چهارشنبه 1 شهريور 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 18 مرداد 1396      10:13
غرب و مساله وحدت جهان اسلامی

دشمن وحدت مسلمین را هدف گرفته است

محسن پاک آیین، سفیر سابق ایران در آذربایجان:غرب با جنگ نرم، در دو بعد عمل می کند. اول ایجاد اختلاف میان مسلمانان از طریق ارائه اندیشه هایی که موجب تفرقه می شود و دوم تشدید اختلاف میان کشورهای مسلمان تا این کشورها متحد نشوند.

پاک آیین، سفیر سابق ایران در آذربایجان*

دیپلماسی ایرانی: جهان اسلام به دلیل ویژگی های سرزمینی و جمعیتی، ثروت و موقعیت اگر تبدیل به یک جهان متحد شود، برای قدرت های بزرگ حتما قابل قبول نیست و ایجاد مزاحمت می کنند و به همین دلیل است که مخالفان اسلام برنامه ایجاد تفرقه در جهان اسلام را به عنوان یک اصل در دستور کار خود قرار داده و این مسئله را دنبال می کنند.

دو تن از نو محافظه کاران امریکا به نام آقای توماس فریدمن و آقای مایکل لدین، پس از اجرای پروژه های تحقیقاتی زیاد، اعلام کردند که دنیای غرب اگر به امنیت آتی خود می اندیشد باید از هیچ تلاشی برای جلوگیری از یکپارچگی مسلمانان خودداری نکند و زمینه ایجاد این شکاف هم وجود دارد. نومحافظه کاران امریکا به دولتمردان این کشور توصیه کردند که از این به بعد از مفهوم جهان اسلام استفاده نکنید، چون مفهوم جهان اسلام در کلیت یک اتحاد اسلامی را نوید می دهد بلکه به جای آن از مفهوم مسلمانان استفاده کنید که قابلیت شکنندگی بیشتری دارد. امروز تلاش برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام یکی از عناصر جنگ نرم غرب است.

فرق هائی بین جنگ نرم و جنگ سخت وجود دارد. در جنگ سخت معمولا سرزمین ها هستند که تصرف می شوند، اما در جنگ نرم افکار و اندیشه های مسلمانان است که دچار آسیب می شود و مورد تاثیر قرار می گیرد. در جنگ سخت آسیب ها و ویرانی ها محسوس و ملموس است و با سرمایه گذاری دوباره بازسازی می شود. ولی در جنگ نرم آثار تخریب و استحاله افکار و اعتقادات در کوتاه مدت محسوس نیست و با سرمایه گذاری هم قابل جبران نیست . مسئله مهم این که در جنگ نرم انسان ها دواطلبانه می پذیرند که تحت تاثیر افکار کشور دیگر یا دیدگاهی که قصد تحمیل خود را دارد، واقع شوند. مسئله مسابقه باد و خورشید را احتمالا شنیده باشید که باد و خورشید تصمیم می گیرند با هم مسابقه بدهند، نگاه می کنند می بینند در یک پارک، کنار یک رودخانه، فردی در حال قدم زدن هست. باد به خود می نازد و می گوید که من خیلی راحت می توانم کاری کنم که این فرد لباس های خود را از تن در بیاورد. به خورشید می گوید ما می توانیم مسابقه بدهیم ببینیم چه کسی قادر خواهد بود این کار را انجام بدهد. باد خیلی خشن می وزد و بسیار طوفانی، اما این فرد مقاومت می کند به درخت ها و بوته های اطراف پناه می برد و این لباس از تن او خارج نمی شود. خورشید لبخندی می زند، دمای خود را بیشتر می کند و آن فرد داوطلبانه لباس خود را در می آورد و وارد رودخانه می شود و خود را خنک می کند. در واقع به دلیل حرکت نرم خورشید، آن فرد داوطلبانه در مسیر هدف خورشید قرار می گیرد. در جنگ نرم نیز به لحاظ فرهنگی حالا چه در بعد کلان آن در جهان اسلام، چه در بعد خرد آن در بین کشورهای اسلامی، طوری حرکت می شود که افراد کشورها داوطلبانه معیارهای غربی را بپذیرند و این شاید اصلی ترین چالشی است که در مقابل اتحاد اسلامی قرار دارد.

