سه شنبه 21 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 13 آبان 1396      9:53
نیروهای داوطلب مردمی، نماینده مبارزه با ترویسم در خاورمیانه

حشد الشعبی، نقشه‌های امریکا را نقش بر آب کرده است

حسن کاظمی قمی می گوید: اولویت اول عراق باید آزاد سازی کل خاک این کشور از دست تروریسم باشد. لذا تا زمانی که تمامیت ارضی عراق از اشغال تروریسم خارج نشده است، حشد الشعبی بیشترین توان خود را کما فی السابق در صحنه نظامی و دفاعی خواهد داشت.

عبدالرحمن فتح الهی - حشد الشعبی در شکست داعش در عراق نقش بسیار مهمی داشت. از عملیات آزاد سازی فلوجه تا باز پس گیری موصل به نوعی محور عملیات ها، گروه های مردمی عراق موسوم به حشد الشعبی بود. عملکرد موفق حشد الشعبی باعث شده است، تا عربستان، آمریکا و برخی دیگر از کشورها بارها برای به حاشیه راندن این گروه با حضور آن در عملیات های مهم مخالفت کنند. چرا که نیروهای بسیح مردمی عراق در هر عملیاتی که مشارکت داشته اند با کمترین تلفات موفق به پیروزی شده اند. آمریکا در عملیات شهر تکریت که با حضور گسترده نیروهای مردمی انجام شد، جنگ روانی گسترده ای را علیه این نیروها به راه انداخت و از آنجا که بیشتر ساکنان تکریت سنی مذهب بودند رسانه های آمریکایی تبلیغات گسترده ای را علیه حشد الشعبی و اتهام نقض حقوق بشر در این شهر به راه انداختند. در عملیات آزاد سازی شهر الرمادی، مرکز استان الانبار نیز آمریکایی ها مانع حضور نیروهای مردمی در عملیات شدند و با فشار به دولت عراق، فرماندهی آزادسازی الرمادی را بر عهده گرفتند. در عملیات فلوجه نیز همین روال ادامه پیدا کرد و کارشکنی های آمریکا و تبلیغات سوء این کشور در بین عشایر فلوجه سبب شد تا نیروهای حشد الشعبی تنها نقش محاصره فلوجه را بر عهده گرفته و از ورود به داخل شهر منع شوند. آمریکا همچنین برای ایجاد توازن در مقابل نیروهای حشد الشعبی، قانون تاسیس گارد ملی صد هزار نفری متشکل از سنی های عراق را مطرح کرد، ولی به دلیل مخالفت برخی احزاب، این قانون در پارلمان عراق به تصویب نرسید. علاوه بر آمریکا، متحدان منطقه ای این کشور به خصوص عربستان سعودی نیز حشد الشعبی را آماج حملات خود قرار داده اند و با متهم کردن نیروهای بسیج مردمی به ایجاد جنگ فرقه ای در عراق لفاظی های تند خود علیه این گروه را تشدید کرده اند که یکی از محورهای سفر تیلرسون به غرب آسیا نیز همین مسئله بود. اما اکنون مهمترین جنگ ضد تروریستی عراق در حال پایان یافتن است و همین امر باعث شده تا نسبت به آینده حشد الشعبی سوالاتی مطرح شود. دیپلماسی ایرانی در مطلب پیش رو به بررسی آینده حشد الشعبی و موضع این گروه نسبت به نبرد در عراق و شرایط آتی آن در گفت وگویی با حسن کاظمی قمی، اولین سفیر ایران در عراق پس از سقوط حکومت بعث و کارشناس مسائل عراق پرداخته است.

با فتوای مراجع دینی عراق و مشخصا آیت الله سیستانی برای بسیج عمومی در مبارزه با تروریسم در مرداد ماه سال 95 و در امتداد آن به دستور حیدر العبادی نیروی حشد الشعبی در کنار سایر نیروهای نظامی عراق شکل گرفت. در بستر فعالیت قریب به 2 ساله این نیروی نظامی – امنیتی و دستاوردهای آن در مبارزه با تروریسم، تاثیر این نهاد را در نگاهی کلی در بحران عراق چگونه ارزیابی می کنید؟

