يکشنبه 26 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 1 مرداد 1396      8:0
پرونده پیچیده ای که بعد از شکست داعش به وجود آمده است

مشکلات عراق بعد از آزادسازی موصل

در طول این ماه های طولانی هیچ رویکرد سیاسی جامعی بر سر عراق شکل نگرفته است که به موجب آن بتوانیم آینده موصل و کلا عراق را متصور شویم، نبود این آگاهی به نظر من دلایل متعددی دارد.

نویسنده: خانم دکتر نفین مسعد

دیپلماسی ایرانی: بعد از گذشت بیش از 8 ماه از آغاز جنگ آزادسازی موصل در اکتبر 2016 حیدر العبادی، نخست وزیر و فرمانده کل نیروهای مسلح عراق آزادی شهر موصل را اعلام کرد. به حق باید گفت که مردم عراق و همه عرب باید به این دستاورد بزرگ افتخار کنند، چرا که به دست آوردن این پیروزی به هیچ وجه آسان نبود، هزاران نفر برای رسیدن به این هدف شهید شدند، هزاران نفر دیگر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند، و فردای روزی که شهر آزاد شد به گونه ای شده بود که گویی از جنگ جهانی سوم خلاص شده است. این در حالی است که همان طور که کسی انتظار نداشت سقوط موصل به دست داعش به آن سرعت صورت بگیرد، آزادسازی آن نیز با این سرعت انجام شود، در عین حال کسی هم انتظار نداشت که عملیات آزادسازی موصل این قدر طول بکشد، همچنان به یاد می آورم که شیخ عبداللطیف الهمیم، رئیس وقف سنی عراق با اعتماد به نفس کامل در نشست فرهنگی ماهانه عراق در قاهره که «فراکسیون المواطن» دو روز قبل از آغاز جنگ «ای نینوا ما آمدیم» برگزار کرده بود، گفته بود که عملیات نظامی آزادسازی موصل نهایتا دو تا سه هفته طول خواهد کشید.

در طول این ماه های طولانی هیچ رویکرد سیاسی جامعی بر سر عراق شکل نگرفته است که به موجب آن بتوانیم آینده موصل و کلا عراق را متصور شویم، نبود این آگاهی به نظر من دلایل متعددی دارد. اول از همه که از همه دلایل دیگر هم مهمتر است این است که طرف های مختلف تمایلی ندارند که مواضع سیاسی خود را قبل از این که غبار جنگ فرو بنشیند، مشخص کنند، آنها منتظرند که موازنه های قدرت بر اساس دستاوردهای نظامی به روی زمین روشن شود، بعد مواضع خود را اعلام کنند. شاید بد نباشد به یاد اظهارات مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق بیفتیم که گفته بود مرزها را خون ها ترسیم خواهند کرد و بر برافراشتن پرچم کردستان بر استانداری کرکوک و تعیین موعد برای انتخاب سرنوشت برای کردها در سپتامبر آینده اصرار کرده بود. در عین حال به نظر می رسد که تلاش هایی وجود دارد که می خواهد خیلی زود ثمره های پیروزی بر داعش را بقاپد. به عبارت دیگر معیار مشارکت در جنگ با داعش و همچنین حجم مشارکت در این جنگ به معیاری مهم در ترسیم چارچوب کشور در عراق تبدیل شده است. بارزانی چند روز پیش در بروکسل، جنبش تغییر، حزب اپوزسیون خود را متهم کرد که درگیر جنگ آزادسازی موصل نشده است، این انتقاد به طور ضمنی این توجیه را در خود دارد که تلاشی برای تضعیف سیاسی وجود دارد و این مساله ما را از روابط اعراب با کردها به روابط داخلی خود کردها رهنمون می کند.

