چهارشنبه 26 مهر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 21 مرداد 1396      12:49
منافع متعارض کره شمالی و ایالات متحده

آشتی یا جنگ در شبه جزیره کره؟

کلید ماجرا برای رهبری یک کشور در سطح فردی و در دولت به عنوان یک کل، رهبری عقلانی است. هیچ شخصی به تنهایی نمی‌تواند بر کشوری حکمرانی کند.

دیپلماسی ایرانی:  جنگ به ندرت اولین گزینه برای کشورهایی است که برای حفظ یا افزایش موقعیت استراتژیک خود تلاش می کنند. ایالات متحده و کره شمالی به شکلی یکسان به دنیال درگیری در شبه جزیره کره نیستند. جنگی که می تواند برای همه طرف های درگیر پیچیده و پرهزینه باشد. هردو طرف به شدت به دنبال حل و فصل اساسی مسائل و حل بحران با راه حل های جایگزین هستند.

با نزدیک تر شدن کره شمالی به قابلیت موشک های دوربرد، آنچه تضمین امنیتی ایالات متحده نامیده می شود در خطر است. ایالات متحده سعی دارد که به توانایی تسلیحاتی پیونگ یانگ خاتمه دهد و کره شمالی به دنبال سرعت بخشیدن به برنامه توسعه موشکی خود است و علاقه دارد تا سلاح هایی پیچیده تر در اختیار داشته باشد. هردو کشور به دنبال حفظ منافع خود هستند و اما حفظ این منافع می تواند آنها را به سمت برخورد فیزیکی بکشاند.

فرض منطقی

جغرافیای سیاسی به ما می آموزد که به صورت منطقی به قضایا نگاه کنیم. فرض ها نباید بر اساس نفوذ احساسات، اطلاعات غلط یا محاسبات اشتباه باشد. با وجود این آگاهی، تعاملات و کارهای افراد و رهبران از ویژگی های ملی و فرهنگ استراتژیک ملی نشات می گیرد. هیچ رهبری نمی تواند از این محدودیت ها و تکرارها به طور کامل جدا باشد. اگرچه رهبران هنوز راه گزیزی برای شکل دادن سیاست ها و انجام اقدامات مدنظر خود دارند اما این رهبران چه به عنوان فرد و چه در یک گروه جمعی، در محدوده ای تعریف شده از ویژگی های محیطی بزرگ تر رهبری را انجام می دهند. این مساله تحت تاثیر مکان و زمان و عواملی از جمله تاریخ، جغرافیا و اقتصاد است.

کلید ماجرا برای رهبری یک کشور در سطح فردی و در دولت به عنوان یک کل، رهبری عقلانی است. هیچ شخصی به تنهایی نمی تواند بر کشوری حکمرانی کند. از آنجایی که هیچ شخصی نمی تواند قدرت را به کل یک جمعیت بدون وضع قوانین گسترش دهد در نتیجه هرلایه ای که بر دور قدرت گذاشته می شود مجموعه ای از محدودیت ها را ایجاد می کند. تشخیص این محدودیت ها کار ساده ای نیست و درک آن به آنالیزهایی برمی گردد که فاکتورهای گوناگونی را مدنظر قرار می دهند. کار سیاست ورزان این است که این آنالیزها را به خدمت بگیرند تا بتوانند به خروجی های مدنظر دست پیدا کنند.

اگرچه گاهی ساده تر است که در معادلات بین الملل این طور فرض شود که فرد مقابل دیوانه است. آنها مسیر مشخصی را دنبال نمی کنند یا به شکل پیش بینی شده ای اقدام نمی کنند بنابراین باید به دقت آنها را زیرنظظر داشت. اگر فرض اشتباهی در کار باشد، پاسخ به یک عمل ممکن است نتیجه ای بسیار دور از نظر را به دنبال داشته باشد. البته شناخت کامل طرف مقابل نیز تضمین کننده نتیجه مورد نظر نیست. چرا که تفاوت ها در ادراک می تواند راه را بر سر مصالحه ببندد و خطر ایجاد تناقضات سخت را منجر شود.  در این مورد، کره شمالی و ایالات متحده هر دو به تلاش خود برای رسیدن به منافع مورد نظر سرعت بخشیده اند. پیونگ یانگ به دنبال توسعه موشک های قاره پیما است که کاملا در تضاد با منافعی قرار می گیرد که ایالات متحده به دنبال آن است.

