعطیل کردن شبکه تلویزیونی الجزیره و بستن پایگاه نظامی ترکیه در قطر است. این کشور ها همچنین خواستار آن شده اند که دولت قطر «روابط خود با سازمان های تروریستی» را کاملا قطع کند. از نظر آن ها، گروه های اخوان المسلمین، حزب الله لبنان و داعش و امثالهم یکی بوده و به عنوان سازمان های تروریستی تلقی می شوند. از دولت قطر خواسته شده تا تمامی آنچه «تروریست » نامیده شده است را هم تحویل مقامات کشورهای عربی بدهد و از اعطای تابعیت به مخالفین سیاسی کشورهایی چون عربستان و بحرین اجتناب کرده و این افراد را تحویل کشورهای متبوع دهد. یکی از شروط خفت بار اینکه، دولت قطر فقط ۱۰ روز وقت دارد شروط کشورهای عربی برای برقراری مجدد روابط را اجرا کند و در غیر این صورت، عواقب وخیم تری در انتظار دوحه خواهد بود. بد تر اینکه، اگر دوحه تبعیت از شروط را بپذیرد، نظارت بر حسن اجرای این سند طی سال اول بصورت هر ماه یک بار و سپس بصورت فصلی بوده و طی ۱۰ سال آینده، قطر باید تحت پایش باشد. مکس آبرامز، تحلیلگر برجسته آمریکایی، در واکنش به شروط کشورهای عربی، در صفحه توئیتر خود نوشت: «اساسا این لیست از قطر می خواهد، دیگر قطر نباشد.»

جنگ جهانی اول نیز در پی ترور «آرشیدوک فرانتس فردیناند» ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ توسط جوان ناسیونالیست ۱۸ ساله صرب به نام «گاوریلو پرنسیپ» از فرقه زیرزمینی «دست سیاه»، در سارایوو بوسنی به وقوع پیوست. در نتیجه این اقدام تروریستی، اتریش-مجارستان به صربستان التیماتوم ده بندی داد و همزمان خود را برای اقدام نظامی آماده کرد. امپراتوری روسیه که متحد صربستان بود دست به بسیج نیروهای خود زد که این خود موجب نگرانی متحد اتریش-مجارستان، یعنی امپراتوری آلمان شد. آلمان برای جلوگیری از یک جنگ دو جبهه ای (همزمان با فرانسه و روسیه) به متحد روسیه، یعنی فرانسه حمله کرد. تجاوز آلمان به خاک بلژیک برای حمله به فرانسه (طرح اشلیفن) باعث شد که متحد این کشور، یعنی امپراتوری بریتانیا نیز به آلمان اعلان جنگ دهد. نهایتا در سال ۱۹۱۷ هم آمریکا به نفع انگلیس و فرانسه وارد جنگ شد. آغاز جنگ با امتناع صربستان با اجرای اولتیماتوم ده بندی امپراتوری اتریش-مجارستان شروع شد هر چند کینه ها (انبار باروت) از پیش جمع شده بود.

اما مهم ترین مفاد اولتیماتوم ده بندی اتریش-مجارستان عبارت بودند از تعطیلی و سرکوب رسانه های نفرت آفرین علیه امپراتوری، تعطیلی سازمان های ناسیونالیستی صرب، حذف فوری محتوای ضد امپراتوری اتریش-مجارستان از کتب درسی، پاکسازی ارتش صربستان از افسران و عناصر ضد اتریشی، نظارت نمایندگان امپراتوری در اجرای مفاد اولتیماتوم، دخالت عوامل امپراتوری در تحقیقات مربوط به پرونده ترور و نهایتا اطلاع رسانی فوری مقامات امپراتوری از فرایند و اجرای این اولتیماتوم.

مقایسه شروط سیزده گانه عربستان و شروط ده گانه اولتیماتوم امپراتوری اتریش-مجارستان علیه صربستان چهار وجه تشابه این دو سند را نشان می دهد:

۱-هم قطر و هم صربستان می باید به رسانه های منتقد عربستان و امپراتوری اتریش – مجارستان اجازه فعالیت ندهند. در سند سیزده بندی، صراحتا از الجزیره نام برده شده است.

