سه شنبه 25 مهر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:سه شنبه 18 مهر 1396      20:0
آن چه مطلوب ترامپ است

بازی دو سر برد، سناریوی احتمالی 15 اکتبر

در سناریوی چهارم ترامپ برای پنج شنبه نه خود را متهد کامل به حفظ و تداوم برجام معرفی خواهد کرد و نه به خروج کامل و یک جانبه از آن دست خواهد زد، بلکه برنامه واشنگتن اعلام "مذاکره مجدد" خواهد بود

عبدالرحمن فتح الهی - در فاصله 72 ساعت مانده به اعلام برنامه و موضع نهایی ترامپ در خصوص برجام، رسانه ها از سه سناریوی احتمالی در خصوص برجام می گویند؛ ادامه پایبندی همه طرف ها و مشخصا ایالات متحده به توافق هسته ای، لغو کامل برجام از سوی واشنگتن و حفظ توافق منهای آمریکا. حال آن که نباید این نکته را هم فراموش کرد که می توان برای 15 اکتبر سناریوی دیگری را هم در نظر گرفت که در ادامه به آن پرداخته می شود.

اساسا ترامپ در طول تقریبا 9 ماهی که سکان داری سیاست کاخ سفید را بر عهده گرفته است، همواره در پی انجام سیاست هایی گام برداشته که برای ایالات متحده بیشترین سود و در عین حال کمترین هزینه را داشته باشد. اکنون ترامپ هم پنج شنبه این هفته هم به دنبال پیاده کردن چنین سناریویی است. لذا پایبندی ترامپ با صبغه 9 ماه عملکرد این چنینی یقینا بسیار بعید به نظر می رسد که خود را به طور کامل متعهد به برجامی کند چرا که از یک سو توافقنامه هسته ای را میراث دولت دیگری می داند که بر اساسا اقتضائات ترامپ بسته نشده است و از سوی دیگر هم هیچ سودی را نصیب واشنگتن نکرده و در این میان غنایم برجام میان تهران، مسکو، پکن، لندن، پاریس و برلین تقسیم شده و آن چه که نادیده گرفته شده سهم بازیگر اصلی این معاهده یعنی آمریکاست.

اما به همان اندازه که به برهان و دلیل برای عدم پایبندی آمریکا به برجام وجود دارد، می توان از شرایطی گفت که ترامپ نمی تواند از برجام هم خارج شود وآن را نادیده بگیرد. این که آمریکا با استناد به قطعنامه 2231 شورای امنیت متعهد به حفظ برجام است یا این که اساسا برجام را باید یک معاهده 7 جانبه (ایران و1+5) دانست که واشنگتن به تنهایی توان خروج یک جانبه از آن را ندارد و تبعات سنگین سیاسی را برای او در عرصه بین الملل در صورت خروج در پی خواهد داشت. هر چند که از دید کابینه ترامپ عدم پایبندی به برجام از جانب آمریکا به معنای خروج از برجام نیست در این خصوص نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل اظهار کرد "اگر رئیس جمهوری آمریکا تصمیم بگیرد در ماه اکتبر (ماه آینده میلادی) پایبندی ایران به برجام را تایید نکند این به معنای خروج از توافق هسته ای نیست، بلکه موضوع به کنگره آمریکا ارجاع می شود و در آن صورت کنگره 60 روز فرصت خواهد داشت تا درباره اعمال دوباره تحریم ها علیه ایران تصمیم بگیرد." فلذا آمریکا با یک بازی یک بام و دو هوا در تلاش است تا علاوه بر موجه جلوه دادن عدم امضای تعلیق تحریم های ایران، خود را پایبند به توافق هسته ای نشان دهد.

تصمیمات کاخ سفید مبنی بر از بین بردن برجام و بیانیه هایی که در این رابطه صادر کرده نشان دهنده آن است که دولت آمریکا معتقد است برجام تاکنون منافع آنها را تامین نکرده است. در اول اوت ۲۰۱۷، وزیر امور خارجه امریکا، رکس تیلرسون در گفت وگوی مطبوعاتی خود اظهار کرد که مذاکره با ایران تنها به موضوع برنامه های هسته ای این کشور و برجام ختم نمی شود. مضافا این که در برجام هیچ اشاره مشخصی به موضوع کناره گیری هیچ یک از طرفین نشده است. اتحادیه اروپا و مقامات سایر کشورها معتقدند قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت تحت ضوابط سازمان ملل، توافق هسته ای را برای تمام طرفین الزام آور می کند. اما نه تنها ترامپ که حتی دولت باراک اوباما نیز مدعی بود تعهدات برجام از لحاظ سیاسی برای کشورهای امضاکننده آن الزام آور نیست، ادعایی که دولت ترامپ نیز بر آن اصرار دارد. بر اساس چنین ادعایی دولت ترامپ می تواند از اجرای تعهدات خود در برجام خودداری کند و تحریم هایی را که پس از برجام لغو شدند، دوباره وضع کند. بنابراین ترامپ برای برقراری مجدد این تحریم ها نیاز به تایید کنگره نخواهد داشت. هرچند که تصمیم درخصوص وضع مجدد تمامی یا برخی از تحریم ها به احتمال زیاد با مخالفت شدید سایر طرف های برجام همراه خواهد شد. چرا که از دید مقامات آمریکایی، روسیه، چین و سران اتحادیه اروپا، برجام رابرای تمام طرف ها الزام آور می دانند.

