چهارشنبه 22 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 11 آذر 1396      9:20
نخبگان و ایده‌های اشتباهی که با جوامع همخوانی ندارند

آفریقای پایدار با سیاست‌های بومی

آنچه جهان از آفریقا می‌شنود شامل رقص، موسیقی، آثار سنتی و باستانی است و به سختی ایده‌هایی راجع به اقتصاد بومی، ایده‌های اجتماعی یا تئوری‌های روشنفکری آفریقایی شنیده شده است.

نویسنده: چیگو اوبیوما

دیپلماسی ایرانی: یکی از بزرگ ترین طنزهای تاریخ در سقوط هر تمدنی باید مقابله اولیه میان آفریقایی ها و اروپایی ها باشد. ایگبوس در شرق نیجریه، به عنوان مثال، در ابتدا محلی بود که اروپایی آنها را مردانی دیوانه در ظاهری عجیب و ایدئولوژی های غریب می دیدند. در پایان قرن 19 این مردان دیوانه تمدن خود را رها کرده و ظاهر اروپایی را پذیرفته بودند. طنزی که از آن صحبت شد زمانی جلوه می کند که بیشتر مستعمرات سابق غرب شکست خوردند و آنها برای دوباره کلونی شدن اقدام کردند. استاد آمریکایی، بروس گیلی، در ماه سپتامبر در مقاله ای بحث کرد برای دوباره کلونی سازی برخی از کشورها تا جایی که ممکن بود دولت های کلونی گذشته تکرار شده و حتی کلونی هایی جدید از ابتدا از خاکسترهای قبلی ساخته شود. قلب مشکل در اینجا نهفته است که معیارهای سنجش مدرنیته تنها از منظر غربی برآمده است.

استعمار در سرتاسر آفریقا بسیار شایع بود به خصوص در میان کشورهایی که تحت حمایت بریتانیا بودند. تمدن مردم، فرهنگ ها و سنت های متفاوت آنها و فلسفه سیاسی از بین رفته یا نابود شدند. امروز بسیاری از کشورهای آفریقایی را نمی توان آفریقایی نامید بلکه آنها ملت هایی غربی هستند. زبان، سیاست، ایدئولوژی، ساختارهای سیاسی اقتصادی، آموزش و هر چیزی که ملت ها را می سازد حتی فرهنگ پایین ترین طبقات اجتماعی دیگر از خود این کشورها سرچشمه نمی گیرد. کشورهای آفریقایی به کلی وابسته به فلسفه سیاسی و ایده های خارجی هستند و آنها جنبش های آفریقایی را هدایت می کنند. در نتیجه آفریقا به آرامی از ذات خود خالی می شود و تبدیل به اثری شبیه به آن چیزی شده که در موزه ها به نمایش گذاشته می شود.

آنچه جهان از آفریقا می شنود شامل رقص، موسیقی، آثار سنتی و باستانی است و به سختی ایده هایی راجع به اقتصاد بومی، ایده های اجتماعی یا تئوری های روشنفکری آفریقایی شنیده شده است. مساله این نیست که چنین چیزهایی وجود ندارد بلکه این نوع دریافت از آفریقا در منظر جهانی موفق به بروز نشده است و کسی معتقد نیست که آفریقایی ها چیزی از خودشان داشته اند. تصور کنید چه رخ می دهد وقتی که یک کشور آفریقایی با نرخ بیکاری بالا با فرهنگ نادرست استفاده از تفنگ هم مواجه شود. خطر بالقوه در نیجریه است جایی که خطر بروز و ظهور گروه های تروریستی هم اضافه شده است. اما این تبدیل به واقعیت آفریقا شده است. به طور فزاینده نخبگان آفریقایی درباره راه «مدرنیته» و «تمدن» در غرب صحبت می کنند و آنها اکوی صدای همان استعمارگران اولیه هستند که تمدن های آفریقایی را «وحشی»، «قدیمی» و «غیرمتمدن» می نامیدند. همان طور که غربی ها خود را در برابر آفریقا برتر می بینند این نوع نگاه به افزایش پیچیدگی ها در کشورهای آفریقایی منجر می شود. ایده های غربی به کشورهای آفریقایی تزریق می شوند بدون اینکه در نظر گرفته شود که آیا با نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آفریقا سازگار هستند یا نه.

اگرچه ممکن است آمریکایی ها روی مساله تنوع دست بگذارند اما با توجه به سابقه تاریخی آفریقا امکان بروز چنین تنوعی وجود ندارد. کمبود در پذیرش چنین تنوعی در اواخر دهه 60 به جنگ های داخلی انجامید و این دقیقا اتفاقی است که در آنگولا، رواندا و اوگواندا به وقوع پیوست. اما این نگرانی اصلی نخبگان آفریقایی است. برای آنها آنچه مهم است یافتن سیاست جاری در آمریکا یا اروپا و دنبال کردن آن در آفریقا است. درحالی که مردم در غرب بار دیگر رفته رفته روی میهن پرستی و ملی گرایی تاکید دارند، آفریقایی ها به دنبال ساختن کشورهایی پایدار هستند.

غربی ها در حالی روی مدل موفقت آمیز شرق آسیا مانند سنگاپور، تایوان یا هنگ کنگ دست می گذارند که فرهنگ غربی توانست در این مناطق به همراه میانه روی هایی، هژمونی خود را ایجاد کند. در نقطه مقابل، خاورمیانه مثال دیگری است که در آنجا فرهنگ غربی با اجزای آن پذیرفته نشد و نتوانست میانه روی را ایجاد و ایدئولوژی غربی را جا بیندازد. همه اینها در حالی روی می دهد که چند قرن است داد و ستد اروپایی ها با غرب آفریقا برقرار شده است. پرتغالی ها و هلندی ها از میانه قرن پانزدهم با قبائل آفریقایی دادوستد داشتند. بنابراین می توان استدلال کرد که «مدرنیسم» به همراهی استعمار غربی قادر به ایجاد هماهنگی در آفریقا نیست. نخبگان آفریقایی اما به دنبال کلونی سازی دوباره هستند و قادر به دیدن این شرایط نیستند.

نیاز است که دوباره به سیستم ها و سیاست هایی که به ایجاد انسجام داخلی می انجامد نگاهی دوباره بیندازیم و قابی قابل اعتماد و کارا از سیستم های اجتماعی و سیاسی منحصر به فرد و مطابق با ریشه های آفریقایی ایجاد کنیم. این تنها مسیر ممکن و پایدار است که از فروپاشی کامل آفریقا و فرورفتن این قاره در جنگ های داخلی درازمدت جلوگیری می کند.

منبع: گاردین/ مترجم: روزبه آرش

انتشار اولیه: پنج شنبه 25 آبان 1396 / انتشار مجدد: شنبه 11 آذر 1396



کلمات کلیدی : آفریقا - اروپا - استعمار
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>