غرب با جنگ نرم، در دو بعد عمل می کند. اول ایجاد اختلاف میان مسلمانان از طریق ارائه اندیشه هایی که موجب تفرقه می شود و دوم تشدید اختلاف میان کشورهای مسلمان تا این کشورها متحد نشوند. چند حرکت عمده را غربی ها در همین چهارچوب جنگ نرم، علیه جهان اسلام دنبال می کنند. فرقه سازی مذهبی، سیاسی و ایجاد گروه های تروریستی شبه نظامی که در واقع با قرائت های مختلف از دین اشاعه داده می شود. برای تحقق این هدف فرقه ها و قبیله های دینی و سیاسی ایجاد می شوند مثل بابیگری، مثل وهابیت و گروه های دیگری که امروز مطرح هستند. گروه های تفکیری که تفکر خاص خود را دارند. وهابیت، گروه های اخوانی که شاخه ای از سلفی گری هستند، گولن ها و فرقه های مختلف دیگری که به نحوی از سوی جهان غرب ایجاد و تقویت می شوند و هدف این است که مسلمانان و کشورهای مسلمان متحد نشوند. دامن زدن به درگیری های قومی و مذهبی که متاسفانه در بعضی از کشورها، خود مسلمانان داوطلبانه آن را پذیرفته اند و با توهین به مذهب مقابل آغاز شده و باعث ایجاد تفرقه و دور شدن مسلمانان از یکدیگر می شود. درگیری هایی که میان کشورهای مسلمان از جمله سوریه و و ترکیه، عربستان و قطر، عراق و ترکیه، پاکستان و افغانستان و موضوع هلال شیعی، باعث می شود که مسلمانان به هم نزدیک نشوند و این همان موفقیت اهداف جنگ نرم است.

یک رویکرد دیگر غرب، نخبه پروری با هدف نفوذ است. تلاش می کنند که طیفی از روشنفکران دینی در چهارچوب اهداف و مسائل خود بپرورانند. جایزه هایی را طراحی می کنند، به این نخبگان داده می شود. اینها را در دنیا مطرح می کنند، داوطلبانه کشورهای اسلامی از این افراد برای سخنرانی و مشورت دعوت می کنند. کتاب های اینها در کشورهای اسلامی توزیع و تبلیغ می شود، در حالی که هدف پشت پرده پروژه نخبه پروری همان بحث ایجاد اختلاف در میان مسلمانان و جهان اسلام است.

امروز ما با این نوع چالش ها مواجه هستیم. اما چه راهکارهایی را ما باید برای مقابله با این چالش ها دنبال کنیم. راهکارهائی مطرح شده اما من امروز می خواهم به موضوع دیپلماسی اتحاد اسلامی بپردازم که این واژه، را برای اولین بار مقام معظم رهبری در دیدار با مهمانانی که برای هفته وحدت به ایران آمده بودند مطرح و فرمودند که شما باید به دنبال نوعی دیپلماسی برای ایجاد اتحاد اسلامی باشید. برای این که وارد این بحث شویم، تعاریفی که از دیپلماسی هست را خدمت شما عرض کنم. دیپلماسی بر اساس یکی از تعاریف، عاملی است برای جلوگیری از اختلاف و جنگ و ایجاد صلح. در دنیای معاصر، دیپلماسی در مقطعی که بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شد، حرف اصلی آن این بود که باید جنگ ها را کاهش دهیم، اختلاف ها را کاهش دهیم و دوستی و اتحاد را بیشتر کنیم و لذا به تقویت دیپلماسی و جایگزین کردن مذاکره در مقابل منازعه نیاز داریم. ما معتقدیم در دنیای امروز هم هر جا جنگی اتفاق بیفتد حتما دیپلماسی خوب عمل نکرده است. هر جا اختلافاتی تشدید شود حتما دیپلمات ها ضعیف عمل کردند. در سیره نبوی هم می بینیم که پیامبر اکرم صلوات الله علیه هم معمولا قبل از هر جنگی، با طرف مقابل گفتگو می کردند. یعنی از نظر ایشان مذاکره مقدم بر جنگ بود. نامه هائی را می فرستادند، سفرایی را اعزام می کردند، بیش از صد نامه پیامبر اکرم (ص) نوشتند که در واقع برای دعوت به اسلام یا جلوگیری از جنگ و ایجاد صلح بود. اگر ما واقعا همین بعد عملی دیپلماسی پیامبر را امروز در دنیا بتوانیم ترویج کنیم این شائبه هایی که علیه جهان اسلام و شخص آن حضرت است که اسلام با جنگ و شمشیر پیشرفت کرده را ما می توانیم خنثی کنیم.