اما در این میان سناریویی که اخیرا بسیار بر آن تاکید شده و به عنوان آلترناتیو خروج از برجام توسط ترامپ به شمار می آید، سناریوی "برجام منهای آمریکا" است. این حالت در صورتی به وقوع می پیوندد که ترامپ خروج خود را در 15 اکتبر از برجام داشته باشد در این صورت است که آمریکا هزینه های لغو برجام را البته از جانب خود پذیرفته و به صورتی یک جانبه از برجام خارج می شود، اما دیگر اعضای 1+5 در سایه چتر حمایتی و عملکردی سازمان ملل، آژانس، برجام و قطعنامه 2231 شورای امنیت به اجرای این توافق پایبند می مانند. اما در این میان سوالی که مطرح می شود این است که آیا اساسا برجام منهای آمریکا توان اجرایی شدن را دارد؟ برجام منهای آمریکا چگونه برجامی است؟ شاید در این میان به واسطه روابط نزدیک ایران با چین و روسیه به عنوان دو کشور عضو 1+5 و دارای حق وتو در شورای امنیت یا نزدیکی دیپلماتیکی که به خصوص بعد از برجام میان تهران و بازیگران اروپایی همانند آلمان، فرانسه و انگلیس که هیچ تمایلی به همسویی با سیاست های ترامپ ندارند بتوان این گونه برداشت کرد که در سایه حمایت این کشورها شکل دادن مجدد اجماع و ائتلاف مجدد ضدایرانی مانند گذشته ممکن نخواهد بود و رویکردهای ترامپ در قبال برجام به کام سازمان ها و نهادهای بین المللی و شرکای قدیمی ایالات متحده خوش نیامده است. از این رو هم می توان به برجام منهای آمریکا فکر کرد، اما اساس برجام بر گشایش اقتصادی برای خروج از رکود و حصر بود، لذا حمایت سازمان ها، نهادها و کشورها نمی تواند تضمین بسیار مناسبی برای بانک ها و شرکت هایی باشد که در صورت خروج از برجام تمایلی برای مراوده با ایران را داشته باشند. هر چند که در برجام منهای امریکا تمام طرفین به جز ایالات متحده در توفقنامه حضور دارند، اما این شرکت ها و بانک ها هستند که باید احساس امنیتی هر چند نسبی را داشته باشند که یقینا در حالتی عکس این عدم احساس امنیت با خروج ترامپ از برجام قوت گرفته و واشنگتن تحریم های خود را در قبال هر شرکت و بانکی که با ایران به تعامل یپردازد خواهد داشت. این امر به معنای کم رنگ شدن و به نوعی عدم دستیابی به اهداف مهم اقتصادی برجامی است.

اما فارغ از این سه سناریوی مطرح شده، آنچه می توان در سناریوی چهارم به آن اندیشید بحث برنامه و "بازی دو سر برد"ی است که احتمالا می تواند در دستور کار ترامپ و کاخ سفید برای 15 اکتبر باشد. در این سناریو ترامپ برای پنج شنبه نه خود را متعهد کامل به حفظ و تداوم برجام معرفی خواهد کرد و نه به خروج کامل و یک جانبه از آن دست خواهد زد، بلکه برنامه واشنگتن اعلام "مذاکره مجدد" خواهد بود. البته این سناریو ذیل بند 36 برجام قرار نمی گیرد. چرا که بر اساس بند ۳۶ برجام که مربوط به مکانیزم حل و فصل اختلافات است، هر یک از طرفین می توانند مدعی نقض برجام توسط طرف دیگر و خواستار حل و فصل این موضوع از طریق مذاکره شوند. اما برنامه ترامپ در سناریوی چهارم، نه بحث نقض برجام برای انجام مذاکره مجدد در خصوص حل این نقض عهدها که بارها توسط سازمان بین المللی انرژی اتمی و شخص آمانو و حتی اعلام پایبندی ایران به تعهدات توسط ترامپ در دو مقطع بارها به شکست انجامیده، بلکه پیگیری شرایطی است که از اساس ایران را دوباره پای میز مذاکره بکشد. در این حالت ایالات متحده بازی دو سر بردی را برای خود خواهد داشت؛ اگر تهران چنانی که تا اکنون هم به صراحت اعلام کرده حاضر به مذاکره مجدد در خصوص برجام نیست، همچنین بر این موضع پافشاری کند آمریکا با مقصر جلوه داده ایران این گونه در عرصه بین الملل القا خواهد کرد که تهران ناقض برجام بوده و از این طرق هم از زیر تمام تعهدات و تبعات سیاسی نقض برجام شانه خالی خواهد کرد. اما از سوی دیگر اگر تهران پای میز مذاکره مجدد بنشیند، یقینا ترامپ به دنبال انعقاد برجامی خواهد رفت که سود بیشتری را برای آمریکا در پی داشته باشد. در همین راستا هم "قانون بازبینی توافق هسته ای ایران" که از سوی کنگره آمریکا درخصوص جوانب مختلف برجام در ماه مه ۲۰۱۵ به تصویب رسید، چند گزینه برای دولت آمریکا درخصوص توقف یا تغییر اجرایی شدن تعهدات برجامی این کشور ارائه می کند. حال باید منتظر ماند و دید که ترامپ در پنج شنبه موعود چه سناریویی را برای برجام رقم خواهد زد.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>