۲- هم قطر و هم صربستان باید با مخالفین ریاض (ایران، حزب الله و اخوان المسلمین) و مخالفین امپراتوری اتریش-مجارستان قطع رابطه کنند و عناصر در دسترس را دستگیر، زندانی و مسترد نمایند.

۳- هم قطر و هم صربستان باید اقدامات درخواستی را با نظارت کشور[های] ذینفع انجام دهند.

۴- هم قطر و هم صربستان باید در بازه زمانی محدود و فورا درخواست های صورت گرفته را محقق نمایند.

معادلات بین المللی موجود هم بی شباهت با وضعیت قبل از جنگ جهانی اول نیست. هر دو طرف بحران، متحدینی دارند که برای آن ها نتایج بحران بسیار حائز اهمیت است و مایل به درگیری و جنگ. در سطح بین المللی هم آمریکا، اسراییل و مصر جانب عربستان و از سوی دیگر، ترکیه و روسیه جانب قطر را گرفته اند. ایران هم دست به عصا حرکت می کند و در صورت فراهم شدن شرایط قطعی، به حمایت آشکار از قطر مبادرت خواهد کرد. تحلیل شرایط موجود نشان می دهد عملا درهای دیپلماسی بر روی بحران پیش آمده بسته شده است. وقتی پنجره دیپلماسی بسته شود دو گزینه می ماند: یکی ادامه وضع موجود و حالت جنگ سرد و دوم پدیدار شدن جنگ گرم. وضعیت جنگ سرد نمی تواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند؛ زیرا طبق قوانین فیزیک مانند قانون هوک (Robert Hooke) در بحث حد کشسانی و قوانین ترمودینامیک در بحث تغییر فاز، یک جسم در حد خاصی از انرژی ظرفیت مقاومت دارد و پس از آن تغییر شکل داده و وارد فاز جدیدی می شود. شرایط قطر و عربستان مثل شوروی و آمریکا نیست که بگوییم بحران قطر هم فرجامی چون جنگ سرد تاریخی خواهد داشت.

در واقع عملا بحران قطر تبدیل به بازی «جوانک ترسو» شده است و نتیجه بازی با ماهیت حاصل جمع جبری صفر. دو طرف بازی فرصت و امکان بازگشت به وضع سابق و مصالحه ندارند. به قدرت رسیدن رسمی شاهزاده محمد بن سلمان به سمت ولیعهدی عربستان، شرایط را برای یک رویارویی شدید فراهم کرده است. عربستان در شروط سیزده بندی، آمریکا را معیار حق و باطل دانسته و تلویحا خواسته خود را برابر با مطالبه آمریکا از قطر قلمداد کرده است. هر چند تصلب اتحاد ها به اندازه ترتیبات قبل از جنگ جهانی اول نیست ولی تمام قرائن نشان می دهد که ریاض خود را برای یک اقدام شدید یا حمله برق آسا علیه قطر آماده می کند. حالا نتیجه هر چه می خواهد باشد؛ همانگونه که تبعات جنگ یمن برای عربستان اهمیت نداشته است. اقدام شدید می تواند اقداماتی چون محاصره شدید تر و اخراج قطر از نهادهایی چون شورای همکاری خلیج فارس یا اتحادیه عرب باشد. این در حالی است که متحدین عربستان شدیدا مشتاق و امیدوار هستند پای ایران هم در ماجرا به میان آید و انتقام سختی از تهران بگیرند. خصوصا اینکه در سیاست داخلی آمریکا، واگرایی شدیدی نسبت به سیاست های ترامپ بوجود آمده و ترامپ در اکثر موضوعات به بن بست رسیده، ولی اکثر مولفه های قدرت در آمریکا در برخورد با ایران متفق النظر هستند و ایران می تواند سیبل خوبی جهت موفق نشان دادن ترامپ و حصول وحدت ملی در واشنگتن باشد. اسراییل هم که ذاتا متجاوز است و کینه شدیدی از ایران در دل دارد. عربستان هم اول عمل می کند بعد فکر. خلاصه کلام اینکه انبار باروت فراهم شده، فقط دیوانه ای می خواهد فندک را روشن کند!

انتشار اولیه: سه شنبه 3 تیر 1396 / انتشار مجدد: یکشنبه 11 تیر 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>