سه شنبه 25 مهر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 19 مهر 1396      8:0
واقعیتی که ارتباطات استراتژیک را رقم می زند

نیاز، حلقه وصل ایران و روسیه

تا وقتی که مساله نیاز در میان باشد، همکاری ها و اتحادها معنا پیدا می کند. رابطه روسیه با ایران نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.
على موسوى خلخالى

معاون سردبیر دیپلماسی ایرانی و دبیر جهان روزنامه وقایع اتفاقیه.

مطالب بیشتر ...

دیپلماسی ایرانی: روابط ایران و روسیه فراتر از آن چیزی است که قدرت سومی در حال حاضر بتواند خدشه ای به آن وارد کند. به ویژه اگر این روابط بخواهد وارد فاز اقتصادی شود و منافع اقتصادی تازه ای برای دو کشور رقم بخورد، در این صورت این رابطه بیش از پیش مهم و استراتژیک خواهد شد. اگر مراودات اقتصادی ایران و روسیه در خزر گسترش یابد و حجم داد وستد دو کشور، آن طور که هدف گذاری شده است، به بالای 10 میلیارد دلار برسد، دیگر رابطه روسیه با ایران یک رابطه چند بعدی استراتژیک اقتصادی خواهد شد که هیچ چیز توان بر هم زدن آن را ندارد. اهمیت این روابط زمانی بیشتر می شود که ایران قرار است به عضویت اتحادیه یوروآسیا که روسیه به دنبال تشکیل آن است، درآید. مسیر شمال به جنوبی که سواحل دریای خزر را به خلیج فارس وصل می کند، برای روسیه می تواند آن قدر اهمیت داشته باشد که تحت هیچ شرایطی ایران را رها نکند.

اما از بعد مشارکت های سیاسی – نظامی، در حال حاضر ایران و روسیه در سوریه با یکدیگر همکاری می کنند. این همکاری بر اساس یک رابطه دو جانبه بنا شده که بیش از هر چیز نیاز دو کشور به یکدیگر عامل حفظ آن است. روسیه برای حفظ موقعیت و جایگاه خود در سوریه به ایران نیاز دارد و ایران نیز برای حفظ موقعیت ها و ظرفیت هایی که در حال حاضر به دست آورده است، همچنین حفظ بشار اسد در قدرت به روسیه نیازمند است. البته فعلا حفظ بشار اسد نقطه اشتراک منافع دو کشور است. یعنی هم روسیه و هم ایران فعلا هر دو به دنبال حفظ بشار اسد هستند.

روس ها خوب می دانند اگر ایرانی ها از سوریه بیرون بیایند نه تنها اسد سقوط خواهد کرد بلکه خودشان نیز ضرر سنگینی را متحمل خواهند شد. روسیه تنها در صورتی می تواند جای خالی ایران را در سوریه پر کند که خود نیروی نظامی وارد کند. علاوه بر آن اشراف امنیتی ایران بر اوضاع سوریه بسیار بیشتر از روسیه است برای این که ایران دست کم سه سال زودتر از روسیه وارد کارزار سوریه شد و زودتر از روس ها زیر و بم امنیتی سوریه را به دست گرفت. برای همین نبود ایران در سوریه برای روس ها بسیار گران تمام خواهد شد. روس ها نمی توانند در سوریه نیروی نظامی پیاده کنند چون به خوبی سناریوی عراق را جلوی چشم خود دارند و سناریوی افغانستان را نیز در خاطرشان هست. در حالی که هر چه باشد ایران هزینه های لازم را در سوریه پرداخت کرده و اکنون دیگر جای پایش از این بابت مستحکم شده و نیروی قابل اطمینانی محسوب می شود. حضور ایران و متحدانش در سوریه حضور فرسوده و ناتوانی نیست، تمامی فتوحات اخیر از دیرالزور تا حلب و اطراف رقه و مناطق هم مرز با عراق و اردن با اشراف و زیر نظر ایران و متحدانش انجام شده است. از سوی دیگر روس ها نه هزینه تامین نیازهای حضور نظامی زمینی در سوریه را دارند و نه می توانند تحمل ریسک آن را داشته باشند. در حالی که ایران از این مرحله عبور کرده است. روسیه سال گذشته را با کسری بودجه نزدیک به 50 میلیارد دلاری سپری کرد و سال 2017 را نیز با کسری بودجه بالایی به پایان خواهد رساند.