دلیل دوم این است که شبه توافقی میان طرف های مختلف بر اساس عملیات سیاسی فعلی موجود در عراق وجود دارد که بعد از همه بی ثباتی هایی که به وجود آورده به نظر می رسد که دیگر قابل استمرار نیست، این مساله همه را بر آن می دارد که در امور تجدید نظر کنند، اما اختلاف از لحظه ای آغاز می شود که بحث بر جوانب مطلوب برای تعدیل این عملیات در می گیرد، پیش از این سید عمار حکیم طرح «آشتی ملی» را با بازنگری بر موارد قانونی موجود که می تواند شکل نظام حکومتی فعلی، از پارلمان تا اختلاط های سیاسی و تعویق مطالبات تاسیس اقلیم ها را در بر بگیرد، مطرح کرده بود، اینها نکاتی هستند که همچنان محل اختلافند. طرحی که مقتدی صدر و ایاد علاوی پیشنهاد داده اند و به موجب آن سهم خواهی احزاب پایان می یابد و بر نیازهای شهروندان تاکید می شود، نیز مطرح است که هنوز به طور روشن تشریح نشده است، اما آن چه در این میان حائز اهمیت است نزدیکی این دو مرد است که از اساس با یکدیگر متفاوتند، علاوی طایفه گری سیاسی را رد می کند و بر اساس این مفهوم معتقد به حکومت سکولار است در حالی که جریان صدر و موسس آن، خود سوار موج طایفه گری هستند! حد و مرز نزدیکی «جنبش الاحرار» و ائتلاف ملی که صدر و علاوی آنها را رهبری می کنند تا کجاست و قرار است از کدام مبنای طایفه گری عبور کند تا به وفاق داخلی برسد؟

دلیل سوم به همه تلاش های اهل تسنن برای ایجاد مرجعیت سیاسی یکپارچه باز می گردد که تا حالا ناکام بوده است. چندی پیش کنفرانسی توسط محمود المشهدانی، رئیس اسبق مجلس عراق برای اهل تسنن این کشور با شعار «برای کشور شهروندان نه کشور جریان ها» تشکیل شد. این کنفرانس به خود افتخار می کند که با تجزیه عراق مخالف است و بر اساس مطالبات تشکیل اقلیم سنی شکل نگرفته و تسلیم دیکته های خارجی نشده است. این در حالی است که قرار بود کنفرانس دیگری برای اهل تسنن توسط رئیس مجلس فعلی، سلیم الجبوری، برگزار شود که به دلایل مختلف به تعویق افتاد. می بینیم آن چه در عرصه سیاسی اهل تسنن می گذرد بر خلاف آن چه ادعا می کنند خلاف جهت تشکیل مرجعیت سیاسی یکپارچه است، و با توجه به این که اهل تسنن مرجعیتی دینی همانند شاکله موجود برای مرجعیت دینی شیعیان ندارند تا جلوی اختلافات سیاسی آنها را بگیرد و به حل و فصل آنها بپردازد، بنابراین هر گونه تصوری که اهل تسنن برای آینده موصل و عراق مطرح می کنند بخشی از آنها قلمداد می شود که مورد حمایت دیگر جریان های سنی نیست.

در تحلیل رقابت اهل تسنن برای کسب رهبری نباید از تاثیر متغیرات منطقه ای غافل ماند، بر کسی پوشیده نیست که ترکیه در انتصاب الجبوری به عنوان رهبر اهل تسنن در کنفرانس استانبول که ماه می گذشته برگزار شد، نقش داشت، بعد با حمایت برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در کنفرانس بروکسل علیه این انتصاب کودتا شد برای این که الجبوری، معاون رئیس «حزب اسلامی»، وابسته به جریان اخوانی سنی عراق است.  

دلیل چهارمی که باعث می شود نتوان تصوری جامع از آینده عراق ترسیم کرد به تحولات جاری در سوریه باز می گردد که احتمالات بسیاری را با متغیرهای وحشتناک که تعدد بازیگران بین المللی و منطقه ای مسبب آن هستند، ایجاد می کند. در عین حال ارتباط بزرگی که میان دو پرونده سوری و عراقی وجود دارد، باعث می شود تا قضیه آینده عراق همچنان در انتظار روشن شدن تصویر در سوریه، از نقشه های مناطق نفوذ تا وضعیت کردها و سرنوشت بشار اسد که همه این متغیرها بر حد و مرز نقش آفرینی ایران در عراق انعکاس می یابد، باقی بماند.

ملت عراق از لحاظ نظامی در موصل پیروز شده است و با همه قلبمان می خواهیم که پیروزی سیاسی نیز به دست آورد، شهروند عراقی مستحق بهترین هاست که توانایی های بشری و ثروت های طبیعتی و تمدن اصیل آن ملت عراق را شایسته نهضتی در خور توجه می کند. الآن وقت جشن گرفتن برای پیروزی بزرگ است و باید منتظر پیروزی عراق تکثرگرای دموکراتیک یکپارچه ماند که امیدواریم این انتظار هم زیاد طول نکشد.

منبع: الاهرام / ترجمه: علی موسوی خلخالی



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>