چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 9 مرداد 1396      18:0
ولیعهد عربستان در پی صاف کردن جاده قدرت است

منطقه گرفتار خراب کاری های محمد بن سلمان

اقدامات علیه یمن، قطر و ایران، هر چند در نظر ناظران خارحی کاملا اشتباه بوده است، اما جاده را برای به تخت نشستن وی صاف کرده است.

پری کماک – ریچارد سوکولاسکای

دیپلماسی ایرانی: جنگ طلبی های سعودی تاثیرات بی ثبات کننده ای در منطقه داشته است. حمله اتحاد نظامی به رهبری سعودی به یمن که عموما در پاسخ به هراس اغراق آمیز از محاصره منطقه توسط ایران، صورت گرفت این کشور فقیر را از هم پاشانده و پیامدهای انسانی هولناکی به همراه داشته و همزمان پادشاهی سعودی را به مردابی نظامی وارد کرده است. القاعده در شبه جزیره عربی به دلیل مداخله نظامی که سعودی برای افزایش قدرت خود انجام داده باعث بروز هرج و مرج شده است. طنزآمیز است که نفوذ ایران در یمن افزایش پیدا کرده و حملات حوثی ها علیه خاک سعودی نیز ادامه یافته است.

علی رغم این پس زمینه ها، اقدامات سعودی و امارات علیه قطر در ماه گذشته – قطع روابط با این کشور و اعمال تحریم های اقتصادی یک باره – اثر معکوسی داشته و باعث تقویت نفوذ ایران در قطر و فروپاشی فزاینده در میان ائتلافی سنی ها که دولت ترامپ امید زیادی به آن برای مقابله با سیاست های ایران در منقطه و شکست داعش داشت؛ شده است.

خوب حالا چه توضیحی می توان برای این اقدامات دیپلماتیک اشتباه ارائه کرد؟ یک توضیح می تواند به جایگاه مبهم محمد بن سلمان مربوط باشد، کسی که همچون شهاب سنگی ظهور کرد و وقایع اخیر هم دقیقا همزمان شد با استدلال های نوظهور وی. شاهزاده محمد با پشتیبانی دائمی از سوی امارات متحده عربی همواره قدرت سعودی را دست بالا و ظرفیت های رقبای عربستان برای مقاومت در برابر فشارهای نظامی و دیپلماتیک را دست کم گرفته است.

هر چند این نوع تحلیل، یکی از ابعاد مهم پدیده محمد بن سلمان را نادیده می گیرد در حالی که جنگ در یمن و نزاع با قطر نقش اندکی در پیشبرد منافع امنیتی سعودی داشته است، در بحث جانشینی باعث موفقیت هایی شده است.

چشم انداز 2030، طرح جاه طلبانه محمد بن سلمان برای ایجاد تغییرات اساسی در اقتصاد سعودی، به ولیعهد عربستان اجازه داد تا افسار سیاست های اقتصادی کشور را در دست بگیرد و همزمان جنگ یمن به او اجازه داد پسر عمو و رقیب اصلی اش، محمد بن نایف را در سیاست گذاری امنیتی به حاشیه براند. نزاع با قطر، کشوری که روابط گرمی با بن نایف داشت به محمد بن سلمان فرصت داد تا بی رحمانه رقیب خود را از عرصه جانشینی کاملا حذف کند.

خصومت های شخصی محمد بن سلمان در خصوص ایران و قطر به سادگی مهار نخواهد شد. اگر رفتار او در چند ماه اخیر به رویکردی همیشگی در سیاست سعودی بدل شود، زمانی که افسار قدرت را در دست گیرد، منطقه امنیت کمتری خواهد داشت و اگر عربستان سعودی و امارات تا زمانی که مطالبات تمامیت خواهانه شان از قطر برآورده نشود به این روند ادامه دهند، خوب باید کمربند ها را محکم ببندید.

سعودی ها سعی دارند از اختلافاتی که در درون دولت ترامپ در خصوص استراتژی منطقه وجود دارد به نفع خودشان استفاده کنند. پرزیدنت دونالد ترامپ در مناقشه قطر حمایت تمام و کمال خود را از موضع سعودی اعلام کرد و همزمان رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه و جیمز متیس، وزیر دفاع به دنبال آرام کردن اوضاع هستند.

ترامپ مشاوره ها را پذیرفته و به وزارت امور خارجه و دفاع اجازه داده است تا این ماجرا را پیش ببرند.

هر چند مداخله مستقیم ایالات متحده در این مناقشه دیپلماتیک منفعت چندانی ندارد – و ضرر بیشتری دارد – اما واشنگتن به عنوان یک قاعده عمومی باید از حاکمیت کشورهای کوچک تری عربی حمایت کند.

ساز و کار جانشینی در عربستان محمد بن سلمان را به سمت سیاست های مقابله جویانه تری سوق خواهد داد، حتی اگر چشم انداز روشنی از موفقیت در میان نباشد.

این دست اقدامات علیه یمن، قطر و ایران، هر چند در نظر ناظران خارحی کاملا اشتباه بوده، اما جاده را برای به تخت نشستن وی صاف کرده است. چراغ سبز ترامپ به مواضع محمد بن سلمان در خصوص منطقه تقریبا ما را مطمئن می سازد که ولیعهد جوان با هیچ محدودیت خارجی مواجه نیست.

تا زمانی که ایالات متحده اصلی ترین حامی خاندان آل سعود باشد، واشنگتن و منطقه باید مشغول تمیز کردن خراب کاری های ولیعهد پیش بینی ناپذیری باشند که عقل اش را از دست داده است و هیچ استراتژی خروجی برای بیرون کشیدن سعودی ها و منطقه از پیامدهای دردسرساز تصمیماتش ندارد.

منبع : لوبلاگ / ترجمه تحریریه ایرانی / 33



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>