باید در ابتدا گفت همان طور که از نام حشد الشعبی بر می آید مردم و قدرت ملت در آن حرف اول و آخر را می زند. اگر نگاهی به تاریخ معاصر عراق از سال 2003 و پس از شکست حزب بعث بیندازیم و به موازات آن اشغال گری آمریکا و ناتو و در عین حال گسترش تروریسم در عراق را بررسی کنیم، می بینیم که نقش مردم در شکل دهی سنگ بنای عراق جدید اصل بی بدیل و اجتناب ناپذیر است. مردم عراق همپای رهبران سیاسی و مرجعیت عراق در جهت آزادی کشور از رژیم دیکتاتوری صدام سال ها جنگیده اند، به گونه ای که در این راستا مهمترین نقش بر دوش مردم این کشور بوده است. پس از آن هم این نقش تدوام داشته است. مردم عراق در این تقریبا 15 سال گذشته نقش پررنگی را در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و امنیتی ایفا کرده اند. این مردم عراق بوند که همواره با حضور گرم در صحنه از دولت عراق حمایت کردند و با شرکت در انتخابات پارلمانی، رفراندوم یا تعیین قانون اساسی، مشارکتی پررنگ را در شکل دهی عراق جدید داشته اند و هنوز هم دارند. بنابراین در شرایطی که فضای ناامنی و بی ثباتی ناشی از اشغال گری و گسترش تروریسم عراق را فرا گرفت نیز همین مردم به کمک دولت و ارتش آمد و در دفع خطر به مبارزه پرداختند. لذا از مقطع مرداد سال 93 که تروریسم وارد عراق شد با فتوای مراجع دینی تردیدهای جامعه عراق کنار رفت و سبب شد تا ملت وارد صحنه عملی مبارزه با داعش شوند. همین امر هم باعث شد که ملت عراق در سایه حشد الشعبی برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال عراق توانایی تشکیل نیرویی توانمند را از خود نشان دهند. به گونه ای که بعد از 2 سال بر خلاف تصور و باور کارشناسان آمریکایی که اعتقاد داشتند جنگ با تروریسم داعش در عراق پروسه ای بیش از 10 سال خواهد بود و این کشور به یک جنگ فرسایشی دچار خواهد شد، اما حشد الشعبی توانست بر خلاف انتظار با برنامه ریزی، انسجام و در عین حال حفظ وحدت تمامی گروها با باورهای گوناگون در کمتر از 2 سال بساط تروریسم را در عراق جمع کند. اکنون در همین راستا هم ما شاهد برداشتن گام های پایانی حشد الشعبی برای نابودی تروریسم هستیم. البته این توانایی حشد الشعبی در مبارزه با تروریسم هیچ گاه باب میل آمریکایی ها نبوده است. چرا که از همان ابتدا هم از شکل گیری این نیروی نظامی به شدت انتقاد کرده و مخالف سر سخت ایجاد آن بودند، چنان که از همان ابتدا از شکل گیری یک ارتش منظم ملی در عراق بسیار نارحت بودند، زیرا واشنگتن همواره در استراتژی کلان خود این بنا را دارد که سایه نفوذش را در ساختار های نظامی – امنیتی کشورهای خاورمیانه از جمله عراق داشته باشد. اما در مقابل دولت و ارتش عراق در کنار نیرویی توانمند مانند حشد الشعبی این باور را داشت که حفظ امنیت و تمامیت ارضی مسئله ای نیست که بتوان آن را به نیرویی غیر از خود واگذار کرد. به خصوص آمریکایی ها که اساسا نمی توان به آن اعتماد داشت. زیرا کارنامه ایالات متحده ثابت کرده که این کشور بر خلاف منافع و مصالح کشورهای خاورمیانه عمل کرده است و می کند. در صورتی که کارنامه حشد الشعبی به عنوان نیرویی دفاعی – امنیتی که در ساختار نظامی عراق بر اساس قانون مجلس در قالب نهادی ضابطه مند تعریف شده است، کارنامه ای درخشان در زمینه دفاع از عراق در مقابل با تروریسم دارد. پس در حقیقت حشد الشعبی نماد اقتدار، عزت و قدرت دولت و ملت عراق است. این نیرو با کمک به دولت و ملت عراق توانست تروریسمی که تنها منحصر به عراق نمی شد را کنترل، محدود و نهایتا هم نابود کند. لذا اگر حشد الشعبی در مبارزه با ترریسم داعش موفق نمی شد؛ نه تنها پروسه جنگ با ترویسم از توان ارتش عراق خارج بود که می توانست به ناکامی نیروی نظامی عراق در این جنگ منجر شود، بلکه امکان داشت این تروریسم و ناامنی ناشی از آن کل منطقه خاورمیانه و غرب آسیا را درگیر خود کند.

دولت عراق  و نخست وزیری، نه بر اساس فشار و سیاست خاص برخی کشورها، که بر اساس منافع و مصالح خود عمل می کنند. اما در این میان وعلیرغم نکات یاد شده نمی توان این مسئله را هم نادیده گرفت که دولت بغداد خواهان ارتباط با همه کشورهای جهان برای رشد و ارتقای خود است. این مسئله قطعا به سیاست یک بام دو هوا باز نمی گردد و تنها راهکاری است برای ایجاد نوعی تعادل میان در دو سوی ماجرا.