اسرائیل و امریکا اصرار دارند که ایران و متحدانش در سوریه نباشند، خواسته ای که هر دو خیلی خوب می دانند فعلا قابل دستیابی نیست، این در حالی است که این سوال هم با قدرت مطرح می شود که اگر ایران نباشد چه کسی می تواند جای ایران را پر کند؟ آشفتگی سوریه به دلیل هم مرزی با اسرائیل به هیچ وجه باب میل این رژیم نیست. در عین حال، اسرائیل هم نمی تواند به فکر اشغال حتی بخش کوچکی از سوریه بیفتد چرا که اولا هزینه های آن بسیار بالاست در حالی که خود با مشکلات اقتصادی متعددی دست و پنجه نرم می کند، و از سوی دیگر هزینه های سیاسی سنگینی را متحمل خواهد شد که در وضعیت فعلی که تا اندازه ای روابطش با کشورهای عربی بهبود یافته تحمل این هزینه سیاسی به سودش نیست. کما این که سوریه ی غرق در آشوب برای امریکا و اروپا نیز قابل تحمل نیست. سیل پناهندگانی که در سال های 2015 و 2016 راهی اروپا شدند و همچنین مشکلات امنیتی ای که در دو سه سال اخیر دامنگیر اروپا شده دلیلی بر این ادعاست. در حالی که در حال حاضر به مدد فتوحات اخیر و آرامش نسبی ای که بر سوریه در مقایسه با سال گذشته حاکم شده است، از ابتدای سال 2017 تا کنون در حدود 650 هزار نفر از پناهندگان سوری به خانه و کاشانه شان بازگشته اند. بی شک یکی از مهترین دلایل این دستاورد مهم حضور و قدرتمند ایران در سوریه است.

به این ترتیب دو گزینه دیگر پیش رو می ماند؛ یا غرب نیرو وارد کند یا نیروهای حافظ صلح بیایند. غرب توانایی وارد کردن نیروی نظامی در سوریه را ندارد. چرا که اولا اروپایی ها نه پول آن را دارند نه توان تحمل تبعات سیاسی آن را. اگر داشتند زودتر از اینها وارد عمل می شدند. هر چه باشد سوریه آن قدر اهمیت دارد که برای آن هزینه دهند اما اروپایی ها توان پرداخت این هزینه را ندارند. آنها هنوز گریبانگیر بحران های اقتصادی خود هستند و در عین حال صداهای ناسیونالیست در درون اروپا، این اتحادیه را از وحدت و یکپارچگی انداخته است. ایالات متحده نیز به صراحت گفته است در سوریه نیروی نظامی پیاده نخواهد کرد. چون نمی خواهد از لحاظ نظامی – سیاسی درگیر پرونده سوریه شود در حالی که هنوز برایش پرونده عراق و افغانستان باز هستند. همچنین هزینه های ورود نظامی امریکا به سوریه نیز بسیار بالا خواهد بود. امریکایی ها دیگر توان پرداخت پول برای ماجراجویی نظامی جدید ندارند. نیروهای حافظ صلح نیز به سود روسیه نیست وارد سوریه شوند. چون نیروهای تشکیل دهنده آنها را نیروهای غربی تشکیل خواهند داد که این مساله به هیچ وجه به سود روسیه تمام نخواهد شد و در میان مدت و بلند مدت روسیه را تضعیف خواهد کرد. همگی این مسائل را روس ها خیلی خوب می دانند برای همین روی ایران حساب کرده اند. اتفاقا اروپایی ها هم این حقیقت را درک کرده اند و به دنبال همکاری های امنیتی و سیاسی در بعد منطقه ای با ایران هستند. به خصوص فرانسوی ها و آلمانی ها این واقعیت را دریافته اند.

تا وقتی که مساله نیاز در میان باشد، همکاری ها و اتحادها معنا پیدا می کند. رابطه روسیه با ایران نیز در همین چارچوب قابل بررسی است.



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>