دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:چهارشنبه 17 آبان 1396      10:0
با وجود بی میلی امریکا

اسرائیل برای جنگ عجله دارد

بازتاب صدای اسرائیلی هایی که بر انجام جنگ اصرار دارند، حاکی از آن است که وقوع جنگ حتمی است. آنها ترجیح می دهند که جنگ به جای فردا همین امروز آغاز شود. آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل انتظار دارد که جنگ آینده شامل لبنان و سوریه با هم باشد.

نویسنده: مصطفی السعید

دیپلماسی ایرانی: صدای اسرائیلی های طرفدار جنگ بلند و بلندتر می شود، حتی دیگر صحبت بر سر ضرورت جنگ نیست بلکه درباره زمان آن صحبت می کنند، در حالی که جنگنده های اسرائیلی گشت زنی در آسمان لبنان را متوقف نکرده اند، موشک های اسرائیل به سمت سوریه که درگیر جنگ با داعش است، نشانه رفته است، اما سکوت سوریه زخمی زیاد طول نمی کشد، سوریه نیز چندین بار موشک های ضد هوایی شلیک کرده است. این نشان می دهد که هر لحظه ممکن است امور از کنترل خارج شود، و جنگ منطقه ای گسترده ای در بگیرد، جنگی که همه تلاش می کنند از آن دوری گزینند.

بازتاب صدای اسرائیلی هایی که بر انجام جنگ اصرار دارند، حاکی از آن است که وقوع جنگ حتمی است. آنها ترجیح می دهند که جنگ به جای فردا همین امروز آغاز شود. اوضاع بیشتر و بیشتر به سمت پیچیدگی و مخاطره پیش می رود. بعد از آن که سوریه و متحدانش از دست گروه های مسلح خلاص شدند، حالا ارتش سوریه می رود تا حضور خود را در جنوب کشور در نزدیکی جولان تقویت کند. این مخاطرات با حضور بیش از پیش تشکیلات سپاه پاسداران ایران افزایش می یابد. در همین رابطه علی شمخانی، دبیرکل شورای امنیت ملی ایران گفت که نیروهای ایرانی در سراسر خاک سوریه حضور دارند، از جمله در جنوب. آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل انتظار دارد که جنگ آینده شامل لبنان و سوریه با هم باشد.  

آن چه مواضع طرفداران تعجیل جنگ را تقویت می کند، پشیمانی اسرائیل و امریکا از این است که فرصت سرنگونی حکومت اسد را در ضعیف ترین حالتی که به سر می برد یعنی از 2012 تا 2014 از دست دادند، زمانی که گروه های مسلح مخالف حکومت سوریه بر بخش های بزرگی از خاک سوریه تسلط داشتند. در آن موقع آنها دمشق را می کوبیدند و از دو غوطه شرقی و غربی محاصره اش کرده بودند. همچنین بخش معظم مرز با لبنان و مرزهای ترکیه و عراق و اردن را تحت اشغال خود داشتند، اما وضعیت با ورود حزب الله و ایران و سپس روسیه به سود حکومت اسد شد و موازنه ها برگشت. در آن موقع اکثرا بر این باور بودند که حکومت سوریه بی شک به دست گروه های مسلح سرنگون می شود، و نیازی به دخالت خارجی نیست، تا این که گفته نشود آن چه باعث سرنگونی آن شد دخالت مستقیم امریکا و اسرائیل بود.  
نگرانی های در حال افزایش اسرائیلی ها به این مستند است که مرزهای ایران به سوریه و لبنان رسیده است، عمق استراتژی آن در سوریه افزایش یافته و با آزادی عراق از دست داعش در آن جا نیز در حال افزایش است. ارتش عراق توانسته بخش بزرگی از توانایی خود را بازیابد، اما از آن خطرناک تر حشد الشعبی مورد حمایت ایران از لحاظ تسلیحاتی و آموزشی است، که اکنون بیش از 150 هزار نیروی مبارز دارد، و طی سه سال گذشته توانسته است تجربیات عملیاتی بزرگی را به دست آورد و تبدیل به منبع نگرانی بزرگی برای اسرائیل و متحدانش شود.