هیچ گاه در اسلام از جنگ استقبال نشده و این به دلیل اهمیتی که  در اسلام به نفوس انسان ها داده می شود. دیپلماسی چنین هنری دارد. حتی برخی معتقدند که اگر ما در سال های 1358  دارای یک وزارت امورخارجه حرفه ای و یک دیپلماسی قوی بودیم، شاید می توانستیم از وقوع جنگ تحمیلی هم جلوگیری کنیم. بنابراین هنر دیپلماسی، تلاش برای کاهش اختلافات است و وقتی که دیپلماسی در مسیر اتحاد اسلامی قرار گیرد، چنانچه به خوبی استفاده شود می تواند تقریب و تفاهم ایجاد کند.

البته دیپلماسی اتحاد اسلامی، فقط دیپلماسی رسمی نیست. دیپلماسی رسمی کار جداگانه ای دارد. در دیپلماسی رسمی به دلیل تنوع مسائل، ممکن است بحث تقریب مذاهب و اتحاد اسلامی در حاشیه قرار گیرد. البته ممکن است یکی از محورهای مذاکره باشد اما گاهی محور اصلی مذاکره نیست. البته نباید طرح موضوع وحدت اسلام در دیپلماسی رسمی ترک شود، اما باید به دیپلماسی غیر رسمی و دیپلماسی عمومی هم بپردازیم. دیپلماسی غیر رسمی یعنی نوعی دیپلماسی که هم رسمی است و طرف آن مقامات رسمی کشورها هستند، و هم غیر رسمی هست که مخاطب آن نخبگان، روشنفکران، علمای دینی و در واقع مقامات غیر رسمی و تاثیرگذار بر افکار عمومی هستند. این بخش یکی از بخش های مهم دیپلماسی عمومی هست.

ما در ایران مجمع جهانی تقریب مذاهب را داریم که سال هاست که در هفته وحدت همایش هایی را برگزار می کند که البته کار لازمی است، اما دیپلماسی آن است که ما به میان آنها برویم. ما هیئت هایی را اعزام کنیم با هدف مذاکره، با هدف معرفی مشکلاتی که بر بر سر راه اتحاد اسلامی وجود دارد، با هدف یافتن راه کارهایی که این اتحاد را ممکن سازد.

اوایل انقلاب هیئت هایی اعزام می شدند مخصوصا در دهه فجر برای معرفی انقلاب، این اقدام شاید به دلایل مالی، به تدریج کم شده است. شخصیت هایی مثل آیت الله تسخیری، با آن زبان گویا یا مثل مرحوم آیت الله خراسانی و شاگردانی که پرورش داده اند. اینها باید به صورت گروه های دو نفره، سه نفره، چند نفره، تحت عنوان رسولان وحدت، به کشورهای مسلمان اعزام شوند، هم با علما و تاثیرگذاران این کشورها صحبت کنند، هم در کشورهائی که امکان دارد با مقامات رسمی در مورد مسائلی که امروز در جهان اسلام  برای جلوگیری از وحدت اسلامی می گذرد، صحبت کنند. باید برای مذاکره با علمای جهان، گفتمان سازی کنیم. گفتمان های مشترک را ما باید بسازیم، تا بتوانیم درباره آنها گفتگو کنیم. یکی از گفتمان ها می تواند بحث اسلام هراسی باشد. گفتمانی که در کشورهای اسلامی مشترک است، باید با آنها موجی از اسلام هراسی غرب علیه جهان اسلام را مطرح کرد. بحث تکفیری ها و قرائت خشونت باری که از اسلام دارند. این ها به عنوان گفتمان ها مطرح هستند و رسولانی که کار دیپلماسی وحدت اسلامی را انجام می دهند، باید بروند و صحبت کنند و دیگران را اقناع کند.

