يکشنبه 1 مرداد 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 27 تير 1396      12:58
بهرام قاسمی أثیر هجمه‌های داخلی بر وزارت‌امورخارجه راتحلیل کرد

بی‌اعتمادی خارجی، طمع پوچ داخلی

بهرام قاسمی: متاسفانه گاهی ما در کشور به بهانه وجود آزادی و مردمسالاری به خود اجازه می‌دهیم که در هر حوزه‌ای و بدون داشتن تخصص حداقلی لازم از یک طرف و از‌سوی‌دیگر، نداشتن اطلاعات کافی اولیه پیرامون آن موضوع، سخن بگوییم.

معصومه حسینی اقدم: وزیر امورخارجه دولت یازدهم از ابتدای شروع به کار این دولت بیشترین بار و مهم ترین وظیفه را به دوش می کشید. بحث مذاکرات هسته ای شاید مهم ترین اتفاق بین المللی ای بود که در این چهارسال به همت محمدجواد ظریف و همکارانش به نتیجه رسید و برجام حاصل این توافق، زمینه رونق و گشایش در بخش های مختلف را فراهم کرد. یکی از آثار برجام رونق اقتصادی و حضور شرکت های بزرگ اروپایی در ایران است. شبیه قرارداد نفتی ایران با شرکت فرانسوی توتال که از قضا روز گذشته در مجلس مورد بررسی قرار گرفت اگرچه مخالفت با این قرارداد به جایی نرسید. با وجود تمام تلاش های وزارت خارجه، هجمه های زیادی از سوی مخالفان داخلی به تیم ظریف وارد می شود. این انتقادات و دشمنی ها گرچه از زمان توافق هسته ای قوت بیشتری گرفت اما هنوز به همین بهانه دستاوردهای اقتصادی برجام را زیرسؤال می برند. هجمه هایی که گاه ضربه های کاری به بدنه تلاش های شبانه روزی وزارت امورخارجه وارد می کند که چهره کشور را در مجامع بین المللی مخدوش می کند. در همین راستا بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه در گفت وگو با وقایع اتفاقیه به واکاوی علل و عوامل این هجمه ها و تأثیر آن بر روند کار این وزارتخانه پرداخته است.

علت هجمه های داخلی به وزارت امورخارجه به رغم توفیق های مهم در عرصه اقتصادی و رفع تحریم های جهانی و همین طور ورود به عرصه جدی مذاکرات منطقه ای در کنار قدرت های بزرگ را چطور ارزیابی می کنید؟ 

متاسفانه گاهی ما در کشور به بهانه وجود آزادی و مردمسالاری به خود اجازه می دهیم که در هر حوزه ای و بدون داشتن تخصص حداقلی لازم از یک طرف و از سوی دیگر، نداشتن اطلاعات کافی اولیه پیرامون آن موضوع، سخن بگوییم. مشکل دیگری که در جامعه ما تا حد زیادی هنوز مطرح و قابل توجه است و یکی از دلایل اصلی آن، همان عدم شناخت کافی پیرامون حوزه مسائل حساس منافع و امنیت ملی است. لذا در نگاهی خوش بینانه بر اساس این دو فرضیه بالا بسیاری حتی عنوان تکلیف شرعی، حمایت مردم یا دلسوزی برای کشور در این حوزه های حساس مربوط به امنیت ملی با معلومات کمتر نسبت به این مباحث و حوزه وارد می شوند. بی آنکه به آثار و تبعات ناشی از آن و خسارت هایی که کلام، بیان و سخن آنان برجای می گذارد، اعتنایی کنند. آنچه بیان کردم بر این محور استوار است که گوینده، سخنران و نویسنده بنای خود را بر دلسوزی، تلاش برای بهبود اوضاع کشور و رسالت خود را در اظهارنظر به منظور رشد و تعالی کشور می داند. در نگاهی دیگر گروهی و کسانی یافت می شوند که از سر آگاهی و اطلاع و با هدف گیری مشخص و به منظور تحقق آمال و آرزوهای شخصی، گروهی، جناحی و تعصبات حزبی می خواهند علیه رقیب دست به عصیان ، شورش و نقادی بزنند. این گروه نیز ناخواسته یا شاید هم خودخواسته منافع ، امنیت ملی ،مصالح و منافع مردم و ملت را هدف قرار می دهند و به زبان عامیانه آب به آسیاب بیگانه می ریزند. آنچه مایع ناخرسندی و ای بسا موجب نگرانی جدی است این است که مسائل پیچیده حوزه منافع و امنیت ملی بی هیچ آگاهی اندک و در جهت ارضای منافع جناحی و گروهی به جای بحث و بررسی دقیق و کارشناسانه آن، به کف خیابان و کوچه پس کوچه های تنگ و تاریک مملو از ناآگاهی و تعصبات کور حزبی کشانده شود. در هیچ کجای جهان مسائل حوزه کلان سیاست خارجی بی هیچ حد و حصری دهان به دهان از کوچه ای به کوچه دیگر فریاد نمی شود. در حوزه سیاست خارجی نیز در همه جا موضوعات با توجه به وجود شرکای مختلف، با طبقه بندی های خاص، از شرکای بسیار نزیک تا دور، رقبا و حتی دشمنان، دارای حدود و خطوط قرمز است. 