دوشنبه هفته گذشته اسرائیل غزه را بمباران کرد تا امور پیچیده تر شود. علامت سوال های بسیاری بر سر اهداف اسرائیل در پس آن حمله به وجود آمد. اگر اسرائیل نیت انجام حمله گسترده ای علیه لبنان و سوریه دارد باید یکی از گزینه هایش را غزه هم در نظر بگیرد، اما این نوار گفت وگوهای صلح بر اساس اصول توافقی میان حماس و فتح را آغاز کرده است، تا تضمین داده شود از غزه به شهرها و شهرک های اسرائیل در مرکز و جنوب اسرائیل موشک شلیک نمی شود، یا این که اسرائیل جنگی سراسر علیه غزه راه می اندازه تا همه پایگاه های موشکی و تونل های زیرزمینی آن را نابود کند تا مطمئن شود که در صورت جنگ با لبنان و سوریه خطر بزرگی از جانب آن متوجهش نمی شود. رسیدن به این هدف با توجه به فضای جنگ سه سال پیش اسرائیل علیه غزه چندان آسان نیست. در آن موقع نیروهای اسرائیلی نتوانستند از پس موشک های حماس برآیند، چه برسد به حالا که به مراتب از لحاظ تعداد و بعد و کیفیت بیشتر و قوی تر شده است، تا آن جا که می تواند خطر بزرگی برای عسقلان و تل آویو باشد. جنگ علیه غزه نمی تواند صرفا با انجام حملات هوایی که نسبت به تاثیراتش تردید وجود دارد، انجام شود. برای همین اسرائیل ترجیح می دهد که دشمنی خود علیه غزه را در چارچوب حملات تدافعی هوایی انجام دهد. به خصوص که توانسته به تکنولوژی های جدید برای کشف و ویران کردند تونل ها دست یابد، این شاید پیامی هم برای حزب الله لبنان باشد، که بر شبکه تونل های متعدد خود تکیه دارد که به کمک آن تحرکات و تسلیحات خود را مخفی کرده است. شبکه تونل های حزب الله نگرانی های بسیار زیادی را نزد شهرک نشین های شمال اسرائیل ایجاد کرده است. نتانیاهو روی روند فرسایشی اراضی فلسطینی تا آن جا که فلسطینی ها از آن منصرف شوند حساب کرده است و می خواهد این گونه القا کند که گفت وگو برای صلح بر سر قضیه فلسطینی به خود عرب ها بر می گردد.
به نظر نمی رسد که دولت نتانیاهو تمایل به صلحی باشد که به اعتقاد او مجبور به دادن امتیاز شود، از این حرف می توان توجه ویژه او بر نتایج بمباران هوایی غزه را تفسیر کرد، اتفاقی که به ضرر طرح احتمالی آغاز گفت وگوهای صلح تمام شده و سبب شده است تا گروه های فلسطینی بیش از پیش بر انتخاب گزینه مقاومت اصرار کنند.

اما موضع امریکا شعله ور کردن جنگ گسترده نیست. واشنگتن تلاش می کرد نیروهای محدودی را در عراق و شمال شرق سوریه حفظ کند. همچنین ترجیح می داد که بیشترین فشارهای سیاسی و اقتصادی و خصمانه را علیه سوریه و ایران و روسیه دنبال کند، به همراه این طرح احتمالی که نیروهایش را از سوریه بیرون بکشد در مقابل تشکیلات سپاه و حزب الله از سوریه بیرون بیایند، و به حالت نه جنگ نه صلح برگردند تا بتواند در موازنه قدرت تغییر اعمال کند.

اسرائیل می خواهد درگیر جنگی شود که نمی تواند تبعات آن را تحمل کند. چندان برای صلح هیجان ندارد برای این که نمی تواند هزینه آن را بپردازد، برای همین به سیاست بازدارندگی با ایجاد ترس تکیه دارد، همچنین تلاش می کند پایگاه های درگیری ایجاد کند تا بتواند برتری یابد، به جنگنده هایش اجازه می دهد که حریم هوایی سوریه و لبنان و غزه را نقض کنند، حملات محدودی انجام می دهد بدون این که واکنشی بگیرد، اما این وضعیت بعد از شکست خیلی نزدیک داعش در سوریه و عراق بیش از این دوام نمی آورد. برای همین راه رسیدن به تنگنایی که مخاطرات لغزیدن به جنگ در هر لحظه ای را داشته باشد، طولانی خواهد بود، به خصوص وقتی که بنا باشد جواب بازدارندگی بازدارندگی و جواب ترس ترس باشد.  

منبع: الاهرام / ترجمه: علی موسوی خلخالی



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>