اما دلیل فشارهای چند وقت اخیر با محوریت آمریکا در خصوص محدود کردن حشد الشعبی چیست، به گونه ای که حتی یکی از محورهای سفر رکس تیلرسون به عراق هم بود؟

در راستای پاسخ سوال قبلی باید گفت که نقشی که حشد الشعبی در طول این دو سال گذشته در مبارزه با تروریسم ایفا کرده، نه در جایگاه نماینده عراق که به عنوان نماینده کل خاورمیانه در این نبرد بوده است. لذا این مدل می تواند به گسترش و ادامه امنیت در کل خاورمیانه کمک کند، چنان که مشابه این اقدام در سوریه هم انجام شده است. بر همین اساس هم بسیار طبیعی است که حشد الشعبی تمام طرح های مداخله جویانه آمریکا در عراق و کل منطقه خاورمیانه را ناکام بگذارد. پس واکنش های واشنگتن و دولت های همسو با او در خصوص عدم حضور حشد الشعبی و محدود کردن آن که در مدت اخیر هم پررنگ تر شده، واکنش منطقی است. اما آن چه حیدر العبادی در مقام نخست وزیر عراق به آمریکا اعلام داشت، سبب شد تا این سیاست های آمریکا در خصوص فشار به حشد الشعبی با بن بست مواجه شود و امیدواریم که در روزهای باقی مانده راه مبارزه با تروریسم نیز حشد الشعبی بتواند در برقراری امنیت و ثبات در عراق موفقیت های خود را داشته باشد که این راه تنها به دوره و مقطع مبارزه مسلحانه محدود نمی شود و باید در دوره شکوفایی عراق و رونق این کشور که در گرو حفظ امنیت است، حشد الشعبی نقش خود را ایفا کند.

"عصائب اهل الحق"، "سرایا طلیعه الخراسانی"، "کتائب سید الشهداء"، "حرکه حزب الله النجباء"، "کتائب حزب الله"، "سرایا الاسلام"، "منظمه بدر"، "الجناح العسکری" و نیروهایی از این دست، بیش از 42 گروهی هستند که حشد الشعبی عراق را شکل داده اند. در این میان به نظر می رسد سازمان "بدر" وابسته به مجلس اعلای اسلامی عراق با بیش از۱۰ هزار نفر از قدرتمندترین گروه های نیروهای مردمی است. اما با توجه به اختلافات مجلس اعلای عراق و جدایی جریان حکیم، آینده حشد الشعبی را چگونه ارزیابی می کنید؟

در پاسخ به این سوال چنانی که قبلا هم اشاره کردم، امروز دیگر حشد الشعبی جزئی قانونی از نیروهای مسلح عراق به شمار می آید که ترکیب آن متشکل از نیروهای مردمی، گروه های مقاومت و نیروهای سپاه بدر است. اما زمانی که پارلمان عراق تشکیل نیروی حشد الشعبی را مصوب قانونی می کند، طبیعی است که در این راستا باید تمام نیروها و گروه های تشکیل دهنده حشد الشعبی بر اساس یک سازمان دهی درست از نو برای شکل دهی یک نیروی متحد و منسجم سازماندهی شوند تا این تشتت ناشی از  گروه بندی در آن رخنه نکند. امروز هم دلیل اختلاف دولت عراق و برخی اظهار نظرها در خصوص مسائل حشد الشعبی به همین تعریف سازماندهی نیروهای و گروه های مردمی و تقسیم قدرت میان آنها در این ساختار باز می گردد. نکته بعدی هم این که در تصحیح نکته مهم شما باید گفت نیروی بدر اکنون بیش از 6 سال است که ارتباطی با مجلس اعلای عراق ندارد و وابستگی خود را با این جریان قطع کرده است. لذا اختلاف مجلس اعلاء تاثیری بر نیروی بدر و یا در نهایت حشد الشعبی نخواهد داشت.

اکنون با نزدیک شدن به پایان عمر تروریسم در عراق، این کشور به دوران پسا داعش نزدیک می شود. در همین راستا هم حشد الشعبی تمایل دارد ضمن حفظ نیروی های مسلح خود در حوزه سیاسی نیز وارد عمل شود که زمزمه های حضور در انتخایات پارلمانی 2018 عراق نمونه بارز آن است. شما این مسئله را چگونه برآورد می کنید؛ چرا که برخی ار منتقدین این اقدام آن را موازی کاری در امر سیاست قلمداد کرده و از سوی دیگر هم باور دارند حضور نظامیون در امر سیاست باعث تداخل و نهایتا تشتت در اداه امور کشور خواهد شد؟