آیا در سایر کشورها همچنین هجمه هایی به وزارت خارجه وارد می شود؟ 

اگر نگاهی هر چند عادی به رقابت های احزاب سیاسی نه در کشورهایی که هنوز با دموکراسی و مردمسالاری فاصله های بسیار دارند بلکه در کشورهایی که دارای سنت حزبی و پارلمانی که روش کار حکومتی آنها مبتنی بر رقابت های سیاسی است ،بیندازیم می توانیم مشاهده کنیم که آنان نیز به هنگام حتی رقابت های سیاسی و انتخاباتی خود، در حد مشخصی به چالش و رقابت با گروه رقیب می پردازند و هر کدام حد خویش نگه داشته و خطوط قرمز مبتنی بر مصالح سیاست خارجی کشور خود را به خوبی پاس می دارند. بگذریم از افراد کمتر سیاست مداری همچون ترامپ که در رقابت های انتخاباتی خود هر آنچه خواست گفت و رقیب او نیز در این دام و در مسیر پرده دری ها قدم نهاد. ولی در دموکراسی حزبی پرسابقه و جوامع پخته تر کمتر شاهد بروز این گونه پرده دری ها و شاهد ورود به مسائل کلان امنیت ملی هستیم. ما باید بیاموزیم که مردمسالاری و آزادی به معنای بیان بی پرده تمامی اسرار و رموز کشور با بانگی رسا در سطح شهر و خیابان نیست. باید بیاموزیم که در میان مقامات کشور براساس نوع وظایف و جایگاهی که در حوزه مسائل حاکمیتی دارند تا چه میزان می توان بر آنان شورید و آنان را به باد نقد گرفت. 

در پی انتقادات و هجمه های وارده به وزارت خارجه چه مشکلی برای ادامه کار ممکن است پیش بیاید؟ 

بی شک شما می توانید سخن ها و گفته های یک مقام کشاورزی در بحث تولید یا یک کالای مشخص کشاورزی را به خوبی به نقدوبررسی بگذارید و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. نه از منزلت آن مقام کاسته خواهد شد، بلکه می تواند بر اعتبار و منزلت او هم بیفزاید. حال این مثال را می توانید به بسیاری از سمت ها و مسئولیت ها نیز تسری دهید. اما بی شک شما به سادگی و با آسودگی خاطر نمی توانید مسائل حوزه امنیتی کشور را به دلیل نقد وزیر یا مقام امنیتی کشور بر سر هر کوی و برزنی به حراج بنهید. در این میان، وزیر امورخارجه نیز از جایگاهی ویژه و بسیار خاص برخوردار است. این نه خاص ایران، بلکه در جای جای جهان وزیر امورخارجه در چنین مرتبتی قرار دارد. او نه یک مقام و یک مسئول داخلی و مسائل صرفا درگیر در خدمات اقتصادی یا شهری و بانکی است. او سمبل و نماینده نظام حاکم بر کشور و نماینده ملتی در برابر جهانیان و تمامی کشورها اعم از دوستان و دشمنان و رقبا است.  همان گونه که یک سفیر یا نماینده از مصونیت و حمایت بسیار ویژه و دقیقی برای شروع به کار در یک کشور محل مأموریت خود برخوردار است و رئیس جمهوری یا پادشاه یا هر رئیس کشوری استوارنامه ای را با امضای رئیس کشور و وزیر امورخارجه برای روانه کردن او به کشور محل مأموریت به او می دهد تا به هنگام ورود با تقدیم آن به رئیس جمهوری یا رئیس آن کشور بتواند کار رسمی خود را آغاز کند و بی آن استوارنامه و بی آن حمایت از شأن، قرب و اعتباری برخوردار نیست، بی شک وزیر امورخارجه که در جایگاه والایی قرار دارد باید از جانب مقامات عالیه خود و همچنین مردم کشورش از حمایت ÷÷ها و احترام والایی برخوردار باشد تا بتواند مأموریت های سیاسی و وظایف محوله خود را در عرصه جهانی، سازمان های بین المللی و سایر کشورها و در دیدار با پادشاهان، رؤسای جمهور و وزرای خارجه بتواند با استحکام و پشتوانه ای قوی که نشأت گرفته از حاکمیت کشور و ملت خود است، با قدرت تمام به فرجام آورد. 