سوتفاهم متقابل

  چندین دهه است که روابط میان ایالات متحده آمریکا و کره شمالی بر پایه سوءتفاهمات، مفروضات اشتباه و اهداف متفاوت شکل گرفته است. واشنگتن در تمامی این سال­­ها امیدوار بوده تا کره شمالی به واسطه فشارهای اقتصادی و اجتماعی به خودی خود سقوط کند. ارزیابی­های اشتباه کره شمالی را به مثابه معادلی آسیایی برای دولت بلوک شرق می­دانستند که منتظر است تا با نابودی کامل اتحاد جماهیر شوروی از قید و بندهای یک ساختار قدرت خارجی برای همیشه رهایی یابد. اما با همه این پیش­بینی­ها شاهد آن هستیم که کره شمالی با شکست روبرو نشد. در حقیقت، در دوران مشکلات و سختی­های پیش روی کره شمالی، همسایگان این کشور و حتی ایالات متحده آمریکا از ترس اینکه عواقب ناشی از شکست و سقوط این کشور بسیار خطرناک­تر از پیامدهای بقای آن باشند، به ایجاد ثبات هر چه بیشتر دولت پیونگ یانگ کمک کردند. در همین حین نیز کره شمالی دریافت که به یکی از اهداف ثابت لیست آمریکا تبدیل شده است.

در طی این سال­ها، فرصت­های متعددی برای ایجاد نوعی آشتی و مصالحه میان ایالات متحده آمریکا و کره شمالی بوجود آمد اما متاسفانه تمامی این فرصت­ها به واسطه مسائلی همچون تهدیدات احتمالی، تعهدات متقاوت، تغییر در اولویت­ها، سیاست­های داخلی و حتی وقایع و رویدادهای برون منطقه­ای یکی پس از دیگری از بین رفتند. همچنانکه کره شمالی روز به روز به دستیابی به تسلیحات هسته­ای دوربرد نزدیک تر می­شود، آمریکا در نهایت مجبور خواهد شد تا تصمیمی در این باره اتخاذ کند. مقامات آمریکایی یا باید تصمیم بگیرند که کره شمالی را به عنوان یک کشور مجهز به تسلیحات هسته­ای پذیرفته و از این پس با این واقعیت کنار آیند و یا اینکه تدابیری را برای خلع سلاح هسته ای این کشور اتخاذ نمایند. هزینه های چنین اقدامی به احتمال زیاد بسیار بالا خواهد بود، اما نیید این را هم فراموش کرد که عدم واکنش مناسب به چنین تهدیدی نیز می­تواند هزینه­های بالایی را به همراه داشته باشد.

منیع: استراتفور/ مترجم: روزبه آرش

انتشار اولیه: شنبه 7 مرداد 1396 / انتشار مجدد: شنبه 21 مرداد 1396



نظرات کاربران
مسعود
شنبه 7 مرداد 1396      15:4

رهبر کره ی شمالی به راستی انسان زیرک و باهوشی ست. از امروز حال و هوای تازه ای در روابط کره ی شمالی با جهان خارج شکل خواهد گرفت، زیرا که کره دیگر، با داشتن یک فدرت بازدارندگی واقعی ـ dissvasive force - کشوری بی دفاع و محکوم به زیستن زیر سایه ی شوم تهدید دائمی نیست. کره ی شمالی قادر است همان بلایی را بر سر کشور متهاجم بیاورد، که به آن تهدید می شود. در صورت شکل گیری مذاکره ی احتمالی اینبار دیگر کره شمالی از موضع قدرت سخن خواهد گفت. چیزی که متاسفانه برای ایران امکان پذیر نیست.
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>