در ابتدا باید گفت که اکنون اولویت اول عراق باید آزادسازی کل خاک این کشور از دست تروریسم باشد. لذا تا زمانی که تمامیت ارضی عراق از اشغال تروریسم خارج نشده است، حشد الشعبی بیشترین توان خود را کما فی السابق در صحنه نظامی و دفاعی خواهد داشت. در گام بعدی حشد الشعبی برای تدوام این مبارزه حتی این توان و نیروی نظامی را با مشارکت با سایر کشورهای منطقه ای گسترش خواهد داد. به گونه ای که امروز عراق و سوریه در فاز نظامی و دفاعی برای مبارزه با تروریسم در مرزهای مشترک که محل تردد گروه های تروریستی است، عملیات مشترک خود را افزایش داده اند و در برنامه ریزی برای آینده هم این عملیات بیشتر خواهد شد. نکته بعدی هم این که حشد الشعبی هم مانند ارتش عراق به عنوان نهاد امنیتی – نظامی و در عین حال دفاعی در قانون عراق تعریف شده است. پس با اتمام مبارزه با داعش ضرورت حضور حشد الشعبی زیر سوال نمی رود. چرا که این نیرو می تواند در هر دوره و برهه ای تضمین کننده امنیت عراق و کمک کننده دولت و ارتش این کشور در هر زمینه ای باشد. لذا اگر حتی عراق از موضوع تروریسم خلاصی پیدا کند، دولت همچنان باید حشد الشعبی را برای خود حفظ کند. زیرا رشد عراق در هر زمینه ای در سایه تدوام و استمرار امنیتی پایدار در کل عراق است. بر این اساس حشد الشعبی به عنوان بخشی از نیروهای مسلح حضور خود را در عرصه های مختلف عراق خواهد داشت. مسئله بعد به قوانین باز می گردد. یعنی همان قانونی که بر ارتش عراق حاکم است، در حشد الشعبی نیز وجود دارد. به بیان دیگر اگر ارتش های حرفه ای و کلاسیک بنا به قانون در سیاست حضور ندارند، این مسئله در حشد الشعبی هم وجود دارد.

اما سیاست حیدر العبادی را در خصوص حشد الشعبی چگونه تحلیل می کنید. زیرا ما با نوعی دوگانگی در این خصوص روبه رو هستیم. از یک سو در اظهاراتی حتی در مقابل تیلرسون به دفاع از حشد العبی می پردازد اما از سوی دیگر خواستار محدود کردن این نهاد است. آیا این رفتار عبادی تداعی کننده نوعی سیاست یک بام ودو هوا نیست؟

در راستای نکته مهم قبلی که بر آن تاکید شده باید گفت که حشد الشعبی اکنون یک نهاد قانونی است و این گونه نیست که یک دولت یا یک نهاد خاصی بر اساس سیاست و سلیقه خود بتواند با حشد الشعبی برخورد کرده یا آن را حذف کند. لذا آن چه در سیاست آقای عبادی مشهود است بیشتر تاکید بر این نکته بوده که حشد الشعبی باید در حوزه خاص خود یعنی نظامی – دفاعی حضور یابد و در همین راستا هم نخست وزیری به دنبال نقش پررنگ تری برای این نهاد در امر مبارزه با تروریسم است. در سوی دیگر عبادی در این پرونده (رفتار با حشد الشعبی) و بسیاری از پرونده های دیگر به صورت مستقل و بدون دستور و فشار از جانب کشوری خواستار تعامل با حشد الشعبی که اکنون از زیر مجموعه های نظامی خود هستند، بوده و در سایه همین باور نیز عبادی به دنبال ایجاد نوعی نظم نظامی – سیاسی است و قطعا هم در این باره هر رفتاری و عکس العملی به یک تصمیم داخلی باز می گردد. چنان که دولت بغداد در مقابل فشارهای آمریکا از حشد الشعبی دفاع کرد. به خصوص در مسئله آزادسازی حویجه از تصرف داعش و بازگشت دولت و ارتش عراق که خوشایند ایالات متحده نبود. زیرا که بر اساس توافق نامه امنیتی میان بغداد و واشنگتن، کاخ سفید از دولت و مجلس عراق انتظارتی داشت که مورد اجابت قرار نگرفت. پس می بینید که دولت عراق  و نخست وزیری، نه بر اساس فشار و سیاست خاص برخی کشورها، که بر اساس منافع و مصالح خود عمل می کند. اما در این میان و علیرغم نکات یاد شده نمی توان این مسئله را هم نادیده گرفت که دولت بغداد خواهان ارتباط با همه کشورهای جهان برای رشد و ارتقای خود است. این مسئله قطعا به سیاست یک بام دو هوا باز نمی گردد و تنها راهکاری است برای ایجاد نوعی تعادل میان در دو سوی ماجرا.

انتشار اولیه: دوشنبه 8 آبان 1396 / انتشار مجدد: شنبه 13 آبان 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>