در شرایطی که در داخل کشور به وزیر ضربه می زنند، شرایط کاری او چگونه خواهد بود؟

مسلما وزیر امورخارجه باید از اقتدار و اعتماد به نفسی والا برای حضور در مذاکرات سخت، چانه زنی ها و فراهم کردن زمینه های لازم برای تفاهمات و توافقات با دیگر کشور برخوردار باشد. اگر از وزیر خارجه ای، چنین پشتوانه ای را سلب کنیم، نماینده قدرتمندی برای دفاع از منافع مُلک و ملت در برابر بیگانگان نخواهد بود. پس باید بیاموزیم که برای حفظ اقتدار کشور و ارتقای جایگاه جهانی ایران باید بی هـیچ تردیدی بر توان وزیر امورخارجه و دستگاه دیپلماسی کشور بیفزاییم. به تاریخ برگردیم، به گذشته های نه چندان دور، هر گاه کشوری، که از دولتی مقتدر، وزیر خارجه ای هوشمند و زیرک و کارآشنا و دیپلمات هایی ورزیده که مورد اعتماد حاکمان و مردم قرار داشتند، از بسیاری از گزند و آسیب های بیگانگان در امان مانده و برعکس توانسته است امتیازات گران سنگی را برای کشور به دست آورد. وقتی رئیس کشوری در روانه کردن سفیر خود در استوارنامه اش که نامه ای است از جانب او به رئیس کشور مقصد چنین می نگاردکه «ایشان از ماموران شایسته و مورد اعتماد هستند، به سمت سفیر فوق العاده و تام الاختیار در آن کشور منصوب می شوند.» پس آنچه رئیس کشور یا مردم در اختیار وزیرخارجه خود می نهند تا به نمایندگی از سوی ملتی برای ایجاد صلح و دوستی یا ممانعت از خشونت و جنگ یا هر مأموریت دیگری که به او محول شده است قدم در کارزاری سخت نهد، بی شک اگر لازم باشد برای او، همانند سفیری که نامه ای در حمایت از او می نگارند، بی شک کلمات و جملاتی بسیار استوارتر از آنچه در استوارنامه یک سفیر قید می شود، باید ملحوظ شود. اتهام زدن و بیان دروغ یا نقل داستان های نیمه تمام و غلط و از سر حسادت یا کینه های کور و جزمیت های گروهی و حزبی برای مقاماتی چون وزیر امورخارجه یک کشور بی شک شلیکی است به مغز خود و به قلب کشور و ملت خود. هرگونه تضعیف و بهانه بی جا و بستن افترا به هر کس گناهی نابخشودنی است ولی برخوردی چنین با برخی مقامات خاص و کلیدی در هر حکومتی تیشه به ریشه خود زدن به سود دشمن و بازی در میدان بیگانگان خواهد بود. تضعیف شبانه روزی دستگاه دیپلماسی کشور و رئیس آن توهین به تمامی حاکمیت و مردم کشور است. باید بیاموزیم برای داشتن ایرانی مقتدر، در کنار نیاز به داشتن قوای نظامی شایسته، توانمند و شجاع، در حوزه دیپلماسی نیز نیاز به وزیری هوشمند و دیپلمات هایی زیرک و کارساز خواهد بود. باید آموخت که بی هیچ شناختی و بی هیچ توجیهی، سنگ اندازی های پرشمار در مسیر رئیس دستگاه دیپلماسی و دستگاه وزارت امورخارجه در همه جای جهان امری مذموم و ناپسند خواهد بود. 

واکنش های زیادی به سفرهای اخیر ظریف به اروپا شد آیا این نوع رفتارها بر روند کاری او تأثیر می گذارد؟ 

وقتی وزیر سفر موفقی را به چند کشور اروپایی دارد و به هنگام بازگشت از مأموریت خطیر خود برخی رسانه های کشور ضمن زیر سؤال بردن سفر، خبر از تحریمی از سوی اروپا منتشر می کنند که واقعیت ندارد یا وقتی با دقتی فراوان رصد می کنند که در برخی سایت های رسمی آن کشورها سفر وزیر امورخارجه بازتابی نداشته است، پس سفری بیهوده و از موضع ذلت بوده است. همه این موارد که تعداد آنها بی شمار است، بی شک کشورهای خارجی را در مقابل یک سؤال اساسی قرار می دهد که چگونه با چنین وزیری یا با چنین کشوری می توان به یک تفاهم،تعامل و توافق رسید. به همین میزان بدنه دستگاه دیپلماسی کشور نیز اعم از آنانی که در سفارتخانه ها، یا آنانی که در پایتخت در تلاشند، همه با خسران ، نقصان و کاهش توانمندی روبه رو می شوند. پس این مجموعه در یک تهاجم تبلیغاتی نابجا و غیرمنصفانه چهره ای مخدوش می یابند و کسانی که باید ضرر و زیان سرسام آور و بهای سنگین آن را پرداخت کنند کسانی نیستند جز مردم و کشور و در بعد خارجی و از نگاه سایر دول این وضعیت به بی اعتمادی، ایجاد طمع در بیگانگان برای خواسته های نامشروع و افزون خواهی و نادیده انگاشتن حرمت و اعتبار کشور منجر خواهد شد.

انتشار اولیه: پنج شنبه 22 تیر 1396 / انتشار مجدد: سه شنبه 27 تیر 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>