مسئله فلسطین الآن مهمترین گفتمانی است که ما باید روی آن کار کنیم. تمام این تحولاتی که امروز دارد در سوریه انجام می شود، در عراق، در جهان اسلام همه برای این است که مسئله فلسطین، مسئله دوم و سوم جهان اسلام شود و این دیپلماسی اتحاد اسلامی و اعزام این افراد به کشورهای مختلف می تواند کمک کند که مسئله فلسطین، مسئله روز جهان اسلام شود.

بحث دیپلماسی اتحاد اسلامی فقط در حیطه کار مجمع جهانی تقریب هم نباشد، مراجع عظام ما هم می توانند وارد این حیطه شوند. همان کاری که آیت الله بروجردی انجام دادند، نمایندگانی را به دنیا بفرستند. مراجع عظام ما می توانند نمایندگانی را در طول سال به جهان اسلام اعزام کنند از طرف خود، از طرف این مرجع دینی برای صحبت پیرامون همین گفتمان ها و تلاش برای ایجاد تفاهم و تقریب بین جهان اسلام، اعزام شوند. یا مثلا جامعة المصطفی که ده هزار دانشجو فقط در داخل و بیش از ده هزار فارغ التحصیل در خارج دارد. اگر این ظرفیت بسیار عظیم در خدمت گفتمان اتحاد اسلامی قرار گیرد، می تواند کارهای بلندی انجام دهد.

منبع قدرت نرم ما دیپلماسی است. ما هم باید از منابع قدرت نرم خود استفاده کنیم که یکی از آنها دیپلماسی است چه در عرصه رسمی، چه در عرصه غیر رسمی و چه در عرصه دیپلماسی عمومی. محور اصلی دیپلماسی عمومی رسانه است. بحث رسانه، بحث بسیار مهمی هست که باید به آن توجه کنیم. امروز دنیا با رسانه کار می کند. در انقلاب های مخملی در مناطق شرق اروپا، یا یکی از علل فروپاشی شوروی، فضا سازی های رسانه ای بود. امروز هم یکی از شروط عربستان در مقابل قطر تعطیلی شبکه خبری الجزیره است. این نشان می دهد که خبرگزاری الجزیره چه نقش بزرگی را برخلاف منافع عربستان ایفا می کند و عربستان را به مرحله ای می رساند که این شرط را بگذارد. توجه به رسانه در عرصه دیپلماسی عمومی بسیار بحث مهمی است. توجه به فضای مجازی، رسانه های سنتی که مقام معظم رهبری هم اخیرا به این موضوع اشاره کردند. باید علمای جهان اسلام و روشنفکران دینی و مبلغین آموزش ببینند. رسولانی که می خواهند اعزام شوند آموزش ببینند و رسانه را بشناسند. در حوزه های مختلف رسانه ای بتوانند ورود کنند. در بحث وبلاگ ها، در بحث رسانه های دیجیتالی، تلگرام، اینستاگرام، باید به بحث رسانه توجه خاص داشته باشیم. مقامات امریکایی با دستوراتی که به رسانه ها دادند، سازماندهی عظیمی برای مقابله با وحدت اسلامی انجام دادند. در تمام حوزه های رسانه های مدرن و سنتی دارند فعالیت می کنند و در این حوزه کسانی که در جهت دیپلماسی اتحاد اسلامی حرکت می کنند  باید فعالیت رسانه ای داشت باشند. در جهان اسلام باید شبکه های بزرگی را راه اندازی کنیم. از توانایی نخبگان و اندیشمندان استفاده کنیم.

داعش امروز در عین حالی که یک تهدید است برای ما یک فرصت است. چون امروز اکثر جهان اسلام چه شیعه چه سنی برای مقابله با تکفیریون با هم اتفاق نظر دارند. این موضوعی است که می تواند به عنوان یک گفتمان مشترک مورد استفاده واقع شود و محوری برای گفتگو قرار گیرد. امیدوار هستیم که در سایه این قبیل فعالیت ها بتوانیم هر چه بیشتر شاهد اتحاد و اتفاق در جهان اسلام باشیم.

* متن سخنرانی در نشست "وحدت و همگرایی در جهان اسلام: از اندیشه تا عمل" در موسسه آینده پژوهی جهان اسلام

انتشار اولیه: جمعه 6 مرداد 1396 / انتشار مجدد: چهارشنبه 18 مرداد 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>